شهر شعر قیام قلم
- سرما در قدم دار فنا افتاده است ما نه آنیم که بر دوش کسی بار شویم نبض شعر و رقص قلم
مرا نیش زبانت مانع از نوش لبانت نیست...
به نیشی دل نخواهد کند خرس از شهد کندوها
حسین زحمتکش
شهر شعر قیام قلم
به نیشی دل نخواهد کند خرس از شهد کندوها
حسین زحمتکش
شهر شعر قیام قلم
شهر شعر قیام قلم
مرا نیش زبانت مانع از نوش لبانت نیست... به نیشی دل نخواهد کند خرس از شهد کندوها حسین زحمتکش شهر شعر قیام قلم
از دست غیبت تو شکایت نمیکنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
> حافظ
شهر شعر
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
> حافظ
شهر شعر
شهر شعر قیام قلم
از دست غیبت تو شکایت نمیکنم تا نیست غیبتی نبود لذت حضور > حافظ شهر شعر
بگذار که از صبح تا شب بگریم
با جگر پر سوز با تب بگریم
بگذار که تا لت بخورم از سر شوخی
چونطفل که از استاد مکتب بگریم
#جوادسرپلی
با جگر پر سوز با تب بگریم
بگذار که تا لت بخورم از سر شوخی
چونطفل که از استاد مکتب بگریم
#جوادسرپلی
پدر
چندان پدر مشقت دوران کشیده است
در کوه و دشت خار مغیلان، دویده است
پر خون بدن نموده و جامه دریده است
تا مثل تو دسته گلی پروریده است
#لاادری
شهر شعر
چندان پدر مشقت دوران کشیده است
در کوه و دشت خار مغیلان، دویده است
پر خون بدن نموده و جامه دریده است
تا مثل تو دسته گلی پروریده است
#لاادری
شهر شعر
عشق یعنی که دلت در پیِ جانان بیتپد
بهر یوسف که چون یعقوب کنعان بیتپد
عشق یعنی تا وصال کوه آنحضرت یار
با گذار هر دقیقه سخت و سوزان بیتپد
#جوادسرپلی
بهر یوسف که چون یعقوب کنعان بیتپد
عشق یعنی تا وصال کوه آنحضرت یار
با گذار هر دقیقه سخت و سوزان بیتپد
#جوادسرپلی
شهر شعر قیام قلم
عشق یعنی که دلت در پیِ جانان بیتپد بهر یوسف که چون یعقوب کنعان بیتپد عشق یعنی تا وصال کوه آنحضرت یار با گذار هر دقیقه سخت و سوزان بیتپد #جوادسرپلی
با من برنو به دوش یاغی مشروطهخواه
عشق کاری کرده که تبریز میسوزد در آه
بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد
با من تنهاتر از ستارخان بیسپاه
موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه
هر کسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق
کندهی پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه
کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه
آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن
آدم است و سیب خوردن! آدم است و اشتباه!
سوختم دیدم قدیمیها چه زیبا گفتهاند:
"دانهی فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه"
✍حامد عسگری
🎥🎤 آیلار موقر
عشق کاری کرده که تبریز میسوزد در آه
بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد
با من تنهاتر از ستارخان بیسپاه
موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه
هر کسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق
کندهی پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه
کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه
آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن
آدم است و سیب خوردن! آدم است و اشتباه!
سوختم دیدم قدیمیها چه زیبا گفتهاند:
"دانهی فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه"
✍حامد عسگری
🎥🎤 آیلار موقر
تاریخ،
خاطرهای از ما خواهد نوشت؛
که ما با وجودِ
کوچکیِ روحهایمان،
چیزهایی را به دوش کشیدیم
که حتی کوهها هم
توانِ تحملش را نداشتند.
https://t.me/PenDancee
خاطرهای از ما خواهد نوشت؛
که ما با وجودِ
کوچکیِ روحهایمان،
چیزهایی را به دوش کشیدیم
که حتی کوهها هم
توانِ تحملش را نداشتند.
