PADIA|پادیا
79 subscribers
24 photos
Download Telegram
جادوگرها بیش از آنکه داستانی درباره‌ی موجوداتی هراس‌انگیز باشد درباره‌ی یکی از بنیادی‌ترین تجربه‌های کودکی است: این احساس که جهان آن‌قدرها که بزرگ‌ترها می‌گویند امن و قابل‌اعتماد نیست. رولد دال این بدگمانی کودکانه را جدی می‌گیرد. در جهان او، هیولا لزوماً قیافه‌ی هیولا ندارد، ممکن است ظاهری کاملاً معمولی داشته باشد و درست کنار ما ایستاده باشد.
همین‌جاست که جادوگرها برای خواننده‌ی بزرگ‌سال همچنان زنده می‌ماند. بزرگ‌ شدن معمولاً با یاد گرفتن مجموعه‌ای از قواعد همراه است: اینکه ظاهر آدم‌ها را بپذیریم، امور نامعقول را کنار بگذاریم و میان واقعیت و خیال مرزی محکم بکشیم. دال برای مدتی این قراردادها را معلق می‌کند و دوباره آن نگاه کودکانه‌ای را به ما پس می‌دهد که جهان را مشکوک‌تر، ترسناک‌تر و درعین‌حال شگفت‌انگیزتر می‌دید.

@padia_studio
در جهان جادوگرها، شر همیشه با هیبت و نشانه‌های آشکار از راه نمی‌رسد. گاهی کفش‌های معمولی می‌پوشد، لبخند می‌زند و در هتلی شیک میان آدم‌های دیگر می‌نشیند. رولد دال به کودکان اجازه می‌دهد به ظاهرِ مرتب جهان مشکوک باشند، و همین او و جهانش را جذاب می‌کند. بزرگ‌سالان معمولاً یاد گرفته‌اند چیزهای عجیب را توضیح دهند، دسته‌بندی کنند و سرانجام همه‌چیز را بی‌خطرتر جلوه دهند، اما کودک هنوز می‌تواند بگوید «اینجا چیزی درست نیست.» جادوگرها این حس را جدی می‌گیرد. پشت اغراق‌ها، شوخی‌های سیاه و ترس‌های مضحک کتاب جهانی وجود دارد که در آن تخیل نوعی سرگرمی نیست، ابزاری است برای دیدن چیزهایی که عقلِ عادت‌کرده‌ی بزرگ‌سال دیگر به‌آسانی نمی‌بیند.
@padia_studio
❤1
«به نظر من، وقتی یک نفر وجود دارد که تو را دوست داشته باشد، دیگر مهم نیست که تو چه کسی هستی یا چگونه به نظر می‌رسی.»

- جادوگرها، رولد دال، ترجمه‌ی مهناز داودی، صفحه‌ی ۱۷۲، نشر محراب قلم

⭕️ فردا، ۱۷ مهر، نخستین جلسه‌ی حلقه‌ی رولد دال برگزار خواهد شد.
@padia_studio
❤2
⭕️ به پیشنهاد پادیا بخوانید.

- تخیل، جنیفر گوستی-فرنسی، ترجمه‌ی محمدرضا ابوالقاسمی، نشر ماهی
- زمستان آلیسا، زوران دروِنکار، ترجمه‌ی فریبا فقیهی، نشر افق
- کمی تا قمستی معمولی، باربارا دی، ترجمه‌ی محبوبه نجف‌خانی، نشر افق
- همچون رعد، جاسمین وارگا، ترجمه‌ی کیوان عبیدی آشتیانی، نشر افق

@padia_studio
اگر دزدی اشتباه است، چرا دلمان می‌خواهد دزد پیروز شود؟
در جهان آقای روباه شگفت‌انگیز، رولد دال با یکی از عادت‌های دیرینه‌ی بزرگ‌سالان بازی می‌کند: اینکه گمان می‌کنیم هرچیز باید جای مشخصی در تقسیم‌بندی‌های اخلاقی ما داشته باشد. آدم‌های خوب کارهای خوب می‌کنند و آدم‌های بد کارهای بد. اما کودکان هنوز آن‌قدر به این تقسیم‌بندی‌ها وفادار نشده‌اند که نتوانند شیفته‌ی یک روباه دزد شوند. دال به ما یادآوری می‌کند که دوست‌ داشتن یک شخصیت لزوماً به معنای تأیید کردن کارهای او نیست. در جهان او، زیرکی، بازیگوشی و سرپیچی گاهی از فضیلت‌های رسمی دوست‌داشتنی‌ترند. آقای روباه شگفت‌انگیز از ما نمی‌خواهد خوب و بد را فراموش کنیم، فقط وادارمان می‌کند از خود بپرسیم چرا این‌قدر اصرار داریم پیش از آنکه کسی را دوست بداریم از بی‌گناهی‌اش مطمئن شویم.

