وقتی بحث ها و ماجراهای مربوط به حل مسائل جنایی پیش می آید، برای رسیدن به دقیق ترین و
بهترین نتیجه، دوربین های مداربسته و امنیتی به تنهایی کارگشا نیستند. در این حالت نیاز به یک
ن در دوربین ها ثبت توانمندی مافوق انسانی برای تشخیص سریع چهره هایی است که باکیفیت پا
شده اند. در این مطلب با ویدوآل همراه باشید تا در مورد توانایی های افراد در تشخیص و شناسایی
چهره صحبت کنیم. در پایان هم به شما یک تست معرفی می کنیم که با انجام آن می توانید توانایی های
خود را در تشخیص چهره بسنجید.
دانشمندان هنوز به نتیجه قطعی و دقیق در مورد این که چگونه قابلیت تشخیص چهره در آدم ها کار می کند و چرا
برخی این توانایی را دارند و برخی دیگر فاقد آن اند نرسیده اند.
اگر شما قادرید چهره آدم ها را در موقعیت های مختلف تشخیص دهید و به راحتی چهره کسی را که خودش به سختی
تشخیص دهنده های » م شما جزو دسته آدم های قادر است چهره شما را تشخیص دهید، شناسایی کنید، باید بگو
هستید. از نظر علمی ثابت شده که بخشی از مغز ما که در تشخیص چهره ها مورد استفاده قرار می گیرد، « فوق العاده
مسئول پردازش رنگ ها و بیان جداگانه آن ها نیز هست. اختلال در این بخش از مغز باعث می شود که ما در تشخیص
چهره ها ناتوان باشیم و آن ها را با هم قاطی کنیم.
روان شناسان بیش از دیگران درگیر مسئله قدرت فوق العاده عده ای از آدم ها در تشخیص چهره هستند چراکه چهره ها
نشانه های اجتماعی زیادی در دل خود نهفته دارند و خبر از این که چگونه آدم ها جهان را می بینند و درک می کنند،
می دهند. محققان بیان می کنند که وقتی مسئله شناسایی عناصری به غیر از چهره، مانند گل یا صندلی، پیش می آید،
مانند آدم های معمولی عمل می کنند. این مسئله نشان می دهد که مغز ما در « تشخیص دهنده های فوق العاده »
پردازش و شناسایی چهره ها کاملا در یک سطح دیگر عمل می کند.
همچنین نتایج مطالعات نشان می دهد که همه ما چهره ها را به یک شیوه معین پردازش می کنیم. این شیوه در واقع
در قالب یک واحد جامع اتفاق می افتد تا مجموعه ای از ویژگی های مجزا
برای این که توانایی خود را در زمینه شناسایی چهره بسنجید و ببینید که آیا
هستید یا خیر، به صفحه دانشگاه گرینویچ (لینک
https://greenwichuniversity.eu.qualtrics.com/jfe/form/SV_1XJKpEw5sy9o01D
سر بزنید و با یک تست ساده، توانایی خود را ارزیابی کنید. این تست بسیار ساده است. در هر صفحه یک
چهره به صورت جداگانه ظاهر می شود و چند ثانیه برای دیدن آن وقت دارید. سپس در صفحه بعد باید این چهره را از
میان چند چهره دیگر تشخیص دهید. اگر بیش از ۱۰ چهره را در میان ۱۴ چهره درست تشخیص دهید، شما یک « تشخیص دهنده فوق العاده هستید.
((https://greenwichuniversity.eu.qualtrics.com/jfe/form/SV_1XJKpEw5sy9o01D)
بهترین نتیجه، دوربین های مداربسته و امنیتی به تنهایی کارگشا نیستند. در این حالت نیاز به یک
ن در دوربین ها ثبت توانمندی مافوق انسانی برای تشخیص سریع چهره هایی است که باکیفیت پا
شده اند. در این مطلب با ویدوآل همراه باشید تا در مورد توانایی های افراد در تشخیص و شناسایی
چهره صحبت کنیم. در پایان هم به شما یک تست معرفی می کنیم که با انجام آن می توانید توانایی های
خود را در تشخیص چهره بسنجید.
دانشمندان هنوز به نتیجه قطعی و دقیق در مورد این که چگونه قابلیت تشخیص چهره در آدم ها کار می کند و چرا
برخی این توانایی را دارند و برخی دیگر فاقد آن اند نرسیده اند.
اگر شما قادرید چهره آدم ها را در موقعیت های مختلف تشخیص دهید و به راحتی چهره کسی را که خودش به سختی
تشخیص دهنده های » م شما جزو دسته آدم های قادر است چهره شما را تشخیص دهید، شناسایی کنید، باید بگو
هستید. از نظر علمی ثابت شده که بخشی از مغز ما که در تشخیص چهره ها مورد استفاده قرار می گیرد، « فوق العاده
مسئول پردازش رنگ ها و بیان جداگانه آن ها نیز هست. اختلال در این بخش از مغز باعث می شود که ما در تشخیص
چهره ها ناتوان باشیم و آن ها را با هم قاطی کنیم.
روان شناسان بیش از دیگران درگیر مسئله قدرت فوق العاده عده ای از آدم ها در تشخیص چهره هستند چراکه چهره ها
نشانه های اجتماعی زیادی در دل خود نهفته دارند و خبر از این که چگونه آدم ها جهان را می بینند و درک می کنند،
می دهند. محققان بیان می کنند که وقتی مسئله شناسایی عناصری به غیر از چهره، مانند گل یا صندلی، پیش می آید،
مانند آدم های معمولی عمل می کنند. این مسئله نشان می دهد که مغز ما در « تشخیص دهنده های فوق العاده »
پردازش و شناسایی چهره ها کاملا در یک سطح دیگر عمل می کند.
همچنین نتایج مطالعات نشان می دهد که همه ما چهره ها را به یک شیوه معین پردازش می کنیم. این شیوه در واقع
در قالب یک واحد جامع اتفاق می افتد تا مجموعه ای از ویژگی های مجزا
برای این که توانایی خود را در زمینه شناسایی چهره بسنجید و ببینید که آیا
هستید یا خیر، به صفحه دانشگاه گرینویچ (لینک
https://greenwichuniversity.eu.qualtrics.com/jfe/form/SV_1XJKpEw5sy9o01D
سر بزنید و با یک تست ساده، توانایی خود را ارزیابی کنید. این تست بسیار ساده است. در هر صفحه یک
چهره به صورت جداگانه ظاهر می شود و چند ثانیه برای دیدن آن وقت دارید. سپس در صفحه بعد باید این چهره را از
میان چند چهره دیگر تشخیص دهید. اگر بیش از ۱۰ چهره را در میان ۱۴ چهره درست تشخیص دهید، شما یک « تشخیص دهنده فوق العاده هستید.
((https://greenwichuniversity.eu.qualtrics.com/jfe/form/SV_1XJKpEw5sy9o01D)
Forwarded from کتابناک | Ketabnak
🔸 چطور در یک سال ۱۰۰ جلد کتاب بخوانیم؟
داریوش فوروکس، نویسندهی #کتاب «برندهی جنگ درونی»، یکی از ستونهای محبوب روزنامهی «هافینگتن پست» را مینویسد و در وبسایت شخصیاش هم ایدهها و روشهایی را برای مقابله با تعلل و بالا بردن بهرهوری شخصی مطرح میکند. یادداشتهای او از پرخوانندهترین ستونهای «هافینگتن پست» محسوب میشود. مطلب زیر یکی از همان یادداشتهاست. (با اندکی تلخیص)
دوست دارید فهرست کتابهایی که در یک سال میخوانید بلندتر باشد؟ آیا هرگز برایتان پیش آمده کتابی را بخرید که هیچ وقت نخوانیدش؟ این اتفاق ممکن است برای خیلی از کتابهایی که در طول سال میخرید بیفتد؟ اگر شما هم کمتر از آن چیزی که دلتان میخواهد کتاب میخوانید، بدانید که تنها نیستید. سال گذشته به صفحهی شخصیام در وبسایت گودریدز سر زدم و تازه متوجه شدم که در ۲۰۱۴ تنها پنج کتاب خواندهام. این نتیجه حسابی ناامیدم کرد. برای همین هم دنبال راهکارهایی برای آن گشتم.