https://t.me/PenDancee
شهر شعر قیام قلم
Photo
دو گل گوهربار
ای جان و جهان من
ای روح و روان من
ای نطق و بیان من
ایحضرت عشق مادر
آیینهی هستیام
ای مایهی مستیام
ای قبلهی زیستیام
ایحضرت عشق بابا
ای صبح پر از امید
ای جلوهگهِ خورشید
ای همجوار توحید
ایحضرت عشق مادر
ای نقطهی آغازم
ای بال به پروازم
من با تو سرافرازم
ایحضرت عشق بابا
دلبندم و دلبندم
ای مایهی لبخندم
جنات خداوندم
ایحضرت عشق مادر
ای شمس و شهاب من
آیین و کتاب من
ای عالیجناب من
ایحضرت عشق بابا
لالایی تو در گوشم
ای کبک سخنپوشم
با توست که من خوشم
ایحضرت عشق مادر
ای شمع شبستانم
سرچشمهی احسانم
ای قاموس انسانم
ایحضرت عشق بابا
جواد بود سرشار
از عشق شما دو یار
ای دو گل گوهربار ایحضرت عشق مادر
ایحضرت عشق بابا
#جوادسرپلی
ای جان و جهان من
ای روح و روان من
ای نطق و بیان من
ایحضرت عشق مادر
آیینهی هستیام
ای مایهی مستیام
ای قبلهی زیستیام
ایحضرت عشق بابا
ای صبح پر از امید
ای جلوهگهِ خورشید
ای همجوار توحید
ایحضرت عشق مادر
ای نقطهی آغازم
ای بال به پروازم
من با تو سرافرازم
ایحضرت عشق بابا
دلبندم و دلبندم
ای مایهی لبخندم
جنات خداوندم
ایحضرت عشق مادر
ای شمس و شهاب من
آیین و کتاب من
ای عالیجناب من
ایحضرت عشق بابا
لالایی تو در گوشم
ای کبک سخنپوشم
با توست که من خوشم
ایحضرت عشق مادر
ای شمع شبستانم
سرچشمهی احسانم
ای قاموس انسانم
ایحضرت عشق بابا
جواد بود سرشار
از عشق شما دو یار
ای دو گل گوهربار ایحضرت عشق مادر
ایحضرت عشق بابا
#جوادسرپلی
🌺
به بهانهٔ ۲۷ شهریور
🍀 روز شعر و ادب پارسی
🌿 بزرگداشت استاد شهریار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅ معرّفی
"سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی" متخلّص به "شهریار" از شعرای نامی و بلندآوازهٔ ایرانی بود که به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده است.
✅ تولّد و کودکی
🔹 "محمّدحسین" در ۱۱ دی ۱۲۸۳ه.ش دیده به جهان گشود.
🔹 وی دوران کودکی را در روستا سپری کرد و سپس برای ادامهٔ تحصیل به تبریز رفت.
✅ تحصیلات
🔹 او پس از اخذ مدرک سیکل در تبریز، در اواخر سال ۱۲۹۹ عازم پایتخت شد و در سال ۱۳۰۳ از دبیرستان دارالفنون دیپلم گرفت
🔹 سپس وارد مدرسهٔ عالی طبّ تهران شد(این مدرسه پس از تأسیس دانشگاه تهران به دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه تهران تبدیل گردید) و به تحصیل در رشتهٔ پزشکی پرداخت امّا به علّت عدم تناسب این رشته با روحیهٔ لطیف وی و نیز تجربهٔ یک شکست عشقی در همان دوران، تحصیل را رها کرد.
💔 عشق نافرجام
🔺 در همان سالهایی که او مشغول تحصیل در رشتهٔ پزشکی بود، گویا عاشق دختری بنام ثریّا فرزند عبدالله امیرطهماسبی میشود و حتّیٰ تا مرحلهٔ نامزدیهم پیش میروند، ولی سرانجام ثریّا به اصرار خانوادهاش با فردی بنام چراغعلی سالارحشمت ملقّب به امیر اکرم پیوند ازدواج میبندد.
گفته شده بعدها شهریار از این نافرجامی در عشق به عنوان یک لطف الهی یاد کرده، چون باعث شده تا او از یک عشق مادّی به عشق معنوی دست یابد.
