پوپک
46 subscribers
962 photos
55 videos
10 files
26 links
کتاب و نوشت افزار پوپک
خیابان انقلاب نرسیده به میدان ساعت
قائم مقامی
Download Telegram
ترجیع‌بندی برای لنگرگاه همیشگی‌ام: بوشهر

آه ای همیشه بندر
یابوی خسته‌ای که گاری بزرگ قصیل خلیج را
به سوی شوره‌زاران
بر شانه می‌کشانی و هرگز نمی‌رسانی
چه راه بی‌نهایتی
چه مژه‌های تلخِ بلندی دارد این آفتاب
که غوا از سراب می‌رویاند
و زهر از بیابان می‌جوشاند
چه ظهر پُر مخافتی
بندر
صیاد پیر خسته یک دنده
که تور سبز دریا را
غران رقص مدهش شوریده‌ها و شیر
بر کتف‌ها گره زده
با قصد روستاهای مطرود
می‌کشانی
هرگز نمی‌رسانی
چه اشتهای شومی دارد این آسمان
که می‌مکد پرنده و ماهی را
به آرواره‌های حریصش
و قحط می‌تراود
از بزاق پلیدش
بوشهر خون و قاچاق
بوشهر طاق جنی و خونی
جن قدیم خونی استعمار
بوشهر قهوه‌خانه و پرحرفی
بوشهر میرمهنا
دریانورد عاصی بی‌پروا
عیار کوچه ها و کوشک های پر خطر دریا
که ریسمان گیسوی وحشی را
بر کتف ناوهای انیران می‌تابانی
مغرور می‌کشانی
تا پیش پای بیرمی سرفراز
چون کهره‌های قربانی
بر خاک افکنیشان
همواره می‌کشانی و هرگز نمی‌رسانی
چه قوم بی‌ شکوه فراموشکاری
دایدم آنچه مرد تواند داد
اما باور نمی‌کنند
تاریخ چه کاسب وقیح طلبکاری
بوشهر کار و بازار
بازار بوی ماهی
بوشهر شعر و شروه
بوشهر زار زار
در نوحه‌های بخشوی پیرار
بوشهر شوره و شکوه
در چله‌های شبنم وشرجی
بوشهر بوی ماهی
و باز چه رازناک
می‌خواند آن غریبه شبگرد
در کنج قهوه خانه کاکی
"پسین گینی ز بندر بار کردم
غلط کردم که پُشت از یار کردم
رسیدم بر سر بست چغادک
نشستم گریه بسیار کردم"
بوشهر ! ‌ آشیانه شوریدگان دریادل
نادم به شوره و شکوه و فایز به ناله است
باکی
به دام غربت و مفتون اسیر هجر
و ‌آتشی به وادی حیرت
سوداییان بی‌ سر و سامان خویش را
تا چند می‌دوانی و … هرگز نمی‌رسانی؟

از دفترِ #گندم_و_گیلاس
منوچهر آتشی☘

@p53665852
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای منوچهر آتشی از فیلم مستند🎧 یادها_بوسه‌ها_خنجرها
اثر روجا_چمنکار
@p53665852
برای خرید خودکار،خودنویس،روان نویسUROPEANبه فروشگاه کتاب و نوشت افزار پوپک مراجعه کنید🕊
@p53665852
حق با بهار بود، با همان ساقه‌های لُخت.
بر این پهنهٔ خاک چیزی هست که به رغمِ ما ادامه می‌دهد. خوب است که جلوه‌های بودن را به غم و شادی ما نبسته‌اند.

آینه‌های دردار
هوشنگ گلشیری☘
@p53665852
معرفی کتاب 📚
برای خرید به فروشگاه کتاب و نوشت افزار پوپک مراجعه کنید🕊
#کتاب عیدی دهیم
@p53665852
معرفی کتاب 📚
برای خرید به فروشگاه کتاب و نوشت افزار پوپک مراجعه کنید🕊
#غلامحسین ساعدی
#فیلم نامه
#کتاب عیدی دهیم
@p53665852
بهار می شود


یکی دور روز دیگر از پگاه
چو چشم باز می کنی
زمانه زیر و رو
زمینه پُر نگار می شود

زمین شکاف می خورد
به دشت سبزه می زند
هر آنچه مانده بود زیر خاک
هر آنچه خفته بود زیر برف
جوان و شسته رفته آشکار می شود

به تاج کوه
ز گرمی نگاه آفتاب
بلور برف آب می شود
دهانِ درّه ها پر از سرود چشمه سار می شود

نسیم هرزه پو
ز روی لاله های کوه
کنار لاله های کبک
فراز خارهای هفت رنگ
نفس زنان و خسته می رسد
غریق موج کشتزار می شود

در آسمان
گروه گلّه های ابر
ز هر کناره می رسد
به هر کرانه می دود
به روی جلگه ها غبار می شود

درین بهار، آه!
چه یادها
چه حرف های ناتمام
دلِ پر آرزو
چو شاخ پر شکوفه باردار می شود

نگار من!
امید نوبهار من
لبی به خنده باز کن
ببین چگونه از گلی
خزان باغ ما بهار می شود


سیاوش کسرایی ☘
@p53665852
می‌آيی...بيا
نمی‌آيی،نيا
چيزی كه فراوان است
اينجا
تنهايی بی‌دريغ من است.

