پریسکوپ| آرمین منتظری🎙
2.48K subscribers
76 photos
47 videos
4 files
220 links
پادکستی درباره روابط بین کشورها و تحولات بین‌الملل.
تهیه کننده: آرمین منتظری
وب‌سایت پادکست:
www.periscopepod.com

تماس با ادمین:
@periscopepod
Download Telegram
اگرچه این دور از مذاکرات پیشرفت اندکی داشته، اما شکاف‌های اصلی بین خواسته‌های ایالات متحده و جمهوری اسلامی، به ویژه در مورد قابلیت‌های غنی‌سازی در خاک ایران، باقی مانده‌است.

ایالات متحده موضع حداکثری خود در خصوص عدم اجازه غنی‌سازی را حفظ کرده، در حالی که جمهوری اسلامی می‌گوید حق غنی‌سازی داخلی را به عنوان بخشی از برنامه انرژی هسته‌ای خود دارد.

البته برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که ممکن است با توقف موقت غنی‌سازی موافقت کند. علاوه بر این، ایالات متحده علیرغم تأکید ایران بر محدود کردن بحث‌ها به برنامه هسته‌ای، برای گسترش دامنه مذاکرات تلاش کرده تا برنامه موشک‌های بالستیک ایران و شبکه‌های نیابتی را نیز پوشش دهد.

به رغم این اختلافات، ممکن است همچنان فضایی برای پیشرفت در بحث‌های هسته‌ای وجود داشته باشد، زیرا ایالات متحده منتظر ورود ناو هواپیمابر جرالد فورد به خاورمیانه است. در این مدت، اسرائیل احتمالاً ایالات متحده را تحت فشار قرار خواهد داد تا در مذاکرات آینده رویکرد حداکثری‌تری را برای گنجاندن برنامه موشک‌های بالستیک ایران اتخاذ کند.

با گذشت زمان، دونالد ترامپ، ممکن است از پیشرفت کند مذاکرات صبرش لبریز شود. بنابراین احتمال اقدام نظامی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی همچنان بالاست و استقرار تجهیزات نظامی در منطقه، به ایالات متحده انعطاف‌پذیری بیشتری در مورد دامنه، مدت زمان و اهداف حمله احتمالی می‌دهد.
👍101👎2
اپیزود بعدی فردا منتشر می‌شود.
با موضوع: معنای تهدید نظامی ترامپ
👍86👎3
Audio
لایو آرمین منتظری درباره وضعیت صلح و جنگ در دو نقطه مهم جهان بحث می‌کنه:
🟡 از جنگ در اوکراین شروع می‌کنه
توضیح می‌ده جنگ اوکراین چه وضعیتی پیدا کرده
چه تلاش‌هایی برای صلح بوده و چقدر مؤثر بوده
🔴 سپس به بحث درباره ایران می‌رسه
آیا خطر جنگ برای ایران وجود داره یا نه
چه شرایطی ممکنه باعث بشه جنگ در ایران شروع بشه یا تشدید بشه
👍45👎3
یک ماه از این جنگ می‌گذرد، آمریکا و اسرائیل در اجرای عملیات موفق بوده‌اند اما در تحقق اهداف استراتژی نظامی خود ناموفق بوده‌اند. جمهوری اسلامی تاکنون هیچ یک از شروط آمریکا را نپذیرفته است. این یعنی شکست استراتژی در عین موفقیت عملیات نظامی.

جنگ ادامه خواهد یافت. اسرائیل تهدید کرده که به دلیل حملات ایران به غیرنظامیان اسرائیلی و استقرار تجهیزات نظامی اضافی ایالات متحده در منطقه، حملات خود را تشدید و گسترش خواهد داد. اگرچه به تعویق انداختن مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، تا 6 آوریل، فضایی برای کاهش تنش فراهم می‌کند، اما شکاف‌های عمده بین خواسته‌های ایالات متحده و ایران، بی‌اعتمادی متقابل و رد طرح 15 ماده‌ای ترامپ توسط ایران، دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک را بعید می‌سازد.

در عین حال، تجهیزات اضافی ایالات متحده که به خاورمیانه اعزام شده‌اند، از جمله ناو جنگی یو اس اس باکسر، به سمت منطقه حرکت خواهند کرد و انتظار می‌رود ایالات متحده امروز یا فردا، در مورد استقرار حداکثر 10000 سرباز در منطقه دیگر تصمیم بگیرد. در همین حال، اسرائیل ممکن است حملات خود به ایران را تشدید کند و بسته به اهداف اسرائیل، خطر گسترش انتقام ایران در سراسر منطقه را به جان بخرد.

در مورد حوثی‌ها


حوثی‌های یمن روز 28 مارس اعلام کردند که شبانه موشک‌های بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کرده‌اند. نیروهای دفاعی اسرائیل اعلام کردند که یک موشک بالستیک را که از یمن به سمت جنوب این کشور در حرکت بود، شبانه رهگیری کرده‌اند.

این حمله نشان می‌دهد که جنگ با ایران اکنون با ورود حوثی‌ها به این درگیری به جبهه دیگری گسترش یافته است. این گروه علاوه بر حملات به اسرائیل، احتمالاً تا زمانی که جنگ ادامه یابد و تشدید شود، عملیات خود را به تدریج تشدید خواهد کرد، به ویژه که توقف فعالیت نظامی خود را به آتش‌بس منطقه‌ای گسترده‌تر گره زده و پیش از این تهدید کرده که کشتی‌های مرتبط با اسرائیل را در دریای سرخ هدف قرار خواهد داد.

اگر درگیری همچنان گسترش یابد، خطر حملات حوثی‌ها به زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس، به ویژه علیه خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و بندر ینبع که برای جبران اختلالات ناشی از حملات ایران در داخل و اطراف خلیج فارس استفاده می‌شوند، افزایش خواهد یافت.

چنین تحولاتی تجارت دریایی و جریان انرژی در سراسر منطقه و فراتر از آن را بیشتر از قبل مختل می‌کند، ضمن اینکه فشار بر اسرائیل را نیز افزایش می‌دهد، چراکه در حال حاضر اسرائیل با محدودیت‌هایی در قابلیت‌های پیشرفته رهگیری موشک خود مواجه است.

اینکه چرا حوثی‌ها یک ماه از جنگ گذشته به این درگیری ورود کردند احتمالا به دلیل هماهنگی با ایران، اجتناب از ورود زودهنگام و در نتیجه فرسوده شدن توانشان و احساس تهدید قریب‌الوقوع در خصوص احتمال بروز تنش بسیار شدید در تنگه هرمز و سواحل جنوبی ایران بوده‌است.