@padia_studio
❤2
در آقای روباه شگفت‌انگیز، زمین فقط جایی برای زندگی نیست، مرزی است میان دو شیوه‌ی نگاه‌ کردن به جهان. روی زمین همه‌چیز حصار دارد، مالک دارد و باید از آن محافظت کرد. زیر زمین اما راه‌ها هنوز کشف‌نشده‌اند و هر دیواری ممکن است به تونلی تازه بدل شود. دال به کودکان جهانی را نشان می‌دهد که در آن بن‌بست‌ها همیشه آن‌قدر که بزرگ‌سالان تصور می‌کنند قطعی نیستند. کشاورزان می‌توانند زمین را بِکنند، درخت‌ها را قطع کنند و راه‌ها را ببندند، اما نمی‌توانند تخیل روباه را تصاحب کنند. در این داستان، شگفت‌انگیز بودن به معنای داشتن قدرتی خارق‌العاده نیست، بلکه به معنای دیدن راهی است که دیگران حتی احتمال وجودش را نمی‌دهند.
@padia_studio
❤2
در آقای روباه شگفت‌انگیز، گرسنگی فقط نیازی جسمانی نیست. گرسنگی نظم ظاهراً محکم جهان را به هم می‌ریزد. رولد دال به‌خوبی می‌داند که آدم‌ها وقتی سیرند آسان‌تر از اصول اخلاقی حرف می‌زنند و وقتی پای گرسنگی، ترس و زنده‌ ماندن وسط می‌آید، بسیاری از این اصول دیگر به‌اندازه‌ی قبل بدیهی نیستند. به نظر می‌آید طنز تلخ داستان از همین‌جا سرچشمه می‌گیرد: کسانی که بیشترین دارایی را دارند و بیشتر از همه از از دست‌ دادن می‌ترسند. رولد دال با شوخ‌طبعی خاصش نشان می‌دهد که حرص همیشه از کمبود نمی‌آید؛ گاهی درست از جایی آغاز می‌شود که کسی بیشتر از نیازش دارد، اما هنوز احساس می‌کند چیزی از او کم شده است.

@padia_studio
❤2
در آقای روباه شگفت‌انگیز، سه کشاورز بیش از آنکه از یک روباه خشمگین باشند از شکست‌ خوردن در برابر او وحشت دارند. برایشان دیگر مسئله چند مرغ یا غاز دزدیده‌شده نیست، مسئله این است که موجودی کوچک و ظاهراً ناتوان جرئت کرده نظم دل‌خواهشان را بر هم بزند. رولد دال با اغراق در چهره‌ها، رفتارها و حماقت‌های این سه مرد چیزی آشنا را به نمایش می‌گذارد: آدم‌هایی که حاضرند برای اثبات قدرتشان حتی آسایش خود را قربانی کنند. شاید خنده‌دارترین بخش ماجرا همین باشد که هرچه بیشتر برای شکست‌ دادن روباه تلاش می‌کنند، بیشتر اسیر او می‌شوند. گاهی انتقام، بیش از آنکه دشمن را نابود کند، صاحبش را مضحک می‌کند.

@padia_studio
آدم‌ها همیشه به این دلیل که از یکدیگر متنفرند به هم آزار نمی‌رسانند، بعضی اوقات آزار رساندن به تنها چیزی تبدیل می‌شود که آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد. در بدجنس‌ها، رولد دال زن و شوهری را به تصویر می‌کشد که زندگی مشترکشان به مسابقه‌ای بی‌پایان برای تحقیر و فریب یکدیگر تبدیل شده است. هیچ‌کدام نمی‌خواهند این بازی را تمام کنند، چون ظاهراً بیرون از آن چیزی برای گفتن به هم ندارند. دال با شوخی‌های چندش‌آور و اغراق‌های خنده‌دارش پرسشی جدی را پیش می‌کشد: آیا ممکن است دو نفر آن‌قدر به دشمنی با یکدیگر عادت کنند که دیگر نتوانند بدون آن زندگی کنند؟

