من خیلی مامانمرو دوست دارم، خیلی زیاد
و اینکه نمیتونم همینطوری برم بغلش کنم
و بیدلیل بهش محبت کنم، عذابم میده
نمیدونم اسمش خجالته، ترسه، چیه
اما میدونم یه روزی پشیمون میشم
و اینکه نمیتونم همینطوری برم بغلش کنم
و بیدلیل بهش محبت کنم، عذابم میده
نمیدونم اسمش خجالته، ترسه، چیه
اما میدونم یه روزی پشیمون میشم
💔2👍1
از فردای چیزا خوشم نمیاد؛
فردای مستی،
فردای یه گریه عمیق،
فردای فوت یه عزیز،
فردای مهاجرت دوستت،
فردای کات شدن رابطه،
فرداها رو اصلا دوست ندارم.
فردای مستی،
فردای یه گریه عمیق،
فردای فوت یه عزیز،
فردای مهاجرت دوستت،
فردای کات شدن رابطه،
فرداها رو اصلا دوست ندارم.
از اين به بعد،
اگر در خيابانهاى ايران قدم مىزنيد هيج جا زباله نريزيد،
با احترام راه برويد و هر جا دلتان خواست روى زمين بنشينيد،
گريه كنيد یا حتى كف خيابان را ببوسيد،
اين خيابانها معطرند،
اين خيابانها ازهر جاييكه تصور كنيد مقدسترند.
اگر در خيابانهاى ايران قدم مىزنيد هيج جا زباله نريزيد،
با احترام راه برويد و هر جا دلتان خواست روى زمين بنشينيد،
گريه كنيد یا حتى كف خيابان را ببوسيد،
اين خيابانها معطرند،
اين خيابانها ازهر جاييكه تصور كنيد مقدسترند.
من انقدر حساسم که هر تغییر کوچیکی توی لحن، مکالمه، یا بیعلاقگی آدمها رو میفهمم و واقعا هم به دل میگیرم.