✅ سفر و اشتغال
🔹 در سال ۱۳۱۰ شهریار به قصد دیدار با جناب کمالالملک(نقّاش بلندآوازهٔ ایرانی) عازم نیشابور شد.
او چهار سال در آنجا ماند و با مساعدت استاد کمالالملک در سازمان ثبت اسناد و املاک آنجا مشغول به کار شد تا اینکه در اواخر سال ۱۳۱۴ به علّت کسالت و بیماری به تهران مراجعت نمود.
🔹 شهریار در سال ۱۳۱۵ به استخدام بانک کشاورزی درآمد.
✅ دلیل تأخیر در ازدواج
🔸 شهریار بعد از فوت برادرش(به دلیل بیماری تیفوس)، سرپرستی ۴ فرزند او را بر عهده گرفت و به همین علّت تا مدّتها قید ازدواج را زد تا بتواند برادرزادههایش را سر و سامان دهد.
✅ بازگشت به زادگاه و ازدواج
🔹 محمّدحسین(شهریار) در سال ۱۳۳۲ پس از ۳۳ سال دوری از زادگاهش به تبریز منتقل شد و با استقبالی پرشور از سوی مردم مواجه شد.
🔹 وی پس از یک سال اقامت در تبریز، در سال ۱۳۳۳ در سن ۴۸ سالگی با یکی از بستگانش به نام "عزیزه عبدالخالقی" که دوشیزهای ۲۱ ساله و آموزگار بود ازدواج کرد؛
ثمرهٔ این وصلت سه فرزند به نامهای شهرزاد، مریم و هادی میباشد.
✅ سرودن شعر
وی در ابتدا به زبان فارسی شعر میگفت ولی پس از چندی و با سفارشهای مادر، سرودن شعر به زبان ترکی را نیز آغاز نمود.
✅ یاران شهریار
🔺 شهریار در جوانی با بزرگان هنر و ادب دوستی داشت از جمله ابوالحسن صبا، محمّدتقی بهار(ملکالشّعرا)، ایرج میرزا، عارف قزوینی و در سالهای بعد نیز با ادیبانی چون نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج(سایه)، امیری فیروزکوهی، پژمان بختیاری و سعید نفیسی همنشین بود.
✅ افتخارات
🔹 از چند سال قبل از سال ۵۷ تا کنون مراسم بزرگداشت و جشنوارههای متعدّد داخلی و بینالمللی در تجلیل از ایشان برگزار گردیده است.
🔹 ۲۷ شهریور(سالروز وفات شهریار) در تقویم رسمی کشور به عنوان روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار نام گرفت.
🔹 دانشگاه تبریز وی را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان "دکترای افتخاری ادبیّات" را نیز به وی اعطا نمود.
🔹 ساخت سریال تلویزیونی بر اساس زندگی این شاعر نامدار ایرانی و پخش آن در داخل و نیز کشورهای فارسیزبان همسایه از دیگر تلاشهایی است که در جهت شناساندن فرهنگ و مفاخر ایران به جوامع دیگر انجام گرفته است.
🔹 تا کنون کتب و مقالات بسیاری از سوی ادبا و صاحبنظرانِ مطرح در عرصهٔ فرهنگی کشور، در راستای شناخت زوایای اشعار و افکار و شخصیّت شهریار منتشر گردیده است.
🔹 اشعار ایشان نیز تا کنون به چندین زبان زندهٔ دنیا ترجمه و منتشر شده و موجب گردیده تا نام شهریار در فراسوی مرزهای جغرافیایی ایران، به ویژه در کشورهای پارسیزبان نامی آشنا و مقبول باشد.
✅ مطلع برخی از اشعار مشهورش
* علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
* پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
* آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
* از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
* جوانی شمع رَه کردم که جویم زندگانی را
* برو ای تُرک که تَرکِ تو ستمگر کردم
* با یاد رویت ای گل، گل رنگ و بو ندارد
* یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
☑️ وفات
🔸 سرانجام این شاعر شهیر، در تاریخ ۲۷ شهریورماه سال ۱۳۶۷ ه.ش و در ۸۱ سالگی در بیمارستان مهر تهران دار فانی را وداع گفت.
