دوستان عزیز
شب یلدا همتون به خوشی و مبارکی.
ممنون که با پریسکوپ هستید.
🙏✌️
شب یلدا همتون به خوشی و مبارکی.
ممنون که با پریسکوپ هستید.
🙏✌️
👍152👎1
ساعت 10 امشب یعنی حدود 20 دقیقه دیگر در اینستاگرام درباره اخبار مربوط به حمله اسرائیل به ایران لایو کوتاهی خواهم داشت.
👍39👎1
در هر شرایطی در صورت قطع اینترنت، یادتان باشد که در آدرس زیر که در صورت قطع اینترنت بینالملل، همچنان در دسترس خواهد بود (به این دلیل که هاست ایرانی دارد)، در بخش مقالات، به صورت لایو آپدیت خواهم نوشت.
https://periscopepod.com/
https://periscopepod.com/
👍90👎3
ساعت 9 امشب به صورت زنده از یوتیوب و اینستاگرام
https://www.youtube.com/live/PM95bbkHRbo?si=KBMpZBlIPuDwSdMQ
https://www.youtube.com/live/PM95bbkHRbo?si=KBMpZBlIPuDwSdMQ
YouTube
آینده اعتراضات ایران
در این ویدئو سعی کردهام در خلال پاسخ به پرسشهای مطرح شده، تصویری ازآینده اعتراضات ارائه کنم
👍38👎3
سلام به همگی.
امیدوارم همه خوب و سلامت باشند.
دسترسی من به اینترنت بسیار جسته و گریخته و همراه با تعدد قعطی است.
اپیزودی نمیشود آپلود کرد. چون پهنای باند بسیار اندک است.
همه مراقب خودتان باشید.
امیدوارم همه خوب و سلامت باشند.
دسترسی من به اینترنت بسیار جسته و گریخته و همراه با تعدد قعطی است.
اپیزودی نمیشود آپلود کرد. چون پهنای باند بسیار اندک است.
همه مراقب خودتان باشید.
👍70
خلاصه عرض کنم
برداشت من این است که کاخ سفید دونالد ترامپ تلاش میکند در ابتدا با عملگرایان در درون ساختار سیاسی ایران مذاکره کند تا دست آنها را قدرتمندتر کند.
اعزام تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه نیز هدفش این است که ابزار اجبار را پشت این استراتژی قرار دهد. یعنی دیپلماسی از مسیر اجبار و قدرت.
اما استفاده از ابزار نظامی، در مرحله ابتدایی رخ نخواهد داد. در واقع احتمال دارد ترامپ مدل محاصرهای شبیه به ونزوئلا را برای ایران پیاده کند.
البته موفقیت این استراتژی به این بستگی دارد که آیا آمریکا بتواند معاملهای بکند یا خیر. و چه نوع معاملهای.
به طور کلی ترامپ در مرحله نخست تمایلی به استفاده از ابزار نظامی و زور به صورت شدید ندارد.
اما اگر مذاکرات پشتپردهای که من مطمئنم همین حالا در جریان است به نتیجهای مبتنی بر درخواستهای چهار بندی ویتکاف از عراقچی داشته، ختم نشود، امکان اقدام نظامی زیاد است.
درخواست چهارگانه اینها هستند:
مذاکرات مستقیم: انجام مذاکرات مستقیم و مستقیم برای توافق جدید.
توقف غنیسازی: توقف کامل غنیسازی اورانیوم توسط ایران.
برنامه موشکی: توقف آزمایش و توسعه موشکهای دوربرد.
حمایت منطقهای: قطع حمایت مالی و نظامی از گروههای مسلح در خاورمیانه.
دقت داشته باشید که این روند به هیچوجه دراز مدت نیست. کوتاه مدت است و مراحلش نیز سریع رخ خواهند داد.
اگر کار به درگیری ختم شود، بدبینانهترین سناریوها نیز واقعا امکان وقوع دارند.
اعلام ترکیه برای آماده کردن طرحی برای ایجاد منطقه حائل در مرز با ایران نشان میدهد که حتی کشورهای منطقه نیز موضوع را جدی گرفتهاند.
در خصوص اعراب، به نظرم اگر کار با دیپلماسی به سرانجام نرسد، از حمله بزرگ آمریکا به ایران حمایت خواهند کرد. چون فکر میکنند که حمله بزرگ، برخلاف حمله کوچک، خطر کمتری دارد. چون احتمالا محاسبهشان این است که حمله محدودمیتواند فرصت واکنش را به ایران بدهد. اما حمله بزرگ، در مقایسه با حمله محدود فرصت کمتری برای واکنش به ایران خواهد داد.
چین و روسیه نیز جز حمایت دیپلماتیک، اقدام دیگری نخواهند کرد.
ممکن است تصور شود که آمریکاییها در صورت وقوع جنگ فکر همه چیز را خواهند کرد و سعی خواهند کرد از وقوع سناریوهای خیلی خطرناک جلوگیری کنند، اما حتی اگر یک اشتباه کوچک به واسطه محاسبه اشتباه و یا در نظرنگرفتن حتی یک پارامتر نقشآفرین، آنهم به طور ناخواسته، رخ دهد، خدا به ایران و به منطقه رحم کند.
برداشت من این است که کاخ سفید دونالد ترامپ تلاش میکند در ابتدا با عملگرایان در درون ساختار سیاسی ایران مذاکره کند تا دست آنها را قدرتمندتر کند.
اعزام تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه نیز هدفش این است که ابزار اجبار را پشت این استراتژی قرار دهد. یعنی دیپلماسی از مسیر اجبار و قدرت.
اما استفاده از ابزار نظامی، در مرحله ابتدایی رخ نخواهد داد. در واقع احتمال دارد ترامپ مدل محاصرهای شبیه به ونزوئلا را برای ایران پیاده کند.
البته موفقیت این استراتژی به این بستگی دارد که آیا آمریکا بتواند معاملهای بکند یا خیر. و چه نوع معاملهای.
به طور کلی ترامپ در مرحله نخست تمایلی به استفاده از ابزار نظامی و زور به صورت شدید ندارد.
اما اگر مذاکرات پشتپردهای که من مطمئنم همین حالا در جریان است به نتیجهای مبتنی بر درخواستهای چهار بندی ویتکاف از عراقچی داشته، ختم نشود، امکان اقدام نظامی زیاد است.
درخواست چهارگانه اینها هستند:
مذاکرات مستقیم: انجام مذاکرات مستقیم و مستقیم برای توافق جدید.
توقف غنیسازی: توقف کامل غنیسازی اورانیوم توسط ایران.
برنامه موشکی: توقف آزمایش و توسعه موشکهای دوربرد.
حمایت منطقهای: قطع حمایت مالی و نظامی از گروههای مسلح در خاورمیانه.
دقت داشته باشید که این روند به هیچوجه دراز مدت نیست. کوتاه مدت است و مراحلش نیز سریع رخ خواهند داد.
اگر کار به درگیری ختم شود، بدبینانهترین سناریوها نیز واقعا امکان وقوع دارند.
اعلام ترکیه برای آماده کردن طرحی برای ایجاد منطقه حائل در مرز با ایران نشان میدهد که حتی کشورهای منطقه نیز موضوع را جدی گرفتهاند.