سوال1

آیا هدف واقعی دولت ترامپ در جنگ ایران محدود کردن توانایی چین در آینده برای تهدید ایالات متحده با کنترل جریان انرژی/نفت به چین نیست؟ آیا این بهتر از سایر نظریه‌ها ثابت نمی‌کند که چرا ایالات متحده دولت ونزوئلا و اکنون ایران را سرنگون کرد؟ پس اگر روسیه را به ایالات متحده نزدیک‌تر کند، ایالات متحده نفت و گازی را که چین برای واردات نیاز دارد، کنترل می‌کند؟

ارائه استدلال‌های محکم برای این نظریه دشوار است. این درست است که جنگ به دلیل کاهش در دسترس بودن نفت، قیمت نفت را افزایش می‌دهد، اما در عین حال قیمت نفت را برای همه کشورها، از جمله ایالات متحده نیز افزایش می‌دهد. بنابراین ایالات متحده نیز متضرر می‌شود.

البته این امر تاثیر بیشتری بر کشورهای فقیر خواهد گذاشت چراکه این کشورها به دلیل فقر باید میزان نفت مورد استفاده خود را به طور اساسی کاهش دهند. اما چین به هیچ وجه فقیر نیست، بلکه دومین اقتصاد بزرگ جهان است و می‌تواند نفت و انرژی مورد نیاز خود را حتی با قیمت‌های بالا خریداری کند.

درست است که درآمد سرانه چین بسیار پایین‌تر از کل تولید ناخالص داخلی‌اش است، اما چین یک دولت قدرتمند و تا حدی سرکوبگر است. این بدان معناست که چینی‌ها در موقعیتی هستند که می‌توانند بار اقتصادی بیشتری را بر افراد جامعه تحمیل کنند و در عین حال منابع مورد نیاز برای اقتصاد و امنیتی ملی را حفظ کنند.

به این نکته هم باید توجه داشت که در آمریکا انتخابات میان‌دوره‌ای در پیش است و نارضایتی در ایالات متحده از هزینه‌های بالای زندگی و احتمال جنگ طولانی در ایران، به طور بالقوه قدرت ترامپ را تهدید می‌کند. بنابراین بعید است که ترامپ تنها برای فشار بر چین چنین هزینه بالایی برای خود تراشیده باشد.👇
👍19
سوال 2

اگر فرض ترامپ را پذیریم که با هدف نابودی برنامه هسته‌ای ایران و قطع دسترسی ایران به بمب، به ایران حمله کرده پس چرا چنین سخنانی درباره کره‌شمالی نمی‌گوید؟


اینجا باید از نگاه آمریکایی‌ها به مسئله نگاه کنیم. دلیلش ساده است. در خاورمیانه و اصولا کشورهای اسلامگرا میل به شهادت وجود دارد. بنابراین مسلح شدن چنین کشوری به بمب هسته‌ای، از نظر آمریکایی‌ها خطرناک‌ترش می‌کند. اینجا فرهنگ شهادت مهم می‌شود.

کره‌شمالی چنین فرهنگی ندارد. نه حالا و نه در گذشته. برخورداری کره‌شمالی از بمب هسته‌ای با تمرکز بر اهداف دفاعی است نه تهاجمی. اما کشوری مانند ایران در سراسر منطقه درگیر مناقشه‌های گوناگون است، اگر به سلاح هسته‌ای دست یابد، وضعیت کاملا متفاوت خواهد شد.

دلیل بعدی این است که کره‌شمالی همین حالا هم مسلح به بمب هسته‌ای است. هیچ کشوری اینقدر احمق نیست که به یک کشور هسته‌ای دیگر چنین حمله‌ای بکند.

نکته بعد همسایگی چین با کره‌شمالی است. چین صرفا همسایه است. نه رابطه نزدیکی دارد و نه دوست کره‌شمالی است. ژاپن و کره‌جنوبی هم دوست کره‌شمالی نیستند. بنابراین اگر کره‌شمالی بخواهد دست به اقدامی بزند، هدف اولیه و مستقیمش آمریکا نخواهد بود.

و اما کمی درباره جنگ

این جنگ از نوع جنگ‌های مدرن است. بسیار مشابه با جنگ اوکراین و روسیه.

چرا؟

اگر این جنگ مدرن نبود، خیلی قبل‌تر تفنگدارهای آمریکایی در دور طرف تنگه هرمز فرود آمده بودند. اما این کار آسان‌ نیست. چون این جنگ، جنگی مدرن است. مدرن به این معنا که با ابزارهای هدف‌گیری دوربرد انجام می‌شود.

ایران وسعت زیادی دارد. دو برابر افغانستان و چهاربرابر عراق. سامانه‌های شلیک موشک و پهپاد ایران در همه این وسعت پراکنده هستند. بنابراین یافتن تک به تک آنها و انهدام آنها کار زمان‌بر و دشواری است. بنابراین اگر هدف آمریکا و اسرائیل این باشد که همه این سامانه‌ها را، تک به تک، منهدم کنند، آنوقت باید گفت که این جنگ خیلی بیشتر از این طول خواهد کشید.

یک راه برای از کارانداختن موشک‌ها و پهپاد وجود دارد و آن مختل کردن و یا نابود کردن سامانه‌های راهبری این پهپادها و ماهواره‌ها است که آن هم کار دشواری است. ما نمی‌دانیم ایران توان ماهواره‌ای‌اش چقدر است و از سوی چه کشورهایی کمک و اطلاعات ماهواره‌ای دریافت می‌کند.

سوال

آیا امکان ورود نیروی زمینی آمریکا هست؟

بله. همه نشانه‌ها این را نشان می‌دهد.

اما آیا رخ می‌دهد؟

مطمئن نیستم.

خطر پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد دقیق برای نیروی زمینی آمریکا خیلی زیاد است.

برای پایان یافتن این جنگ به گونه‌ای ترامپ خواستارش است (یعنی تسلیم ایران)، به نیروی زمینی نیاز است. جنگ‌ها اغلب،‌ زمانی با شکست یک طرف تمام می‌شوند که طرف مهاجم کشور هدف را اشغال کرده باشد و یا کشور هدف ابزاری برای دفاع نداشته باشد.

اما اشغال ایران به راحتی ممکن نیست. آمریکایی‌ها برای اشغال ایران به بیشتر از 400 هزار نیروی مسلح نیاز دارند. بسیج این نیروها و مهیا کردن تدارکات و لجستیک برای این تعداد نیرو برای انجام عملیات در ایران بین 4 تا 6 ماه زمان خواهد برد.

