Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۵
آغاز فصل دوم
هنگامی که بیمار میخواهد مشکل خودش را بیان کند از لنز نظریه بالبی او در واقع خود را وارد یک رابطه دلبستگی میکند، که در این رابطه قرار است به درمانگر در حل مشکل خود وابسته شود، به همین دلیل اگر در روابط پیشین وابستگی برای او خطرناک بوده باشد اینجا نیز خطر را تجربه خواهد کرد و این رابطه در او اضطراب و خشم را بیدار خواهد کرد .
جلسه ۳۵
آغاز فصل دوم
هنگامی که بیمار میخواهد مشکل خودش را بیان کند از لنز نظریه بالبی او در واقع خود را وارد یک رابطه دلبستگی میکند، که در این رابطه قرار است به درمانگر در حل مشکل خود وابسته شود، به همین دلیل اگر در روابط پیشین وابستگی برای او خطرناک بوده باشد اینجا نیز خطر را تجربه خواهد کرد و این رابطه در او اضطراب و خشم را بیدار خواهد کرد .
💯2❤1
🏫دانشگاه روانشناسی | Psycho Uni
#هم_آفرینی_امنیت جلسه ۳۵ آغاز فصل دوم هنگامی که بیمار میخواهد مشکل خودش را بیان کند از لنز نظریه بالبی او در واقع خود را وارد یک رابطه دلبستگی میکند، که در این رابطه قرار است به درمانگر در حل مشکل خود وابسته شود، به همین دلیل اگر در روابط پیشین وابستگی…
اصلاحیه
در دقیقه ۱۵ گفتم از نظر دوانلوی کلاسیک مشکل بیمار عدم توانایی تجربه احساس هست
رفتم منبع رو دیدم
یه نکته ظریف هست
دوانلو میگه عامل اصلی درمان تجربه احساسات هست،
این لزوما به این معنا نیست که مشکل بیمار عدم تجربه احساس است .
بعد آسیب شناسی و درمان ممکنه متفاوت باشند .
در دقیقه ۱۵ گفتم از نظر دوانلوی کلاسیک مشکل بیمار عدم توانایی تجربه احساس هست
رفتم منبع رو دیدم
یه نکته ظریف هست
دوانلو میگه عامل اصلی درمان تجربه احساسات هست،
این لزوما به این معنا نیست که مشکل بیمار عدم تجربه احساس است .
بعد آسیب شناسی و درمان ممکنه متفاوت باشند .
❤3
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۶
با انکار بیماران چطور مواجه شویم ؟ با حفظ موضع بیطرفی صرفا دو طرف تعارض را آینهوار بیان میکنیم .
جلسه ۳۶
با انکار بیماران چطور مواجه شویم ؟ با حفظ موضع بیطرفی صرفا دو طرف تعارض را آینهوار بیان میکنیم .
❤3❤🔥1
دوستان
وبینار مدیریت اختلالات اضطرابی ساعت 14.30 شروع می شود.
https://t.me/anxity_1
https://skyroom.online/ch/nimainkish/sabetfar
#رایگان🔥
وبینار مدیریت اختلالات اضطرابی ساعت 14.30 شروع می شود.
https://t.me/anxity_1
https://skyroom.online/ch/nimainkish/sabetfar
#رایگان🔥
www.skyroom.online
Conferencing App
WebRTC Powered Conferencing App
🥰2🤩2😍1
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۷
چند جمله ای پیرامون هدف درمان ☘
و توضیحاتی پیرامون اینکه چه مکانیسمی باعث میشود برخی درمانگران نتوانند دفاع انکار بیمار را بصورت آیینهوار آشکار کنند.
وقتی فرد در فضایی رشد میکند که اتکا به دیگران خطرناک است این خطر به کل زندگی تسری مییابد و نسبت به تمامی زندگی و هرآنچه و هرآنکه میتواند به او کمک کند احساس خطر میکند، در این فضا او ممکن است با لاک دفاعی همهتوانی از روان خود محافظت کند، درمانگر با امن کردن رابطه میتواند این نگرش اشتباه را اصلاح کند .