در خصوص اعراب، به نظرم اگر کار با دیپلماسی به سرانجام نرسد، از حمله بزرگ آمریکا به ایران حمایت خواهند کرد. چون فکر میکنند که حمله بزرگ، برخلاف حمله کوچک، خطر کمتری دارد. چون احتمالا محاسبهشان این است که حمله محدودمیتواند فرصت واکنش را به ایران بدهد. اما حمله بزرگ، در مقایسه با حمله محدود فرصت کمتری برای واکنش به ایران خواهد داد.
چین و روسیه نیز جز حمایت دیپلماتیک، اقدام دیگری نخواهند کرد.
ممکن است تصور شود که آمریکاییها در صورت وقوع جنگ فکر همه چیز را خواهند کرد و سعی خواهند کرد از وقوع سناریوهای خیلی خطرناک جلوگیری کنند، اما حتی اگر یک اشتباه کوچک به واسطه محاسبه اشتباه و یا در نظرنگرفتن حتی یک پارامتر نقشآفرین، آنهم به طور ناخواسته، رخ دهد، خدا به ایران و به منطقه رحم کند.
👍118👎5
فعالیتهای جدید در مجتمع هستهای اصفهان
نویسندگان: دیوید آلبرایت، سارا بورکهارت، اسپنسر فاراگاسو و تیم مؤسسه ISIS
تاریخ: ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶
در روزهای اخیر، رفتوآمد خودروها در جاده منتهی به ورودی تونلهای مجتمع هستهای اصفهان بهطور قابل توجهی افزایش یافته است؛ از جمله در جنوبیترین ورودی تونل که تا پیش از این فعالیت بسیار محدودی در آن مشاهده میشد. به نظر میرسد این فعالیتهای جدید با پوشاندن مجدد ورودی جنوبی و ورودی میانی تونلها با خاک مرتبط باشد.
ورودی شمالی تونل که در ماههای گذشته اقدامات تقویتی بیشتری روی آن انجام شده، تا زمان نگارش این گزارش همچنان باز به نظر میرسد و خودروهایی در نزدیکی آن دیده میشوند. میزان فعالیت در داخل تونل مشخص نیست، اما این احتمال وجود دارد که ایران در حال انتقال تجهیزات به داخل تونل باشد، نه خارج از آن.
علاوه بر این، برخی ناظران نسبت به فعالیتهای اخیر در یک ساختمان تخریبشده روی زمین در داخل مجتمع هستهای اصفهان ابراز نگرانی کردهاند. تا همین اواخر، فعالیتها در این بخش عمدتاً به تفکیک و بازیافت آوار محدود میشد، اما اخیراً ایران یک سقف جدید بر روی اسکلت فلزی باقیمانده از یک ساختمان تخریبشده احداث کرده است. علت این اقدام روشن نیست، اما میتواند نشاندهنده آن باشد که ایران تشخیص داده این سازه ارزش حفظ شدن را دارد.
کاربری اصلی این ساختمان تخریبشده مشخص نیست، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این ساختمان با تولید سانتریفیوژ مرتبط بوده است. در نبود شفافیت، این فعالیتها ناگزیر نگرانیهایی را درباره بازسازی برنامه سانتریفیوژ گازی ایران ایجاد میکند.
---
فعالیت در ورودیهای تونل
تصاویر ماهوارهای ثبتشده در تاریخهای ۲۴ و ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد که ایران تلاشهای جدیدی را برای دفن ورودی میانی و جنوبی تونلها با خاک آغاز کرده است. در تاریخ ۲۹ ژانویه، درِ ورودی تونل میانی و همچنین ورودی فضای جانبی مجاور آن کاملاً با خاک مسدود شده بودند.
در ۲۴ ژانویه، تودههایی از خاک تازه در بیرون ورودی جنوبی دیده میشد و چند روز بعد ماشینآلات ساختمانی در اطراف این ورودی مشغول به کار بودند. کامیونهای کمپرسی متعددی در یک محل تجمیع نزدیک، در حال بارگیری یا انتظار برای بارگیری خاک مشاهده شدند. همچنین، صفی از کامیونهای حامل خاک در جاده منتهی به تونلها دیده میشود که احتمالاً برای افزودن خاک بیشتر به ورودی میانی استفاده میشوند.
این اقدامات دفنسازی نشاندهنده آمادگی برای حملات نظامی احتمالی بیشتر است؛ مشابه اقداماتی که پیش از حملات آمریکا در جریان جنگ ۱۲روزه مشاهده شده بود. در مقابل، فعالیت در ورودی شمالی که ایران در ماههای اخیر آن را تقویت کرده (از جمله با افزودن موانع موشکی زیگزاگی)، کمتر مشهود است. این ورودی همچنان باز به نظر میرسد و حضور خودروها در اطراف آن این پرسش را مطرح میکند که آیا ایران در حال انتقال تجهیزات بازیابیشده از سایر سایتها به داخل تونل است یا خیر.
---
فعالیت در سایتهای رویزمینی
تصاویر ماهوارهای مربوط به دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد که ایران طی دو ماه گذشته اسکلت فلزی و سقف یکی از ساختمانهایی را که در حمله هوایی اسرائیل در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵ تخریب شده بود، بازسازی کرده است. تا ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ سقف جدید نصب شده، اما تا ۲۲ ژانویه هیچ پانل دیواریای (حداقل در سمت جنوبی قابل مشاهده) نصب نشده است.
فرآیند پاکسازی از اوایل ژوئیه با پاکسازی خیابانهای اطراف برای دسترسی خودروها آغاز شد. تا اواسط اکتبر، بیشتر آوارهای داخل ساختمان و روی اسکلت فلزی برداشته شده بود. این پاکسازیها در اوایل نوامبر شدت گرفت و زمینه را برای فعالیتهای بازسازی فراهم کرد.
---
ارزیابی کاربری ساختمان تخریبشده
اگرچه نیروهای دفاعی اسرائیل بهطور مستقیم کاربری این ساختمان را مشخص نکردهاند، اما نشانههای متعددی وجود دارد که آن را مرتبط با تولید سانتریفیوژ میداند. ساختمان اصلی در اوایل دهه ۲۰۰۰ ساخته شده و بخش الحاقی آن در اواخر سال ۲۰۲۰ اضافه شده است.
این بازه زمانی با وجود آنکه زودتر از اعلام رسمی انتقال تولید سانتریفیوژ به اصفهان توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی در اوایل ۲۰۲۲ است، اما با آن سازگار تلقی میشود. در آن زمان گزارش شده بود که مکان دقیق این ظرفیتهای تولیدی مشخص نیست و استفاده مجدد از یکی از ساختمانهای موجود امری محتمل به نظر میرسد.
بخش الحاقی این ساختمان، از نظر شکل و ساختار، شباهت زیادی به بخش الحاقی یکی از ساختمانهای کلیدی سایت تولید سانتریفیوژ TESA/TABA در نزدیکی کرج دارد؛ سایتی که گمان میرود قطعاتی مانند بلوز یا لولههای روتور سانتریفیوژ در آن تولید میشده و در ژوئن ۲۰۲۱ هدف حمله پهپادی قرار گرفت.
نویسندگان: دیوید آلبرایت، سارا بورکهارت، اسپنسر فاراگاسو و تیم مؤسسه ISIS
تاریخ: ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶
در روزهای اخیر، رفتوآمد خودروها در جاده منتهی به ورودی تونلهای مجتمع هستهای اصفهان بهطور قابل توجهی افزایش یافته است؛ از جمله در جنوبیترین ورودی تونل که تا پیش از این فعالیت بسیار محدودی در آن مشاهده میشد. به نظر میرسد این فعالیتهای جدید با پوشاندن مجدد ورودی جنوبی و ورودی میانی تونلها با خاک مرتبط باشد.