بنابراین گزینه‌ای که باقی می‌ماند، اشغال بخش‌هایی از خاک ایران به طور موقت و یا انجام یک عملیات کوتاه نیروهای ویژه با هدفی خاص در خاک ایران است.

اگر هدف جزایر سه گانه و یا جزیره خارک باشد، باید گفته اشغال این جزایر خیلی آسان نیست البته نمی‌گویم نشدنی است. اما نیروی زمینی ارتش و سپاه هنوز دست نخورده باقی مانده‌اند.

به فرض اشغال، نگه داشتن این جزایر خودش ماجرایی بسیار پیچیده و دشوار است. بنابراین از نظر من خیلی عجیب خواهد بود که ترامپ چنین برنامه‌ای در سر داشته باشد. و اگر دست به چنین کاری بزند، تصمیم گرفته وارد مارپیچی بسیار خطرناک شود.

انجام عملیات ویژه‌ نیروهای دلتا فورس در خاک ایران را متحمل‌تر می‌دانم. یا برای انهدام اورانیوم غنی‌شده در ایران یا انهدام مطمئن سایت‌های هسته‌ای.

به طور کلی، همانطور که قبل‌تر هم گفتم، کمپین‌های هوایی در سرنگونی رژیم‌های سیاسی اغلب ناموفق هستند. این یک تجربه تاریخی است. برای سرنگونی یک رژیم به نیروی زمینی نیاز است و در خصوص ایران، به واسطه وسعت زیاد و جغرافیای کوهستانی و بیابانی، این کار بسیار پرریسک، خطرناک و زمان‌بر است. بنابراین تا زمانی استراتژی نظامی آمریکا و اسرائیل همین باشد، سیستم سیاسی در ایران بر سر کار خواهد ماند.

اینکه در روزهای بعد از جنگ، این سیستم چه رفتاری در داخل و خارج خواهد داشت، بستگی به این دارد که جنگ به چه شکلی و با چه کیفیتی و در نتیجه چه فعل و انفعالاتی پایان یابد.
👍42👎8
دقت داشته باشید که این نوشتار صرفا ترسیم چشم‌انداز و سناریو است نه ارائه پیشنهاد. این نوشته براساس احتمال وقوع حمله زمینی بنا شده و سناریوها و ریسک‌های مختلف یک حمله زمینی را بررسی کرده. بنابراین به محض از روی میز برداشته شدن این گزینه، این نوشته هم بلاموضوع خواهد بود.
 
جنگی که حالا بین آمریکا-اسرائیل و ایران در جریان است یک جنگ مدرن هوایی است. با توجه به این تجربه تاریخی که کمپین‌های هوایی بعید است پیروزی قاطعی را برای هر یک طرفین جنگ فراهم کنند، نشانه‌هایی درباره احتمال استقرار نیروی زمینی آمریکا در خاک ایران دیده می‌شود.

کمپین هوایی در وادار کردن صدام به تسلیم موفق نبود. حملات هوایی گسترده متفقین به آلمان و ژاپن در طول جنگ جهانی دوم نتوانست آنها را وادار به تسلیم کند.

ترامپ بارها اعلام کرده که تمایلی ندارد هیچ گزینه‌ای را از روی میز بردارد. بنابراین در صورتیکه فرض کنیم این جنگ ادامه خواهد داشت، یک عملیات نظامی فرضی در خاک ایران می‌تواند طیف وسیعی از گزینه‌ها را شامل شود:

1-حمله کوچک و محدود با حضور چندده‌ کماندو

۲-تهاجم با هزاران سرباز و حمایت دیپلماتیک منطقه‌ای محدود

۳-تهاجم تمام‌عیار برای سرنگونی ساختار سیاسی، که به صدها هزار نیرو و حمایت اکثر کشورهای عربی خلیج فارس نیاز دارد.

ماموریت‌های عملیاتی محدود و کوچک، عملی‌ترین گزینه هستند.

تهاجم‌های بزرگتر یا عملیات تغییر رژیم با خطرات لجستیکی، سیاسی و استراتژیک شدیدی روبرو خواهند بود.

انجام چنین عملیات‌هایی بدون برخورداری از حمایت کشورهای منطقه و بدون جلب حمایت افکار عمومی آمریکا،  و بدون تغییر عمده در حمایت منطقه‌ای و داخلی ایالات متحده، بعید است.

بررسی مرحله به مرحله
ساده‌ترین گزینه روی میز ترامپ، حملات کماندویی محدود و کوچک در داخل خاک ایران است.

تصمیم برای انجام چنین حملاتی به لحاظ سیاسی راحت‌تر اتخاذ می‌شود. این نوع حملات حمایت‌های لجستیکی کمتری نیاز دارند. هدف این نوع حملات می‌تواند بدست آوردن کنترل مواد هسته‌ای در خاک ایران، انجام ترورهای بیشتر، تخریب بیشتر زیرساخت‌های صنعتی نظامی و یا مسلح کردن و سازماندهی گروه‌های مسلح در خاک ایران باشد.

سازماندهی و اعزام نیروهای کماندو در قالب نیروی دریایی، نیروی دلتا و کلاه سبزها به خاورمیانه نسبتاً آسان‌تر ‌خواهد بود، زیرا نیازی به ماه‌ها آماده‌سازی یا زنجیره‌های تأمین لجستیکی گسترده ندارد. این نیروها می‌توانند از طریق ناوهای هواپیمابر به خاک ایران اعزام شوند. با توجه به اینکه ایالات متحده و اسرائیل برتری هوایی نسبی بدست آورده‌اند، نیروهای کماندو آمریکا می‌توانند از طریق هوا در امتداد مرزها یا سواحل نفوذپذیر ایران مستقر شوند.
بنابراین سازماندهی و اعزام نیرو کماندویی نسبتاً ساده خواهد بود، اما ریسک ماجرا از این بعد خودش را نشان می‌دهد. اگر ماموریت بدست گرفتن کنترل مئاد هسته‌ای باشد که در اصفهان دفن شده‌اند،  استخراج و یا رقیق‌کردن این مواد، فرآیندی زمان‌بر است.

معنایش این است که نیروهای کماندوی آمریکا مجبورند مدت زمان زیادی در خاک ایران بمانند و همین مدت زمان کافی برای اینکه آنها را در خطر روبرو شدن با نیروهای ویژه سپاه پاسداران قرار دهند.

