مشاوران مديريت OSP🇮🇷IRAN
212 subscribers
7.32K photos
1.69K videos
5.24K files
4.93K links
شركت OSPقديمي ترين مهندس مشاورIRANافتتاح ١٣٧٣ ارائه دهنده كليه خدمات مهندسی مشاوره در زمینه ی سیستمهای مدیریتی و واحد نمونه كشور میباشد تلفن: ٣٠٠-٢٢٠٣٩٢٩٥-٠٢١
info@ospco.co. WWW.ospco.net
Download Telegram
" زندگی " اين واژه پنج حرفی پُر است از پله هایی كه
خواسته يا ناخواسته ما را با خود همراه میكند
" با آن ها يا بايد همراه شد يا هموار "
كسانی كه همراه اين راه شوند
آگاهانه دست به تغييراتی زده
و سرنوشت خود را رقم می زنند
در غير اين صورت زندگی آن ها را هموار كرده
و آنگاه تنها مسيری می شوند برای عبور ديگران!

📕 پله ها
👤 افروز_صمدی


┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄
امروز
📌 دوشنبه ۰۸ دی ۱۴۰۴
📌الاثنین ۰۸ رجب ۱۴۴۷
📌‌Monday 2025 29 December


┄┄┄✾O❅S❅P✾┄┄┄

🔘 ما را به دوستان خود معرفی کنید.

@ospco
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢مقایسه بین SWOT، IE، QSPM و CPM: ابزارهای استراتژیک برای انتخاب بهترین مسیر

در دنیای برنامه‌ریزی استراتژیک، ابزارهای مختلفی برای تحلیل وضعیت سازمان‌ها و انتخاب بهترین استراتژی‌ها وجود دارد. چهار ابزار اصلی که به طور گسترده استفاده می‌شوند عبارت‌اند از SWOT، IE، QSPM و CPM. این ابزارها هرکدام به شیوه‌ای متفاوت به تحلیل و ارزیابی کمک می‌کنند و در نهایت برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک مؤثر به کار می‌روند.

1. SWOT (Strengths, Weaknesses, Opportunities, Threats)

SWOT یک ابزار ساده و جامع برای شناسایی و تحلیل نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، و همچنین فرصت‌ها و تهدیدات خارجی است. این ابزار بیشتر به منظور درک کلی از وضعیت سازمان و محیط آن به کار می‌رود. در تحلیل SWOT، هیچ امتیازدهی کمی وجود ندارد و بیشتر بر تحلیل کیفی تمرکز دارد.

هدف: شناسایی عوامل کلیدی درونی و بیرونی.

کاربرد: استفاده در مراحل ابتدایی تحلیل استراتژیک.

ویژگی: ساده و بصری، اما نیاز به تفسیر ذهنی دارد.

2. IE (Internal-External Matrix)

ماتریس IE از تحلیل عوامل داخلی (IFE) و عوامل خارجی (EFE) برای ارزیابی وضعیت سازمان استفاده می‌کند. این ماتریس به‌طور کمی وضعیت داخلی و خارجی سازمان را در قالب یک ماتریس 3×3 به نمایش می‌گذارد و به سازمان‌ها کمک می‌کند تا موقعیت استراتژیک خود را مشخص کنند.

هدف: تحلیل موقعیت سازمان بر اساس عوامل داخلی و خارجی.

کاربرد: تعیین استراتژی‌هایی مانند رشد، تثبیت یا بازسازی.

ویژگی: استفاده از تحلیل کمی برای تشخیص موقعیت استراتژیک سازمان.

3. QSPM (Quantitative Strategic Planning Matrix)

QSPM به سازمان‌ها کمک می‌کند تا بین استراتژی‌های مختلف تصمیم‌گیری کنند. این ماتریس از اطلاعات به‌دست‌آمده از SWOT و IE استفاده کرده و به‌طور کمی استراتژی‌های مختلف را ارزیابی می‌کند. در QSPM، به هر استراتژی امتیازدهی می‌شود تا بهترین گزینه بر اساس عوامل داخلی و خارجی شناسایی شود.

هدف: انتخاب استراتژی بهینه بر اساس ارزیابی کمی.

کاربرد: مقایسه و رتبه‌بندی استراتژی‌ها.

ویژگی: استفاده از امتیازدهی کمی برای مقایسه دقیق استراتژی‌ها.

4. CPM (Competitive Profile Matrix)

CPM یا ماتریس تحلیل موقعیت رقابتی ابزاری است که برای مقایسه عملکرد رقبا در بازار به کار می‌رود. این ماتریس به سازمان‌ها کمک می‌کند تا موقعیت رقابتی خود را ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند چگونه باید در برابر رقبا رقابت کنند. در CPM، رقبا بر اساس عوامل کلیدی موفقیت (CSFs) امتیازدهی می‌شوند و امتیاز کل هر رقیب برای شناسایی قوی‌ترین و ضعیف‌ترین رقبا محاسبه می‌شود.

هدف: ارزیابی و مقایسه نقاط قوت و ضعف رقبا.

کاربرد: کمک به سازمان برای شناسایی موقعیت رقابتی خود.