ورودی شمالی تونل که در ماههای گذشته اقدامات تقویتی بیشتری روی آن انجام شده، تا زمان نگارش این گزارش همچنان باز به نظر میرسد و خودروهایی در نزدیکی آن دیده میشوند. میزان فعالیت در داخل تونل مشخص نیست، اما این احتمال وجود دارد که ایران در حال انتقال تجهیزات به داخل تونل باشد، نه خارج از آن.
علاوه بر این، برخی ناظران نسبت به فعالیتهای اخیر در یک ساختمان تخریبشده روی زمین در داخل مجتمع هستهای اصفهان ابراز نگرانی کردهاند. تا همین اواخر، فعالیتها در این بخش عمدتاً به تفکیک و بازیافت آوار محدود میشد، اما اخیراً ایران یک سقف جدید بر روی اسکلت فلزی باقیمانده از یک ساختمان تخریبشده احداث کرده است. علت این اقدام روشن نیست، اما میتواند نشاندهنده آن باشد که ایران تشخیص داده این سازه ارزش حفظ شدن را دارد.
کاربری اصلی این ساختمان تخریبشده مشخص نیست، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این ساختمان با تولید سانتریفیوژ مرتبط بوده است. در نبود شفافیت، این فعالیتها ناگزیر نگرانیهایی را درباره بازسازی برنامه سانتریفیوژ گازی ایران ایجاد میکند.
---
فعالیت در ورودیهای تونل
تصاویر ماهوارهای ثبتشده در تاریخهای ۲۴ و ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد که ایران تلاشهای جدیدی را برای دفن ورودی میانی و جنوبی تونلها با خاک آغاز کرده است. در تاریخ ۲۹ ژانویه، درِ ورودی تونل میانی و همچنین ورودی فضای جانبی مجاور آن کاملاً با خاک مسدود شده بودند.
در ۲۴ ژانویه، تودههایی از خاک تازه در بیرون ورودی جنوبی دیده میشد و چند روز بعد ماشینآلات ساختمانی در اطراف این ورودی مشغول به کار بودند. کامیونهای کمپرسی متعددی در یک محل تجمیع نزدیک، در حال بارگیری یا انتظار برای بارگیری خاک مشاهده شدند. همچنین، صفی از کامیونهای حامل خاک در جاده منتهی به تونلها دیده میشود که احتمالاً برای افزودن خاک بیشتر به ورودی میانی استفاده میشوند.
این اقدامات دفنسازی نشاندهنده آمادگی برای حملات نظامی احتمالی بیشتر است؛ مشابه اقداماتی که پیش از حملات آمریکا در جریان جنگ ۱۲روزه مشاهده شده بود. در مقابل، فعالیت در ورودی شمالی که ایران در ماههای اخیر آن را تقویت کرده (از جمله با افزودن موانع موشکی زیگزاگی)، کمتر مشهود است. این ورودی همچنان باز به نظر میرسد و حضور خودروها در اطراف آن این پرسش را مطرح میکند که آیا ایران در حال انتقال تجهیزات بازیابیشده از سایر سایتها به داخل تونل است یا خیر.
---
فعالیت در سایتهای رویزمینی
تصاویر ماهوارهای مربوط به دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد که ایران طی دو ماه گذشته اسکلت فلزی و سقف یکی از ساختمانهایی را که در حمله هوایی اسرائیل در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵ تخریب شده بود، بازسازی کرده است. تا ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ سقف جدید نصب شده، اما تا ۲۲ ژانویه هیچ پانل دیواریای (حداقل در سمت جنوبی قابل مشاهده) نصب نشده است.
فرآیند پاکسازی از اوایل ژوئیه با پاکسازی خیابانهای اطراف برای دسترسی خودروها آغاز شد. تا اواسط اکتبر، بیشتر آوارهای داخل ساختمان و روی اسکلت فلزی برداشته شده بود. این پاکسازیها در اوایل نوامبر شدت گرفت و زمینه را برای فعالیتهای بازسازی فراهم کرد.
---
ارزیابی کاربری ساختمان تخریبشده
اگرچه نیروهای دفاعی اسرائیل بهطور مستقیم کاربری این ساختمان را مشخص نکردهاند، اما نشانههای متعددی وجود دارد که آن را مرتبط با تولید سانتریفیوژ میداند. ساختمان اصلی در اوایل دهه ۲۰۰۰ ساخته شده و بخش الحاقی آن در اواخر سال ۲۰۲۰ اضافه شده است.
این بازه زمانی با وجود آنکه زودتر از اعلام رسمی انتقال تولید سانتریفیوژ به اصفهان توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی در اوایل ۲۰۲۲ است، اما با آن سازگار تلقی میشود. در آن زمان گزارش شده بود که مکان دقیق این ظرفیتهای تولیدی مشخص نیست و استفاده مجدد از یکی از ساختمانهای موجود امری محتمل به نظر میرسد.
بخش الحاقی این ساختمان، از نظر شکل و ساختار، شباهت زیادی به بخش الحاقی یکی از ساختمانهای کلیدی سایت تولید سانتریفیوژ TESA/TABA در نزدیکی کرج دارد؛ سایتی که گمان میرود قطعاتی مانند بلوز یا لولههای روتور سانتریفیوژ در آن تولید میشده و در ژوئن ۲۰۲۱ هدف حمله پهپادی قرار گرفت.
👍31👎2
اگرچه این دور از مذاکرات پیشرفت اندکی داشته، اما شکافهای اصلی بین خواستههای ایالات متحده و جمهوری اسلامی، به ویژه در مورد قابلیتهای غنیسازی در خاک ایران، باقی ماندهاست.
ایالات متحده موضع حداکثری خود در خصوص عدم اجازه غنیسازی را حفظ کرده، در حالی که جمهوری اسلامی میگوید حق غنیسازی داخلی را به عنوان بخشی از برنامه انرژی هستهای خود دارد.
البته برخی گزارشها نشان میدهد که ممکن است با توقف موقت غنیسازی موافقت کند. علاوه بر این، ایالات متحده علیرغم تأکید ایران بر محدود کردن بحثها به برنامه هستهای، برای گسترش دامنه مذاکرات تلاش کرده تا برنامه موشکهای بالستیک ایران و شبکههای نیابتی را نیز پوشش دهد.
به رغم این اختلافات، ممکن است همچنان فضایی برای پیشرفت در بحثهای هستهای وجود داشته باشد، زیرا ایالات متحده منتظر ورود ناو هواپیمابر جرالد فورد به خاورمیانه است. در این مدت، اسرائیل احتمالاً ایالات متحده را تحت فشار قرار خواهد داد تا در مذاکرات آینده رویکرد حداکثریتری را برای گنجاندن برنامه موشکهای بالستیک ایران اتخاذ کند.
با گذشت زمان، دونالد ترامپ، ممکن است از پیشرفت کند مذاکرات صبرش لبریز شود. بنابراین احتمال اقدام نظامی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی همچنان بالاست و استقرار تجهیزات نظامی در منطقه، به ایالات متحده انعطافپذیری بیشتری در مورد دامنه، مدت زمان و اهداف حمله احتمالی میدهد.