آیا میشود سالی صد کتاب خواند؟ چرا باید سالی صد کتاب بخوانیم؟ شاید جواب همین باشد، به قول بیسمارک، احمقها از تجربه کردن یاد میگیرند و من ترجیح میدهم از تجربهی دیگران یاد بگیرم.
🔸 زیاد کتاب بخرید!
پولی که برای خریدن کتاب میدهید در واقع هزینهای است که برای کتاب خواندن کردهاید. هر کسی میتواند زمان کافی برای کتاب خواندن را برای خودش بسازد. اگر شما پول ندارید میتوانید یک چیزهایی را عوض کنید و صرفهجویی کنید. اراسموس هلندی یکجایی گفته: وقتی پول کمی دارم، کتاب میخرم و از آن پولی که باقی میماند لباس و غذا میخرم. مطمئن باشید پول و زمانی که صرف کتاب میکنید ارزشش را دارد. مسأله ساده است: اگر شما کتاب بیشتری در خانه داشته باشید، انتخابهای بیشتری دارید و این به مطالعهی بیشتر شما کمک میکند. بیشتر کتابهایی که میخوانید طبق برنامه نیستند. اما وقتی کتابی را میخوانید بد نیست که کتابهای دیگر مرتبطی از همان جنس در دسترستان باشد. اگر کتابهایی که میخواهید بخوانید دم دست داشته باشید، هیچ فرصتی را برای خواندنشان از دست نمیدهید و بهانه برای کتاب نخواندن خیلی کم میشود.
🔸 همیشه در حال خواندن باشید!
همیشه کتاب خواندن به این معناست: در قطار و مترو. درحالیکه دارید به نوزادتان شیر میدهید. وقتی دارید غذا میخورید. در مطب دکتر و در محل کارتان.
از همه مهمتر در تمام آن لحظههایی که اطرافیانتان دارند برای صدوسیزدهمین بار صفحهی فیسبوکشان را چک میکند یا اخبار را تماشا میکنند، میتوانید کتاب بخوانید.
با این روش شما میتوانید در طول یک سال بیش از یکصد کتاب بخوانید. بیشتر مردم در طول یک ساعت پنجاه صفحه از یک کتاب معمولی را میتوانند بخوانند، با این وصف اگر شما هم ده ساعت در هفته کتاب بخوانید، سالی بیش از ۲۶ هزار صفحه مطالعه کردهاید و اگر هر کتاب را متوسط ۲۵۰ صفحه در نظر بگیریم، تقریباً ۱۰۴ کتاب در یک سال خواندهاید. پس حتی اگر در طول سال وقفهای دوهفتهای هم برایتان اتفاق بیفتد، باز هم به عدد صد کتاب در سال میرسید.
🔸 روی موضوعات مورد علاقهتان متمرکز بشوید!
کتابهایی را انتخاب کنید که به علاقهمندیها و کار و زندگی شخصیتان نزدیک هستند و میتوانید با موضوعش احساس نزدیکی کنید. وقتتان را با رفتن دنبال موضوعاتی که احتمال علاقهمندیتان به آنها صفر است هدر ندهید. در جستوجوهایتان علاقهمندی شخصی با موضوع را در اولویت قرار بدهید.
🔸 همزمان چند کتاب مختلف در برنامهی کتابخوانیتان بگذارید!
هیچ قانونی برای اینکه چطور مطالعه کنید وجود ندارد. حتی میتوانید پنج کتاب را با هم بخوانید. ممکن است پنجاه صفحه از کتابی را صبح یک نفس بخوانم و عصر همان روز کتاب دیگری را بخوانم. مسأله ترجیح شماست. ممکن است کتابی دست بگیرید که دشوار و سخت باشد و طبیعی است که کنار این کتاب اثر سبکتر و آسانفهمتری هم بگذارید تا وقتی ذهنتان یاری نمیکند، سراغ آن یکی بروید. برای مثال در مطالعهی شبهنگام و پیش از خواب، من ترجیح میدهم سراغ اثر داستانی بروم یا شرححال بخوانم. در واقع کتابی را که لازم است جاهایی از آن را خط بکشم یا کاغذ و قلم کنار دستم بگذارم به رختخواب نمیبرم.
🔸 دانشی را که به دست آوردهاید حفظ کنید!
از دانش و درکی که از مطالعه به دست آوردهاید استفاده کنید. باید اطمینان حاصل کنید که از زمانی که صرف کسب این درک کردهاید در زندگی روزمره بهره میبرید. جدا از این دربارهی بعضی از کتابها اینکه قلمی برای حاشیهنویسی یا یادداشت برداشتن همراهتان باشد کارآمد است و اگر به نسخههای الکترونیکی هم عادت کردهاید که این امکان فراهم است. وقتی کتابی را تمام میکنید برگردید و با خودتان مرور کنید و به پردازش آنچه برایتان باقی مانده بپردازید.
@ketabnak_com
داریوش فوروکس، نویسندهی #کتاب «برندهی جنگ درونی»، یکی از ستونهای محبوب روزنامهی «هافینگتن پست» را مینویسد و در وبسایت شخصیاش هم ایدهها و روشهایی را برای مقابله با تعلل و بالا بردن بهرهوری شخصی مطرح میکند. یادداشتهای او از پرخوانندهترین ستونهای «هافینگتن پست» محسوب میشود. مطلب زیر یکی از همان یادداشتهاست. (با اندکی تلخیص)
دوست دارید فهرست کتابهایی که در یک سال میخوانید بلندتر باشد؟ آیا هرگز برایتان پیش آمده کتابی را بخرید که هیچ وقت نخوانیدش؟ این اتفاق ممکن است برای خیلی از کتابهایی که در طول سال میخرید بیفتد؟ اگر شما هم کمتر از آن چیزی که دلتان میخواهد کتاب میخوانید، بدانید که تنها نیستید. سال گذشته به صفحهی شخصیام در وبسایت گودریدز سر زدم و تازه متوجه شدم که در ۲۰۱۴ تنها پنج کتاب خواندهام. این نتیجه حسابی ناامیدم کرد. برای همین هم دنبال راهکارهایی برای آن گشتم.
آیا میشود سالی صد کتاب خواند؟ چرا باید سالی صد کتاب بخوانیم؟ شاید جواب همین باشد، به قول بیسمارک، احمقها از تجربه کردن یاد میگیرند و من ترجیح میدهم از تجربهی دیگران یاد بگیرم.
🔸 زیاد کتاب بخرید!
پولی که برای خریدن کتاب میدهید در واقع هزینهای است که برای کتاب خواندن کردهاید. هر کسی میتواند زمان کافی برای کتاب خواندن را برای خودش بسازد. اگر شما پول ندارید میتوانید یک چیزهایی را عوض کنید و صرفهجویی کنید. اراسموس هلندی یکجایی گفته: وقتی پول کمی دارم، کتاب میخرم و از آن پولی که باقی میماند لباس و غذا میخرم. مطمئن باشید پول و زمانی که صرف کتاب میکنید ارزشش را دارد. مسأله ساده است: اگر شما کتاب بیشتری در خانه داشته باشید، انتخابهای بیشتری دارید و این به مطالعهی بیشتر شما کمک میکند. بیشتر کتابهایی که میخوانید طبق برنامه نیستند. اما وقتی کتابی را میخوانید بد نیست که کتابهای دیگر مرتبطی از همان جنس در دسترستان باشد. اگر کتابهایی که میخواهید بخوانید دم دست داشته باشید، هیچ فرصتی را برای خواندنشان از دست نمیدهید و بهانه برای کتاب نخواندن خیلی کم میشود.
🔸 همیشه در حال خواندن باشید!
همیشه کتاب خواندن به این معناست: در قطار و مترو. درحالیکه دارید به نوزادتان شیر میدهید. وقتی دارید غذا میخورید. در مطب دکتر و در محل کارتان.
از همه مهمتر در تمام آن لحظههایی که اطرافیانتان دارند برای صدوسیزدهمین بار صفحهی فیسبوکشان را چک میکند یا اخبار را تماشا میکنند، میتوانید کتاب بخوانید.
