Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۲۴
در مسیر شناسایی موانع تنظیم اضطراب رسیدیم به فرافکنی
فرافکنی یعنی بیمار یک فکر یا احساس خاص را از خودش سلب میکند و به درمانگر نسبت میدهد
فرافکنی در دل یک انتقال اتفاق میافتد
سه مدل انتقال تعریف شده انتقال نوروتیک، بردرلاین و سایکوتیک
تفاوت اساسی در سطح واقعیت سنجی و عمل کردن طبق انتقال است در بیماران نوروتیک واقعیت سنجی سالم است و میتوانند طبق انتقال عمل نکنند، مرزی ها دچار اختلالات موقتی در واقعیت سنجی هستند و تمایل شدیدی به عملکرد طبق انتقال دارند و سایکوتیک ها واقعیت سنجی را کاملا از دست میدهند و بصورت مداوم طبق الگوهای انتقالی عمل میکنند .
جلسه ۲۴
در مسیر شناسایی موانع تنظیم اضطراب رسیدیم به فرافکنی
فرافکنی یعنی بیمار یک فکر یا احساس خاص را از خودش سلب میکند و به درمانگر نسبت میدهد
فرافکنی در دل یک انتقال اتفاق میافتد
سه مدل انتقال تعریف شده انتقال نوروتیک، بردرلاین و سایکوتیک
تفاوت اساسی در سطح واقعیت سنجی و عمل کردن طبق انتقال است در بیماران نوروتیک واقعیت سنجی سالم است و میتوانند طبق انتقال عمل نکنند، مرزی ها دچار اختلالات موقتی در واقعیت سنجی هستند و تمایل شدیدی به عملکرد طبق انتقال دارند و سایکوتیک ها واقعیت سنجی را کاملا از دست میدهند و بصورت مداوم طبق الگوهای انتقالی عمل میکنند .
❤🔥2💯2
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۲۵
این جلسه در رابطه با دو مکانیسم روانی که مانع از احساس امنیت و تنظیم اضطراب میشوند صحبت شد، یکسان پنداری نمادین و گسست(تجزیه دیسوسییشن) .
در یکسان پنداری نمادین فرد خاطره یا احساس گذشته را با واقعیت حال یکی میپندارد و درمانگر با اشاره به تفاوت زمان و مکان این تمایز را در ذهن او پررنگ میکند تا بتواند امنیت را در زمان حال تجربه کند .
گسست از اینجا شروع میشود که کودک به دلیل اینکه نمیتواند بدن خودش را از مهلکه نجات دهد روانِ خودش را از بدن تفکیک میکند و آسیب بدنی-عاطفی خود را متعلق به خودش نمیداند او میتواند در لحظهی آسیب برای جلوگیری از فروپاشی روانی خود را از احساسات شدید متمایز کند اما این تجربیات در روان او بصورت نشخوار فکری و کابوس بازتولید میشوند، نهایتا فرد بخشی از خودش که آسیب دیده است را از شخصیت خود جدا میکند و اینها را به عنوان "من نیستم" کنار میگذارد اما به محض اینکه بخواهد احساساتش را تجربه کند آن تروماها زنده میشوند .
گسست دو سطح دارد در سطح اول بیمار احساسات مرتبط با تروما خود را از خودش بیگانه احساس میکند و در گسست سطح دوم مسخ شخصیت و خروج از بدن.
جلسه ۲۵
این جلسه در رابطه با دو مکانیسم روانی که مانع از احساس امنیت و تنظیم اضطراب میشوند صحبت شد، یکسان پنداری نمادین و گسست(تجزیه دیسوسییشن) .
در یکسان پنداری نمادین فرد خاطره یا احساس گذشته را با واقعیت حال یکی میپندارد و درمانگر با اشاره به تفاوت زمان و مکان این تمایز را در ذهن او پررنگ میکند تا بتواند امنیت را در زمان حال تجربه کند .
گسست از اینجا شروع میشود که کودک به دلیل اینکه نمیتواند بدن خودش را از مهلکه نجات دهد روانِ خودش را از بدن تفکیک میکند و آسیب بدنی-عاطفی خود را متعلق به خودش نمیداند او میتواند در لحظهی آسیب برای جلوگیری از فروپاشی روانی خود را از احساسات شدید متمایز کند اما این تجربیات در روان او بصورت نشخوار فکری و کابوس بازتولید میشوند، نهایتا فرد بخشی از خودش که آسیب دیده است را از شخصیت خود جدا میکند و اینها را به عنوان "من نیستم" کنار میگذارد اما به محض اینکه بخواهد احساساتش را تجربه کند آن تروماها زنده میشوند .