جلسه ۳۷
چند جمله ای پیرامون هدف درمان ☘
و توضیحاتی پیرامون اینکه چه مکانیسمی باعث میشود برخی درمانگران نتوانند دفاع انکار بیمار را بصورت آیینهوار آشکار کنند.
وقتی فرد در فضایی رشد میکند که اتکا به دیگران خطرناک است این خطر به کل زندگی تسری مییابد و نسبت به تمامی زندگی و هرآنچه و هرآنکه میتواند به او کمک کند احساس خطر میکند، در این فضا او ممکن است با لاک دفاعی همهتوانی از روان خود محافظت کند، درمانگر با امن کردن رابطه میتواند این نگرش اشتباه را اصلاح کند .
❤5
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۸
در رابطه با بیماری صحبت میکنیم که بیان مشکل او را مضطرب میکند و از دفاعهایی استفاده میکند که اضطراب را تداوم میبخشند .
کودک در ابتدا احساسات خود را تک به تک احساس میکند و در هر کدام غرق میشود به مرور در ۶ ماهگی میتواند احساسات خود را یکپارچه کند یعنی متوجه شود مادری که الان خشمگین است و مرا محروم میکند همان مادری است که یک ساعت پیش مهربان بود، و با استفاده از این ظرفیت عاطفی درونی، کودک میتواند با ابژههایی که واقعی هستند ارتباط برقرار کند ( در واقع کودک قادر میشود با کل واقعیت عاطفی خودش ارتباط برقرار کند) اما بدلایلی از جمله آسیبهای رشدی برخی افراد در بزرگسالی هنوز آن ظرفیت را در خود توسعه ندادهاند، درمانگر وقتی متوجه دوپارهسازی میشود بجای اینکه با مشاوره دادن به فرد، دوپارهسازی را در او تقویت کند با حفظ موضع بیطرفی و انعکاس دادن هر دو طرف تعارض به درون فرد به او کمک میکند تا ظرفیت تجربهی دو طرف را در خود توسعه دهد ، پس از اینکه با استفاده از انعکاس فرد توانست از موضع پارانوئید_اسکیتزوئید به موضع افسرداوار برسد میتوان مراحل درمان روانپویشی را ادامه داد .
جلسه ۳۸
در رابطه با بیماری صحبت میکنیم که بیان مشکل او را مضطرب میکند و از دفاعهایی استفاده میکند که اضطراب را تداوم میبخشند .
کودک در ابتدا احساسات خود را تک به تک احساس میکند و در هر کدام غرق میشود به مرور در ۶ ماهگی میتواند احساسات خود را یکپارچه کند یعنی متوجه شود مادری که الان خشمگین است و مرا محروم میکند همان مادری است که یک ساعت پیش مهربان بود، و با استفاده از این ظرفیت عاطفی درونی، کودک میتواند با ابژههایی که واقعی هستند ارتباط برقرار کند ( در واقع کودک قادر میشود با کل واقعیت عاطفی خودش ارتباط برقرار کند) اما بدلایلی از جمله آسیبهای رشدی برخی افراد در بزرگسالی هنوز آن ظرفیت را در خود توسعه ندادهاند، درمانگر وقتی متوجه دوپارهسازی میشود بجای اینکه با مشاوره دادن به فرد، دوپارهسازی را در او تقویت کند با حفظ موضع بیطرفی و انعکاس دادن هر دو طرف تعارض به درون فرد به او کمک میکند تا ظرفیت تجربهی دو طرف را در خود توسعه دهد ، پس از اینکه با استفاده از انعکاس فرد توانست از موضع پارانوئید_اسکیتزوئید به موضع افسرداوار برسد میتوان مراحل درمان روانپویشی را ادامه داد .