ایالات متحده موضع حداکثری خود در خصوص عدم اجازه غنیسازی را حفظ کرده، در حالی که جمهوری اسلامی میگوید حق غنیسازی داخلی را به عنوان بخشی از برنامه انرژی هستهای خود دارد.
البته برخی گزارشها نشان میدهد که ممکن است با توقف موقت غنیسازی موافقت کند. علاوه بر این، ایالات متحده علیرغم تأکید ایران بر محدود کردن بحثها به برنامه هستهای، برای گسترش دامنه مذاکرات تلاش کرده تا برنامه موشکهای بالستیک ایران و شبکههای نیابتی را نیز پوشش دهد.
به رغم این اختلافات، ممکن است همچنان فضایی برای پیشرفت در بحثهای هستهای وجود داشته باشد، زیرا ایالات متحده منتظر ورود ناو هواپیمابر جرالد فورد به خاورمیانه است. در این مدت، اسرائیل احتمالاً ایالات متحده را تحت فشار قرار خواهد داد تا در مذاکرات آینده رویکرد حداکثریتری را برای گنجاندن برنامه موشکهای بالستیک ایران اتخاذ کند.
با گذشت زمان، دونالد ترامپ، ممکن است از پیشرفت کند مذاکرات صبرش لبریز شود. بنابراین احتمال اقدام نظامی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی همچنان بالاست و استقرار تجهیزات نظامی در منطقه، به ایالات متحده انعطافپذیری بیشتری در مورد دامنه، مدت زمان و اهداف حمله احتمالی میدهد.
👍101👎2
اپیزود بعدی فردا منتشر میشود.
با موضوع: معنای تهدید نظامی ترامپ
با موضوع: معنای تهدید نظامی ترامپ
👍86👎3
Audio
لایو آرمین منتظری درباره وضعیت صلح و جنگ در دو نقطه مهم جهان بحث میکنه:
🟡 از جنگ در اوکراین شروع میکنه
توضیح میده جنگ اوکراین چه وضعیتی پیدا کرده
چه تلاشهایی برای صلح بوده و چقدر مؤثر بوده
🔴 سپس به بحث درباره ایران میرسه
آیا خطر جنگ برای ایران وجود داره یا نه
چه شرایطی ممکنه باعث بشه جنگ در ایران شروع بشه یا تشدید بشه
🟡 از جنگ در اوکراین شروع میکنه
توضیح میده جنگ اوکراین چه وضعیتی پیدا کرده
چه تلاشهایی برای صلح بوده و چقدر مؤثر بوده
🔴 سپس به بحث درباره ایران میرسه
آیا خطر جنگ برای ایران وجود داره یا نه
چه شرایطی ممکنه باعث بشه جنگ در ایران شروع بشه یا تشدید بشه
👍45👎3
یک ماه از این جنگ میگذرد، آمریکا و اسرائیل در اجرای عملیات موفق بودهاند اما در تحقق اهداف استراتژی نظامی خود ناموفق بودهاند. جمهوری اسلامی تاکنون هیچ یک از شروط آمریکا را نپذیرفته است. این یعنی شکست استراتژی در عین موفقیت عملیات نظامی.
جنگ ادامه خواهد یافت. اسرائیل تهدید کرده که به دلیل حملات ایران به غیرنظامیان اسرائیلی و استقرار تجهیزات نظامی اضافی ایالات متحده در منطقه، حملات خود را تشدید و گسترش خواهد داد. اگرچه به تعویق انداختن مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، تا 6 آوریل، فضایی برای کاهش تنش فراهم میکند، اما شکافهای عمده بین خواستههای ایالات متحده و ایران، بیاعتمادی متقابل و رد طرح 15 مادهای ترامپ توسط ایران، دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک را بعید میسازد.
در عین حال، تجهیزات اضافی ایالات متحده که به خاورمیانه اعزام شدهاند، از جمله ناو جنگی یو اس اس باکسر، به سمت منطقه حرکت خواهند کرد و انتظار میرود ایالات متحده امروز یا فردا، در مورد استقرار حداکثر 10000 سرباز در منطقه دیگر تصمیم بگیرد. در همین حال، اسرائیل ممکن است حملات خود به ایران را تشدید کند و بسته به اهداف اسرائیل، خطر گسترش انتقام ایران در سراسر منطقه را به جان بخرد.
در مورد حوثیها
حوثیهای یمن روز 28 مارس اعلام کردند که شبانه موشکهای بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کردهاند. نیروهای دفاعی اسرائیل اعلام کردند که یک موشک بالستیک را که از یمن به سمت جنوب این کشور در حرکت بود، شبانه رهگیری کردهاند.
این حمله نشان میدهد که جنگ با ایران اکنون با ورود حوثیها به این درگیری به جبهه دیگری گسترش یافته است. این گروه علاوه بر حملات به اسرائیل، احتمالاً تا زمانی که جنگ ادامه یابد و تشدید شود، عملیات خود را به تدریج تشدید خواهد کرد، به ویژه که توقف فعالیت نظامی خود را به آتشبس منطقهای گستردهتر گره زده و پیش از این تهدید کرده که کشتیهای مرتبط با اسرائیل را در دریای سرخ هدف قرار خواهد داد.
اگر درگیری همچنان گسترش یابد، خطر حملات حوثیها به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، به ویژه علیه خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و بندر ینبع که برای جبران اختلالات ناشی از حملات ایران در داخل و اطراف خلیج فارس استفاده میشوند، افزایش خواهد یافت.
چنین تحولاتی تجارت دریایی و جریان انرژی در سراسر منطقه و فراتر از آن را بیشتر از قبل مختل میکند، ضمن اینکه فشار بر اسرائیل را نیز افزایش میدهد، چراکه در حال حاضر اسرائیل با محدودیتهایی در قابلیتهای پیشرفته رهگیری موشک خود مواجه است.
اینکه چرا حوثیها یک ماه از جنگ گذشته به این درگیری ورود کردند احتمالا به دلیل هماهنگی با ایران، اجتناب از ورود زودهنگام و در نتیجه فرسوده شدن توانشان و احساس تهدید قریبالوقوع در خصوص احتمال بروز تنش بسیار شدید در تنگه هرمز و سواحل جنوبی ایران بودهاست.
سوال1
آیا هدف واقعی دولت ترامپ در جنگ ایران محدود کردن توانایی چین در آینده برای تهدید ایالات متحده با کنترل جریان انرژی/نفت به چین نیست؟ آیا این بهتر از سایر نظریهها ثابت نمیکند که چرا ایالات متحده دولت ونزوئلا و اکنون ایران را سرنگون کرد؟ پس اگر روسیه را به ایالات متحده نزدیکتر کند، ایالات متحده نفت و گازی را که چین برای واردات نیاز دارد، کنترل میکند؟
ارائه استدلالهای محکم برای این نظریه دشوار است. این درست است که جنگ به دلیل کاهش در دسترس بودن نفت، قیمت نفت را افزایش میدهد، اما در عین حال قیمت نفت را برای همه کشورها، از جمله ایالات متحده نیز افزایش میدهد. بنابراین ایالات متحده نیز متضرر میشود.
البته این امر تاثیر بیشتری بر کشورهای فقیر خواهد گذاشت چراکه این کشورها به دلیل فقر باید میزان نفت مورد استفاده خود را به طور اساسی کاهش دهند. اما چین به هیچ وجه فقیر نیست، بلکه دومین اقتصاد بزرگ جهان است و میتواند نفت و انرژی مورد نیاز خود را حتی با قیمتهای بالا خریداری کند.