گسست دو سطح دارد در سطح اول بیمار احساسات مرتبط با تروما خود را از خودش بیگانه احساس میکند و در گسست سطح دوم مسخ شخصیت و خروج از بدن.
❤2🕊1💯1
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۲۶
در این قسمت به سطح دوم گسست یعنی وقتی که فرد خودش را خارج از بدن احساس میکند و سطح سوم آن یعنی وقتی که فرد چند شخصیت را برای خودش در نظر میگیرد پرداخته شده، زمانی که بیمار اضطراب فوقالعاده بالایی دارد و از این مدل دفاعها استفاده میکند در آن لحظه تحمل ارتباط با واقعیت را ندارد لذا در دل همان دفاع به او کمک میکنیم تا با احساسات و واقعیت وجودی خودش آشنا شود وقتی درمان به پیش برود و تحمل او برای آشنایی با خودش افزایش یابد میتواند از دفاع گسست دست بردارد .
نهایتا آن افقی که در این درمان پیش روی بیمار است پذیرش خویشتن با تمامی خوبی و بدی هایش است، یعنی فرد با پذیرش تمامی احساسات و اتفاقاتی که برایش افتاده یک انسان واقعی باشد، انسانی که هیچ بخشی از خودش را لازم نباشد با زحمت از آگاهی خودش دور نگه دارد، بلکه بتواند از دو جهت واقع گرا باشد هم از جهت خاطرات و افکار و هم از جهت احساساتی که با هر اتفاقی در زندگی همایند است .
جلسه ۲۶
در این قسمت به سطح دوم گسست یعنی وقتی که فرد خودش را خارج از بدن احساس میکند و سطح سوم آن یعنی وقتی که فرد چند شخصیت را برای خودش در نظر میگیرد پرداخته شده، زمانی که بیمار اضطراب فوقالعاده بالایی دارد و از این مدل دفاعها استفاده میکند در آن لحظه تحمل ارتباط با واقعیت را ندارد لذا در دل همان دفاع به او کمک میکنیم تا با احساسات و واقعیت وجودی خودش آشنا شود وقتی درمان به پیش برود و تحمل او برای آشنایی با خودش افزایش یابد میتواند از دفاع گسست دست بردارد .
نهایتا آن افقی که در این درمان پیش روی بیمار است پذیرش خویشتن با تمامی خوبی و بدی هایش است، یعنی فرد با پذیرش تمامی احساسات و اتفاقاتی که برایش افتاده یک انسان واقعی باشد، انسانی که هیچ بخشی از خودش را لازم نباشد با زحمت از آگاهی خودش دور نگه دارد، بلکه بتواند از دو جهت واقع گرا باشد هم از جهت خاطرات و افکار و هم از جهت احساساتی که با هر اتفاقی در زندگی همایند است .
❤🔥2🔥2
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۲۷
در یک درمان مبتنی بر درون نگری فرد وقتی با احساساتش مواجه میشود خاطراتی که بار عاطفی داشتهاند برای او یادآوری میشوند، صرف یادآوری این خاطرات و دوباره زندگی کردن آنها و دوباره همان ترس و تروما را تجربه کردن یا اصلا اثر درمانی ندارد یا یک مسیر بسیار طولانی و زمان بر را میطلبد، درمان متناسب وقتی رخ میدهد که فرد به عنوان یک بزرگسال بالغ و مستقل با خاطرات و تروماهای گذشته مواجه شود و احساسات خود را نسبت به آنها تجربه کند . و از این مسیر بار عاطفیِ آن خاطرات را از ناامنی و آسیب به قدرت و حمایت از خویشتن و استقلال شخصیت تغییر دهد .