ترور فرماندهان نظامی لزوماً کماندوها را در معرض همان خطراتی که تلاش برای نفوذ به سایت‌های هسته‌ای ایجاد می‌کند، قرار نمی‌دهد. با این حال، با توجه به ساختار شبکه‌ای فرماندهی نظامی و تعدیل نیرو در زنجیره‌های فرماندهی، بعید است که چنین قتل‌هایی، تأثیر قابل توجهی بر توانایی ساختار نظامی ایران در ادامه حملات پهپادی و موشکی منطقه‌ای داشته باشد.

کماندوها همچنین ممکن است به هدف قرار دادن یا انجام عملیات خرابکارانه علیه مجتمع نظامی-صنعتی که از حملات موشکی و پهپادی پشتیبانی می‌کند، بپردازند و در نتیجه توانایی ایران در تولید و جایگزینی سامانه‌های نظامی را کاهش دهند. اما، مشکل این استراتژی این است که چنین، به دلیل پراکندگی مجتمع‌های نظامی-صنعتی در ایران، لزوماً نتایج تعیین‌کننده نخواهد داشت.

در نهایت، کماندوهای ایالات متحده ممکن است در مأموریت‌هایی برای سازماندهی یا رهبری نیروهای مخالف در داخل ایران، مانند نیروهای کرد و یا گروه‌های داخلی ایرانی در شهرهای بزرگ فعال شوند.
اما این نوع عملیات نیز یک روند کند خواهد داشت و می‌تواند با واکنش شدید سپاه پاسداران مواجه شود.

بنابراین، هرگونه استقرار کماندوها در خاک ایران، خطر کشته یا اسیر شدن واحدهای ویژه را به همراه خواهد داشت و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، یک شکست نظامی برای ترامپ خواهد بود که ضربه سیاسی شدیدی به او خواهد زد.👇
👍17👎1
البته کاخ سفید معمولاً از آزادی عمل بالایی در تصمیم‌گیری برای انجام عملیات‌های ویژه محدود برخوردار است، زیرا کنگره آمریکا در این خصوص خیلی اعمال کنترل نمی‌کند. این مأموریت‌ها اغلب بسیار محرمانه یا محدود هستند بنابراین خیلی موجب برانگیخته شدن واکنش افکار عمومی نیز نمی‌شوند.

مثلا ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۱۹، نیروهای ویژه نیروی دریایی را برای یک مأموریت نظارتی مخفی در کره شمالی اعزام کرد. این نیروها به طور تصادفی با ماهیگیران کره‌ای روبرو شدندو این ماهیگیران کشته شدند. چند سال طول کشید تا جزئیات این ماموریت آشکار شود و منجر به رسوایی سیاسی بزرگی نشد.
 
گزینه دیگر ضربه به اقتصاد ایران با استفاده از نیروهای ویژه است.

ممکن است ایالات متحده برای فلج کردن اقتصاد ایران، حملات محدودی را با هدف قرار دادن بنادر یا جزایر کلیدی انجام دهد. اگرچه این امر نیاز به استقرار نیروهای زمینی بسیار کمتری نسبت به یک حمله کامل دارد، اما همچنان خطر تلفات نیروهای آمریکایی‌ و درگیر شدن بیشتر ایالات متحده را به همراه خواهد داشت.

چنین حملات محدودی به هزاران نیرو و پشتیبانی هوایی و دریایی قابل توجه نیاز دارد. اما همچنان مقیاس نیروی زمینی در این نوع حمله پائین است و این نوع حمله از زمره یک حمله تمام عیار محسوب نمی‌شود بنابراین لزوما نیازی به جلب حمایت گسترده افکار عمومی آمریکا و یا جلب حمایت کنگره نخواهد داشت.
واحدهایی مانند هنگ ۸۲ هوابرد که به منطقه اعزام شده‌اند یا واحدهای ۱۵ یا ۲۶ تفنگدار دریایی که از قبل به گروه‌های ضربت ناو هواپیمابر ملحق شده‌اند، می‌توانند در جزایر ایرانی که برای کنترل سواحل و صادرات نفت کشور کلیدی هستند، مانند جزیره خارک، کیش و قشم، پیاده شوند.

در یک سناریوی پر‌ریسک‌تر، نیروهای آمریکایی حتی ممکن است سعی کنند کنترل یک بندر بزرگ مانند بندرعباس یا چابهار را که برای تجارت ایران بسیار مهم هستند، به دست گیرند. علاوه بر این، برخی از نیروهای زمینی ممکن است شهرهای بزرگ ایران را تهدید کنند.
اما حملات آبی-خاکی و هوایی از پیچیده‌ترین عملیات‌های نظامی هستند و ایالات متحده از زمان جنگ کره در دهه ۱۹۵۰ تاکنون چنین عملیات‌هایی را انجام نداده است.

همچنین خطرات قابل توجهی برای نیروهای آمریکایی که سعی در چنین فرودهایی دارند وجود دارد، زیرا آنها در معرض ضدحمله پهپادها و موشک‌ها قرار می‌گیرند و اگر در یک منطقه پرجمعیت فرود بیایند، ممکن است در یک نبرد شهری گیر بیفتند.
علاوه بر این، نیروهای آمریکایی در خاک ایران احتمالاً واکنش‌های ملی‌گرایانه را در داخل ایران دامن می‌زند و نوعی روحیه دفاعی برمی‌انگیزد.حضور نیروهای زمینی در این مقیاس تقریباً به طور حتم واکنش‌های سیاسی علیه جنگ را ایالات متحده را تشدید می‌کند و حمایت داخلی ترامپ را بیشتر تضعیف می‌کند.
علاوه بر این، مشخص نیست که اگر جمهوری اسلامی به شدت پاسخ دهد،، ایالات متحده چگونه می‌تواند با موفقیت خود را از چنین عملیاتی خلاص کند. چراکه در صورت واکنش شدید جمهوری اسلامی، این پتانسیل وجود دارد که ایالات متحده درگیر یک عملیات طولانی اشغال در ایران شود. و این یعنی یک جنگ فرسایشی.

نیروهای آمریکایی پیش از این نیز برای تأثیرگذاری بر کلید زدن تغییرات سیاسی در بنادری مانند هائیتی در سال ۱۹۹۴، پاناما در سال ۱۹۸۹ و بیروت در سال ۱۹۵۸ فرود آمده‌اند. اما این فرودها بدون مخالفت و بدون آتش دشمن انجام شده بودند. آخرین تهاجم آبی خاکی پرتنش ژی کهایالات متحده انجام داد، در اینچئون، کره، در سال ۱۹۵۰ بود.