جهان
جا دارد برای سنگ،
جا دارد برای درخت، پرنده، آدمی.
جهان به عادتِ عشق زاده می‌شود هر شب
جهان به اسم سنگ، صبوری دارد به راه؛
و درخت عین دانایی است
و ما
اولادِ آدمی
که گاه می‌آییم و گاه نمی‌آییم به عیش، به علاقه، به دریغ.

همیشه همین بوده است
آمدن، نیامدن
نیامدن، آمدن
و باز تکرارِ بی‌هودهٔ هر چه آدمی که آدمی...


سيد على صالحى ☘
@p53665852
حسین بن #منصور_حلاج را در ظهر رمضان، گذر به کوی جذامیان افتاد! جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند. حلاج بر سر سفره نشست و چند لقمه بر دهان برد. جذامیان گفتند: دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند. حلاج گفت آنها روزه اند و سپس برخاست.

غروب، هنگام افطار حلاج گفت: خدایا روزه مرا قبول بفرما. شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که روزه شکستی! حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم ولی دل نشکستیم...

@p53665852
ترانه دیدار

با تو بودن خوبست
و کلام تو
مثل بوی گُل در تاریکی است
مثل بوی گل در تاریکی وسوسه‌انگیز است
بوی پیراهن تو
مثلِ بوی دریا نمناکست
مثلِ باد خنک تابستان
مثلِ تاریکی خواب‌ انگیزست
گفتگو با تو
مثل گرمای بخاری و نفس‌های بلند آتش
می‌بَرد چشم خیالم را
تا بیابان‌های دورترین خاطره‌ها
که در آن گنجشکان بر سنبل گندم‌ها
اهتزازی دارند
که در آن گُل‌ها با اختر‌ها رازی دارند
نوشخند تو
می‌برد گرگ نگاهم را
تا چراگاه چالاکترین آهو‌ها
می‌بَرد آرزوی دستم را
تا نهان مانده‌ترین گوشه‌ی اندام تو
این پهنه‌ی پاکِ زیبا
مثل دریایی تو
اندوه‌ انگیز و غرور آهنگ
مثل دریای بزرگ بوشهر
که پُر از زورق آزاد پریشانگرد است
مثل زورق که پُر از مرد است
مثل ساحل که پُر از آوازست
مثل دشتستان
که بزرگ و بازست
تو ظریفی
مثل گلدوزی یک دختر عاشق
که دل‌انگیزترین گُل‌ها را
روی روبالشی عاشق خود می‌دوزد
با تو بودن خوبست
تو چراغی من شب
که به نور تو کتاب تن تو
و کتاب دل خود را که خطوط تن تست
خوش خوشک می‌خوانم
تو درختی من آب
من کنار تو آواز بهاران را
می‌خندم و می‌خوانم
می‌گریم و می‌خوانم
با تو بودن خوبست
تو قشنگی
مثل تو مثل خودت
مثل وقتی که سخن می‌گویی
مثل هر وقت که برمی‌گردی از کوچه به خانه
مثل تصویر درختی در آب
روی کاشانه در چشمان منتظرم می‌رویی.

منوچهر آتشی☘
از دفتر شعر #آواز خاک

@p53665852
هشت اثر از ایران به فهرست کتاب برای کودکان با نیازهای ویژه (IBBY)۲۰۲۳ راه پیدا کرد

گروه جوایز کتاب برای کودکان با نیازهای ویژه شورای کتاب کودک در جلسه داوری اسفندماه ۱۴۰۰ از میان کتاب‌های رسیده هشت عنوان را برای معرفی به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) انتخاب کردند.
(معرفی آثار را در کامنت بخوانید)

دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان هر دو سال یک بار فهرستی از کتاب‌های مناسب برای کودکان ویژه را به منظور ایجاد فرصت لذت از کتاب برای کودکان ویژه، تشویق ناشران و توسعه این نوع محصولات منتشر می‌کند. داوری نهایی در تورنتو کانادا برگزار می‌شود و آثار برگزيده در فهرست دو سالانه‌ای تحت عنوان کتاب برای کودکان با نیازهای ویژه منتشر و در نمایشگاه کتاب کودک بلونیا ۲۰۲۳به نمايش گذاشته می‌شوند.