جلسه ۲۷
در یک درمان مبتنی بر درون نگری فرد وقتی با احساساتش مواجه میشود خاطراتی که بار عاطفی داشتهاند برای او یادآوری میشوند، صرف یادآوری این خاطرات و دوباره زندگی کردن آنها و دوباره همان ترس و تروما را تجربه کردن یا اصلا اثر درمانی ندارد یا یک مسیر بسیار طولانی و زمان بر را میطلبد، درمان متناسب وقتی رخ میدهد که فرد به عنوان یک بزرگسال بالغ و مستقل با خاطرات و تروماهای گذشته مواجه شود و احساسات خود را نسبت به آنها تجربه کند . و از این مسیر بار عاطفیِ آن خاطرات را از ناامنی و آسیب به قدرت و حمایت از خویشتن و استقلال شخصیت تغییر دهد .
❤3🔥1
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۲۸
گفتیم که وقتی بیمار دچار یک انتقال مرزی یا سایکوتیک است و فرافکنی آشکار دارد اول لازم است که از این
فضا بیرون بیاید تا بتواند به سمت تجربهی واقعی احساسات که هدف درمان است حرکت کند، اما از چه طریقی میتوان یک انتقال مرزی را حل و فصل کرد ؟ چطور میتوان به او کمک کرد که از این انتقالی که با یکسان پنداری حال و گذشته همراه است خارج شود و وارد دنیای واقعی شود ؟
با ۱ ایجاد تاخیر بین احساس و عمل و ۲ با توجه دادن به معنایِ تکانه های بدنی و ۳ نشان دادن تمایز حال و گذشته میتوان به او کمک کرد تا توانمندیِ درک کردن خویشتن و واقعیت را در خودش پرورش بدهد .
جلسه ۲۸
گفتیم که وقتی بیمار دچار یک انتقال مرزی یا سایکوتیک است و فرافکنی آشکار دارد اول لازم است که از این
فضا بیرون بیاید تا بتواند به سمت تجربهی واقعی احساسات که هدف درمان است حرکت کند، اما از چه طریقی میتوان یک انتقال مرزی را حل و فصل کرد ؟ چطور میتوان به او کمک کرد که از این انتقالی که با یکسان پنداری حال و گذشته همراه است خارج شود و وارد دنیای واقعی شود ؟
با ۱ ایجاد تاخیر بین احساس و عمل و ۲ با توجه دادن به معنایِ تکانه های بدنی و ۳ نشان دادن تمایز حال و گذشته میتوان به او کمک کرد تا توانمندیِ درک کردن خویشتن و واقعیت را در خودش پرورش بدهد .
❤5
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۲۹
چرا ترکیب عشق و خشم ما را چنین مضطرب میکند ؟ شاید از این باب که خشم به ابژهی عاطفی در روان ما بمعنای بریدن مهمترین روابط است و بخاطر آن ما ناامن و غرق در احساس گناه خواهیم شد .
شنیده اید که میگویند "از هر چی بترسی سرت میاد" چرا یک انسان مدام از یک چیز خاص مثلا اخراج شدن از محیط کارش میترسد ؟ در بین تمامی احتمالاتی که در زندگی وجود دارد چطور میشود که یک احتمال خاص برای من پررنگ میشود و مدام به آن فکر میکنم ؟ آیا این نشان دهندهی درگیریِ عمیق و وجودیِ من با آن احتمال نیست ؟ آیا من در زیر لایهی ترس خودم، مدام در حال توجه به آن اتفاق نیستم ؟
من شخصا اینطور میفهمم که در احساس گناه یک مولفهی بسیار مهم، بازگشت خشم به سمت خویشتن است و دلیل تنبیه خویشتن بر اثر احساس گناه همین است .
جلسه ۲۹
چرا ترکیب عشق و خشم ما را چنین مضطرب میکند ؟ شاید از این باب که خشم به ابژهی عاطفی در روان ما بمعنای بریدن مهمترین روابط است و بخاطر آن ما ناامن و غرق در احساس گناه خواهیم شد .
شنیده اید که میگویند "از هر چی بترسی سرت میاد" چرا یک انسان مدام از یک چیز خاص مثلا اخراج شدن از محیط کارش میترسد ؟ در بین تمامی احتمالاتی که در زندگی وجود دارد چطور میشود که یک احتمال خاص برای من پررنگ میشود و مدام به آن فکر میکنم ؟ آیا این نشان دهندهی درگیریِ عمیق و وجودیِ من با آن احتمال نیست ؟ آیا من در زیر لایهی ترس خودم، مدام در حال توجه به آن اتفاق نیستم ؟
من شخصا اینطور میفهمم که در احساس گناه یک مولفهی بسیار مهم، بازگشت خشم به سمت خویشتن است و دلیل تنبیه خویشتن بر اثر احساس گناه همین است .