@padia_studio
گاهی زشتی، پیش از آنکه در چهره‌ی آدم‌ها پیدا شود، در شیوه‌ی نگاه‌کردنشان به جهان ریشه می‌دواند. در بدجنس‌ها، رولد دال از زشتی ظاهری فراتر می‌رود و به رابطه‌ی میان درون آدم‌ها و تصویری می‌پردازد که از خود به دیگران نشان می‌دهند. آدمی که مدام در ذهنش به تحقیر دیگران مشغول است کم‌کم همان چیزی را در چهره و رفتارش آشکار می‌کند که سال‌ها درون خود پرورش داده است. گویی افکار، برخلاف تصور ما، پنهان نمی‌مانند؛ آن‌ها به‌تدریج از لحن صدا، نگاه، لبخند و حتی حالت صورت راهی به بیرون پیدا می‌کنند. دال با اغراق طنزآمیز و تصویرهای گروتسک و مضحکش این حقیقت را به‌طور هولناک و خنده‌دار به نمایش می‌گذارد: زیبایی همیشه چیزی نیست که با آینه سنجیده شود و زشتی هم به‌شکل بینی‌های کج و چهره‌های ناهنجار ظاهر نمی‌شود. گاهی آنچه آدمی را واقعاً زشت می‌کند عادتی است که در ذهنش به آن مجال رشد داده، عادتی مثل بدخواهی، حسادت یا لذت‌بردن از رنج دیگران. شاید تلخ‌ترین نکته‌ی جهان دال همین باشد که آدم‌ها همیشه ناگهان به موجوداتی زشت تبدیل نمی‌شوند.

@padia_studio
گاهی برای برهم‌زدن یک نظم ناعادلانه، لازم نیست کسی از صاحبان قدرت قدرتمندتر باشد؛ کافی است دیگران دیگر حاضر نباشند در قواعد بازی آن‌ها شرکت کنند. در بدجنس‌ها، رولد دال با واردکردن میمون‌ها و پرنده‌ها به ماجرای زن و شوهر، مرز میان سلطه‌گر و سلطه‌پذیر را جابه‌جا می‌کند. زن و شوهر جهان کوچکی ساخته‌اند که در آن، آزار دیگران راهی برای سرگرمی و اثبات برتری است؛ اما ورود حیوان‌ها نشان می‌دهد که این جهان، برخلاف تصور صاحبانش، تحت کنترل آن‌ها نیست. میمون‌ها و پرنده‌ها نه به قواعد خانه‌ی آن‌ها اعتنایی دارند و نه جایگاهی را که این دو برای خود قائل شده‌اند به رسمیت می‌شناسند. شاید همین بی‌اعتنایی قدرتشان را به چالش می‌کشد. دال از دل این ماجرای عجیب، پرسشی برای دنیای بزرگسالان بیرون می‌کشد: قدرت یک فرد تا کجا واقعی است و از کجا به بعد، تنها به پذیرش دیگران وابسته می‌شود؟ تمام هیبتی که آدم‌ها برای خود ساخته‌اند، به این دلیل پابرجاست که اطرافیانشان ناچارند آن را جدی بگیرند. کافی است این توافق نانوشته به هم بخورد تا جایگاه‌ها تغییر کنند و کسی که دیگران را به بازی می‌گرفته، خودش به بخشی از بازی تبدیل شود.

@padia_studio
👍1
به ما چسبیده‌اند، و نمی‌توانیم از خود بتکانیمشان.

بعضی چیزها تمام می‌شوند، اما از ما جدا نمی‌شوند. در خاطره، در فقدان، در ترس‌ها و انتخاب‌هایمان باقی می‌مانند. گاهی پنهان و گاهی آن‌چنان نزدیک که اکنونِ ما را شکل می‌دهند.

این‌بار در پادیا به سراغ شش اثری رفته‌ایم که هرکدام به‌نحوی با گذشته‌ای سروکار دارند که هنوز تمام نشده است:
- جن‌زدگان (هنریک ایبسن)
- سونات اشباح (آگوست استریندبرگ)
- اورلیا (ژرار دو نروال)
- پدرو پارامو (خوان رولفو)
- سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش (هاروکی موراکامی)
- قیمت (آرتور میلر)

در حلقه‌ی کتاب‌خوانی «اکنون آلوده‌به‌گذشته» می‌خوانیم و گفت‌وگو می‌کنیم تا متوجه شویم گذشته چگونه، حتی وقتی ظاهراً به پایان رسیده، به زندگیِ در اکنون ادامه می‌دهد.