جزیره خارک حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را تشکیل می‌دهد و از نظر اقتصادی برای دولت بسیار حیاتی تلقی می‌شود. اما اگر این جزیره تصرف شود، ایران تهدید کرده است که حملات خود را به زیرساخت‌های انرژی کشورهای عربی خلیج فارس تشدید خواهد کرد و خطر اختلالات بیشتر در بازارهای جهانی نفت و گاز را افزایش می‌دهد. همچنین مشخص نیست که آیا ایران بدون تلاش برای نابودی زیرساخت‌های خارک، به ایالات متحده اجازه اشغال جزیره را می‌دهد یا خیر.

 گزینه سوم که شدیدترین و بعیدترین سناریو است از این قرار است که ایالات متحده یک تهاجم زمینی بزرگ را آغاز کند، با هدف تضعیف قابلیت‌های متعارف ایران برای ایجاد یک شورش تمام‌عیار، یا به دست گرفتن کنترل شهرهای بزرگ ایران برای تغییر رژیم.

آغاز یک عملیات زمینی بزرگ در ایران مستلزم غلبه بر موانع لجستیکی، سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی است. هرچند شدت این موانع به نوع ماموریت انتخاب شده بستگی دارد. ایالات متحده ممکن است بخواهد از نیروهای زمینی متعارف و برتری تکنولوژیکی خود برای نابودی ساختارهای نظامی و دفاعی ایران بر روی زمین استفاده کند تا به یک دولت مخالف اجازه دهد قدرت را به دست گیرد.👇
👍12👎1
چنین استراتژی‌ای ممکن است موازی با حمله کردهای مسلح و فعالیت کماندوها که اعتراضات و شورش‌ها را در پشت خطوط مقدم سازماندهی می‌کنند، انجام شود؛ عملیاتی مشابه استراتژی ایالات متحده در افغانستان در سال ۲۰۰۱، که به شدت به نیروهای نیابتی محلی برای گرفتن کنترل کشور از طالبان متکی بود.
اگر این طرح عملی به نظر نرسد، ایالات متحده ممکن است در عوض یک حمله زمینی تمام‌عیار مشابه حمله سال ۲۰۰۳ به عراق را در نظر بگیرد. هر دوی این طرح‌ها نیازمند ماه‌ها تقویت تجهیزات و زیرساخت‌های نظامی در منطقه هستند.

آمریکا نیاز دارد تا سایر کشورهای منطقه نیز میزبان این تعداد بسیار زیاد از نیروهای آمریکایی باشند و از خطوط تدارکاتی آنها پشتیبانی کنند. البته بسیار بعید است که ترکیه، از چنین عملیاتی حمایت کند، و عراق نیز چنین نخواهد کرد. بنابراین ایالات متحده تنها گزینه‌های نامطلوب فرودهای آبی-خاکی بزرگ از کشورهای عربی خلیج فارس و یا حمله محدود از سمت آذربایجان را روی میز خواهد داشت.
در حال حاضر، هیچ یک از این کشورها، به حمله ایالات متحده به ایران چراغ سبز نشان نمی‌دهند، هرچند اگر جنگ ماه‌ها طول بکشد و ایران خسارات قابل توجهی به آنها وارد کند، ممکن است این وضعیت تغییر کند.
ضمن اینکه آغاز یک حمله زمینی بزرگ به ایران به حمایت سیاسی قابل توجهی در داخل آمریکا نیز نیاز دارد. دولت ترامپ چاره‌ای ندارد جز اینکه کنگره را قانع کند تا هزینه‌های دفاعی لازم و اختیارات جنگی برای چنین بسیج نیروی گسترده‌ای تصویب کند.

اما این امر بعید است مگر اینکه ایران آسیب اقتصادی و نظامی شدیدی به ایالات متحده وارد کند تا افکار عمومی آمریکا را به نفع جنگ زمینی تمام عیار تغییر دهد.
با فرض اینکه ایالات متحده از این موانع متعدد عبور کند، تجمع صدها هزار نیرو و نیروهای پشتیبانی برای حمله آغاز کار خواهد بود. احتمالاً تمرکز بر فرودهای آبی-خاکی در امتداد سواحل ایران و تلاش برای به دست گرفتن کنترل برخی از شهرهای بزرگ ایران و خوزستان نفت‌خیز در امتداد مرز عراق خواهد بود.
در نهایت، هدف این خواهد بود که یا ارتش ایالات متحده یا متحدان نیابتی آن، کنترل تهران را به دست گیرند. چنین عملیاتی احتمالاً ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول خواهد کشید، به خصوص اگر ایالات متحده به جای طی کردن مسیر طولانی از ساحل تا خود تهران، به یک نیروی نیابتی متکی باشد. این امر ایالات متحده را در یک پروژه درگیری و اشغال طولانی مدت در ایران گرفتار خواهد کرد که ممکن است سال‌ها، اگر نگوئیم دهه‌ها، طول بکشد تا به پایان برسد.
در چنین شرایطی منابع نظامی ایالات متحده از اروپا و آسیا دور خواهد شد، تمرکز بر چین تضعیف خواهد شد و استراتژی اعلامن شده  امنیت ملی آمریکا به بیراهه خواهد رفت. ضمن اینکه چنین کمپینی به مرور زمان حمایت افکار عمومی را نیز از دست خواهد داد.

ایالات متحده برای شکست‌‌دادن ارتش ایران، به صدها هزار نیروی ارتش، تفنگداران دریایی و واحدهای گارد ملی نیاز دارد. استقرار و آموزش این تعداد نیرو ماه‌ها طول می‌کشد. یادمان باشد که بیش از شش ماه طول کشید تا بیش از 200 هزار سرباز در حمله ایالات متحده به عراق بسیج شوند. حمله به ایران به دلیل وسعت بیشتر و جغرافیای متنوع‌تر و پیچیده‌تر، همراه با احتمال نیاز به فرودهای آبی-خاکی، پیچیده‌تر خواهد بود.

ضمن اینکه کنگره ایالات متحده باید حمله زمینی به ایران را تصویب کند. دلیل این امر این است که چنین عملیات گسترده‌ای از مهلت ۶۰ روزه تعیین شده توسط قانون اختیارات جنگی برای اقدام نظامی یکجانبه توسط رئیس جمهور فراتر خواهد رفت. البته ترامپ ممکن است چنین شرطی را نادیده بگیرد. اما این کار را بکند،  بودجه کنگره برای عملیات نظامی به خطر خواهد افتاد و بحران سیاسی تازه‌ای بین کنگره و کاخ سفید ایجاد خواهد شد
👍22👎2
بعید است که جمهوری اسلامی بدون تضمین‌های امنیتی مبنی بر عدم از سرگیری حملات ایالات متحده و اسرائیل در آینده، با آتش‌بس موقت موافقت کند.

