بیماری های روانتنی
✅پارت سوم
"خستگی مزمن یعنی چی؟"
📍گاهی بدن خستهست، اما یه خواب خوب همهچی رو درست میکنه.
اما توی بیماریهای مزمن، fatigue یعنی نوعی خستگی که با هیچ خوابی نمیره...
🔹 یه جور تحلیل رفتن از درون
🔹 مثل اینکه بدنت سنگین شده
🔹 مغزت توی مه باشه، و تمرکزت از بین بره
🔹 و حتی وقتی استراحت کردی، باز هم انرژی نداشته باشی...
❗️این خستگی معمولی نیست.
یه بخش ماندگار از زندگی با بیماری مزمنه.
💬 شاید شنیده باشی:
«چرا اینقدر میخوابی؟»
«همه خستهان، اینکه عادیه!»
اما خستگی یا fatigue، یه تجربهی عمیقتره؛
نه تنبلیه، نه بیارادگی… بلکه یه علامت جدیه.
🌱 جمله کمک کننده به تو:
«خستگی من، واقعیه؛
نیاز من به آرامش، قابل احترامه.»
❤🔥3
Audio
❤🔥4
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۵
آغاز فصل دوم
هنگامی که بیمار میخواهد مشکل خودش را بیان کند از لنز نظریه بالبی او در واقع خود را وارد یک رابطه دلبستگی میکند، که در این رابطه قرار است به درمانگر در حل مشکل خود وابسته شود، به همین دلیل اگر در روابط پیشین وابستگی برای او خطرناک بوده باشد اینجا نیز خطر را تجربه خواهد کرد و این رابطه در او اضطراب و خشم را بیدار خواهد کرد .
جلسه ۳۵
آغاز فصل دوم
هنگامی که بیمار میخواهد مشکل خودش را بیان کند از لنز نظریه بالبی او در واقع خود را وارد یک رابطه دلبستگی میکند، که در این رابطه قرار است به درمانگر در حل مشکل خود وابسته شود، به همین دلیل اگر در روابط پیشین وابستگی برای او خطرناک بوده باشد اینجا نیز خطر را تجربه خواهد کرد و این رابطه در او اضطراب و خشم را بیدار خواهد کرد .
💯2❤1
🏫دانشگاه روانشناسی | Psycho Uni
#هم_آفرینی_امنیت جلسه ۳۵ آغاز فصل دوم هنگامی که بیمار میخواهد مشکل خودش را بیان کند از لنز نظریه بالبی او در واقع خود را وارد یک رابطه دلبستگی میکند، که در این رابطه قرار است به درمانگر در حل مشکل خود وابسته شود، به همین دلیل اگر در روابط پیشین وابستگی…
اصلاحیه
در دقیقه ۱۵ گفتم از نظر دوانلوی کلاسیک مشکل بیمار عدم توانایی تجربه احساس هست
رفتم منبع رو دیدم
یه نکته ظریف هست
دوانلو میگه عامل اصلی درمان تجربه احساسات هست،
این لزوما به این معنا نیست که مشکل بیمار عدم تجربه احساس است .
بعد آسیب شناسی و درمان ممکنه متفاوت باشند .
در دقیقه ۱۵ گفتم از نظر دوانلوی کلاسیک مشکل بیمار عدم توانایی تجربه احساس هست
رفتم منبع رو دیدم
یه نکته ظریف هست
دوانلو میگه عامل اصلی درمان تجربه احساسات هست،
این لزوما به این معنا نیست که مشکل بیمار عدم تجربه احساس است .
بعد آسیب شناسی و درمان ممکنه متفاوت باشند .
❤3
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۶
با انکار بیماران چطور مواجه شویم ؟ با حفظ موضع بیطرفی صرفا دو طرف تعارض را آینهوار بیان میکنیم .
جلسه ۳۶
با انکار بیماران چطور مواجه شویم ؟ با حفظ موضع بیطرفی صرفا دو طرف تعارض را آینهوار بیان میکنیم .