با این روش شما میتوانید در طول یک سال بیش از یکصد کتاب بخوانید. بیشتر مردم در طول یک ساعت پنجاه صفحه از یک کتاب معمولی را میتوانند بخوانند، با این وصف اگر شما هم ده ساعت در هفته کتاب بخوانید، سالی بیش از ۲۶ هزار صفحه مطالعه کردهاید و اگر هر کتاب را متوسط ۲۵۰ صفحه در نظر بگیریم، تقریباً ۱۰۴ کتاب در یک سال خواندهاید. پس حتی اگر در طول سال وقفهای دوهفتهای هم برایتان اتفاق بیفتد، باز هم به عدد صد کتاب در سال میرسید.
🔸 روی موضوعات مورد علاقهتان متمرکز بشوید!
کتابهایی را انتخاب کنید که به علاقهمندیها و کار و زندگی شخصیتان نزدیک هستند و میتوانید با موضوعش احساس نزدیکی کنید. وقتتان را با رفتن دنبال موضوعاتی که احتمال علاقهمندیتان به آنها صفر است هدر ندهید. در جستوجوهایتان علاقهمندی شخصی با موضوع را در اولویت قرار بدهید.
🔸 همزمان چند کتاب مختلف در برنامهی کتابخوانیتان بگذارید!
هیچ قانونی برای اینکه چطور مطالعه کنید وجود ندارد. حتی میتوانید پنج کتاب را با هم بخوانید. ممکن است پنجاه صفحه از کتابی را صبح یک نفس بخوانم و عصر همان روز کتاب دیگری را بخوانم. مسأله ترجیح شماست. ممکن است کتابی دست بگیرید که دشوار و سخت باشد و طبیعی است که کنار این کتاب اثر سبکتر و آسانفهمتری هم بگذارید تا وقتی ذهنتان یاری نمیکند، سراغ آن یکی بروید. برای مثال در مطالعهی شبهنگام و پیش از خواب، من ترجیح میدهم سراغ اثر داستانی بروم یا شرححال بخوانم. در واقع کتابی را که لازم است جاهایی از آن را خط بکشم یا کاغذ و قلم کنار دستم بگذارم به رختخواب نمیبرم.
🔸 دانشی را که به دست آوردهاید حفظ کنید!
از دانش و درکی که از مطالعه به دست آوردهاید استفاده کنید. باید اطمینان حاصل کنید که از زمانی که صرف کسب این درک کردهاید در زندگی روزمره بهره میبرید. جدا از این دربارهی بعضی از کتابها اینکه قلمی برای حاشیهنویسی یا یادداشت برداشتن همراهتان باشد کارآمد است و اگر به نسخههای الکترونیکی هم عادت کردهاید که این امکان فراهم است. وقتی کتابی را تمام میکنید برگردید و با خودتان مرور کنید و به پردازش آنچه برایتان باقی مانده بپردازید.
@ketabnak_com
✅🔛 قصد تغییر در موضوعی را دارید ؟
💯 پیش از ایجاد تغییر در زندگی این ۴ پرسش را از خود بپرسید
⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️.ا.
۱- چرا می خواهید این تغییر را در خود ایجاد کنید؟
۲- سه تا از مهم ترین دلایلی که باعث می شوند این تغییر را در خود ایجاد کنید چیستند؟
۳- اگر بخواهید به میزان اهمیت این تغییر در زندگی خود از صفر تا ۱۰ امتیاز دهید، چه عددی را انتخاب می کنید؟
۴- چرا پاسخ شما به پرسش بالا عدد (عدد انتخابی شما) است و امتیاز صفر نیست؟
💯 پیش از ایجاد تغییر در زندگی این ۴ پرسش را از خود بپرسید
⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️.ا.
۱- چرا می خواهید این تغییر را در خود ایجاد کنید؟
۲- سه تا از مهم ترین دلایلی که باعث می شوند این تغییر را در خود ایجاد کنید چیستند؟
۳- اگر بخواهید به میزان اهمیت این تغییر در زندگی خود از صفر تا ۱۰ امتیاز دهید، چه عددی را انتخاب می کنید؟
۴- چرا پاسخ شما به پرسش بالا عدد (عدد انتخابی شما) است و امتیاز صفر نیست؟
● 📒 60-مروری بر زندگی هنری آرمان
فلسفهی زیباییشناسی در قرن بیستم در پی ساختارشكنی بسیاری از هنرمندان و منتقدان دچار دگرگونی و تنوع بسیار زیادی گشت. حركتی كه با ظهور هنرمندان امپرسیونیست در اواخر قرن نوزدهم بهصورت جدّی آغاز شده بود، زمینهساز تعدد سبكها و مكتبهای هنری در قرن بیستم شد؛ مكتبهایی كه برخلاف گذشته به جای آنكه در طول یكدیگر ظاهر شوند، در عرض هم پدیدار میگشتند. به عبارت دیگر، برخلاف گذشته كه فروپاشی و یا عدمانسجام یك مكتب باعث ظهور مكتبی جدید میشد، در قرن بیستم، مكاتب جدید بدون نیاز به فروپاشی مكتب گذشته و چه بسا همزمان و در امتداد آن ظاهر میشدند.
آرمان در ابتدا فعالیت خود را بهصورت یك نقاش كلاسیك در دوران جوانی كه مصادف است با اواخر دههی ۴۰ میلادی آغاز میكند
از جملهی این مكاتب كه ریشه در هنر مدرن قرن بیستم داشت، باید به مكتب «نوورئالیسم ۱ » اشاره كرد كه توسط پیر رستانی، منتقد فرانسوی، بنا نهاده شد. این مكتب كه بیانیهی آن در ۲۷ اكتبر ۱۹۶۰ صادر شد، با شكلگیری هنر پاپ و شدتیافتن اكسپرسیونیسم انتزاعی در آمریكا مقارن گشت.
از میان فعالترین اعضای این مكتب كه از هستههای شكلگیری آن نیز بود، باید به آرماندو پیر فرناندز (متولد ۱۹۲۸ در فرانسه) با امضاء هنری «آرمان» اشاره كرد كه آثار بسیار متنوعی را به جهان هنر ارائه كرده است؛ آثاری كه محوریت موضوع، شیوهی اجرا و چگونگی ارائهی آنها ارتباطی مستقیم با اشیاء پیرامون انسان دارد. آرمان در ابتدا فعالیت خود را بهصورت یك نقاش كلاسیك در دوران جوانی كه مصادف است با اواخر دههی ۱۹۴۰ میلادی آغاز میكند. او كه رؤیای نقاششدن را در سر میپروراند، بر آن میشود تا با استفاده از شیوهها و ابزارهای گوناگون، پیروی از قواعد و قوانین دوران كلاسیك را كنار نهد و به جستوجوی زبانی نو و شیوهی بیانی تازه در نقاشی بپردازد.
آرمان در آغاز به سراغ مهرههایی كائوچویی میرود و با استفاده از تكرار نقوش این مهرهها بر روی بوم، به ایجاد ریتم و حركتی خاص در سطح بوم میپردازد كه كاملاً القاكنندهی یك نقاشی موضوعی است. اساس آثار این دورهی او كه مربوط به پیش از ۳۰ سالگی آرمان است، بر پایهی تكرار یك عنصر در اثر است. در این میان، وی با فعالیت هنرمندان انتزاعگرا در آمریكا و دادائیستها بیشتر آشنا میگردد و بهصورتی كاملاً آشكار تحت تأثیر هنرمند دادائیست آلمانی، كورت شویترس قرار میگیرد؛ هنرمندی كه توجه خاصی به ظاهر اشیاء و استفادهی نمادین از آنها در آثارش داشت.
آرمان با الهام از آثار شویترس فصلی جدید را در فعالیت هنری خویش رقم میزند. او در پی این آشنایی، استفاده از رد اشیاء بهصورت مهرهها را كنار میگذارد و توجه خود را به خود شیء معطوف میكند. در نتیجهی این تفكر، وی شروع به استفاده از اشیایی میكند كه بهظاهر در تضاد با هنر كلاسیك و در بسیاری مواقع حتی در تضاد با هنر آوانگاردند: استفاده از زباله.