🔻 آغاز دوره از ۱۵ آبان‌ماه است.
🔻 ظرفیت حلقه‌ی مطالعاتی محدود است.
🔻 هزینه‌ی کل حلقه: ۴۰۰٬۰۰۰ تومان
🔻 دوره شامل گفت‌وگو درباره‌ی شش کتاب در شش هفته است.
🔻 برای ثبت‌نام، می‌توانید به این آی‌دی پیام دهید: @padia_studio_support
❤2
گاهی ترسناک‌ترین چیز درباره‌ی یک غول بزرگیِ او نیست، این است که پیش از شناختنش تصمیم گرفته‌ایم از او بترسیم. در کتاب غول بزرگ مهربان، رولد دال سوفی را به سرزمینی می‌فرستد که غول‌هایش آدم‌ها را می‌خورند و در میانشان تنها یک غول حاضر نیست شبیه بقیه باشد. دوستیِ سوفی با این غول عجیب مرز میان ترس و اعتماد را به‌ هم می‌زند و دال، پشت بازی‌های زبانی و خیال‌پردازی‌های خنده‌دارش، پرسشی ساده اما مهم پیش می‌کشد: اگر کسی با تمام هم‌نوعانش فرق داشته باشد، آیا می‌توانیم پیش از قضاوت کردن به‌اندازه‌ی کافی به او نزدیک شویم؟

@padia_studio
👏1
بعضی چیزها دور می‌شوند، اما کوچک نمی‌شوند؛ در دوردست می‌مانند، همچون منظره‌ای که سال‌هاست از آن گذشته‌ایم، اما رنگش هنوز بر چشم ماست. شاید گذشته فقط مجموعه‌ی چیزهایی نباشد که به یاد می‌آوریم، شاید در شیوه‌ی یادآوری، نگریستن، فراموشی، ترسیدن، عشق‌ورزی، محبت و انتخاب‌ کردن ما ادامه پیدا کند. آنچه زمانی اتفاق افتاده ممکن است دیگر وجود نداشته باشد، اما اثری که بر ما گذاشته هنوز در ساختن اکنون دخالت کند. از این منظر، گذشته پشت‌سر ما نیست، بخشی از جایی‌ است که از آن به جهان نگاه می‌کنیم. در حلقه‌ی «اکنون آلوده‌به‌گذشته»، می‌خواهیم، از خلال شش اثر، شکل‌های گوناگون این حضور را ببینیم و درباره‌شان گفت‌وگو کنیم؛ درباره‌ی آنچه تمام شده است، بی‌آنکه واقعاً پایان یافته باشد.

🔻 برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام با این آی‌دی در ارتباط باشید: @padia_studio_support
🔥1
برای شکست‌دادن هیولاها همیشه لازم نیست از آن‌ها قوی‌تر باشیم؛ گاهی کافی است جور دیگری فکر کنیم. در کتاب غول بزرگ مهربان، سوفی وارد جهانی می‌شود که در آن غول‌ها از آدم‌ها بزرگ‌تر و نیرومندترند، اما قدرت تنها چیزی نیست که سرنوشت را تعیین می‌کند. همراه او غولی است که، به‌جای خوردن آدم‌ها، رؤیا جمع می‌کند و شب‌ها آن‌ها را به اتاق کودکان می‌فرستد. رولد دال در دل این ماجرای عجیب و خنده‌دار نشان می‌دهد که شجاعت همیشه به معنای نترسیدن نیست و این یعنی در جهانی پُر از موجودات ترسناک هنوز می‌توانی خیال‌پردازی کنی، دوست بیابی و راهی برای تغییر اوضاع بسازی.

@padia_studio
❤1
غول‌ها آدم می‌خورند، رؤیاها را می‌شود در شیشه نگه داشت و کلمه‌ها لازم نیست همان شکلی باشند که در فرهنگ لغت نوشته‌اند. جهان غول بزرگ مهربان از همان ابتدا قوانین خودش را دارد و رولد دال هم علاقه‌ای ندارد آن‌ها را معقول‌تر کند. هرچه پیش می‌رویم، اتفاق‌های ناممکن عادی‌تر و چیزهای عادی عجیب‌تر می‌شوند، تا جایی که دیگر حضور یک دختربچه در سرزمین غول‌ها چندان نامحتمل‌تر از زندگی روزمره به نظر نمی‌رسد. بخش بزرگی از لذت این کتاب همین است: دال جهانی می‌سازد که منطق بزرگ‌ترها در آن اعتبار چندانی ندارد و بعد ما را وادار می‌کند مدتی با منطق بازیگوش و بی‌قاعده‌ی کودکی به دنیا نگاه کنیم.

@padia_studio