درست است که درآمد سرانه چین بسیار پایینتر از کل تولید ناخالص داخلیاش است، اما چین یک دولت قدرتمند و تا حدی سرکوبگر است. این بدان معناست که چینیها در موقعیتی هستند که میتوانند بار اقتصادی بیشتری را بر افراد جامعه تحمیل کنند و در عین حال منابع مورد نیاز برای اقتصاد و امنیتی ملی را حفظ کنند.
به این نکته هم باید توجه داشت که در آمریکا انتخابات میاندورهای در پیش است و نارضایتی در ایالات متحده از هزینههای بالای زندگی و احتمال جنگ طولانی در ایران، به طور بالقوه قدرت ترامپ را تهدید میکند. بنابراین بعید است که ترامپ تنها برای فشار بر چین چنین هزینه بالایی برای خود تراشیده باشد.👇
جنگ ادامه خواهد یافت. اسرائیل تهدید کرده که به دلیل حملات ایران به غیرنظامیان اسرائیلی و استقرار تجهیزات نظامی اضافی ایالات متحده در منطقه، حملات خود را تشدید و گسترش خواهد داد. اگرچه به تعویق انداختن مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، تا 6 آوریل، فضایی برای کاهش تنش فراهم میکند، اما شکافهای عمده بین خواستههای ایالات متحده و ایران، بیاعتمادی متقابل و رد طرح 15 مادهای ترامپ توسط ایران، دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک را بعید میسازد.
در عین حال، تجهیزات اضافی ایالات متحده که به خاورمیانه اعزام شدهاند، از جمله ناو جنگی یو اس اس باکسر، به سمت منطقه حرکت خواهند کرد و انتظار میرود ایالات متحده امروز یا فردا، در مورد استقرار حداکثر 10000 سرباز در منطقه دیگر تصمیم بگیرد. در همین حال، اسرائیل ممکن است حملات خود به ایران را تشدید کند و بسته به اهداف اسرائیل، خطر گسترش انتقام ایران در سراسر منطقه را به جان بخرد.
در مورد حوثیها
حوثیهای یمن روز 28 مارس اعلام کردند که شبانه موشکهای بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کردهاند. نیروهای دفاعی اسرائیل اعلام کردند که یک موشک بالستیک را که از یمن به سمت جنوب این کشور در حرکت بود، شبانه رهگیری کردهاند.
این حمله نشان میدهد که جنگ با ایران اکنون با ورود حوثیها به این درگیری به جبهه دیگری گسترش یافته است. این گروه علاوه بر حملات به اسرائیل، احتمالاً تا زمانی که جنگ ادامه یابد و تشدید شود، عملیات خود را به تدریج تشدید خواهد کرد، به ویژه که توقف فعالیت نظامی خود را به آتشبس منطقهای گستردهتر گره زده و پیش از این تهدید کرده که کشتیهای مرتبط با اسرائیل را در دریای سرخ هدف قرار خواهد داد.
اگر درگیری همچنان گسترش یابد، خطر حملات حوثیها به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، به ویژه علیه خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و بندر ینبع که برای جبران اختلالات ناشی از حملات ایران در داخل و اطراف خلیج فارس استفاده میشوند، افزایش خواهد یافت.
چنین تحولاتی تجارت دریایی و جریان انرژی در سراسر منطقه و فراتر از آن را بیشتر از قبل مختل میکند، ضمن اینکه فشار بر اسرائیل را نیز افزایش میدهد، چراکه در حال حاضر اسرائیل با محدودیتهایی در قابلیتهای پیشرفته رهگیری موشک خود مواجه است.
اینکه چرا حوثیها یک ماه از جنگ گذشته به این درگیری ورود کردند احتمالا به دلیل هماهنگی با ایران، اجتناب از ورود زودهنگام و در نتیجه فرسوده شدن توانشان و احساس تهدید قریبالوقوع در خصوص احتمال بروز تنش بسیار شدید در تنگه هرمز و سواحل جنوبی ایران بودهاست.
سوال1
آیا هدف واقعی دولت ترامپ در جنگ ایران محدود کردن توانایی چین در آینده برای تهدید ایالات متحده با کنترل جریان انرژی/نفت به چین نیست؟ آیا این بهتر از سایر نظریهها ثابت نمیکند که چرا ایالات متحده دولت ونزوئلا و اکنون ایران را سرنگون کرد؟ پس اگر روسیه را به ایالات متحده نزدیکتر کند، ایالات متحده نفت و گازی را که چین برای واردات نیاز دارد، کنترل میکند؟
ارائه استدلالهای محکم برای این نظریه دشوار است. این درست است که جنگ به دلیل کاهش در دسترس بودن نفت، قیمت نفت را افزایش میدهد، اما در عین حال قیمت نفت را برای همه کشورها، از جمله ایالات متحده نیز افزایش میدهد. بنابراین ایالات متحده نیز متضرر میشود.
البته این امر تاثیر بیشتری بر کشورهای فقیر خواهد گذاشت چراکه این کشورها به دلیل فقر باید میزان نفت مورد استفاده خود را به طور اساسی کاهش دهند. اما چین به هیچ وجه فقیر نیست، بلکه دومین اقتصاد بزرگ جهان است و میتواند نفت و انرژی مورد نیاز خود را حتی با قیمتهای بالا خریداری کند.
درست است که درآمد سرانه چین بسیار پایینتر از کل تولید ناخالص داخلیاش است، اما چین یک دولت قدرتمند و تا حدی سرکوبگر است. این بدان معناست که چینیها در موقعیتی هستند که میتوانند بار اقتصادی بیشتری را بر افراد جامعه تحمیل کنند و در عین حال منابع مورد نیاز برای اقتصاد و امنیتی ملی را حفظ کنند.
به این نکته هم باید توجه داشت که در آمریکا انتخابات میاندورهای در پیش است و نارضایتی در ایالات متحده از هزینههای بالای زندگی و احتمال جنگ طولانی در ایران، به طور بالقوه قدرت ترامپ را تهدید میکند. بنابراین بعید است که ترامپ تنها برای فشار بر چین چنین هزینه بالایی برای خود تراشیده باشد.👇
👍19
سوال 2
اگر فرض ترامپ را پذیریم که با هدف نابودی برنامه هستهای ایران و قطع دسترسی ایران به بمب، به ایران حمله کرده پس چرا چنین سخنانی درباره کرهشمالی نمیگوید؟
اینجا باید از نگاه آمریکاییها به مسئله نگاه کنیم. دلیلش ساده است. در خاورمیانه و اصولا کشورهای اسلامگرا میل به شهادت وجود دارد. بنابراین مسلح شدن چنین کشوری به بمب هستهای، از نظر آمریکاییها خطرناکترش میکند. اینجا فرهنگ شهادت مهم میشود.
کرهشمالی چنین فرهنگی ندارد. نه حالا و نه در گذشته. برخورداری کرهشمالی از بمب هستهای با تمرکز بر اهداف دفاعی است نه تهاجمی. اما کشوری مانند ایران در سراسر منطقه درگیر مناقشههای گوناگون است، اگر به سلاح هستهای دست یابد، وضعیت کاملا متفاوت خواهد شد.
