افکار یک اورتینکر
1 subscriber
هیچی دیگه معلومه قراره حرف بزنم
Download Telegram
Channel photo updated
از وقتی اومدم این دفتر یه توالت ساده نمیتونم برم! یارو دم‌در توالت منو نگه داشته به سوال پرسیدن! منو میبینی قیافم‌ شبیه وامه؟؟؟؟ بزار برم توالت جیش دارم بابااااا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یارو برگشته به صاحب کارم گفته دخترو داره ازت دزدی میکنه شماره کارت خودشو داده به من! بدبخت😂 پیش بد کسی رفتی شکایت و حرف حرف کشی😂 من باهاش حتی نفس کشیدنمم هماهنگ میکنم! آخه نفسم به نفسش بنده😁
منتظرم منتظرم منتظرم منتظرم منتظرم منتظرمممم منتظرممممم
تو مترو که بشینی مثال واضح فقر یعنی دوتا النگو تو دستت باشه یه دندون خراب تو دهنت رو متوجه میشی
یارو تو آسانسور ماسک زده خودش بو گند خودشو نمبشنوه
اشک هایت تنها برای خودت نگهدار
این اشک ها اسلحه ای ناگوار است
جمله ی به من چه که تو مشکل داری یعنی هرمشکلی داری برای خودته به من ربطی نداره
دبیرستانی که بودم هروقت تا نیمه شب گریه میکردم زیر چشمام صبح طوری پف میکرد که انگار دوتا نخود زیر چشمم سبز شده
هنوزم همینم
اون موقع ها یه معاون داشتیم همش بهم میگفت چرا دیشب گریه کردی منم میگفتم اجازه خانم خواب موندم
میگفت آخه چه طوری خواب موندی که به موقع سر کلاست بودی؟ منو چرا سیاه میکنی؟
دیگه دید من حرف نمیزنم اسمشو گذاشت مناجات شبانه‌
هروقت اینطوری بودم میومد میگفت فلانی دیشب مناجات شبانه داشتی؟
شمار روزهایی که وقتی بیدار شدم گفتم ای بابا از دستم در رفته
ما دوتا حمام داریم در خانه ولی هرساعت از شبانه روز که میخوام برم حمام این دوتا پره!
من نمیفهمم چه طوری
بحث اورتینکری نیست.... بحث نشخوار فکری نیست
دارم جهنمو پشت سر میزارم و کسیو ندارم بهش بگم
چون ممکنه برگرده... اگر برگرده هیچکس از دور و بریام نمیبخشنش و منم اذبت میشم
چند روز گذشته. من نفهمیدم قصدش رفتن بود یا موندن
هنوزم نمیدونم. مشکل سر دوراهی نیست. سر اینه که یه بار منو پیش میکشه یه دور پسم میزنه... نفهمیدم تو چه شرایطی هستیم