❤3❤🔥1
دوستان
وبینار مدیریت اختلالات اضطرابی ساعت 14.30 شروع می شود.
https://t.me/anxity_1
https://skyroom.online/ch/nimainkish/sabetfar
#رایگان🔥
وبینار مدیریت اختلالات اضطرابی ساعت 14.30 شروع می شود.
https://t.me/anxity_1
https://skyroom.online/ch/nimainkish/sabetfar
#رایگان🔥
www.skyroom.online
Conferencing App
WebRTC Powered Conferencing App
🥰2🤩2😍1
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۷
چند جمله ای پیرامون هدف درمان ☘
و توضیحاتی پیرامون اینکه چه مکانیسمی باعث میشود برخی درمانگران نتوانند دفاع انکار بیمار را بصورت آیینهوار آشکار کنند.
وقتی فرد در فضایی رشد میکند که اتکا به دیگران خطرناک است این خطر به کل زندگی تسری مییابد و نسبت به تمامی زندگی و هرآنچه و هرآنکه میتواند به او کمک کند احساس خطر میکند، در این فضا او ممکن است با لاک دفاعی همهتوانی از روان خود محافظت کند، درمانگر با امن کردن رابطه میتواند این نگرش اشتباه را اصلاح کند .
جلسه ۳۷
چند جمله ای پیرامون هدف درمان ☘
و توضیحاتی پیرامون اینکه چه مکانیسمی باعث میشود برخی درمانگران نتوانند دفاع انکار بیمار را بصورت آیینهوار آشکار کنند.
وقتی فرد در فضایی رشد میکند که اتکا به دیگران خطرناک است این خطر به کل زندگی تسری مییابد و نسبت به تمامی زندگی و هرآنچه و هرآنکه میتواند به او کمک کند احساس خطر میکند، در این فضا او ممکن است با لاک دفاعی همهتوانی از روان خود محافظت کند، درمانگر با امن کردن رابطه میتواند این نگرش اشتباه را اصلاح کند .
❤5
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۸
در رابطه با بیماری صحبت میکنیم که بیان مشکل او را مضطرب میکند و از دفاعهایی استفاده میکند که اضطراب را تداوم میبخشند .
کودک در ابتدا احساسات خود را تک به تک احساس میکند و در هر کدام غرق میشود به مرور در ۶ ماهگی میتواند احساسات خود را یکپارچه کند یعنی متوجه شود مادری که الان خشمگین است و مرا محروم میکند همان مادری است که یک ساعت پیش مهربان بود، و با استفاده از این ظرفیت عاطفی درونی، کودک میتواند با ابژههایی که واقعی هستند ارتباط برقرار کند ( در واقع کودک قادر میشود با کل واقعیت عاطفی خودش ارتباط برقرار کند) اما بدلایلی از جمله آسیبهای رشدی برخی افراد در بزرگسالی هنوز آن ظرفیت را در خود توسعه ندادهاند، درمانگر وقتی متوجه دوپارهسازی میشود بجای اینکه با مشاوره دادن به فرد، دوپارهسازی را در او تقویت کند با حفظ موضع بیطرفی و انعکاس دادن هر دو طرف تعارض به درون فرد به او کمک میکند تا ظرفیت تجربهی دو طرف را در خود توسعه دهد ، پس از اینکه با استفاده از انعکاس فرد توانست از موضع پارانوئید_اسکیتزوئید به موضع افسرداوار برسد میتوان مراحل درمان روانپویشی را ادامه داد .
جلسه ۳۸
در رابطه با بیماری صحبت میکنیم که بیان مشکل او را مضطرب میکند و از دفاعهایی استفاده میکند که اضطراب را تداوم میبخشند .