دلیل بعدی این است که کرهشمالی همین حالا هم مسلح به بمب هستهای است. هیچ کشوری اینقدر احمق نیست که به یک کشور هستهای دیگر چنین حملهای بکند.
نکته بعد همسایگی چین با کرهشمالی است. چین صرفا همسایه است. نه رابطه نزدیکی دارد و نه دوست کرهشمالی است. ژاپن و کرهجنوبی هم دوست کرهشمالی نیستند. بنابراین اگر کرهشمالی بخواهد دست به اقدامی بزند، هدف اولیه و مستقیمش آمریکا نخواهد بود.
و اما کمی درباره جنگ
این جنگ از نوع جنگهای مدرن است. بسیار مشابه با جنگ اوکراین و روسیه.
چرا؟
اگر این جنگ مدرن نبود، خیلی قبلتر تفنگدارهای آمریکایی در دور طرف تنگه هرمز فرود آمده بودند. اما این کار آسان نیست. چون این جنگ، جنگی مدرن است. مدرن به این معنا که با ابزارهای هدفگیری دوربرد انجام میشود.
ایران وسعت زیادی دارد. دو برابر افغانستان و چهاربرابر عراق. سامانههای شلیک موشک و پهپاد ایران در همه این وسعت پراکنده هستند. بنابراین یافتن تک به تک آنها و انهدام آنها کار زمانبر و دشواری است. بنابراین اگر هدف آمریکا و اسرائیل این باشد که همه این سامانهها را، تک به تک، منهدم کنند، آنوقت باید گفت که این جنگ خیلی بیشتر از این طول خواهد کشید.
یک راه برای از کارانداختن موشکها و پهپاد وجود دارد و آن مختل کردن و یا نابود کردن سامانههای راهبری این پهپادها و ماهوارهها است که آن هم کار دشواری است. ما نمیدانیم ایران توان ماهوارهایاش چقدر است و از سوی چه کشورهایی کمک و اطلاعات ماهوارهای دریافت میکند.
سوال
آیا امکان ورود نیروی زمینی آمریکا هست؟
بله. همه نشانهها این را نشان میدهد.
اما آیا رخ میدهد؟
مطمئن نیستم.
خطر پهپادها و موشکهای کوتاهبرد دقیق برای نیروی زمینی آمریکا خیلی زیاد است.
برای پایان یافتن این جنگ به گونهای ترامپ خواستارش است (یعنی تسلیم ایران)، به نیروی زمینی نیاز است. جنگها اغلب، زمانی با شکست یک طرف تمام میشوند که طرف مهاجم کشور هدف را اشغال کرده باشد و یا کشور هدف ابزاری برای دفاع نداشته باشد.
اما اشغال ایران به راحتی ممکن نیست. آمریکاییها برای اشغال ایران به بیشتر از 400 هزار نیروی مسلح نیاز دارند. بسیج این نیروها و مهیا کردن تدارکات و لجستیک برای این تعداد نیرو برای انجام عملیات در ایران بین 4 تا 6 ماه زمان خواهد برد.
بنابراین گزینهای که باقی میماند، اشغال بخشهایی از خاک ایران به طور موقت و یا انجام یک عملیات کوتاه نیروهای ویژه با هدفی خاص در خاک ایران است.
اگر هدف جزایر سه گانه و یا جزیره خارک باشد، باید گفته اشغال این جزایر خیلی آسان نیست البته نمیگویم نشدنی است. اما نیروی زمینی ارتش و سپاه هنوز دست نخورده باقی ماندهاند.
به فرض اشغال، نگه داشتن این جزایر خودش ماجرایی بسیار پیچیده و دشوار است. بنابراین از نظر من خیلی عجیب خواهد بود که ترامپ چنین برنامهای در سر داشته باشد. و اگر دست به چنین کاری بزند، تصمیم گرفته وارد مارپیچی بسیار خطرناک شود.
انجام عملیات ویژه نیروهای دلتا فورس در خاک ایران را متحملتر میدانم. یا برای انهدام اورانیوم غنیشده در ایران یا انهدام مطمئن سایتهای هستهای.
به طور کلی، همانطور که قبلتر هم گفتم، کمپینهای هوایی در سرنگونی رژیمهای سیاسی اغلب ناموفق هستند. این یک تجربه تاریخی است. برای سرنگونی یک رژیم به نیروی زمینی نیاز است و در خصوص ایران، به واسطه وسعت زیاد و جغرافیای کوهستانی و بیابانی، این کار بسیار پرریسک، خطرناک و زمانبر است. بنابراین تا زمانی استراتژی نظامی آمریکا و اسرائیل همین باشد، سیستم سیاسی در ایران بر سر کار خواهد ماند.
اینکه در روزهای بعد از جنگ، این سیستم چه رفتاری در داخل و خارج خواهد داشت، بستگی به این دارد که جنگ به چه شکلی و با چه کیفیتی و در نتیجه چه فعل و انفعالاتی پایان یابد.
اگر فرض ترامپ را پذیریم که با هدف نابودی برنامه هستهای ایران و قطع دسترسی ایران به بمب، به ایران حمله کرده پس چرا چنین سخنانی درباره کرهشمالی نمیگوید؟
اینجا باید از نگاه آمریکاییها به مسئله نگاه کنیم. دلیلش ساده است. در خاورمیانه و اصولا کشورهای اسلامگرا میل به شهادت وجود دارد. بنابراین مسلح شدن چنین کشوری به بمب هستهای، از نظر آمریکاییها خطرناکترش میکند. اینجا فرهنگ شهادت مهم میشود.
کرهشمالی چنین فرهنگی ندارد. نه حالا و نه در گذشته. برخورداری کرهشمالی از بمب هستهای با تمرکز بر اهداف دفاعی است نه تهاجمی. اما کشوری مانند ایران در سراسر منطقه درگیر مناقشههای گوناگون است، اگر به سلاح هستهای دست یابد، وضعیت کاملا متفاوت خواهد شد.
دلیل بعدی این است که کرهشمالی همین حالا هم مسلح به بمب هستهای است. هیچ کشوری اینقدر احمق نیست که به یک کشور هستهای دیگر چنین حملهای بکند.
نکته بعد همسایگی چین با کرهشمالی است. چین صرفا همسایه است. نه رابطه نزدیکی دارد و نه دوست کرهشمالی است. ژاپن و کرهجنوبی هم دوست کرهشمالی نیستند. بنابراین اگر کرهشمالی بخواهد دست به اقدامی بزند، هدف اولیه و مستقیمش آمریکا نخواهد بود.
و اما کمی درباره جنگ
این جنگ از نوع جنگهای مدرن است. بسیار مشابه با جنگ اوکراین و روسیه.
چرا؟
اگر این جنگ مدرن نبود، خیلی قبلتر تفنگدارهای آمریکایی در دور طرف تنگه هرمز فرود آمده بودند. اما این کار آسان نیست. چون این جنگ، جنگی مدرن است. مدرن به این معنا که با ابزارهای هدفگیری دوربرد انجام میشود.
ایران وسعت زیادی دارد. دو برابر افغانستان و چهاربرابر عراق. سامانههای شلیک موشک و پهپاد ایران در همه این وسعت پراکنده هستند. بنابراین یافتن تک به تک آنها و انهدام آنها کار زمانبر و دشواری است. بنابراین اگر هدف آمریکا و اسرائیل این باشد که همه این سامانهها را، تک به تک، منهدم کنند، آنوقت باید گفت که این جنگ خیلی بیشتر از این طول خواهد کشید.