🔥3❤1
برای انسان چیزی جذاب تر از دیگری نیست
"دیگری" بهشت و جهنم "من" است
دو انسان اولین بار که یکدیگر را ملاقات میکنند پشت هزاران نقاب مخفی هستند و به نقابهای یکدیگر چشم میدوزند و با تمام قوا در جهت حفظ این نقابها کوشش میکنند
اما هر چقدر رابطه صمیمی تر میشود
و هیجانات برانگیخته میشوند
چیزی از درون هر یک سر بر میآورد که چون اژدهایی، نقابها را میسوزاند و خود را به رابطه تحمیل میکند
اژدها بیدار میشود و فرد انسانی به خودش میپیچد و از درونِ عمیقترین دردهایش زبانه میکشد
مدام میخواهد این آتشفشان درونی را نادیده بگیرد و به سطل آبِ سکس آن را خاموش کند
اما دریغ که اربابِ مغاکِ روان دیگر بیدار شده و هرم دهانش خاموش شدنی نیست
او دیوانه است و تا رابطه را به آتش نکشد آرام نخواهد شد ...
روی صندلی پیچ و تاب میخورد
نفس عمیق میکشد
اژدها بیدار شده
اما "من" نمیپذیرد و گمان میکند با فشار دادن "او" به درون اوضاع درست میشود
ناگهان فریاد میزند ... آی .... چرا چنین کردید ؟ چرا زمین گرد است ؟ ...
انسانی
"دیگری" بهشت و جهنم "من" است
دو انسان اولین بار که یکدیگر را ملاقات میکنند پشت هزاران نقاب مخفی هستند و به نقابهای یکدیگر چشم میدوزند و با تمام قوا در جهت حفظ این نقابها کوشش میکنند
اما هر چقدر رابطه صمیمی تر میشود
و هیجانات برانگیخته میشوند
چیزی از درون هر یک سر بر میآورد که چون اژدهایی، نقابها را میسوزاند و خود را به رابطه تحمیل میکند
اژدها بیدار میشود و فرد انسانی به خودش میپیچد و از درونِ عمیقترین دردهایش زبانه میکشد
مدام میخواهد این آتشفشان درونی را نادیده بگیرد و به سطل آبِ سکس آن را خاموش کند
اما دریغ که اربابِ مغاکِ روان دیگر بیدار شده و هرم دهانش خاموش شدنی نیست
او دیوانه است و تا رابطه را به آتش نکشد آرام نخواهد شد ...
روی صندلی پیچ و تاب میخورد
نفس عمیق میکشد
اژدها بیدار شده
اما "من" نمیپذیرد و گمان میکند با فشار دادن "او" به درون اوضاع درست میشود
ناگهان فریاد میزند ... آی .... چرا چنین کردید ؟ چرا زمین گرد است ؟ ...
انسانی
❤4
📌 ≻ عنوان ┇ سلسله فیلم های سواد زندگی مشترک_دکتر مهرداد دشتی_وبینار های دانشجویی
سواد زندگی مشترک_دکتر مهرداد دشتی_👆👆
https://t.me/psychology_uniii
سواد زندگی مشترک_دکتر مهرداد دشتی_👆👆
https://t.me/psychology_uniii
❤🔥4
دیگری آینهی تمام نمای میل و نیاز من است
"او" آن چیزی است که من از تجربهی توسعهی وجود خودم انتظار دارم
و اینکه "من" چه چیزی باشم و اکنون چه نیازی دارم یا چگونه مایل به توسعهی وجود خویشتن در "دیگری" باشم تاثیر کاملی دارد، بر آنچه من از "دیگری" انتظار دارم و دریافت میکنم .
"من" هر چقدر به نیازهای اولیه و پایه نزدیکتر باشم (از نظر درون روانی، نه از منظر طبقه و ظاهر اجتماعی) "دیگری" برای من آینهی برآورندهی همین نیازها است، من اگر گشنه باشم از "دیگری" انتظار غذا دارم چنان که کودک در اولین ماهها چنین است، به ترتیب بالا میرویم.