❤4
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۰
بیمار شکننده فردی است که از دفاعهای بدوی استفاده میکنند که اکثرا مبتنی بر دوپارهسازی هستند، و بدلیل فرافکنی های شدید، بصورت موقت و گاهی طولانی مدت دچار نقص در واقعیت سنجی میشوند، در این حالت کاوش احساسات ممکن است به تشدید دوپارهسازی سازی و نقص بیشتر در واقعیت سنجی منجر شود، لذا اولین گام در کار با این بیماران انسجام بخشی شخصیت و ایجاد ظرفیت پذیرش هر دو طرف دوپارهسازی شده در خویشتن است.
اگر بیمار وارد فرافکنی و فاز از دست دادن واقعیت سنجی شده لازم است که با شفاف سازیِ همدلانه به او کمک کنیم تا واقعیت سنجی خود را بازیابد. و سپس به سمت پذیرش احساسات در خویشتن پیش برود .
علائم بدنی بیمار در تشخیص حالات روانی او در درمان دوانلو نقش اساسی دارد زمانی که بیمار ما علائم اضطراب صاف یا شناختی داشت در فاز دوپارهسازی و فرافکنی است و زمانی که اضطراب به عضلات مخطط بازگشت و علائم آن آشکار شد میتوان کاوش احساسات را ادامه داد .
جلسه ۳۰
بیمار شکننده فردی است که از دفاعهای بدوی استفاده میکنند که اکثرا مبتنی بر دوپارهسازی هستند، و بدلیل فرافکنی های شدید، بصورت موقت و گاهی طولانی مدت دچار نقص در واقعیت سنجی میشوند، در این حالت کاوش احساسات ممکن است به تشدید دوپارهسازی سازی و نقص بیشتر در واقعیت سنجی منجر شود، لذا اولین گام در کار با این بیماران انسجام بخشی شخصیت و ایجاد ظرفیت پذیرش هر دو طرف دوپارهسازی شده در خویشتن است.
اگر بیمار وارد فرافکنی و فاز از دست دادن واقعیت سنجی شده لازم است که با شفاف سازیِ همدلانه به او کمک کنیم تا واقعیت سنجی خود را بازیابد. و سپس به سمت پذیرش احساسات در خویشتن پیش برود .
علائم بدنی بیمار در تشخیص حالات روانی او در درمان دوانلو نقش اساسی دارد زمانی که بیمار ما علائم اضطراب صاف یا شناختی داشت در فاز دوپارهسازی و فرافکنی است و زمانی که اضطراب به عضلات مخطط بازگشت و علائم آن آشکار شد میتوان کاوش احساسات را ادامه داد .
💯2❤1
سلام دوستان عزیز طلوع هستم ☀️
امور هماهنگی تبلیغات✅
✨✨شرایط ✨✨
💥درج در ۲ کانال روانشناسی✨
💥درج در ۱ گروه روانشناسی ✨
💥درج روزانه=۳۵ هزارتومن از ۱۰شب تا ۱۰ صبح ✅
💥طرح هفتگی= ۱۵۰ هزار تومن، از ۱۰ شب تا ۱۰ صبح ( روز زوج یا فرد، هفته ای دو مرتبه درج میشه )✅
💥طرح ماهانه =۳۶۰ هزارتومن ، شب ساعت ۱۰ شب تا ۱۰ صبح ( روز زوج یا فرد ، هفته ای دو مرتبه درج میشه تا یکماه)✅
✨پست آخر ۲۰ تومن به مبلغ کل اضافه میشه ✅
💥سنجاق کردن ۲۰ تومن به مبلغ کل اضافه میشه ✅
🙏لطفا قوانین گروه را رعایت کنید و بدون هماهنگی تبلیغات نزارین ✅
🌷جهت رزرو پیام بگذارید✅
@Tolue123
امور هماهنگی تبلیغات✅
✨✨شرایط ✨✨
💥درج در ۲ کانال روانشناسی✨
💥درج در ۱ گروه روانشناسی ✨
💥درج روزانه=۳۵ هزارتومن از ۱۰شب تا ۱۰ صبح ✅
💥طرح هفتگی= ۱۵۰ هزار تومن، از ۱۰ شب تا ۱۰ صبح ( روز زوج یا فرد، هفته ای دو مرتبه درج میشه )✅
💥طرح ماهانه =۳۶۰ هزارتومن ، شب ساعت ۱۰ شب تا ۱۰ صبح ( روز زوج یا فرد ، هفته ای دو مرتبه درج میشه تا یکماه)✅
✨پست آخر ۲۰ تومن به مبلغ کل اضافه میشه ✅
💥سنجاق کردن ۲۰ تومن به مبلغ کل اضافه میشه ✅
🙏لطفا قوانین گروه را رعایت کنید و بدون هماهنگی تبلیغات نزارین ✅
🌷جهت رزرو پیام بگذارید✅
@Tolue123
❤🔥2❤1💯1
سلام و روز بخیر
نظرتون در مورد این جمله آقای دکتر روح الله صدیق(روانپزشک) چیه؟
نظرتون در مورد این جمله آقای دکتر روح الله صدیق(روانپزشک) چیه؟
از پارادوکسهای روان این است که هرچه کسی برایت جذابتر باشد، برای ازدواج نامناسبتر.
