پردیس‌نامه
98 subscribers
100 photos
6 videos
2 links
کلمات، صدای سکوت من‌اند.🕊️
Download Telegram
صائب درباره عشقی که هیچوقت بیان نشد و لمس نشد ، قشنگ گفته:

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق
ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم...
👍5
امروز همه‌اش به ترشی درست کردن گذشت .
این وسطا داشتم به این فکر میکردم چقدر زن بودن رو دوست دارم.
کنار همه‌ی قلدر بازیا و زمختیا :)
بعضی وقتا دوست دارم زن‌تر باشم.
حالا یکم بوی سرکه بدم، بعضی روزا بوی قرمه‌سبزی، یه کوچولو دستام بوی سیر بده، مهم اینه زنانگی من رو بیشتر نشونم میده.
نه که زن بودن به ترشی انداختن باشه‌ها، نه .
اما اینجور کارا(خلق کردن ، کنار هم چیدن، ساختن) بهم مزه‌ی زنانگی میده...
😍53👍2
فکر میکنم در نهایت زور نفرت از عشق بیشتره.
متاسفانه.
👍3💔3
#علیرضا_آذر برای من یادآور تموم‌ سال‌های نوجوانیمه. خوب میگه:

تَمَرگیده بودم به تنهاییِ خویش
مرا تو به اِغوای بیراهه بردی
به دریاچه یِ خَمرِ خالص کشاندی
و در مستیِ چشم من غوطه خوردی...
💔4
این شعر رو هم زیاد زمزمه میکردم اون روزها:

کِرختم، شبیه کسی که نخوابیده شب را
و تسخر زده از لجاجت ادیب و ادب را
کج و معوجم، مثل یک گریه‌ی پشت لبخند
کرختم شبیه لباسی که افتاده از بند...

بگویید هم‌سنگ من در ترازو چه دارید ؟
مرا رو به روی کدام آرزو می‌گذارید؟
که من ختم دردم! مرا خط پایان ببینید
تگرگم، مرا از پس شیشه‌هاتان ببینید

من از تیره ی خون و فامیل مرگم، بفهمید!
خطر نوشتان! قصه ام را اگر کم بفهمید
خداوند طوفان و هو هوی سرد زمانم
تمامِ جهان دود بد مزه‌ای در دهانم...
❤‍🔥4
آخ از این:

نهالم، که سیگاری از برگ خود بر دهانم...
❤‍🔥6
برای فرار از خیابان به خانه بر میگشت ولی به محض ورود به چهار دیواریش باز دوست داشت به خیابان برگردد. رنج می برد که چرا به هیچ جا تعلق ندارد!
🕊6
والا هم‌نظرم با اقای هدایت :

چه می‌شود کرد؟
غذایمان را هم نمی‌توانیم تغییر بدهیم
چه برسد به قضا !
5👍1

در ورشو، دخترکی چنین می‌گفت:
اگر می‌خواهی نوازشم کنی، مانعت نمی‌شوم
اگر می‌خواهی ببوسی‌ام، می‌توانی
می‌گذارم سینه‌هایم را عریان کنی
ولی باید بدانی که پدرم را آلمانی‌ها تیرباران کردند
و یک برادرم را در کوره سوزاندند.
اگر می‌خواهی نوازشم کنی، هیچ مانعت نمی‌شوم
ولی باید بدانی که تمام این مردگان
در من زوزه می‌کشند
و من سراپا، سراپا خاکسترم.
ببوس مرا
ولی کاش این بوسه تلخکامت نکند...


#ژئو_بوگزا
❤‍🔥2💔1
به قول نیما یوشیج:
من اُستادم برای مُردن. من استادم که نفهمند چه چیز مرا خرد کرده است.
💔3
به یادم می‌آید شنیده‌ام وقتیکه دور کژدم آتش بگذارند خودش را نیش میزند. آیا دور من یک حلقه آتشین نیست؟

#صادق_هدایت
💔1
بشارت میدهد هر دم، عصای پیر در دستم
که مرگ اینجاست، یا اینجاست، یا اینجا...

صائب تبریزی
5
طاهر قریشی / بهار من گذشته شاید
Bahare Man Gozashte Shayad
از وقتی این آهنگ به گوشم خورد، حس کردم غمگین‌ترین چیزیه که گوشام شنیده. هنوز هم بر همین باورم. نمیدونم اصل آهنگ از کیه اما طاهر قریشی یه چیز دیگه‌ست برام.
پردیس‌نامه
Bahare Man Gozashte Shayad – طاهر قریشی / بهار من گذشته شاید
خدا تو را از من نگیرد
ندیدم از تو گرچه خیری
به یاد عمر رفته گریَم
کنون که شمع بزم غیری...
من تنم را حس نمی‌کنم، من نمی‌دانم زندگیم از کجا شروع می‌شود و به کجا ختم می‌شود، بسیار اتفاق افتاده است که مرا صدا کرده‌اند و من جواب نداده‌ام، بس که تعجب کرده‌ام که من هم اسمی دارم. ولی من در تنِ همهٔ مردم رنج می‌کشم، من روی همهٔ گونه‌ها سیلی می‌خورم، من با مرگِ همه میمیرم.
💔1
من اما زنی هستم
‏که دنیا را
‏روی نوک انگشتانم می‌چرخانم
‏ولی از پس دلتنگی‌هایم برنمی‌آیم.
3
شاید روزی از این تنگنا بیرون بیایم اما حس می‌کنم که موجوداتی بی‌نام و نشان در اندرون من می‌لولند. با آن‌ها چه کنم؟

#آلبر_کامو
👍3😢1
این روزا چی توی سرمه؟

«تو را که هرچه مراد است، می‌رود از پیش
ز بی‌مرادی امثال ما چه غم دارد؟»