یه دیالوگی بود میگفت شروع ویرانی من با تو بود. اون آجر اولو تو از زیر پای من کشیدی. و خب بله همون.
Reminder:
مطلقا، مطلقا و باز هم مطلقا، هیچکس، هیچکس و باز هم هیچکس جز خودت برات نمیمونه.
مطلقا، مطلقا و باز هم مطلقا، هیچکس، هیچکس و باز هم هیچکس جز خودت برات نمیمونه.
بار دیگر سعی کرد در قلب خود دنبال جایی بگردد که سخت نشده باشد؛
اما چیزی نیافت!
_گابریلگارسیامارکز؛صدسالتنهایی
اما چیزی نیافت!
_گابریلگارسیامارکز؛صدسالتنهایی
«من تنهایی از پسش بر میآمدم، اما میخواستم فقط تو بگویی که نترسم، که کنارم هستی.»
تشکر کردن رو یاد بگیرید
از نگهبان پارک
از رانندهی اسنپ
از پارتنر
از دوستی که برات کاری انجام داده
همکاری که کمکت کرده
هیچی قشنگتر از قدردان بودن نیست.
از نگهبان پارک
از رانندهی اسنپ
از پارتنر
از دوستی که برات کاری انجام داده
همکاری که کمکت کرده
هیچی قشنگتر از قدردان بودن نیست.
👌1
برای تو چه بگویم؟
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده
که میتوان در آن درختی کاشت؟
بگویم غمگینم و مرگ کاری نمیکند؟!
- غلامرضا بروسان
بگویم زخمم آنقدر عمیق شده
که میتوان در آن درختی کاشت؟
بگویم غمگینم و مرگ کاری نمیکند؟!
- غلامرضا بروسان
امیدوارم روزی برسه که برای خندیدن، خوشحال بودن و لذت بردن از لحظههای زندگی عذاب وجدان نداشته باشیم. روزی که دوباره بتونیم با خیال راحت ذوق کنیم، برنامه بچینیم، عکس بگیریم و لحظههای قشنگمون رو با دیگران به اشتراک بذاریم. امیدوارم اون شور و شوقی که باعث میشد با اشتیاق پست و استوری بذاریم، دوباره به زندگیمون برگرده؛ بدون ترس، بدون نگرانی و بدون این حس که شادی کردن کار اشتباهیه.