Forwarded from Ramyeon's fiction
فرشته ها لطفاً این پیام رو فور کنین چنل تون تا بگم از چیه چنل تون خوشم میاد✨
.جوین باشین
تا وقتی خط بخوره
چنل های جدید رو جوین میشم
Forwarded from ͏ ͏ ͏ Пıиıʞıƨм پکِ نیکیـ
͏ ͏ ͏ ͏ ͏͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ 𐂂 ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏
͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏Пıиıʞıƨм : 🏴☠ .png
͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏Пıиıʞıƨм : 🏴☠ .png
Forwarded from ͏ ͏ ͏ Пıиıʞıƨм پکِ نیکیـ
͏ ͏ ͏ Пıиıʞıƨм پکِ نیکیـ
🏴☠
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ASA Premium ཐི༏ཋྀ آسا پرمیوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾
Forwarded from Always✞⁷ (박성훈)
"همگی خسته نباشید،برای امروز کافیه"𝙹𝚊𝚔𝚎𝙷𝚘𝚘𝚗𓍯
با تموم شدن عکسبرداری،پسر آهی کشید.
"جناب پارک خسته نباشید برای امروز عالی بودید"
"ممنونم شما هم خسته نباشید"
با خالی شدن اتاق،سونگهون به زمین خیره شد و به فکر فرو رفت.
جیک با دیدن سونگهون توی اون حالت،به سمتش رفت.
"سونگهون هیونگ،حالت خوبه؟امروز خیلی گرفته به نظر میای"
سونگهون بدون اینکه سرشو بالا بیاره،جواب پسر رو داد.
"جیکی،نمیدونم چم شده،چند روزه حالم گرفتست"
"آخی پسر کوچولوی من ناراحته"
بلافاصله به سرعت به سمت اتاق دیگر رفت و بعد از سی ثانیه،از آن خارج شد.
"سونگهونی منو نگاه کن"
سونگهون بالاخره سرشو بالا گرفت و با دیدن صحنه روبروش لبخندی زد.
جیک با آبنبات توی دستش،برای سونگهون کیوت بازی در میاورد.
کم کم لبخند سونگهون،به خنده تبدیل شد.
"سونگهونی،بالاخره خندیدی"
سونگهون خنده ای دیگری کرد و به سمت پسر رفت،دستاشو روی دو گونه جیک گذاشت و باعث غنچه شدن لبای پسر شد،بلافاصله بوسه ی نرمی روی لبای جیک کاشت.
"ممنونم از اینکه هستی"
پسر گونه هاش از حرکت سونگهون قرمز شد و او را محکم بغل کرد.