پیکر وی بنابر وصیّت خودش به تبریز منتقل شده و در آرامگاه مقبرةالشعرا به خاک سپرده شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گردآورنده: محمّد کلانتری
💖
به بهانهٔ ۲۷ شهریور
🍀 روز شعر و ادب پارسی
🌿 بزرگداشت استاد شهریار
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅ معرّفی
"سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی" متخلّص به "شهریار" از شعرای نامی و بلندآوازهٔ ایرانی بود که به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده است.
✅ تولّد و کودکی
🔹 "محمّدحسین" در ۱۱ دی ۱۲۸۳ه.ش دیده به جهان گشود.
🔹 وی دوران کودکی را در روستا سپری کرد و سپس برای ادامهٔ تحصیل به تبریز رفت.
✅ تحصیلات
🔹 او پس از اخذ مدرک سیکل در تبریز، در اواخر سال ۱۲۹۹ عازم پایتخت شد و در سال ۱۳۰۳ از دبیرستان دارالفنون دیپلم گرفت
🔹 سپس وارد مدرسهٔ عالی طبّ تهران شد(این مدرسه پس از تأسیس دانشگاه تهران به دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه تهران تبدیل گردید) و به تحصیل در رشتهٔ پزشکی پرداخت امّا به علّت عدم تناسب این رشته با روحیهٔ لطیف وی و نیز تجربهٔ یک شکست عشقی در همان دوران، تحصیل را رها کرد.
💔 عشق نافرجام
🔺 در همان سالهایی که او مشغول تحصیل در رشتهٔ پزشکی بود، گویا عاشق دختری بنام ثریّا فرزند عبدالله امیرطهماسبی میشود و حتّیٰ تا مرحلهٔ نامزدیهم پیش میروند، ولی سرانجام ثریّا به اصرار خانوادهاش با فردی بنام چراغعلی سالارحشمت ملقّب به امیر اکرم پیوند ازدواج میبندد.
گفته شده بعدها شهریار از این نافرجامی در عشق به عنوان یک لطف الهی یاد کرده، چون باعث شده تا او از یک عشق مادّی به عشق معنوی دست یابد.
✅ سفر و اشتغال
🔹 در سال ۱۳۱۰ شهریار به قصد دیدار با جناب کمالالملک(نقّاش بلندآوازهٔ ایرانی) عازم نیشابور شد.
او چهار سال در آنجا ماند و با مساعدت استاد کمالالملک در سازمان ثبت اسناد و املاک آنجا مشغول به کار شد تا اینکه در اواخر سال ۱۳۱۴ به علّت کسالت و بیماری به تهران مراجعت نمود.
🔹 شهریار در سال ۱۳۱۵ به استخدام بانک کشاورزی درآمد.
✅ دلیل تأخیر در ازدواج
🔸 شهریار بعد از فوت برادرش(به دلیل بیماری تیفوس)، سرپرستی ۴ فرزند او را بر عهده گرفت و به همین علّت تا مدّتها قید ازدواج را زد تا بتواند برادرزادههایش را سر و سامان دهد.
✅ بازگشت به زادگاه و ازدواج
🔹 محمّدحسین(شهریار) در سال ۱۳۳۲ پس از ۳۳ سال دوری از زادگاهش به تبریز منتقل شد و با استقبالی پرشور از سوی مردم مواجه شد.
🔹 وی پس از یک سال اقامت در تبریز، در سال ۱۳۳۳ در سن ۴۸ سالگی با یکی از بستگانش به نام "عزیزه عبدالخالقی" که دوشیزهای ۲۱ ساله و آموزگار بود ازدواج کرد؛
ثمرهٔ این وصلت سه فرزند به نامهای شهرزاد، مریم و هادی میباشد.
✅ سرودن شعر
وی در ابتدا به زبان فارسی شعر میگفت ولی پس از چندی و با سفارشهای مادر، سرودن شعر به زبان ترکی را نیز آغاز نمود.