این حركت آرمان كه در اوایل دههی ۶۰ و همزمان با شكلگیری «نوورئالیسم» آغاز میشود، زمینهساز خلق مجموعهای از آثار او با عنوان «سطل زباله» میشود. او گاهی در بعضی از نمونههای این مجموعه، زبالههای مصرفشدهی یك هفتهی انسان را به نمایش میگذارد. در این سالها و به موازات «سطلهای زباله»، آرمان در پاسخ به برگزاری یك نمایشگاه با عنوان " خالی " كه در آن تنها دیوارهای نمایشگاه به رنگ سفید در میآیند، نمایشگاهی با عنوان « پُر » برگزار میكند و در آن یك كامیون زباله را در محل ورودی نمایشگاه خالی میكند. این نمایشگاه بعدها منجر به شكلگیری شیوهای جدید در خلق آثارش میشود كه از آن با عنوان «انباشت» یاد میكند.
در همین دوره از فعالیت او، مطالعهی دستنوشتههای مارسل دوشان آغازگر نگرشی تازه در چگونگی ارائهی آثارش میشود. وی به این عقیده میرسد كه پس از سالها استفادهی تجریدی و انتزاعی از اشیاء در هنر مدرن، اكنون خودِ شیء را به صورت یك موضوع اصلی دارای هویت مستقل وارد اثر كند. به عبارت دیگر شیء را از پسزمینهی اثر هنری خارج كرده، بهصورت مستقل و به عنوان اصل موضوع در اثر نمایان میسازد.
فلسفهی زیباییشناسی در قرن بیستم در پی ساختارشكنی بسیاری از هنرمندان و منتقدان دچار دگرگونی و تنوع بسیار زیادی گشت. حركتی كه با ظهور هنرمندان امپرسیونیست در اواخر قرن نوزدهم بهصورت جدّی آغاز شده بود، زمینهساز تعدد سبكها و مكتبهای هنری در قرن بیستم شد؛ مكتبهایی كه برخلاف گذشته به جای آنكه در طول یكدیگر ظاهر شوند، در عرض هم پدیدار میگشتند. به عبارت دیگر، برخلاف گذشته كه فروپاشی و یا عدمانسجام یك مكتب باعث ظهور مكتبی جدید میشد، در قرن بیستم، مكاتب جدید بدون نیاز به فروپاشی مكتب گذشته و چه بسا همزمان و در امتداد آن ظاهر میشدند.
آرمان در ابتدا فعالیت خود را بهصورت یك نقاش كلاسیك در دوران جوانی كه مصادف است با اواخر دههی ۴۰ میلادی آغاز میكند
از جملهی این مكاتب كه ریشه در هنر مدرن قرن بیستم داشت، باید به مكتب «نوورئالیسم ۱ » اشاره كرد كه توسط پیر رستانی، منتقد فرانسوی، بنا نهاده شد. این مكتب كه بیانیهی آن در ۲۷ اكتبر ۱۹۶۰ صادر شد، با شكلگیری هنر پاپ و شدتیافتن اكسپرسیونیسم انتزاعی در آمریكا مقارن گشت.
از میان فعالترین اعضای این مكتب كه از هستههای شكلگیری آن نیز بود، باید به آرماندو پیر فرناندز (متولد ۱۹۲۸ در فرانسه) با امضاء هنری «آرمان» اشاره كرد كه آثار بسیار متنوعی را به جهان هنر ارائه كرده است؛ آثاری كه محوریت موضوع، شیوهی اجرا و چگونگی ارائهی آنها ارتباطی مستقیم با اشیاء پیرامون انسان دارد. آرمان در ابتدا فعالیت خود را بهصورت یك نقاش كلاسیك در دوران جوانی كه مصادف است با اواخر دههی ۱۹۴۰ میلادی آغاز میكند. او كه رؤیای نقاششدن را در سر میپروراند، بر آن میشود تا با استفاده از شیوهها و ابزارهای گوناگون، پیروی از قواعد و قوانین دوران كلاسیك را كنار نهد و به جستوجوی زبانی نو و شیوهی بیانی تازه در نقاشی بپردازد.
آرمان در آغاز به سراغ مهرههایی كائوچویی میرود و با استفاده از تكرار نقوش این مهرهها بر روی بوم، به ایجاد ریتم و حركتی خاص در سطح بوم میپردازد كه كاملاً القاكنندهی یك نقاشی موضوعی است. اساس آثار این دورهی او كه مربوط به پیش از ۳۰ سالگی آرمان است، بر پایهی تكرار یك عنصر در اثر است. در این میان، وی با فعالیت هنرمندان انتزاعگرا در آمریكا و دادائیستها بیشتر آشنا میگردد و بهصورتی كاملاً آشكار تحت تأثیر هنرمند دادائیست آلمانی، كورت شویترس قرار میگیرد؛ هنرمندی كه توجه خاصی به ظاهر اشیاء و استفادهی نمادین از آنها در آثارش داشت.
آرمان با الهام از آثار شویترس فصلی جدید را در فعالیت هنری خویش رقم میزند. او در پی این آشنایی، استفاده از رد اشیاء بهصورت مهرهها را كنار میگذارد و توجه خود را به خود شیء معطوف میكند. در نتیجهی این تفكر، وی شروع به استفاده از اشیایی میكند كه بهظاهر در تضاد با هنر كلاسیك و در بسیاری مواقع حتی در تضاد با هنر آوانگاردند: استفاده از زباله.
این حركت آرمان كه در اوایل دههی ۶۰ و همزمان با شكلگیری «نوورئالیسم» آغاز میشود، زمینهساز خلق مجموعهای از آثار او با عنوان «سطل زباله» میشود. او گاهی در بعضی از نمونههای این مجموعه، زبالههای مصرفشدهی یك هفتهی انسان را به نمایش میگذارد. در این سالها و به موازات «سطلهای زباله»، آرمان در پاسخ به برگزاری یك نمایشگاه با عنوان " خالی " كه در آن تنها دیوارهای نمایشگاه به رنگ سفید در میآیند، نمایشگاهی با عنوان « پُر » برگزار میكند و در آن یك كامیون زباله را در محل ورودی نمایشگاه خالی میكند. این نمایشگاه بعدها منجر به شكلگیری شیوهای جدید در خلق آثارش میشود كه از آن با عنوان «انباشت» یاد میكند.
در همین دوره از فعالیت او، مطالعهی دستنوشتههای مارسل دوشان آغازگر نگرشی تازه در چگونگی ارائهی آثارش میشود. وی به این عقیده میرسد كه پس از سالها استفادهی تجریدی و انتزاعی از اشیاء در هنر مدرن، اكنون خودِ شیء را به صورت یك موضوع اصلی دارای هویت مستقل وارد اثر كند. به عبارت دیگر شیء را از پسزمینهی اثر هنری خارج كرده، بهصورت مستقل و به عنوان اصل موضوع در اثر نمایان میسازد.
این تفكر منجر به خلق آثاری میشود كه آرمان از آنها با عنوان «جلوهی اشیا» یاد میكند. او در این آثار مجموعهای از اشیاء همجنس را جمعآوری میكند و در كنار یكدیگر به نمایش میگذارد تا تأكیدی بر قابلیت بیانی استفاده از یك شیء و ویژگیهای هنری آن داشته باشد. وی با استفاده از انباشت اشیاء همجنس در كنار هم، فردیت را از آنها میگیرد و آنها را بهصورت مجموعهای واحد به نمایش میگذارد. به بیانی دیگر، آرمان اشیایی را كه مورد مصرف روزانهی انسانها هستند و برای همه آشنا به نظر میرسند با همنشینی و كنار هم قراردادن، صاحب هویتی تازه و وضعیتی نمادین میكند و با این نگرش، شیء را از حالت روزمرگی خارج كرده، به عناصری نمادین ارتقا میدهد.