یک راه برای از کارانداختن موشکها و پهپاد وجود دارد و آن مختل کردن و یا نابود کردن سامانههای راهبری این پهپادها و ماهوارهها است که آن هم کار دشواری است. ما نمیدانیم ایران توان ماهوارهایاش چقدر است و از سوی چه کشورهایی کمک و اطلاعات ماهوارهای دریافت میکند.
سوال
آیا امکان ورود نیروی زمینی آمریکا هست؟
بله. همه نشانهها این را نشان میدهد.
اما آیا رخ میدهد؟
مطمئن نیستم.
خطر پهپادها و موشکهای کوتاهبرد دقیق برای نیروی زمینی آمریکا خیلی زیاد است.
برای پایان یافتن این جنگ به گونهای ترامپ خواستارش است (یعنی تسلیم ایران)، به نیروی زمینی نیاز است. جنگها اغلب، زمانی با شکست یک طرف تمام میشوند که طرف مهاجم کشور هدف را اشغال کرده باشد و یا کشور هدف ابزاری برای دفاع نداشته باشد.
اما اشغال ایران به راحتی ممکن نیست. آمریکاییها برای اشغال ایران به بیشتر از 400 هزار نیروی مسلح نیاز دارند. بسیج این نیروها و مهیا کردن تدارکات و لجستیک برای این تعداد نیرو برای انجام عملیات در ایران بین 4 تا 6 ماه زمان خواهد برد.
بنابراین گزینهای که باقی میماند، اشغال بخشهایی از خاک ایران به طور موقت و یا انجام یک عملیات کوتاه نیروهای ویژه با هدفی خاص در خاک ایران است.
اگر هدف جزایر سه گانه و یا جزیره خارک باشد، باید گفته اشغال این جزایر خیلی آسان نیست البته نمیگویم نشدنی است. اما نیروی زمینی ارتش و سپاه هنوز دست نخورده باقی ماندهاند.
به فرض اشغال، نگه داشتن این جزایر خودش ماجرایی بسیار پیچیده و دشوار است. بنابراین از نظر من خیلی عجیب خواهد بود که ترامپ چنین برنامهای در سر داشته باشد. و اگر دست به چنین کاری بزند، تصمیم گرفته وارد مارپیچی بسیار خطرناک شود.
انجام عملیات ویژه نیروهای دلتا فورس در خاک ایران را متحملتر میدانم. یا برای انهدام اورانیوم غنیشده در ایران یا انهدام مطمئن سایتهای هستهای.
به طور کلی، همانطور که قبلتر هم گفتم، کمپینهای هوایی در سرنگونی رژیمهای سیاسی اغلب ناموفق هستند. این یک تجربه تاریخی است. برای سرنگونی یک رژیم به نیروی زمینی نیاز است و در خصوص ایران، به واسطه وسعت زیاد و جغرافیای کوهستانی و بیابانی، این کار بسیار پرریسک، خطرناک و زمانبر است. بنابراین تا زمانی استراتژی نظامی آمریکا و اسرائیل همین باشد، سیستم سیاسی در ایران بر سر کار خواهد ماند.
اینکه در روزهای بعد از جنگ، این سیستم چه رفتاری در داخل و خارج خواهد داشت، بستگی به این دارد که جنگ به چه شکلی و با چه کیفیتی و در نتیجه چه فعل و انفعالاتی پایان یابد.
👍42👎8
دقت داشته باشید که این نوشتار صرفا ترسیم چشمانداز و سناریو است نه ارائه پیشنهاد. این نوشته براساس احتمال وقوع حمله زمینی بنا شده و سناریوها و ریسکهای مختلف یک حمله زمینی را بررسی کرده. بنابراین به محض از روی میز برداشته شدن این گزینه، این نوشته هم بلاموضوع خواهد بود.
جنگی که حالا بین آمریکا-اسرائیل و ایران در جریان است یک جنگ مدرن هوایی است. با توجه به این تجربه تاریخی که کمپینهای هوایی بعید است پیروزی قاطعی را برای هر یک طرفین جنگ فراهم کنند، نشانههایی درباره احتمال استقرار نیروی زمینی آمریکا در خاک ایران دیده میشود.
کمپین هوایی در وادار کردن صدام به تسلیم موفق نبود. حملات هوایی گسترده متفقین به آلمان و ژاپن در طول جنگ جهانی دوم نتوانست آنها را وادار به تسلیم کند.
ترامپ بارها اعلام کرده که تمایلی ندارد هیچ گزینهای را از روی میز بردارد. بنابراین در صورتیکه فرض کنیم این جنگ ادامه خواهد داشت، یک عملیات نظامی فرضی در خاک ایران میتواند طیف وسیعی از گزینهها را شامل شود:
1-حمله کوچک و محدود با حضور چندده کماندو
۲-تهاجم با هزاران سرباز و حمایت دیپلماتیک منطقهای محدود
۳-تهاجم تمامعیار برای سرنگونی ساختار سیاسی، که به صدها هزار نیرو و حمایت اکثر کشورهای عربی خلیج فارس نیاز دارد.
ماموریتهای عملیاتی محدود و کوچک، عملیترین گزینه هستند.
تهاجمهای بزرگتر یا عملیات تغییر رژیم با خطرات لجستیکی، سیاسی و استراتژیک شدیدی روبرو خواهند بود.
انجام چنین عملیاتهایی بدون برخورداری از حمایت کشورهای منطقه و بدون جلب حمایت افکار عمومی آمریکا، و بدون تغییر عمده در حمایت منطقهای و داخلی ایالات متحده، بعید است.
بررسی مرحله به مرحله
سادهترین گزینه روی میز ترامپ، حملات کماندویی محدود و کوچک در داخل خاک ایران است.
تصمیم برای انجام چنین حملاتی به لحاظ سیاسی راحتتر اتخاذ میشود. این نوع حملات حمایتهای لجستیکی کمتری نیاز دارند. هدف این نوع حملات میتواند بدست آوردن کنترل مواد هستهای در خاک ایران، انجام ترورهای بیشتر، تخریب بیشتر زیرساختهای صنعتی نظامی و یا مسلح کردن و سازماندهی گروههای مسلح در خاک ایران باشد.
سازماندهی و اعزام نیروهای کماندو در قالب نیروی دریایی، نیروی دلتا و کلاه سبزها به خاورمیانه نسبتاً آسانتر خواهد بود، زیرا نیازی به ماهها آمادهسازی یا زنجیرههای تأمین لجستیکی گسترده ندارد. این نیروها میتوانند از طریق ناوهای هواپیمابر به خاک ایران اعزام شوند. با توجه به اینکه ایالات متحده و اسرائیل برتری هوایی نسبی بدست آوردهاند، نیروهای کماندو آمریکا میتوانند از طریق هوا در امتداد مرزها یا سواحل نفوذپذیر ایران مستقر شوند.
بنابراین سازماندهی و اعزام نیرو کماندویی نسبتاً ساده خواهد بود، اما ریسک ماجرا از این بعد خودش را نشان میدهد. اگر ماموریت بدست گرفتن کنترل مئاد هستهای باشد که در اصفهان دفن شدهاند، استخراج و یا رقیقکردن این مواد، فرآیندی زمانبر است.