در صورت عدم دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک، ایالات متحده و اسرائیل به احتمال زیاد حملات علیه ایران را تشدید خواهند کرد، حتی اگر ترامپ مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران را به تعویق بیندازد، همانطور که در گذشته انجام داده است.

چنین تشدید تنشی می‌تواند انتقام‌جویی گسترده‌تر ایران علیه اهداف منطقه‌ای، به ویژه زیرساخت‌های حیاتی و تجاری کشورهای خلیج فارس را به دنبال داشته باشد.

این روند می‌تواند اختلالات بازار انرژی و سایر بازارها را طولانی‌تر کند و احتمال دخالت مستقیم کشورهای خلیج فارس را در این درگیری افزایش دهد.
👍29👎2
پریسکوپ| آرمین منتظری🎙
بعید است که جمهوری اسلامی بدون تضمین‌های امنیتی مبنی بر عدم از سرگیری حملات ایالات متحده و اسرائیل در آینده، با آتش‌بس موقت موافقت کند. در صورت عدم دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک، ایالات متحده و اسرائیل به احتمال زیاد حملات علیه ایران را تشدید خواهند کرد،…
ما هنوز نمی‌دانیم چه تضمینی در کار بوده که ایران با آتش‌بس موافقت کرده.

برخی معتقدند وتوی چین و روسیه در شورای امنیت مشروط به این بوده که ایران آتش‌بس را بپذیرد.

در هر صورت هنوز راه درازی و پیچیده‌ای در پیش است.
👍25
آتش‌بسی که وجود ندارد!

آتش‌بس دو هفته‌ای در جنگ حاصل شده اما با توجه به تجربه چند ساعته، این آتش‌بس به شدت شکننده است.
ضمن اینکه این آتش‌بس به هیچ عنوان موانع پیش پای ایران و آمریکا برای رسیدن به یک توافق پایدار را از میان برنداشته است.
این آتش‌بس نه براساس تضمین بلکه صرفا به واسطه یک مفاهمه اولیه و شکننده به دست آمده است.

بنابراین با فرض اینکه موانع توافق همچنان پابرجا است، شکست مذاکراتی که در پیش است، موجب خواهد شد به سرعت تنش دوباره تشدید شده و زیرساخت‌های حیاتی در سراسر منطقه هدف حملات قرار بگیرند.
روز 7 آوریل، دونالد ترامپ، پس از پیشنهادی که توسط پاکستان ارائه شد، آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران را مشروط به بازگشایی کامل و فوری تنگه هرمز اعلام کرد. این آتش‌بس تنها چند ساعت قبل از مهلت قبلی درباره حمله به نیروگاه‌های برق و زیرساخت‌های غیرنظامی دیگر ایران، اعلام شد.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پذیرش تهران را تأیید کرد و اعلام کرد که ایران عبور ایمن از تنگه را در طول آتش‌بس تضمین خواهد کرد. این فرصت دو هفته‌ای برای تسهیل مذاکرات به سمت یک توافق گسترده‌تر در نظر گرفته شده است.
قرار است مذاکرات ایالات متحده و ایران از 10 آوریل در اسلام‌آباد برگزار شود. اسرائیل نیز موافقت کرده‌است که حملات خود را در ایران متوقف کند، اما اختلافات بر سر دامنه منطقه‌ای آتش‌بس ایالات متحده و ایران همچنان ادامه دارد.

مقامات پاکستانی و ایرانی اعلام کردند که آتش‌بس لبنان، را هم شامل می‌شود اما بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گفته که جنگ در لبنان ادامه خواهد یافت. سخنگوی کاخ سفید نیز اعلام کرد که لبنان بخشی از آتش‌بس نبوده است.
تاکنون، حزب‌الله از زمان آتش‌بس به اسرائیل یا نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان حمله نکرده ، با وجود اینکه اسرائیل پس از برقراری آتش‌بس، گسترده‌ترین حمله خود را در سراسر لبنان، از جمله بیروت، پایتخت، آغاز کرد.

کویت و امارات متحده عربی هنوز از حملات موشکی و پهپادی ایران گزارش می‌دهند. مقامات کویتی اعلام کرده‌اند که در طول صبح با موج شدیدی از حملات مواجه شده‌اند و حداقل ۲۸ پهپاد را رهگیری کرده‌اند که برخی از آنها زیرساخت‌های حیاتی، از جمله تأسیسات نفتی، نیروگاه‌ها و کارخانه‌های آب شیرین‌کن را هدف قرار داده و خسارات قابل توجهی به بار آورده‌اند.
وزارت دفاع امارات متحده عربی تأیید کرده که سیستم‌های دفاع هوایی‌اش به طور فعال موشک‌ها و پهپادهای ایرانی را رهگیری می‌کنند.

بنابراین آنچه شما می‌بینید به اسم آتش‌بس است اما رسما صرفا نوعی توقف آتش‌ است.
به نظر می‌رسد که خستگی از جنگ، آنهم درست در میانه یک مرحله تنش فوق‌العاده بزرگ، طرفین را به سمت توقفی دو هفته‌ای سوق داده.
هدف چیست؟
مسیر برای مذاکره هموار شود.

نکته مهم این داینامیک این است که این آتش‌بس دو هفته‌ای پس از یک چرخه سریع تشدید تنش‌ رخ داد که در آن ایالات متحده تهدید به گسترش حملات به زیرساخت‌های حیاتی ایران، از جمله زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی مانند نیروگاه‌ها، کرد.
ایران در پاسخ، آمادگی خود را برای گسترش اقدامات تلافی‌جویی در سراسر خلیج فارس و منطقه اعلام کرد. به این ترتیب، همه طرف‌های درگیر در صورتی که جنگ ادامه می‌یافت، خود را برای خسارات فیزیکی و اقتصادی بسیار بیشتری آماده می‌کردند.

با وجود اینکه حملات ایالات متحده و اسرائیل به طور قابل توجهی توانایی‌های نظامی و ساختارهای فرماندهی ایران را دچار آسیب کرده بود، اما ایران حملات موشکی و پهپادی زیادی را در سراسر منطقه ادامه داد و ظرفیت و توانایی خود را برای جذب حملات نشان داد.
بسته شدن تنگه هرمز فشار بر جریان‌های انرژی جهانی را حفظ کرد و هزینه‌های اقتصادی و استراتژیک را به خصوص برای آمریکا و متحدان و شرکای آن افزایش داد. در مجموع، هر دو طرف در بحبوحه خستگی فزاینده سیاسی و عملیاتی وارد این توقف آتش شدند:
1- واشنگتن با خطرات درگیری عمیق‌تر منطقه‌ای و پیامدهای اقتصادی روبرو بود
2- تهران در حال ایجاد تعادل بین تداوم تشدید تنش‌ها با افزایش فشار داخلی و آسیب به زیرساخت‌ها بود.