❤2👍2
شخصیت مرزی از دید پیشگامان توصیف آن
اتو کرنبرگ معروف ترین فردی است که از 1970 تا کنون تمرکز وسیعی بر توصیف و درمان شخصیت مرزی داشته، او در حین کار با بیمارانی که در مسیر درمانی معمول روانکاوانه دچار پسرفت شدید میشدند و قابل درمان نبودند این اختلال شخصیت را به عنوان سومین دستۀ مهم شخصیتی در کنار روانپریشان و روانرنجوران و در مرز این دو مطرح کرد لذا آن را اختلال شخصیت مرزی نامگذاری کرد ، یعنی در مرز جنون اما مجنون نیست .
تفاوت اساسی این بیماران و مجانین آن است که از دست رفتن واقعیت سنجی در مجانین دائمی است و در این بیماران موقتی است . خصوصا مرزی ها در حین تجربۀ ارتباطات صمیمی دچار از دست دادن واقعیت سنجی میشوند.
مدیریت عاطفی اصلی آنها عموما دوپاره سازی عاطفی است یعنی احساسات در این افراد بصورت پاره پاره و تک تک ظهور میکنند وقتی از کسی خشمگین هستند فقط خشم را تجربه میکنند و وقتی عاشق هستند فقط عشق را تجربه میکنند . این نوع مدیریت عواطف معمولا با فرافکنیِ آن بخشی از خویشتن که قابل پذیرش نیست همراه میشود مثلا فردی که نمیتواند خشم خود نسبت به استادش را با وجودش یکپارچه کند و آن را درون خودش بپذیرد آن را به استادش فرافکن میکند و از استاد میترسد یا در حالت شدید تر علاوه بر این که این خشم را بر استاد فرافکن میکند و از استاد میترسد عملا با استاد طوری رفتار میکند که انگار استاد نسبت به او خشم داشته و همین رفتار باعث میشود استاد واقعا خشمگین شود و در این حالت دیگر فرد هیچ راهی برای تمایز بین فرافکنی های خودش و واقعیت روابط انسانی ندارد و در دریایی از مشکلات شخصی فرافکن شده، غرق میشود .
کرنبرگ اولین بار این افراد را اینگونه توصیف میکند : فقدان تحمل اضطراب ( اضطراب آنها به سرعت از مرز عضلات مخطط فراتر میرود و وارد عضلات صاف و اختلال شناختی ادراکی میشود )، ضعف کنترل تکانه، فقدان والایش های توسعه یافته، و الگوهای مرضی روابط .