✅ یاران شهریار
🔺 شهریار در جوانی با بزرگان هنر و ادب دوستی داشت از جمله ابوالحسن صبا، محمّدتقی بهار(ملکالشّعرا)، ایرج میرزا، عارف قزوینی و در سالهای بعد نیز با ادیبانی چون نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج(سایه)، امیری فیروزکوهی، پژمان بختیاری و سعید نفیسی همنشین بود.
✅ افتخارات
🔹 از چند سال قبل از سال ۵۷ تا کنون مراسم بزرگداشت و جشنوارههای متعدّد داخلی و بینالمللی در تجلیل از ایشان برگزار گردیده است.
🔹 ۲۷ شهریور(سالروز وفات شهریار) در تقویم رسمی کشور به عنوان روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار نام گرفت.
🔹 دانشگاه تبریز وی را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان "دکترای افتخاری ادبیّات" را نیز به وی اعطا نمود.
🔹 ساخت سریال تلویزیونی بر اساس زندگی این شاعر نامدار ایرانی و پخش آن در داخل و نیز کشورهای فارسیزبان همسایه از دیگر تلاشهایی است که در جهت شناساندن فرهنگ و مفاخر ایران به جوامع دیگر انجام گرفته است.
🔹 تا کنون کتب و مقالات بسیاری از سوی ادبا و صاحبنظرانِ مطرح در عرصهٔ فرهنگی کشور، در راستای شناخت زوایای اشعار و افکار و شخصیّت شهریار منتشر گردیده است.
🔹 اشعار ایشان نیز تا کنون به چندین زبان زندهٔ دنیا ترجمه و منتشر شده و موجب گردیده تا نام شهریار در فراسوی مرزهای جغرافیایی ایران، به ویژه در کشورهای پارسیزبان نامی آشنا و مقبول باشد.
✅ مطلع برخی از اشعار مشهورش
* علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
* پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
* آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
* از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
* جوانی شمع رَه کردم که جویم زندگانی را
* برو ای تُرک که تَرکِ تو ستمگر کردم
* با یاد رویت ای گل، گل رنگ و بو ندارد
* یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
☑️ وفات
🔸 سرانجام این شاعر شهیر، در تاریخ ۲۷ شهریورماه سال ۱۳۶۷ ه.ش و در ۸۱ سالگی در بیمارستان مهر تهران دار فانی را وداع گفت.
پیکر وی بنابر وصیّت خودش به تبریز منتقل شده و در آرامگاه مقبرةالشعرا به خاک سپرده شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گردآورنده: محمّد کلانتری
💖
Forwarded from آفتابگردان🌻
.
آدم با کسی که دوسش داره