فشارهای داخلی در ایالات متحده نیز احتمالاً زمینه آتش‌بس را شکل داده‌است. افزایش نگرانی افکار عمومی آمریکا در مورد هزینه‌های اقتصادی جنگ- به ویژه افزایش قیمت انرژی – در کنار واکنش‌های سیاسی به تهدید روز ۷ آوریل ترامپ مبنی بر اینکه "امشب یک تمدن کامل خواهد مرد"، به افزایش فشار برای کاهش موقت تنش کمک کرده است.👇
👍7
در ساعات پس از اعلامیه‌های ایالات متحده و ایران، هر دو طرف ادعا کرده‌اند که در جنگ تقریباً شش هفته‌ای به موفقیت‌هایی دست یافته‌اند. ایالات متحده بر آسیب به دارایی‌های نظامی، ظرفیت صنعتی و ترور رهبران و فرماندهان ارشد اشاره کرده. ایران نیز می‌تواند بگوید که سیستم را حفظ کرده و اجازه نداده اهداف اولیه جنگ محقق شود و در به موازات آن کارزاری فرشایسی علیه کشورهای خلیج فارس، ایالات متحده و اسرائیل به راه انداخته است.
حال قرار است در مذاکرات چه رخ دهد؟
احتمالا هدف اولیه، تبدیل به توقف آتش تاکتیکی به یک توافق پایدارتر است.

اما با توجه به شکاف‌های مداوم در مواضع اصلی هر دو طرف، احتمال دستیابی به یک توافق جامع همچنان پایین است.
موانع بزرگی بر سر راه یک توافق صلح پایدار وجود دارد. هر دو طرف با تفاسیر متفاوتی از دامنه و تعهدات‌شان از آتش‌بس، به ویژه اینکه آیا کاهش تنش به مناطقی مانند لبنان گسترش می‌یابد و چگونه تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد، وارد این آتش‌بس شدند.
عوامل کلیدی همچنان حل نشده باقی مانده‌اند.

از جمله سازوکارها و ضمانت‌های امنیتی برای بازگشایی تنگه هرمز، میزان کاهش تحریم‌ها برای ایران و اینکه آیا برنامه موشکی و ذخایر اورانیوم غنی‌شده تهران مشمول محدودیت‌های معناداری خواهد بود یا خیر.
علاوه بر این، هر دو طرف ادعای پیروزی بر دیگری را دارند، بنابراین احتمالاً با خواسته‌های حداکثری که احتمالاً مانع پیشرفت مذاکرات می‌شود، وارد مذاکره خواهند شد.

علاوه بر این، اسرائیل احتمالاً با هرگونه توافقی که طی آن فضای استراتژیک به ایران واگذار شود، مخالفت خواهد کرد و یا به طور فعال آن را تضعیف خواهد کرد، به ویژه اگر این توافق، معماری بازدارندگی تهران یا جایگاه منطقه‌ای ایران مانند حمایت از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای را حفظ کند.

این امر خطر اقدام یکجانبه اسرائیل را که می‌تواند مذاکرات را مختل کند، افزایش می‌دهد.
حتی اگر هر دو طرف بر این چالش‌ها غلبه کنند و به توافق برسند، این توافق بسیار شکننده و در معرض فروپاشی خواهد بود، به ویژه که جریاناتی خاص در ایران در طول جنگ، نفوذ خود را بر سیاست‌گذاری‌ها بیشتر تثبیت کرده‌اند.

پیشنهاد ایران شامل لغو کامل تحریم‌ها، اعمال عوارض از سوی تهران بر کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند و آتش‌بس سراسری در منطقه که در سراسر صحنه نبرد از جمله لبنان گسترش می‌یابد، می‌شود. ترامپ گفته این طرح «به اندازه کافی خوب نیست» اما در هر صورت هوز «گامی مهم» است. معنای این حزرف همسویی جزئی است در عین اینکه شکاف‌های اساسی در مورد خواسته‌های اصلی آمریکا وجود دارد.

حتی اگر فرض کنیم که دولت ترامپ آماده ارائه لغو کامل تحریم‌ها باشد، این روند با موانع بوروکراتیک و قانونی قابل توجهی روبرو خواهد بود.
به ویژه به دلیل اینکه برخی از لغو تحریم‌ها نیاز به تأیید کنگره دارند.
بعید است ایالات متحده هیچ توافقی را که عملاً کنترل تنگه هرمز را بدون یک چارچوب معتبر و قابل اجرا به ایران واگذار کند، بپذیرد، به ویژه با توجه به نقش این تنگه در امنیت انرژی جهانی و هنجارهای قانونی پیرامون ترانزیت آزاد. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا ایران،که نفوذ فعلی خود بر تنگه را یک مزیت استراتژیک می‌داند و قصد خود را برای نهادینه کردن این کنترل از طریق هزینه‌های دسترسی و ترانزیت نشان داده - با تضعیف این موقعیت در توافق نهایی موافقت خواهد کرد یا خیر.

معنایش این است که مسئله تنگه حالا یه فهرست اصلی‌ترین موضوعات مذاکره میان ایران و آمریکا افزوده شده است.
از من بپرسید من می‌گویم که بعید است که در دنیای بعداز جنگ، ایران به طور یک‌جانبه کنترلی بر تنگه داشته باشد. احتمالا ایران مجبور خواهد شد به عنوان عضوی از یک ساختار چند‌جانبه در کنترل تنگه مشارکت داشته باشد.

و اما نکته بعدی
موشک‌های بالستیک همچنان یک نقطه اختلاف اصلی خواهند بود و بعید است که ایران محدودیت‌های معناداری را بر برد یا قابلیت‌های موشکی خود بپذیرد، به ویژه اینکه این سیستم‌ها پس از تضعیف مداوم نیروهای متعارف در ایران، یکی از عوامل بازدارنده اصلی را تشکیل می‌دهند. مذاکرات گذشته و فعلی نشان می‌دهد که ایران همواره با برنامه موشکی خود به عنوان یک موضوع غیرقابل مذاکره رفتار می‌کند.