اختلالات شخصیت از منظر کرنبرگ مبتنی بر مدل روابط ابژه با توجه به ماهیت و میزان یکپارچگی شخصیت افراد در مورد خود و دیگرانِ مهم تعریف میشوند یعنی فرد چه مقدار وجودش یکپارچه است و چگونه این یکپارچگی را در درون خودش حفظ میکند، و همچنین چه برداشتی نسبت به انسانهای اطرافش دارد، آیا آنها را افرادی منسجم و چند بعدی میبیند یا تک بعدی و ناقص و افراد اطراف خودش را به انسانهای کاملا خوب و انسانهای کاملا بد تقسیم میکند و البته این انسانهای کاملا خوب و بد جایشان عوض میشود مثلا ممکن است صبح با همسرش طوری حرف بزند که گویی بهترین همسر دنیا است و ظهر بگوید که تو هیچ وقت به من توجه نکرده ای . اینها همه به سیستم عاطفی مرکزی او یعنی دوپاره سازی بازگشت میکند .
در نظریۀ روابط ابژه با نگرش کلاینی، رانههای توصیف شده توسط فروید همواره در ارتباط با آن دیگریِ خاص که ابژۀ رانه است، در نظر گرفته میشود. یعنی کودک صرفا تحت تاثیر رانهها نیست بلکه نوع ارتباط با افرادی که آن رانهها به سمت آنها گرایش دارد باعث شکل گیری یک الگوی درون روانی از ارتباطات انسانی میشود.
این الگوی درون روانی سپس در ارتباط با دیگر انسانها بازتولید میشود و مثلا اگر بیمار الگوی سلطهگر و سلطه پذیر را درونی کرده باشد مدام در روابط خود یا نقش سلطهپذیر و یا نقش سلطهگر را به عهده میگیرد .
افراد نوروتیک (روانرنجور) توانایی تمایز این الگوهای درون روانی از واقعیت را دارند و در روابط خود میتوانند تشخیص دهند که آیا فرد مقابل طبق انتظار آنها واقعا مثلا سلطهگر است یا نه اما افراد مرزی به دلیل واقعیت سنجی ضعیف در این الگوهای ارتباطی درونی غرق میشوند و مدام طبق همان الگو های درونی شده با دیگران ارتباط برقرار میکنند و بر اثر شدت این رفتار همانطور که بالاتر گفته شد باعث میشوند که دیگران نیز با آنان طبق همین الگو رفتار کنند .
اتو کرنبرگ معروف ترین فردی است که از 1970 تا کنون تمرکز وسیعی بر توصیف و درمان شخصیت مرزی داشته، او در حین کار با بیمارانی که در مسیر درمانی معمول روانکاوانه دچار پسرفت شدید میشدند و قابل درمان نبودند این اختلال شخصیت را به عنوان سومین دستۀ مهم شخصیتی در کنار روانپریشان و روانرنجوران و در مرز این دو مطرح کرد لذا آن را اختلال شخصیت مرزی نامگذاری کرد ، یعنی در مرز جنون اما مجنون نیست .
تفاوت اساسی این بیماران و مجانین آن است که از دست رفتن واقعیت سنجی در مجانین دائمی است و در این بیماران موقتی است . خصوصا مرزی ها در حین تجربۀ ارتباطات صمیمی دچار از دست دادن واقعیت سنجی میشوند.
مدیریت عاطفی اصلی آنها عموما دوپاره سازی عاطفی است یعنی احساسات در این افراد بصورت پاره پاره و تک تک ظهور میکنند وقتی از کسی خشمگین هستند فقط خشم را تجربه میکنند و وقتی عاشق هستند فقط عشق را تجربه میکنند . این نوع مدیریت عواطف معمولا با فرافکنیِ آن بخشی از خویشتن که قابل پذیرش نیست همراه میشود مثلا فردی که نمیتواند خشم خود نسبت به استادش را با وجودش یکپارچه کند و آن را درون خودش بپذیرد آن را به استادش فرافکن میکند و از استاد میترسد یا در حالت شدید تر علاوه بر این که این خشم را بر استاد فرافکن میکند و از استاد میترسد عملا با استاد طوری رفتار میکند که انگار استاد نسبت به او خشم داشته و همین رفتار باعث میشود استاد واقعا خشمگین شود و در این حالت دیگر فرد هیچ راهی برای تمایز بین فرافکنی های خودش و واقعیت روابط انسانی ندارد و در دریایی از مشکلات شخصی فرافکن شده، غرق میشود .
کرنبرگ اولین بار این افراد را اینگونه توصیف میکند : فقدان تحمل اضطراب ( اضطراب آنها به سرعت از مرز عضلات مخطط فراتر میرود و وارد عضلات صاف و اختلال شناختی ادراکی میشود )، ضعف کنترل تکانه، فقدان والایش های توسعه یافته، و الگوهای مرضی روابط .