اینطوری باید حرف بزنه🤍👇
🌱♥️@Love_you @Love_you
.
؛════⊰❂ - ❂⊱════
╮؛🍊توئیت پرتقالی
╯؛@Porteghaaleh_man
╮؛📻کتابخانه صوتی
╯؛@omidearasbaran1
╮؛🎀پروفایلای رنگی
╯؛@profayl_hese_royaie
╮؛🫂روانشناسی ذهن
╯؛@Ravanshenasilifestyle
╮؛😂متن خندهدار
╯؛@dafashakhaa
╮؛❣سـنگ صـبور
╯؛@SANGE_SABUR
╮؛🔥رمان اربابی
╯؛@roman_aisan
╮؛💓من و عشقم
╯؛@fazzz12
╮؛🔯دوبیتی های زیبا
╯؛@deel_dadegan
╮؛📒ڪپشــن ادبـــی
╯؛@book_study121
🌿محفل شاعرانه
╯؛@Mahfelshaeraneh
╮؛🩷عاشقانه یواشڪی
╯؛@Love_eshqh
╮؛❄️رویای یخی
╯؛@rooyayeyakhii
╮؛🥰کتاب صوتی
╯؛@ketabkhonesotiman
╮؛⛪️ژستهای عڪآسی
╯؛@photograaphy_time
╮؛🧡عاشقانه ادبی
╯؛@Chavk_aM
╮؛🧞♂گلبرگ عاشقی
╯؛@manocheshmanat
╮؛💣بمب تلگرام
╯؛@reeraatext
╮؛🦋استوری شعر
╯؛@dobetitala
╮؛👙لباس فانتزی
╯؛@fantezi_katrin
╮؛👑شعرِ جـــان
╯؛@sheerejan03
╮؛♨️کـٰافہِ مِھرگـٰان
╯؛@MehrganCafe
╮؛🌑رسمش نبود
╯؛@rasmesh_nabood
╮؛🔮نسیم بهاری
╯؛@nasimearamebahar
╮؛💛تاریک و روشن
╯؛@LiightDaark
╮؛🌊اشعــار ادبي
╯؛@ASMAN_RAMESHA
╮؛🌳خلوت سبز
╯؛@Khalvate_sabz
╮؛📺سریال ایرانی
╯؛@Serialbin_ir
╮؛🖊قلم و نویسندگی
╯؛@PenDancee
╮؛💥خودت را بشناس
╯؛@kimiaye_khod
╮؛💻خدمات کامپیوتری
╯؛@internet_cafe
╮؛🎥سینمای ایران
╯؛@Irmoviehub
╮؛💵نقشه راه ثروت
╯؛@jomlateangizeshe
╮؛🏡کلبه چوبی
╯؛@Kolbe_ch0bi
╮؛💞دلباخته عشق
╯؛@hgffhhgfyjggg
╮؛🎤موزیک پرشین
╯؛@musicpersianone
╮؛❤️🔥رمان جنجالی
╯؛@novel_varesh7
╮؛😇دلبر جانانه
╯؛@delbar_janane
╮؛💔کپشن غمڪَین
╯؛@maneebadaztoo
╮؛نبض زندگی
╯؛@Roozhayezendegi
╮؛❤️سودای دل
╯؛@sodayedel
╮؛👩🍳بانک غذا
╯؛@Foodbankn
╮؛🍫دوست دارم
╯؛@eeshhhgg
╮؛🌱غزلِ عشق
╯؛@Eshghghazall
╮؛🩵عـشـقِ قَـشَنـْگـم
╯؛@Marii_1l
╮؛👩⚕پزشکی سلامتي
╯؛@Drsalam
╮؛🌶تڪست بیـو
╯؛@eshgh_talkhh0
╮؛📚کتابخونه دنج
╯؛@Ketabkhoone
╮؛✍🏻آوای باران
╯؛@avay_e_baran
╮؛😭بغض دلتنگیام
╯؛@cafe_deltangik
╮؛🌾ڪپشنهاے انگیزشۍ
╯؛@fullandrew
╮؛🍓پروفایل عڪس
╯؛@profail_pari
╮؛🍃موفقیت جذب
╯؛@maya_mind
╮؛Ⓜ️اشعار ناب
╯؛@Tak_beytiiiiiii
╮؛🔑برنامهریزی موفقیت
╯؛@ravanshenasi
╮؛📕درخواستی کتاب
╯؛@darkhaste_ketab
╮؛🌼مـثـبـت باش
╯؛@aramesh_roh_ravan
╮✅شرکتدرلیست
╯؛@ADkelasik
؛════⊰❂ - ❂⊱════
آدم با کسی که دوسش داره
اینطوری باید حرف بزنه🤍👇
🌱♥️@Love_you @Love_you
.
