سوار هواپیما شدم بغل دستیم گفت اولین بارته سوار میشی ؟ گفتم چون خیلی استرس دارم میپرسی ؟ گفت نه چون این بیست و هفتمین باری بود که به مهمان دار گفتی من فلکه اول شهر پیاده میشم
من تا ۹ سالگی فقط دو تا فحش بلد بودم، اولیش "بی" بود که مخفف فحش "بی شعوره"، مجبور بودم بگم "بی" چون اگه میگفتم " بی شعور" مامانم دعوام می کرد. فحش دوم هم مادر جنده بود
دلم خوش بود بابا بزرگم سه چهار میلیارد تومن ثروت داره یه مقدار ارث بهمون میرسه از اون ور دیدم چهل تا عمو و ۱۵ تا عمه دارم حساب کردیم دیدیم نفری ۱۹ هزار تومن بهمون میرسه تازه یکی از عمه هام خارج از کشوره اون برگرده ۱۷۵۰۰ میرسه بهمون
قشنگترین لحظه ی پاییز اون موقعیه که تو خونه نشستی یهو مامانت سفره میندازه میگه غذا آمادس.البته این صحنه تو زمستون و بهار و تابستونم قشنگه در کل کاری به فصلها نداره.من کلا سفره ببینم خوشحال میشم.