اختلالات شخصیت از منظر کرنبرگ مبتنی بر مدل روابط ابژه با توجه به ماهیت و میزان یکپارچگی شخصیت افراد در مورد خود و دیگرانِ مهم تعریف میشوند یعنی فرد چه مقدار وجودش یکپارچه است و چگونه این یکپارچگی را در درون خودش حفظ میکند، و همچنین چه برداشتی نسبت به انسانهای اطرافش دارد، آیا آنها را افرادی منسجم و چند بعدی میبیند یا تک بعدی و ناقص و افراد اطراف خودش را به انسانهای کاملا خوب و انسانهای کاملا بد تقسیم میکند و البته این انسانهای کاملا خوب و بد جایشان عوض میشود مثلا ممکن است صبح با همسرش طوری حرف بزند که گویی بهترین همسر دنیا است و ظهر بگوید که تو هیچ وقت به من توجه نکرده ای . اینها همه به سیستم عاطفی مرکزی او یعنی دوپاره سازی بازگشت میکند .
در نظریۀ روابط ابژه با نگرش کلاینی، رانههای توصیف شده توسط فروید همواره در ارتباط با آن دیگریِ خاص که ابژۀ رانه است، در نظر گرفته میشود. یعنی کودک صرفا تحت تاثیر رانهها نیست بلکه نوع ارتباط با افرادی که آن رانهها به سمت آنها گرایش دارد باعث شکل گیری یک الگوی درون روانی از ارتباطات انسانی میشود.
این الگوی درون روانی سپس در ارتباط با دیگر انسانها بازتولید میشود و مثلا اگر بیمار الگوی سلطهگر و سلطه پذیر را درونی کرده باشد مدام در روابط خود یا نقش سلطهپذیر و یا نقش سلطهگر را به عهده میگیرد .
افراد نوروتیک (روانرنجور) توانایی تمایز این الگوهای درون روانی از واقعیت را دارند و در روابط خود میتوانند تشخیص دهند که آیا فرد مقابل طبق انتظار آنها واقعا مثلا سلطهگر است یا نه اما افراد مرزی به دلیل واقعیت سنجی ضعیف در این الگوهای ارتباطی درونی غرق میشوند و مدام طبق همان الگو های درونی شده با دیگران ارتباط برقرار میکنند و بر اثر شدت این رفتار همانطور که بالاتر گفته شد باعث میشوند که دیگران نیز با آنان طبق همین الگو رفتار کنند .
👍4🔥1
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۱
نکتهی مهم : اگر بعد از تلاش متناسبی برای افتراق فرافکنی از واقعیت، بیمار نتوانست این افتراق را ادراک کند، برای درمان بینشگرا و کوتاهمدت مناسب نیست بلکه نیاز به درمان حمایتی دارد .
با توجه به اهمیت حضور اضطراب بهینه در جلسه درمان برای پیشرفت درمانی، فردریکسون لیستی از مواردی که باعث میشوند بیمار نشانه های اضطراب در عضلات مخطط را بروز ندهد ارائه داده .
جلسه ۳۱
نکتهی مهم : اگر بعد از تلاش متناسبی برای افتراق فرافکنی از واقعیت، بیمار نتوانست این افتراق را ادراک کند، برای درمان بینشگرا و کوتاهمدت مناسب نیست بلکه نیاز به درمان حمایتی دارد .
با توجه به اهمیت حضور اضطراب بهینه در جلسه درمان برای پیشرفت درمانی، فردریکسون لیستی از مواردی که باعث میشوند بیمار نشانه های اضطراب در عضلات مخطط را بروز ندهد ارائه داده .
❤4
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۲
خطای تکنیکی، دوپارهسازی، تحمل عاطفی کم، مصرف دارو و مواد، مشکلات واقعی زندگی . ادامهی لیست فردریکسون در رابطه با مواردی هستند که مانع بروز اضطراب در عضلات مخطط میشوند .
اضطراب نشانهی بدنیِ خطر است و نه خودِ عامل خارجی، برای اینکه بتوانیم به بیمار کمک کنیم باید این دو را تفکیک داد .