ابهام در مورد اینکه آیا لبنان مشمول آتش‌بس می‌شود یا خیر، آسیب‌پذیری ساختاری در این توقف آتش‌بس دو هفته‌ای ایجاد می‌کند بنابراین اسرائیل می‌تواند از آن برای تضعیف توافق استفاده کند. اگر ایران بدون ایجاد توقف آتش در لبنان، به این توافق پایبند بماند، خطر کنار گذاشتن حزب‌الله را پذیرفته است.👇
👍9👎1
با این حال، امتناع از پیشبرد توافق بدون مشارکت لبنان، احتمال فروپاشی کامل توافق را افزایش می‌دهد، نتیجه‌ای که با موضع اسرائیل مبنی بر ادامه عملیات علیه حزب‌الله صرف نظر از وقفه بین ایالات متحده و ایران همسو است.
بنابراین حالا تهران با یک دوراهی مواجه است.

شکست مذاکرات آتش‌بس احتمالاً باعث از سرگیری سریع خصومت‌ها با سقف تشدید بالاتر، شامل هدف قرار دادن سیستماتیک زیرساخت‌های حیاتی از جمله شبکه‌های انرژی، برق و آب در سراسر منطقه، خواهد شد. شکست در مذاکرات بین دو طرف احتمالاً آنها را به سمت تشدید قابل توجه مجموعه اهداف سوق خواهد داد، زیرا هر دو طرف به دنبال به حداکثر رساندن خسارت برای وادار کردن یکدیگر به توقف خصومت‌ها خواهند بود.

هر دو طرف مجموعه اهداف قابل توجهی را حفظ می‌کنند که منطقه را بیشتر بی‌ثبات کرده و اقتصاد جهانی را تهدید می‌کند. در صورت شکست مذاکرات، ایالات متحده احتمالاً سعی خواهد کرد با حملات هوایی شدید به نیروگاه‌های برق ایران، زیرساخت‌های حیاتی مانند کارخانه‌های آب شیرین‌کن و سایر اهداف غیرنظامی، تهران را مجبور به تسلیم کند.

ایالات متحده احتمالاً با توجه به اینکه تمام تجهیزات نظامی مورد نیاز خود را تا دو هفته‌ دیگر در منطقه مستقر خواهد کرد، احتمال عملیات زمینی در ایران را بیشتر بررسی خواهد کرد. از سوی دیگر، ایران احتمالاً تلاش‌های خود را برای گسترش و اعمال اختلال پایدارتر در تنگه هرمز تشدید خواهد کرد و خطرات را برای کشتیرانی جهانی و بازارهای انرژی افزایش خواهد داد.

ایران احتمالاً حملات موشکی و پهپادی را در سراسر خلیج فارس، از جمله به اهداف حساس انرژی، تشدید خواهد کرد و به طور بالقوه کشورهای منطقه را مستقیماً وارد درگیری خواهد کرد، قیمت جهانی انرژی را افزایش می‌دهد و خسارات اقتصادی شدیدی ایجاد خواهد کرد. چنین حملاتی متناسب با اقدامات ایالات متحده یا اسرائیل خواهد بود، به این معنی که حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران احتمالاً با حمله به زیرساخت‌های خلیج فارس پاسخ داده خواهد شد.

به موازات آن، متحدان منطقه‌ای ایران در لبنان، عراق و یمن نیز احتمالاً حملات خود را تشدید خواهند کرد. برای مثال، حوثی‌ها تاکنون فقط به اسرائیل حمله کرده‌اند، اما در یک سناریوی فرضی تشدید تنش، ایران احتمالاً این گروه را تحت فشار قرار خواهد داد تا تنگه حیاتی باب المندب را مختل کند و علاوه بر اختلال در تنگه هرمز، فشار بر تجارت جهانی و اقتصادی را نیز تشدید کند.
یکی دیگر از مسیرهای محتمل در صورت شکست مذاکرات، تصمیم ایالات متحده برای خروج از جنگ بدون توافق رسمی است.
با این ارزیابی که اهداف اصلی آمریکا یعنی تضعیف برنامه هسته‌ای، قابلیت‌های موشک‌های بالستیک و زیرساخت‌های نظامی گسترده‌تر ایران قبلاً به اندازه کافی محقق شده است.

بنابراین ممکن است ایران را در همین وضعیت نگه دارد و گزینه شروع مجدد حملات را در پاسخ به هرگونه تهدید جدید یا قریب‌الوقوع حفظ ‌کند.
نکته قابل توجه این است که تصمیم‌گیران ارشد در آمریکا و ایران، نتیجه فعلی را به عنوان پیروزی جلوه می‌دهند و این احتمال را تقویت که هر دو طرف ممکن است انگیزه محدودی برای دادن امتیازات بیشتر در یک توافق جامع داشته باشند.

علیرغم آتش‌بس، شرکت‌های کشتیرانی و کشتی‌های تجاری همچنان بسیار محتاط هستند و الگوهای عادی حمل و نقل از طریق تنگه هرمز را تا زمانی که عدم قطعیت ادامه دارد، از سر نگرفته‌اند. این یعنی اعتماد کم به دوام و شفافیت آتش‌بس است. هرگونه نشانه‌ای از شکست مذاکرات یا تشدید مجدد تنش‌ها احتمالاً باعث جلوگیری بیشتر از تردد، افزایش حق بیمه و تشدید اختلالات در ترافیک دریایی، به ویژه در تنگه هرمز و مسیرهای مجاور آن خواهد شد. اجرای کامل سیستم عوارض توسط ایران برای عبور کشتی‌ها، احتمالاً باعث جلوگیری بیشتر تردد برخی از کشتی‌ها خواهد شد.
👍7
هرمز دوباره مسدود شد
👍15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سخنگوی کاخ سفید: طرح ۱۰ ماده‌ای ایران غیرقابل قبول است

لویت مدعی شد:

🔹️طرح ۱۰ ماده‌ای ایران غیر قابل قبول است؛ این ایده که رئیس‌جمهور ترامپ فهرست خواسته‌های ایران را به عنوان یک توافق بپذیرد، کاملاً پوچ و بی‌معنی است.

#بین‌الملل

@EtemadOnline
👍7👎3
روز دوشنبه اپیزودی تقریبا جامع درباره جنگ در کست‌باکس منتشر خواهد شد.
استثنائا بخش‌های کوچک از هر اپیزودی که درباره جنگ در کانال اختصاصی پادکست منتشر شده را انتخاب خواهم کرد و در پایان یک جمع‌بندی ارائه خواهم کرد.
👍35