از دیگر ذهنیتهایی كه باعث شكلگیری این شیوه و ارائهی آثار مربوط به آن شد، مفهومی است كه آرمان از آن با عنوان «جرم بحرانی» یاد میكند. او میگوید كه هدفش نمایش لحظهای است كه یك شیء از حالت فردیت و هویت خاص خود خارج شده، تبدیل به یك عنصر از یك مجموعه میگردد. به عنوان مثال، بیان میكند كه یك مداد برای همه تنها یك مداد است و همه با همین عنوان از آن یاد میكنند. در مورد سه مداد نیز همه خواهند گفت سه مداد. در مورد ده مداد هم بیان خواهند كرد مدادها؛ اما در ۰۰۰ , ۲۵۰ مداد یك خط ممتد دیده میشود.
در حقیقت، میتوان رابطهی آرمان را با اشیاء رابطهای دوپهلو دانست: از یك سو، وی شیء را بهگونهای به نمایش میگذارد كه به كشف مجدد آن منجر شود؛ اما از دیگر سو، او هویت فردی را از شیء میگیرد و به آن به عنوان یك عنصر از یك كل، هویتی تازه میبخشد.
شیوهی انباشت در آثار آرمان، شیوهای بود كه قابلیت ادامهی بهكارگیری آن وجود داشت؛ اما او در فاصلهی سالهای میانی دههی ۱۹۶۰ دست به تجربهی انواع جدیدی از شیوههای ارائه و بازنمایی اشیاء زد. یكی از مهمترینِ این تجربهها، شیوهای است كه او نام آن را «خشم» گذاشت. جرقهی اولیهی شكلگیری این شیوه شكستن یك فنجان بود. هنگامی كه وی قصد داشت این فنجان را بر روی سطح كارش بچسباند، فنجان شكست و این اتفاق تصادفی به یك رفتار آرمان بدل شد. او با شكستن اشیاء مختلف ـ بهخصوص آلات موسیقی ـ و چسباندن آنها بر روی سطح مورد نظر، تجربیات جدیدی را شكل میدهد.
به اعتقاد وی، این شیوهی بیانی نیاز به یك هیجان فیزیكی دارد تا بتواند یك شیء را بدون آنكه قدرت بیانی خود را از دست بدهد، بشكند.
یكی از خاصترین تجربههای خشم آرمان در اواخر دههی ۶۰ در آمریكا شكل گرفت. او آپارتمانی را در نیویورك مبله و پس از آن به مدت دو ساعت شروع به شكستن تمام اشیاء موجود در آن بهوسیلهی تبر میكند و از تمام این وقایع فیلم میگیرد. به عقیدهی وی، با انفجار فیزیك و ظاهر بیرونی شیء، ساختار درونی و نهاد آن قابلیت نمایانشدن مییابد.
اما از آنجایی كه «خشم» یك لحظهی اوج بود و دیگر نمیتوانست تكرار شود، آرمان به فكر استفاده از شیوهای دیگر میافتد. او اشیاء را در شیوهی جدید با آرامش و اسلوبی مشخص، بهصورت موازی برش میدهد و سطوح مقطعی مختلفی از آنها را به نمایش میگذارد.
در همین زمان، موزهی آمستردام نمایشگاهی را با عنوان مروری بر آثار آرمان برگزار میكند. در خاتمهی این نمایشگاه و در زمانی كه او در حال بازگشت به فرانسه بود، تلّی از زباله را در میان راه مشاهده میكند كه یك صندلی در میان آن در حال سوختن بود. وی با دیدن این منظره به فكر استفاده از ویژگیهای بیانی اشیاء سوختهشده میافتد. آرمان با فكرِ نمایشِ لحظهی میان حضور و نابودی، یعنی زمانی كه جسم دارد میسوزد اما هنوز از بین نرفته و هویت آن نمایان است، دست به خلق آثار گوناگونی با استفاده از سوزاندن اشیاء میزند.
از دیگر ذهنیتهایی كه باعث شكلگیری این شیوه و ارائهی آثار مربوط به آن شد، مفهومی است كه آرمان از آن با عنوان «جرم بحرانی» یاد میكند. او میگوید كه هدفش نمایش لحظهای است كه یك شیء از حالت فردیت و هویت خاص خود خارج شده، تبدیل به یك عنصر از یك مجموعه میگردد. به عنوان مثال، بیان میكند كه یك مداد برای همه تنها یك مداد است و همه با همین عنوان از آن یاد میكنند. در مورد سه مداد نیز همه خواهند گفت سه مداد. در مورد ده مداد هم بیان خواهند كرد مدادها؛ اما در ۰۰۰ , ۲۵۰ مداد یك خط ممتد دیده میشود.
در حقیقت، میتوان رابطهی آرمان را با اشیاء رابطهای دوپهلو دانست: از یك سو، وی شیء را بهگونهای به نمایش میگذارد كه به كشف مجدد آن منجر شود؛ اما از دیگر سو، او هویت فردی را از شیء میگیرد و به آن به عنوان یك عنصر از یك كل، هویتی تازه میبخشد.
شیوهی انباشت در آثار آرمان، شیوهای بود كه قابلیت ادامهی بهكارگیری آن وجود داشت؛ اما او در فاصلهی سالهای میانی دههی ۱۹۶۰ دست به تجربهی انواع جدیدی از شیوههای ارائه و بازنمایی اشیاء زد. یكی از مهمترینِ این تجربهها، شیوهای است كه او نام آن را «خشم» گذاشت. جرقهی اولیهی شكلگیری این شیوه شكستن یك فنجان بود. هنگامی كه وی قصد داشت این فنجان را بر روی سطح كارش بچسباند، فنجان شكست و این اتفاق تصادفی به یك رفتار آرمان بدل شد. او با شكستن اشیاء مختلف ـ بهخصوص آلات موسیقی ـ و چسباندن آنها بر روی سطح مورد نظر، تجربیات جدیدی را شكل میدهد.
به اعتقاد وی، این شیوهی بیانی نیاز به یك هیجان فیزیكی دارد تا بتواند یك شیء را بدون آنكه قدرت بیانی خود را از دست بدهد، بشكند.
یكی از خاصترین تجربههای خشم آرمان در اواخر دههی ۶۰ در آمریكا شكل گرفت. او آپارتمانی را در نیویورك مبله و پس از آن به مدت دو ساعت شروع به شكستن تمام اشیاء موجود در آن بهوسیلهی تبر میكند و از تمام این وقایع فیلم میگیرد. به عقیدهی وی، با انفجار فیزیك و ظاهر بیرونی شیء، ساختار درونی و نهاد آن قابلیت نمایانشدن مییابد.
اما از آنجایی كه «خشم» یك لحظهی اوج بود و دیگر نمیتوانست تكرار شود، آرمان به فكر استفاده از شیوهای دیگر میافتد. او اشیاء را در شیوهی جدید با آرامش و اسلوبی مشخص، بهصورت موازی برش میدهد و سطوح مقطعی مختلفی از آنها را به نمایش میگذارد.
در همین زمان، موزهی آمستردام نمایشگاهی را با عنوان مروری بر آثار آرمان برگزار میكند. در خاتمهی این نمایشگاه و در زمانی كه او در حال بازگشت به فرانسه بود، تلّی از زباله را در میان راه مشاهده میكند كه یك صندلی در میان آن در حال سوختن بود. وی با دیدن این منظره به فكر استفاده از ویژگیهای بیانی اشیاء سوختهشده میافتد. آرمان با فكرِ نمایشِ لحظهی میان حضور و نابودی، یعنی زمانی كه جسم دارد میسوزد اما هنوز از بین نرفته و هویت آن نمایان است، دست به خلق آثار گوناگونی با استفاده از سوزاندن اشیاء میزند.