فردریکسون میخواهد مشکل بیمار خود را با تجربهی خشم نسبت به ابژه حل کند، اما آیا این تجربهی خشم توانایی پوشش دادن فقدانها را دارد !؟
جلسه ۳۲
خطای تکنیکی، دوپارهسازی، تحمل عاطفی کم، مصرف دارو و مواد، مشکلات واقعی زندگی . ادامهی لیست فردریکسون در رابطه با مواردی هستند که مانع بروز اضطراب در عضلات مخطط میشوند .
اضطراب نشانهی بدنیِ خطر است و نه خودِ عامل خارجی، برای اینکه بتوانیم به بیمار کمک کنیم باید این دو را تفکیک داد .
فردریکسون میخواهد مشکل بیمار خود را با تجربهی خشم نسبت به ابژه حل کند، اما آیا این تجربهی خشم توانایی پوشش دادن فقدانها را دارد !؟
🔥3⚡1
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۳
احساس صرفا بمعنای یک تجربهی خاص نیست، بلکه احساس بمعنای یک ارتباط عمیق درونی است، یعنی یک چیزی برای من بسیار اساسی و مهم است . یعنی من با تمام وجودم چیزی را حس میکنم و آن چیز ذاتا برای من ارزشمند است . پس آن چیز ارزشمند و ارتباط من با او بر روی من تاثیر قابل توجهی دارد و میتواند مرا مضطرب کند .
در ادامه لیستی از اشتباهات رایج در سنجش اضطراب بیان شده .
جلسه ۳۳
احساس صرفا بمعنای یک تجربهی خاص نیست، بلکه احساس بمعنای یک ارتباط عمیق درونی است، یعنی یک چیزی برای من بسیار اساسی و مهم است . یعنی من با تمام وجودم چیزی را حس میکنم و آن چیز ذاتا برای من ارزشمند است . پس آن چیز ارزشمند و ارتباط من با او بر روی من تاثیر قابل توجهی دارد و میتواند مرا مضطرب کند .
در ادامه لیستی از اشتباهات رایج در سنجش اضطراب بیان شده .
❤3💯1
بیماری های روانتنی
✅پارت سوم
"خستگی مزمن یعنی چی؟"
📍گاهی بدن خستهست، اما یه خواب خوب همهچی رو درست میکنه.
اما توی بیماریهای مزمن، fatigue یعنی نوعی خستگی که با هیچ خوابی نمیره...
🔹 یه جور تحلیل رفتن از درون
🔹 مثل اینکه بدنت سنگین شده
🔹 مغزت توی مه باشه، و تمرکزت از بین بره
🔹 و حتی وقتی استراحت کردی، باز هم انرژی نداشته باشی...
❗️این خستگی معمولی نیست.
یه بخش ماندگار از زندگی با بیماری مزمنه.
💬 شاید شنیده باشی:
«چرا اینقدر میخوابی؟»
«همه خستهان، اینکه عادیه!»
اما خستگی یا fatigue، یه تجربهی عمیقتره؛
نه تنبلیه، نه بیارادگی… بلکه یه علامت جدیه.
🌱 جمله کمک کننده به تو:
«خستگی من، واقعیه؛
نیاز من به آرامش، قابل احترامه.»
❤🔥3
Audio
❤🔥4
Audio
#هم_آفرینی_امنیت
جلسه ۳۵
آغاز فصل دوم
هنگامی که بیمار میخواهد مشکل خودش را بیان کند از لنز نظریه بالبی او در واقع خود را وارد یک رابطه دلبستگی میکند، که در این رابطه قرار است به درمانگر در حل مشکل خود وابسته شود، به همین دلیل اگر در روابط پیشین وابستگی برای او خطرناک بوده باشد اینجا نیز خطر را تجربه خواهد کرد و این رابطه در او اضطراب و خشم را بیدار خواهد کرد .
جلسه ۳۵
آغاز فصل دوم
هنگامی که بیمار میخواهد مشکل خودش را بیان کند از لنز نظریه بالبی او در واقع خود را وارد یک رابطه دلبستگی میکند، که در این رابطه قرار است به درمانگر در حل مشکل خود وابسته شود، به همین دلیل اگر در روابط پیشین وابستگی برای او خطرناک بوده باشد اینجا نیز خطر را تجربه خواهد کرد و این رابطه در او اضطراب و خشم را بیدار خواهد کرد .
💯2❤1