وقتی نیاز دارم تا خودم را تجربه کنم و احساس کنم وجود دارم، نیاز دارم پوست خودم را احساس کنم، پوست خودم را چطور میتوانم احساس کنم ؟ به گمانم اولین نیاز به ارضای جنسی از اینجا آغاز میشود.
و وقتی میخواهم یک بنیاد درون روانی از تجربهی وجود داشتن را در خودم تثبیت کنم، نیاز دارم کسی که او را میستایم مرا ببیند تا من بتوانم از یک موضعِ معتبر خودم را ببینم و بستایم.
هنگامی که در تباتب فوران هیجانات هستم، و اختیار کلیت وجود خودم را در مقابل یک احساس یا نیاز خاص از دست میدهم، نیاز دارم تا آن "دیگریِ" یکپارچه را ملاقات کنم تا ببینم که انسجام خویشتن چه حال و هوایی دارد و "او" را درون و با خودم یکپارچه کنم.
اگر وجود داشتن و ارزشمند بودن را در درون خودم تثبیت کردم
برای حرکت کردن در زندگی به درونی کردن یک الگویِ نمایان شده در ظاهر دیگری متمایل هستم، اینجا "دیگری" را در نقش الگو برای خودم بازنمایی میکنم
و ...
وقتی من توانستم خودم را از دیگری پس بگیرم
و آنچه "از بیگانه تمنا میکرد"م را در خود تثبیت کنم
"دیگری" حالا از بندِ من آزاد شده
و من میتوانم امیدوار باشم که دیگری را آنچنان که او هست بشناسم .
و به او نزدیک شوم .
اما حالا او چیست ؟
"او" آن چیزی است که من از تجربهی توسعهی وجود خودم انتظار دارم
و اینکه "من" چه چیزی باشم و اکنون چه نیازی دارم یا چگونه مایل به توسعهی وجود خویشتن در "دیگری" باشم تاثیر کاملی دارد، بر آنچه من از "دیگری" انتظار دارم و دریافت میکنم .
"من" هر چقدر به نیازهای اولیه و پایه نزدیکتر باشم (از نظر درون روانی، نه از منظر طبقه و ظاهر اجتماعی) "دیگری" برای من آینهی برآورندهی همین نیازها است، من اگر گشنه باشم از "دیگری" انتظار غذا دارم چنان که کودک در اولین ماهها چنین است، به ترتیب بالا میرویم.
وقتی نیاز دارم تا خودم را تجربه کنم و احساس کنم وجود دارم، نیاز دارم پوست خودم را احساس کنم، پوست خودم را چطور میتوانم احساس کنم ؟ به گمانم اولین نیاز به ارضای جنسی از اینجا آغاز میشود.
و وقتی میخواهم یک بنیاد درون روانی از تجربهی وجود داشتن را در خودم تثبیت کنم، نیاز دارم کسی که او را میستایم مرا ببیند تا من بتوانم از یک موضعِ معتبر خودم را ببینم و بستایم.
هنگامی که در تباتب فوران هیجانات هستم، و اختیار کلیت وجود خودم را در مقابل یک احساس یا نیاز خاص از دست میدهم، نیاز دارم تا آن "دیگریِ" یکپارچه را ملاقات کنم تا ببینم که انسجام خویشتن چه حال و هوایی دارد و "او" را درون و با خودم یکپارچه کنم.
اگر وجود داشتن و ارزشمند بودن را در درون خودم تثبیت کردم
برای حرکت کردن در زندگی به درونی کردن یک الگویِ نمایان شده در ظاهر دیگری متمایل هستم، اینجا "دیگری" را در نقش الگو برای خودم بازنمایی میکنم
و ...
وقتی من توانستم خودم را از دیگری پس بگیرم
و آنچه "از بیگانه تمنا میکرد"م را در خود تثبیت کنم
"دیگری" حالا از بندِ من آزاد شده
و من میتوانم امیدوار باشم که دیگری را آنچنان که او هست بشناسم .
و به او نزدیک شوم .
اما حالا او چیست ؟
❤2👍2