@p53665852
اجناس جدید در راه است...
#کتاب و نوشت افزار پوپک
@p53665852
زیباترین حرفت را بگو

همه‌ی برگ و بهار
در سرانگشتانِ توست.
هوای گسترده
در نقره‌ی انگشتانت می‌سوزد
و زلالیِ چشمه‌ساران
از باران و خورشیدِ تو سیراب می‌شود.

□

زیباترین حرفت را بگو
شکنجه‌ی پنهانِ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه‌یی بیهوده می‌خوانید. ــ
چرا که ترانه‌ی ما
ترانه‌ی بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتا بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطرِ فردای ما اگر
بر ماش منتی ست؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است.

□

بیشترین عشقِ جهان را به سوی تو می‌آورم
از معبرِ فریاد‌ها و حماسه‌ها.
چرا که هیچ چیز در کنارِ من
از تو عظیم‌تر نبوده است
که قلبت
چون پروانه‌یی
ظریف و کوچک و عاشق است.

ای معشوقی که سرشار از زنانگی هستی
و به جنسیتِ خویش غَرّه‌ای
به خاطرِ عشقت! ــ
ای صبور! ای پرستار!
ای مؤمن!
پیروزیِ تو میوه‌ی حقیقتِ توست.
رگبارها و برف را
توفان و آفتابِ آتش‌بیز را
به تحمل و صبر
شکستی.
باش تا میوه‌ی غرورت برسد.

ای زنی که صبحانه‌ی خورشید در پیراهنِ توست،
پیروزیِ عشق نصیبِ تو باد.

#شاملو
@p53665852
@shafiei_kadkani

ـــــــــــــ
و به‌دست من امروز جز این قلم نیست، باری خدمتی می‌کنم.
«ابوالفضل بیهقی»
خاموشی خادم فرهنگ و فرزند ایران؛
استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن.


▪️اگرچه جان عزیز است، و مرگ نادلخواه، با این حال چیزی فراتر از مرگ و زندگی هست، یعنی جست‌وجوی نوعی معنا در زندگی، و آن این است که «شرف» آلوده نشود. از میانِ مواهبی که به انسان بخشیده شده، «نام» بالاترین است، و نام عبارت از آن است که شخص آنچه را که «جوهرِ زندگی» می‌شناسد، در حفظ آن تا پای جان بایستد.
محمدعلی اسلامی ندوشن


▪️فقدان استاد اسلامی ندوشن غم بزرگ و جانکاهی را بر دل‌های همهٔ ما نشاند.
از صمیم قلب به استاد عزیزمان دکتر شیرین بیانی، همسر بزرگوار دکتر اسلامی ندوشن غم‌مباد می‌گوییم
و با همهٔ علاقه‌مندان، دلبستگان و فرزندان ایران به سوگ خاموشی خادم بزرگ فرهنگ ایران می‌نشینیم.
دیر شد، آری
دیر و همه رنج ناگزیر شد آری
چهرِ وطن سالخورد و پیر شد آری
با همه اینها به یاد آر که گیتی
در دل دیرینگی هماره جوان است
سوی هزاران هزار چهرهٔ دیگر
رود زمان نغز و پر سرود روان است.
ایران را از یاد نخواهیم برد استاد ندوشن!
بدرود!
رسانهٔ فرهنگی شفیعی کدکنی
@p53665852
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خِرَد هزاران بیش...

#دکتر محمد علی اسلامی ندوشن
🖤
@p53665852
معرفی کتاب 📚
برای خرید به فروشگاه کتاب و نوشت افزار پوپک مراجعه کنید🕊
@p53665852
معرفی کتاب 📚
برای خرید به فروشگاه کتاب و نوشت افزار پوپک مراجعه کنید🕊
#کتاب بخوانیم
@p53665852
کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی

یک نفس از درون من خیمه به در نمی‌زنی

مهرگیاه عهد من تازه‌تر است هر زمان

ور تو درخت دوستی از بن و بیخ برکنی

کس نستاندم به هیچ ار تو برانی از درم

مقبل هر دو عالمم گر تو قبول می‌کنی

چون تو بدیع صورتی بی سبب کدورتی

عهد وفای دوستان حیف بود که بشکنی

صبر به طاقت آمد از بار کشیدن غمت

چند مقاومت کند حبه و سنگ صد منی

از همه کس رمیده‌ام با تو درآرمیده‌ام

جمع نمی‌شود دگر هر چه تو می‌پراکنی

ای دل اگر فراق او و آتش اشتیاق او

در تو اثر نمی‌کند تو نه دلی که آهنی

هم به در تو آمدم از تو که خصم و حاکمی

چاره پای بستگان نیست به جز فروتنی

سعدی اگر جزع کنی ور نکنی چه فایده

سخت کمان چه غم خورد گر تو ضعیف جوشنی
#سعدی☘
@p53665852