؛════⊰❂ - ❂⊱════
╮؛🍊توئیت پرتقالی
╯؛@Porteghaaleh_man
╮؛📻کتابخانه صوتی
╯؛@omidearasbaran1
╮؛🎀پروفایلای رنگی
╯؛@profayl_hese_royaie
╮؛🫂روانشناسی ذهن
╯؛@Ravanshenasilifestyle
╮؛😂متن خندهدار
╯؛@dafashakhaa
╮؛❣سـنگ صـبور
╯؛@SANGE_SABUR
╮؛🔥رمان اربابی
╯؛@roman_aisan
╮؛💓من و عشقم
╯؛@fazzz12
╮؛🔯دوبیتی های زیبا
╯؛@deel_dadegan
╮؛📒ڪپشــن ادبـــی
╯؛@book_study121
🌿محفل شاعرانه
╯؛@Mahfelshaeraneh
╮؛🩷عاشقانه یواشڪی
╯؛@Love_eshqh
╮؛❄️رویای یخی
╯؛@rooyayeyakhii
╮؛🥰کتاب صوتی
╯؛@ketabkhonesotiman
╮؛⛪️ژستهای عڪآسی
╯؛@photograaphy_time
╮؛🧡عاشقانه ادبی
╯؛@Chavk_aM
╮؛🧞♂گلبرگ عاشقی
╯؛@manocheshmanat
╮؛💣بمب تلگرام
╯؛@reeraatext
╮؛🦋استوری شعر
╯؛@dobetitala
╮؛👙لباس فانتزی
╯؛@fantezi_katrin
╮؛👑شعرِ جـــان
╯؛@sheerejan03
╮؛♨️کـٰافہِ مِھرگـٰان
╯؛@MehrganCafe
╮؛🌑رسمش نبود
╯؛@rasmesh_nabood
╮؛🔮نسیم بهاری
╯؛@nasimearamebahar
╮؛💛تاریک و روشن
╯؛@LiightDaark
╮؛🌊اشعــار ادبي
╯؛@ASMAN_RAMESHA
╮؛🌳خلوت سبز
╯؛@Khalvate_sabz
╮؛📺سریال ایرانی
╯؛@Serialbin_ir
╮؛🖊قلم و نویسندگی
╯؛@PenDancee
╮؛💥خودت را بشناس
╯؛@kimiaye_khod
╮؛💻خدمات کامپیوتری
╯؛@internet_cafe
╮؛🎥سینمای ایران
╯؛@Irmoviehub
╮؛💵نقشه راه ثروت
╯؛@jomlateangizeshe
╮؛🏡کلبه چوبی
╯؛@Kolbe_ch0bi
╮؛💞دلباخته عشق
╯؛@hgffhhgfyjggg
╮؛🎤موزیک پرشین
╯؛@musicpersianone
╮؛❤️🔥رمان جنجالی
╯؛@novel_varesh7
╮؛😇دلبر جانانه
╯؛@delbar_janane
╮؛💔کپشن غمڪَین
╯؛@maneebadaztoo
╮؛نبض زندگی
╯؛@Roozhayezendegi
╮؛❤️سودای دل
╯؛@sodayedel
╮؛👩🍳بانک غذا
╯؛@Foodbankn
╮؛🍫دوست دارم
╯؛@eeshhhgg
╮؛🌱غزلِ عشق
╯؛@Eshghghazall
╮؛🩵عـشـقِ قَـشَنـْگـم
╯؛@Marii_1l
╮؛👩⚕پزشکی سلامتي
╯؛@Drsalam
╮؛🌶تڪست بیـو
╯؛@eshgh_talkhh0
╮؛📚کتابخونه دنج
╯؛@Ketabkhoone
╮؛✍🏻آوای باران
╯؛@avay_e_baran
╮؛😭بغض دلتنگیام
╯؛@cafe_deltangik
╮؛🌾ڪپشنهاے انگیزشۍ
╯؛@fullandrew
╮؛🍓پروفایل عڪس
╯؛@profail_pari
╮؛🍃موفقیت جذب
╯؛@maya_mind
╮؛Ⓜ️اشعار ناب
╯؛@Tak_beytiiiiiii
╮؛🔑برنامهریزی موفقیت
╯؛@ravanshenasi
╮؛📕درخواستی کتاب
╯؛@darkhaste_ketab
╮؛🌼مـثـبـت باش
╯؛@aramesh_roh_ravan
╮✅شرکتدرلیست
╯؛@ADkelasik
؛════⊰❂ - ❂⊱════
شهر شعر قیام قلم
من آنعاشق فقط از عشق حدیث عشق میگویم ولی مردم خطابم میکند مجنون و باک نیست #جوادسرپلی
آن لب تب دار را یک بار بوسیدن شفاست
وای از این دارو که از بیمار پنهان کرده ای
ناصر حامدی
وای از این دارو که از بیمار پنهان کرده ای
ناصر حامدی