معنایش این است که نیروهای کماندوی آمریکا مجبورند مدت زمان زیادی در خاک ایران بمانند و همین مدت زمان کافی برای اینکه آنها را در خطر روبرو شدن با نیروهای ویژه سپاه پاسداران قرار دهند.
ترور فرماندهان نظامی لزوماً کماندوها را در معرض همان خطراتی که تلاش برای نفوذ به سایتهای هستهای ایجاد میکند، قرار نمیدهد. با این حال، با توجه به ساختار شبکهای فرماندهی نظامی و تعدیل نیرو در زنجیرههای فرماندهی، بعید است که چنین قتلهایی، تأثیر قابل توجهی بر توانایی ساختار نظامی ایران در ادامه حملات پهپادی و موشکی منطقهای داشته باشد.
کماندوها همچنین ممکن است به هدف قرار دادن یا انجام عملیات خرابکارانه علیه مجتمع نظامی-صنعتی که از حملات موشکی و پهپادی پشتیبانی میکند، بپردازند و در نتیجه توانایی ایران در تولید و جایگزینی سامانههای نظامی را کاهش دهند. اما، مشکل این استراتژی این است که چنین، به دلیل پراکندگی مجتمعهای نظامی-صنعتی در ایران، لزوماً نتایج تعیینکننده نخواهد داشت.
در نهایت، کماندوهای ایالات متحده ممکن است در مأموریتهایی برای سازماندهی یا رهبری نیروهای مخالف در داخل ایران، مانند نیروهای کرد و یا گروههای داخلی ایرانی در شهرهای بزرگ فعال شوند.
اما این نوع عملیات نیز یک روند کند خواهد داشت و میتواند با واکنش شدید سپاه پاسداران مواجه شود.
بنابراین، هرگونه استقرار کماندوها در خاک ایران، خطر کشته یا اسیر شدن واحدهای ویژه را به همراه خواهد داشت و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، یک شکست نظامی برای ترامپ خواهد بود که ضربه سیاسی شدیدی به او خواهد زد.👇
جنگی که حالا بین آمریکا-اسرائیل و ایران در جریان است یک جنگ مدرن هوایی است. با توجه به این تجربه تاریخی که کمپینهای هوایی بعید است پیروزی قاطعی را برای هر یک طرفین جنگ فراهم کنند، نشانههایی درباره احتمال استقرار نیروی زمینی آمریکا در خاک ایران دیده میشود.
کمپین هوایی در وادار کردن صدام به تسلیم موفق نبود. حملات هوایی گسترده متفقین به آلمان و ژاپن در طول جنگ جهانی دوم نتوانست آنها را وادار به تسلیم کند.
ترامپ بارها اعلام کرده که تمایلی ندارد هیچ گزینهای را از روی میز بردارد. بنابراین در صورتیکه فرض کنیم این جنگ ادامه خواهد داشت، یک عملیات نظامی فرضی در خاک ایران میتواند طیف وسیعی از گزینهها را شامل شود:
1-حمله کوچک و محدود با حضور چندده کماندو
۲-تهاجم با هزاران سرباز و حمایت دیپلماتیک منطقهای محدود
۳-تهاجم تمامعیار برای سرنگونی ساختار سیاسی، که به صدها هزار نیرو و حمایت اکثر کشورهای عربی خلیج فارس نیاز دارد.
ماموریتهای عملیاتی محدود و کوچک، عملیترین گزینه هستند.
تهاجمهای بزرگتر یا عملیات تغییر رژیم با خطرات لجستیکی، سیاسی و استراتژیک شدیدی روبرو خواهند بود.
انجام چنین عملیاتهایی بدون برخورداری از حمایت کشورهای منطقه و بدون جلب حمایت افکار عمومی آمریکا، و بدون تغییر عمده در حمایت منطقهای و داخلی ایالات متحده، بعید است.
بررسی مرحله به مرحله
سادهترین گزینه روی میز ترامپ، حملات کماندویی محدود و کوچک در داخل خاک ایران است.
تصمیم برای انجام چنین حملاتی به لحاظ سیاسی راحتتر اتخاذ میشود. این نوع حملات حمایتهای لجستیکی کمتری نیاز دارند. هدف این نوع حملات میتواند بدست آوردن کنترل مواد هستهای در خاک ایران، انجام ترورهای بیشتر، تخریب بیشتر زیرساختهای صنعتی نظامی و یا مسلح کردن و سازماندهی گروههای مسلح در خاک ایران باشد.
سازماندهی و اعزام نیروهای کماندو در قالب نیروی دریایی، نیروی دلتا و کلاه سبزها به خاورمیانه نسبتاً آسانتر خواهد بود، زیرا نیازی به ماهها آمادهسازی یا زنجیرههای تأمین لجستیکی گسترده ندارد. این نیروها میتوانند از طریق ناوهای هواپیمابر به خاک ایران اعزام شوند. با توجه به اینکه ایالات متحده و اسرائیل برتری هوایی نسبی بدست آوردهاند، نیروهای کماندو آمریکا میتوانند از طریق هوا در امتداد مرزها یا سواحل نفوذپذیر ایران مستقر شوند.
بنابراین سازماندهی و اعزام نیرو کماندویی نسبتاً ساده خواهد بود، اما ریسک ماجرا از این بعد خودش را نشان میدهد. اگر ماموریت بدست گرفتن کنترل مئاد هستهای باشد که در اصفهان دفن شدهاند، استخراج و یا رقیقکردن این مواد، فرآیندی زمانبر است.
معنایش این است که نیروهای کماندوی آمریکا مجبورند مدت زمان زیادی در خاک ایران بمانند و همین مدت زمان کافی برای اینکه آنها را در خطر روبرو شدن با نیروهای ویژه سپاه پاسداران قرار دهند.
ترور فرماندهان نظامی لزوماً کماندوها را در معرض همان خطراتی که تلاش برای نفوذ به سایتهای هستهای ایجاد میکند، قرار نمیدهد. با این حال، با توجه به ساختار شبکهای فرماندهی نظامی و تعدیل نیرو در زنجیرههای فرماندهی، بعید است که چنین قتلهایی، تأثیر قابل توجهی بر توانایی ساختار نظامی ایران در ادامه حملات پهپادی و موشکی منطقهای داشته باشد.
کماندوها همچنین ممکن است به هدف قرار دادن یا انجام عملیات خرابکارانه علیه مجتمع نظامی-صنعتی که از حملات موشکی و پهپادی پشتیبانی میکند، بپردازند و در نتیجه توانایی ایران در تولید و جایگزینی سامانههای نظامی را کاهش دهند. اما، مشکل این استراتژی این است که چنین، به دلیل پراکندگی مجتمعهای نظامی-صنعتی در ایران، لزوماً نتایج تعیینکننده نخواهد داشت.
در نهایت، کماندوهای ایالات متحده ممکن است در مأموریتهایی برای سازماندهی یا رهبری نیروهای مخالف در داخل ایران، مانند نیروهای کرد و یا گروههای داخلی ایرانی در شهرهای بزرگ فعال شوند.
اما این نوع عملیات نیز یک روند کند خواهد داشت و میتواند با واکنش شدید سپاه پاسداران مواجه شود.
بنابراین، هرگونه استقرار کماندوها در خاک ایران، خطر کشته یا اسیر شدن واحدهای ویژه را به همراه خواهد داشت و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، یک شکست نظامی برای ترامپ خواهد بود که ضربه سیاسی شدیدی به او خواهد زد.👇
👍17👎1