تنوع و گستردگی ابداعها و شیوههایی كه آرمان در میان این سالها تجربه میكند او را تبدیل به یكی از چهرههای شاخص هنر آوانگارد در جهان میكند. در دههی ۱۹۷۰، در پی شهرتی كه وی كسب كرده بود، شركت رنو از او دعوت میكند تا پس از بازدید از كارخانهی این شركت، آثاری را با استفاده از قطعات مختلف اتومبیلهای تولید این كارخانه و ابزارهای مرتبط با آن خلق كند. این پیشنهاد نقطهی عطفی در دوران هنری آرمان محسوب میشود زیرا تا پیش از آن، غالب اشیاء مورد استفادهی او قدیمی و مصرفشده بودند، كه خود چند علّت داشت. نخست آنكه از لحاظ اقتصادی باصرفه بودند و آرمان قادر بود مقدار زیادی از آنها را با هزینهای ناچیز تهیه كند. دوم آنكه این اشیاء مصرفشده بر جریان زندگی مصرفكننده گواهی میدادند.
پیمان مباركی
یادداشتها:
۱ ـ "نوورئالیسم" تعبیر فرانسوی "نئورئالیسم" یا "نوواقعگرایی" است.
۲ ـ آرنالون؛ ترجمهی مصطفی اسلامیه، تاریخ هنر مدرن ، (تهران: آگه، ۱۳۷۵).
۳ ـ برای اثر یاد شده در اینجا، عنوانی فارسی ارائه نشد، چون برخلاف آثار دیگر، عنوان این اثر در موزه نیز با معادل فارسی ارائه نشده بود. اما معنای آن تقریباً یعنی این كه "بدین منظور ساخته شده است" یا به عبارتی "این كاره است"
پیمان مباركی
یادداشتها:
۱ ـ "نوورئالیسم" تعبیر فرانسوی "نئورئالیسم" یا "نوواقعگرایی" است.
۲ ـ آرنالون؛ ترجمهی مصطفی اسلامیه، تاریخ هنر مدرن ، (تهران: آگه، ۱۳۷۵).
۳ ـ برای اثر یاد شده در اینجا، عنوانی فارسی ارائه نشد، چون برخلاف آثار دیگر، عنوان این اثر در موزه نیز با معادل فارسی ارائه نشده بود. اما معنای آن تقریباً یعنی این كه "بدین منظور ساخته شده است" یا به عبارتی "این كاره است"
Forwarded from دانلود کتابهای طراحی
دانلود و آشنایی با بخشی از کتاب فاخر تاریخ تحلیلی هنر جهان از فایل زیر
Forwarded from دانلود کتابهای طراحی
tarikh-tahlili-honar-jahan1.pdf
4 MB
Forwarded from دانلود کتابهای طراحی
📓📔📒📕📗📘📙
مقدمه کتاب تکنیک و روش طراحی
از: کیمون نیکولائید
طراحی نیز مانند حرف زدن یک امر طبیعی است. بطور معمول حرف زدن را طی مراحل تمرین یاد میگیریم و در ضمن فراگیری آن در سنین سه و چهار سالگی حتی اشتباهات زیادی را نیز مرتکب می شویم. در این مرحله از آموزش زبان پرداختن به دستور زبان و یا سایر قواعد کاری نادرست خواهد بود . همین روش اولیه در مورد یادگیری کلمات , بایستی در مورد آموزش طراحی نیز مورد استفاده قرار بگیرد.
برای یاد گرفتن طراحی تنها یک راه وجود دارد و آنهم یک راه کاملا طبیعی است. یاد گرفتن طراحی به تکنیک و مهارت ربطی ندارد و با زیبا شناسی و ادراک و تصور نیز مربوط نمیشود. امر طراحی تنها با مشاهده درست که بنظر من ناشی از شناخت فیزیکی تمام اشیا از طریق حواس می یاشد ربط پیدا میکند. اگر شاگردی این مسله را فراموش کند و در چهار سال اول طراحی آنرا مراعات ننماید بیشتر وقت خود را تلف نموده است و بایستی دوباره از اول شروع کند.
بنظر من وظیفه معلم این است که به شاگردان یاد بدهد که چگونه یاد بگیرند طراحی کنند نه اینکه چگونه طراحی کنند.شاگردان نیز نباید تمام عمر خود را به آموزشهای معلم محدود نمایند بلکه بایستی سعی کنند روشهایی را نیز برای دستیابی به حقیقت, خود کشف نمایند. آنها باید چیزهایی از خصلت طبیعی خلقت هنری کشف نمایند و مراحل تاریکی را که الهام توسط آنها صورت میگیرد روشن و آشکار سازند.
"دانش"یعنی آنچه درباره هنر حرف می زند از چیزهای ضروری است و در بسیاری از کتابها پیدا میشود. تنها کاری که معلم باید انجام بدهد این است که راهی را مشخص نماید که منتهی به کمال در هنر شود و سعی نماید که شاگردان آنرا دنبال نمایند . ولی این را هم نمی توان یک فرمول صرف و مطلق بحساب آورد.
تمام روش من شامل چیزی است که شاگردان را قادر می سازد که خود تجربه کنند .من سعی می کنم کارهایی برای آنها معین کنم تا انجام بدهند و در باره آن فکر کنند و با مسائل برخورد نمایند. هنگامی که آن تجارب را بخوبی و با تعمق اجرا نمودند آنگاه این امکان بوجود می آید که آنها چه هستند و چرا چنین نتایجی ار آنها حاصل شده است.
قوانین واقعی و اصولی هنر بسیار اندک هستند و این قوانین اصولی همان قوانین طبیعت می باشند.این قوانین حتی پیش از پیدایش اولین طراحی نیز وجود داشته اند.
از طریق کوششهای مداوم و صبر و حوصله و پیشروی ذره ذره قوانین معینی در رابطه با تکنیک طراحی بوجود آمده اند. این قوانین نتیجه توانایی انسان در کشف قوانین تعادل در طبیعت و بکار بستن آنها در طراحی است. ولی در ابتدای کار لازم نیست که برای آنها نگران باشیم یعنی اگر در آغاز کار این قوانین را می تواند بسازد ولی هرگز قادر به ساختن قوانینی همانند طبیعت نخواهد بود . درک این قوانین است که شاگرد را قادر میسازد تا طراحی کند. اشکال کار او عدم توانایی در طراحی نیست بلکه اشکال کار در عدم درک است.
هنر بایستی بیشتر با زندگی ربط داشته باشد نه با هنر . هنگامی که اعداد را بکار میبریم در واقع علائم را مورد استفاده قرار میدهیم. تنها هنگامی این علائم حالت واقعی بخود میگیرند که در زندگی مورد استفاده قرار بگیرند. همین مسله در مورد قوانین باید یاد گرفت و در همین موقع است که قوانین مناسبت پیدا میکنند .
یاد گرفتن تئوری کافی نیست بلکه تمرینهای زیادی لازم است و آنهایی که در این کتاب مطرح شده اند برای این امر کافی می باشنذ.
کیمون نیکولائید
📌 @free_book
📌 @free_book
مقدمه کتاب تکنیک و روش طراحی
از: کیمون نیکولائید
طراحی نیز مانند حرف زدن یک امر طبیعی است. بطور معمول حرف زدن را طی مراحل تمرین یاد میگیریم و در ضمن فراگیری آن در سنین سه و چهار سالگی حتی اشتباهات زیادی را نیز مرتکب می شویم. در این مرحله از آموزش زبان پرداختن به دستور زبان و یا سایر قواعد کاری نادرست خواهد بود . همین روش اولیه در مورد یادگیری کلمات , بایستی در مورد آموزش طراحی نیز مورد استفاده قرار بگیرد.
برای یاد گرفتن طراحی تنها یک راه وجود دارد و آنهم یک راه کاملا طبیعی است. یاد گرفتن طراحی به تکنیک و مهارت ربطی ندارد و با زیبا شناسی و ادراک و تصور نیز مربوط نمیشود. امر طراحی تنها با مشاهده درست که بنظر من ناشی از شناخت فیزیکی تمام اشیا از طریق حواس می یاشد ربط پیدا میکند. اگر شاگردی این مسله را فراموش کند و در چهار سال اول طراحی آنرا مراعات ننماید بیشتر وقت خود را تلف نموده است و بایستی دوباره از اول شروع کند.