کودک در ابتدا احساسات خود را تک به تک احساس میکند و در هر کدام غرق میشود به مرور در ۶ ماهگی میتواند احساسات خود را یکپارچه کند یعنی متوجه شود مادری که الان خشمگین است و مرا محروم میکند همان مادری است که یک ساعت پیش مهربان بود، و با استفاده از این ظرفیت عاطفی درونی، کودک میتواند با ابژههایی که واقعی هستند ارتباط برقرار کند ( در واقع کودک قادر میشود با کل واقعیت عاطفی خودش ارتباط برقرار کند) اما بدلایلی از جمله آسیبهای رشدی برخی افراد در بزرگسالی هنوز آن ظرفیت را در خود توسعه ندادهاند، درمانگر وقتی متوجه دوپارهسازی میشود بجای اینکه با مشاوره دادن به فرد، دوپارهسازی را در او تقویت کند با حفظ موضع بیطرفی و انعکاس دادن هر دو طرف تعارض به درون فرد به او کمک میکند تا ظرفیت تجربهی دو طرف را در خود توسعه دهد ، پس از اینکه با استفاده از انعکاس فرد توانست از موضع پارانوئید_اسکیتزوئید به موضع افسرداوار برسد میتوان مراحل درمان روانپویشی را ادامه داد .
🔥3❤1
برای انسان چیزی جذاب تر از دیگری نیست
"دیگری" بهشت و جهنم "من" است
دو انسان اولین بار که یکدیگر را ملاقات میکنند پشت هزاران نقاب مخفی هستند و به نقابهای یکدیگر چشم میدوزند و با تمام قوا در جهت حفظ این نقابها کوشش میکنند
اما هر چقدر رابطه صمیمی تر میشود
و هیجانات برانگیخته میشوند
چیزی از درون هر یک سر بر میآورد که چون اژدهایی، نقابها را میسوزاند و خود را به رابطه تحمیل میکند
اژدها بیدار میشود و فرد انسانی به خودش میپیچد و از درونِ عمیقترین دردهایش زبانه میکشد
مدام میخواهد این آتشفشان درونی را نادیده بگیرد و به سطل آبِ سکس آن را خاموش کند
اما دریغ که اربابِ مغاکِ روان دیگر بیدار شده و هرم دهانش خاموش شدنی نیست
او دیوانه است و تا رابطه را به آتش نکشد آرام نخواهد شد ...
روی صندلی پیچ و تاب میخورد
نفس عمیق میکشد
اژدها بیدار شده
اما "من" نمیپذیرد و گمان میکند با فشار دادن "او" به درون اوضاع درست میشود
ناگهان فریاد میزند ... آی .... چرا چنین کردید ؟ چرا زمین گرد است ؟ ...
انسانی
"دیگری" بهشت و جهنم "من" است
دو انسان اولین بار که یکدیگر را ملاقات میکنند پشت هزاران نقاب مخفی هستند و به نقابهای یکدیگر چشم میدوزند و با تمام قوا در جهت حفظ این نقابها کوشش میکنند
اما هر چقدر رابطه صمیمی تر میشود
و هیجانات برانگیخته میشوند
چیزی از درون هر یک سر بر میآورد که چون اژدهایی، نقابها را میسوزاند و خود را به رابطه تحمیل میکند
اژدها بیدار میشود و فرد انسانی به خودش میپیچد و از درونِ عمیقترین دردهایش زبانه میکشد
مدام میخواهد این آتشفشان درونی را نادیده بگیرد و به سطل آبِ سکس آن را خاموش کند
اما دریغ که اربابِ مغاکِ روان دیگر بیدار شده و هرم دهانش خاموش شدنی نیست
او دیوانه است و تا رابطه را به آتش نکشد آرام نخواهد شد ...
روی صندلی پیچ و تاب میخورد
نفس عمیق میکشد
اژدها بیدار شده
اما "من" نمیپذیرد و گمان میکند با فشار دادن "او" به درون اوضاع درست میشود
ناگهان فریاد میزند ... آی .... چرا چنین کردید ؟ چرا زمین گرد است ؟ ...
انسانی
❤4