بنظر من وظیفه معلم این است که به شاگردان یاد بدهد که چگونه یاد بگیرند طراحی کنند نه اینکه چگونه طراحی کنند.شاگردان نیز نباید تمام عمر خود را به آموزشهای معلم محدود نمایند بلکه بایستی سعی کنند روشهایی را نیز برای دستیابی به حقیقت, خود کشف نمایند. آنها باید چیزهایی از خصلت طبیعی خلقت هنری کشف نمایند و مراحل تاریکی را که الهام توسط آنها صورت میگیرد روشن و آشکار سازند.
"دانش"یعنی آنچه درباره هنر حرف می زند از چیزهای ضروری است و در بسیاری از کتابها پیدا میشود. تنها کاری که معلم باید انجام بدهد این است که راهی را مشخص نماید که منتهی به کمال در هنر شود و سعی نماید که شاگردان آنرا دنبال نمایند . ولی این را هم نمی توان یک فرمول صرف و مطلق بحساب آورد.
تمام روش من شامل چیزی است که شاگردان را قادر می سازد که خود تجربه کنند .من سعی می کنم کارهایی برای آنها معین کنم تا انجام بدهند و در باره آن فکر کنند و با مسائل برخورد نمایند. هنگامی که آن تجارب را بخوبی و با تعمق اجرا نمودند آنگاه این امکان بوجود می آید که آنها چه هستند و چرا چنین نتایجی ار آنها حاصل شده است.
قوانین واقعی و اصولی هنر بسیار اندک هستند و این قوانین اصولی همان قوانین طبیعت می باشند.این قوانین حتی پیش از پیدایش اولین طراحی نیز وجود داشته اند.
از طریق کوششهای مداوم و صبر و حوصله و پیشروی ذره ذره قوانین معینی در رابطه با تکنیک طراحی بوجود آمده اند. این قوانین نتیجه توانایی انسان در کشف قوانین تعادل در طبیعت و بکار بستن آنها در طراحی است. ولی در ابتدای کار لازم نیست که برای آنها نگران باشیم یعنی اگر در آغاز کار این قوانین را می تواند بسازد ولی هرگز قادر به ساختن قوانینی همانند طبیعت نخواهد بود . درک این قوانین است که شاگرد را قادر میسازد تا طراحی کند. اشکال کار او عدم توانایی در طراحی نیست بلکه اشکال کار در عدم درک است.
هنر بایستی بیشتر با زندگی ربط داشته باشد نه با هنر . هنگامی که اعداد را بکار میبریم در واقع علائم را مورد استفاده قرار میدهیم. تنها هنگامی این علائم حالت واقعی بخود میگیرند که در زندگی مورد استفاده قرار بگیرند. همین مسله در مورد قوانین باید یاد گرفت و در همین موقع است که قوانین مناسبت پیدا میکنند .
یاد گرفتن تئوری کافی نیست بلکه تمرینهای زیادی لازم است و آنهایی که در این کتاب مطرح شده اند برای این امر کافی می باشنذ.
کیمون نیکولائید
📌 @free_book
📌 @free_book
🙃کدام سمت صورت ما جذاب تر است؟😃
طبق نتایج مطالعه جدیدی که روی بخش های صورت انجام شده، احتمال این که افراد در عکس های
سلفی سمت چپ صورت خود را رو به دوربین بگیرند بسیار بیش تر از سمت راست است و این موضوع
در selfie به دلیل نحوه پردازش احساسات و عواطف در مغزهای ماست. با جست وجوی هشتگ
اینستاگرام متوجه خیل عظیم این نوع عکس ها و نحوه قرارگیری صورت افراد در آن ها خواهید شد.
نام داده اند و به تازگی (left-side bias) « تمایل به سمت چپ » این پدیده همان چیزی است که پژوهش گران به آن
استاد عصب شناسی ،(Annukka Lindell) در استرالیا روی این موضوع پژوهشی شکل گرفته است. آنوکا لیندل
در ملبورن، برای بررسی سمتی از صورت که اکثر افراد هنگام عکس آن را به سمت La Trobe تجربی در دانشگاه
را جست وجو کرد و ۱۰ پست آخر ۱۰۰ مرد و ۱۰۰ زن را که در آن عکس های selfie دوربین نشان می دهند، هشتگ
سلفی خود را منتشر کرده بودند مورد بررسی و تحلیل قرار داد. او در مجموع ۲ هزار سلفی را بررسی و ارزیابی کرد.
لیندل مطالعه کرد که این اشخاص کدام گونه خود را بیش تر به دوربین نشان داده اند و به این نتیجه رسید که در ۷۷۹
سلفی، یا ۴۱ درصد عکس ها، سمت چپ صورت بیش تر نمایان است و در ۶۸۶ سلفی سمت راست. در ۵۳۵ عکس هم قسمت میانی صورت بیش تر نمایان بود.
این پژوهش نتایج مطالعه قبلی لیندل را نیز تا∞د می کند که در آن بیان می شود که قسمت چپ صورت به نظر
جذاب تر می رسد چراکه نیم کره راست مغز آن را کنترل می کند و این نیم کره مسئول احساسات و عواطف انسان است.
در آمریکا در این زمینه انجام شد. در این مطالعه Wake Forest چندی پیش مطالعه دیگری نیز در دانشگاه
پژوهش گران از شرکت کنندگان خواستند به میزان خوشایند بودن افراد در عکس هایی که به آن ها نشان داده می شد امتیاز دهند. همانند مطالعه لیندل، محققان به این نتیجه رسیدند که شرکت کنندگان سمت چپ صورت را ترجیح می دهند چراکه فرد با این بخش از صورت می تواند احساسات خود را بیان کند.
کانال مقالات هنر نقاشی 👇
📌 @painting_articles
طبق نتایج مطالعه جدیدی که روی بخش های صورت انجام شده، احتمال این که افراد در عکس های
سلفی سمت چپ صورت خود را رو به دوربین بگیرند بسیار بیش تر از سمت راست است و این موضوع
در selfie به دلیل نحوه پردازش احساسات و عواطف در مغزهای ماست. با جست وجوی هشتگ
اینستاگرام متوجه خیل عظیم این نوع عکس ها و نحوه قرارگیری صورت افراد در آن ها خواهید شد.
نام داده اند و به تازگی (left-side bias) « تمایل به سمت چپ » این پدیده همان چیزی است که پژوهش گران به آن
استاد عصب شناسی ،(Annukka Lindell) در استرالیا روی این موضوع پژوهشی شکل گرفته است. آنوکا لیندل
در ملبورن، برای بررسی سمتی از صورت که اکثر افراد هنگام عکس آن را به سمت La Trobe تجربی در دانشگاه
را جست وجو کرد و ۱۰ پست آخر ۱۰۰ مرد و ۱۰۰ زن را که در آن عکس های selfie دوربین نشان می دهند، هشتگ
سلفی خود را منتشر کرده بودند مورد بررسی و تحلیل قرار داد. او در مجموع ۲ هزار سلفی را بررسی و ارزیابی کرد.
لیندل مطالعه کرد که این اشخاص کدام گونه خود را بیش تر به دوربین نشان داده اند و به این نتیجه رسید که در ۷۷۹
سلفی، یا ۴۱ درصد عکس ها، سمت چپ صورت بیش تر نمایان است و در ۶۸۶ سلفی سمت راست. در ۵۳۵ عکس هم قسمت میانی صورت بیش تر نمایان بود.
این پژوهش نتایج مطالعه قبلی لیندل را نیز تا∞د می کند که در آن بیان می شود که قسمت چپ صورت به نظر
جذاب تر می رسد چراکه نیم کره راست مغز آن را کنترل می کند و این نیم کره مسئول احساسات و عواطف انسان است.
در آمریکا در این زمینه انجام شد. در این مطالعه Wake Forest چندی پیش مطالعه دیگری نیز در دانشگاه
پژوهش گران از شرکت کنندگان خواستند به میزان خوشایند بودن افراد در عکس هایی که به آن ها نشان داده می شد امتیاز دهند. همانند مطالعه لیندل، محققان به این نتیجه رسیدند که شرکت کنندگان سمت چپ صورت را ترجیح می دهند چراکه فرد با این بخش از صورت می تواند احساسات خود را بیان کند.
کانال مقالات هنر نقاشی 👇
📌 @painting_articles
Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
🔶 روشی تازه برای بررسی تابلوهای نقاشی قدیمی
پژوهشگران مؤسسه فناوری جورجیا در آتلانتای آمریکا به کمک هنر و هنردوستان آمدهاند. آنها به روشی دست یافتهاند که میتوان از آن برای مثال در تشخیص اصل بودن یک تابلوی نقاشی بهره گرفت.
بر پایه گزارشی که در مجله ساینتیفیک ریپورتز به چاپ رسیده، محققان آمریکایی توانستهاند با ترکیبی از روشهای ویژهی ریاضی و امواج تراهرتز، لایههای نازک پیگمنت (رنگدانه) بر روی تابلوهای نقاشی قدیمی، را تشخیص داده و بررسی کنند. در این تحقیق آنها موفق به تشخیص ساختار لایههای یک نقاشی از قرن ۱۷ میلادی شدهاند.
به گفته دیوید سیترین از مؤسسه فناوری جورجیا، بررسی آثار نقاشی خلقشده، پیش از قرن ۱۸ میلادی، به دلیل نازکشدن لایههای رنگ در این تابلوها، بسیار دشوار بود.
در یکی از آزمایشها با این روش که بر روی تابلوی "مریم در حال نیایش" اثر باتیستا سالوی ملقب به ساسوفراتو، نقاش ایتالیایی، انجام شده، محققان پی بردند که در منطقهای در کنار سر تصویر، لایه رنگ ۹۶ میکرون ضخیمتر از دیگر نقاط نقاشی است. آنها به مرمت اثر در این ناحیه پی بردند که تا آن روز از نگاه همه پنهان مانده بود.
تشخیص این لایهها تنها با تکیه بر دادههای اسکنر تراهرتز امکانپذیر نبود. چرا که این اسکنرها لایههای نازکتر از ۱ / ۰ میلی متر را تشخیص نمیدهند. اما با ترکیب اسکنر تراهرتز و استفاده از روشهای محاسباتی جدید، میتوان ضخامت لایهها تا ۰۲ / ۰ میلی متر را هم تشخیص داد.
http://bit.ly/2zKaP41
http://p.dw.com/p/2oMu8
@dw_farsi
پژوهشگران مؤسسه فناوری جورجیا در آتلانتای آمریکا به کمک هنر و هنردوستان آمدهاند. آنها به روشی دست یافتهاند که میتوان از آن برای مثال در تشخیص اصل بودن یک تابلوی نقاشی بهره گرفت.
بر پایه گزارشی که در مجله ساینتیفیک ریپورتز به چاپ رسیده، محققان آمریکایی توانستهاند با ترکیبی از روشهای ویژهی ریاضی و امواج تراهرتز، لایههای نازک پیگمنت (رنگدانه) بر روی تابلوهای نقاشی قدیمی، را تشخیص داده و بررسی کنند. در این تحقیق آنها موفق به تشخیص ساختار لایههای یک نقاشی از قرن ۱۷ میلادی شدهاند.
به گفته دیوید سیترین از مؤسسه فناوری جورجیا، بررسی آثار نقاشی خلقشده، پیش از قرن ۱۸ میلادی، به دلیل نازکشدن لایههای رنگ در این تابلوها، بسیار دشوار بود.
در یکی از آزمایشها با این روش که بر روی تابلوی "مریم در حال نیایش" اثر باتیستا سالوی ملقب به ساسوفراتو، نقاش ایتالیایی، انجام شده، محققان پی بردند که در منطقهای در کنار سر تصویر، لایه رنگ ۹۶ میکرون ضخیمتر از دیگر نقاط نقاشی است. آنها به مرمت اثر در این ناحیه پی بردند که تا آن روز از نگاه همه پنهان مانده بود.
تشخیص این لایهها تنها با تکیه بر دادههای اسکنر تراهرتز امکانپذیر نبود. چرا که این اسکنرها لایههای نازکتر از ۱ / ۰ میلی متر را تشخیص نمیدهند. اما با ترکیب اسکنر تراهرتز و استفاده از روشهای محاسباتی جدید، میتوان ضخامت لایهها تا ۰۲ / ۰ میلی متر را هم تشخیص داد.
http://bit.ly/2zKaP41
http://p.dw.com/p/2oMu8
@dw_farsi
Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️ در یک نمایشگاه نقاشی، بالزاک در مقابل تابلویی قرار میگیرد که دشتی را نشان میدهد که خانه کوچکی را در میان گرفته است. از دودکش خانه دود بلند شده است.
در این خانه زندگی جریان دارد. بالزاک از نقاش سؤال میکند: «چند نفر در این خانه زندگی میکنند؟»
«خوب... شاید یک خانوار.»
«چند بچه دارند؟»
نقاش با خودش فکر میکند و بعد اعلام میکند: «سه.»
«چند سالهاند؟»
«شاید هشت، ده و دوازده سال.»
این سؤال و جوابها برای مدتی ادامه پیدا میکند تا زمانی که نقاشِ کلافه میگوید:
«آقای بالزاک! این خانه کوچکی در پسزمینه نقاشی است. مهم نیست چند نفر در آن زندگی میکنند. من که به همه جزئیات فکر نکردهام.»
بالزاک همدردی میکند: «میدانم که به این چیزها اهمیتی نمیدهی. روشن است که نمیدانی چند کودک در این خانه زندگی میکند و چند خروس در حیاط جلویی میپلکد و مادر خانه برای ناهار چه پخته است و آیا پدر میتواند جهیزیه برای دخترش جور کند یا نه. این را میدانم چون دودی که از دودکش بیرون میآید برایم باورپذیر نیست. برایم واقعی نیست. اگر این جزئیات را میدانستی دود بهتری میکشیدی و نقاشی بهتر میشد.»
✔️سر کلاس با کیارستمی
پال کرونین
ص. ۳۷ /چاپ و نشر نظر
#معرفی_کتاب
@sahandiranmehr
در این خانه زندگی جریان دارد. بالزاک از نقاش سؤال میکند: «چند نفر در این خانه زندگی میکنند؟»
«خوب... شاید یک خانوار.»
«چند بچه دارند؟»
نقاش با خودش فکر میکند و بعد اعلام میکند: «سه.»
«چند سالهاند؟»
«شاید هشت، ده و دوازده سال.»
این سؤال و جوابها برای مدتی ادامه پیدا میکند تا زمانی که نقاشِ کلافه میگوید:
«آقای بالزاک! این خانه کوچکی در پسزمینه نقاشی است. مهم نیست چند نفر در آن زندگی میکنند. من که به همه جزئیات فکر نکردهام.»
بالزاک همدردی میکند: «میدانم که به این چیزها اهمیتی نمیدهی. روشن است که نمیدانی چند کودک در این خانه زندگی میکند و چند خروس در حیاط جلویی میپلکد و مادر خانه برای ناهار چه پخته است و آیا پدر میتواند جهیزیه برای دخترش جور کند یا نه. این را میدانم چون دودی که از دودکش بیرون میآید برایم باورپذیر نیست. برایم واقعی نیست. اگر این جزئیات را میدانستی دود بهتری میکشیدی و نقاشی بهتر میشد.»
✔️سر کلاس با کیارستمی
پال کرونین
ص. ۳۷ /چاپ و نشر نظر
#معرفی_کتاب
@sahandiranmehr
Forwarded from دانلود کتابهای طراحی
اُنوره دو بالزاک نویسندهٔ نامدار فرانسوی است که او را پیشوای مکتب رئالیسم اجتماعی در ادبیات میدانند. «کمدی انسانی» نامی است که بالزاک برای مجموعه آثار خود که حدود ۹۰ رمان وداستان کوتاه را دربرمیگیرد
دانلود کتابهای طراحی 👇
📌 @free_book
___
ویدیوهای آموزش طراحی👇
📌 @drawingsfilms
____
مقالات هنر نقاشی 👇
📌 @painting_articles
____
تکنیک و روش طراحی
📌 @drawingart01
📌 @free_book
___
ویدیوهای آموزش طراحی👇
📌 @drawingsfilms
____
مقالات هنر نقاشی 👇
📌 @painting_articles
____
تکنیک و روش طراحی
📌 @drawingart01