ویژگی: استفاده از امتیازدهی برای مقایسه رقبا و شناسایی استراتژی‌های رقابتی مناسب.

تفاوت‌ها و شباهت‌ها:
SWOT بیشتر به شناسایی و طبقه‌بندی عوامل داخلی و خارجی می‌پردازد و به طور کلی تحلیل وضعیت سازمان را انجام می‌دهد. این ابزار کیفی است و بیشتر برای مراحل اولیه تحلیل به کار می‌رود.

IE با استفاده از تحلیل کمی، وضعیت سازمان را در یک ماتریس 3×3 نشان می‌دهد و به شناسایی موقعیت استراتژیک سازمان کمک می‌کند.

QSPM به‌عنوان ابزاری کمی برای مقایسه و انتخاب استراتژی‌ها عمل می‌کند و از اطلاعات به‌دست‌آمده از SWOT و IE بهره می‌برد.

CPM به‌طور خاص برای تحلیل رقابتی و ارزیابی نقاط قوت و ضعف رقبا استفاده می‌شود و به سازمان کمک می‌کند تا جایگاه خود را نسبت به رقبا مشخص کند.



ماتریس‌های SWOT، IE، QSPM و CPM ابزارهایی حیاتی برای تحلیل استراتژیک و انتخاب بهترین استراتژی‌ها هستند. هر کدام از این ابزارها به شیوه‌ای خاص به تحلیل وضعیت سازمان یا رقبا می‌پردازند و به تصمیم‌گیرندگان کمک می‌کنند تا تصمیمات آگاهانه‌تری برای آینده سازمان اتخاذ کنند.

اگر می‌خواهید وضعیت کلی سازمان را بشناسید و فرصت‌ها و تهدیدات خود را تحلیل کنید، SWOT ابزار مناسبی است.

برای ارزیابی دقیق‌تر و تحلیل کمی وضعیت خود و انتخاب استراتژی‌ها، می‌توانید از IE و QSPM استفاده کنید.

اگر تمرکز شما بر رقابت و موقعیت رقابتی است، CPM بهترین انتخاب برای تحلیل رقبا و بهبود استراتژی‌های رقابتی خواهد بود.

استفاده از این ابزارها به شما کمک می‌کند تا تصمیمات استراتژیک مؤثری بگیرید و در مسیر رشد و موفقیت قرار بگیرید.

این چهار ابزار مکمل هم هستند: SWOT برای شناخت وضعیت، IE برای تحلیل موقعیت، QSPM برای انتخاب استراتژی و CPM برای بررسی رقبا. با استفاده از آن‌ها می‌توان تصمیمات استراتژیک دقیق و مؤثری گرفت و مسیر موفقیت سازمان را هموار کرد.

@ospco
یکی از ویژگی های انسان های موفق آینده نگری است. برای آنان مهم نیست چه اتفاقی رخ میدهد. به چیزهایی که نمی توانند تغییر شان دهند، فکر نمی کنند. در عوض، به چیزهایی که در کنترلشان است، می اندیشند.
آنان به اعمال و رفتاری می اندیشند که برای ساختن آینده آرمانی شان، به آنها نیاز دارند.
اشخاص آینده نگر، نگرش متفاوتی دارند. معتقدند شادترین لحظاتِ زندگی در آینده رخ خواهد داد.
همانند کودکی که در انتظار رسیدن شب عید است، انتظار آینده را میکشند.

📘 نوآوری
👤 بریان_تریسی


┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄
امروز
📌 سه‌شنبه ۰۹ دی ۱۴۰۴
📌الثلاثاء ۰۹ رجب ۱۴۴۷
📌‌Tuesday 2025 30 December


┄┄┄✾O❅S❅P✾┄┄┄

🔘 ما را به دوستان خود معرفی کنید.

@ospco
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

آه اگر بدانید
چه ذوقی به آدم دست می‌دهد
که ببیند بدون این که
تلاشی کرده باشد
حرفش را به خوبی می‌فهمند

👤 فرانتس_کافکا




┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄
امروز
📌چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴
📌الاربعاء  ۱۰ رجب ۱۴۴۷
📌‌Wednesday 2025 31 December


┄┄┄✾O❅S❅P✾┄┄┄

🔘 ما را به دوستان خود معرفی کنید.

@ospco
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماتریس نفوذ قدرت ذی نفعان 💎

ماتریس نفوذ قدرت ذی‌نفعان (Stakeholder Power-Interest Matrix) یک ابزار مدیریتی مهم است که به کمک آن می‌توانیم ذی‌نفعان (افراد یا گروه‌هایی که به نوعی در یک پروژه یا سازمان تأثیر می‌گذارند یا تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند) را شناسایی و طبقه‌بندی کنیم. این ماتریس به مدیران و تیم‌های پروژه کمک می‌کند تا بهتر تصمیم‌گیری کنند و استراتژی‌های مناسبی برای تعامل با ذی‌نفعان ایجاد کنند.

در این مقاله به توضیح مراحل ایجاد و استفاده از ماتریس نفوذ قدرت ذی‌نفعان پرداخته خواهد شد.

📌 تعریف ذی‌نفعان و انواع آن‌ها

ذی‌نفعان به هر فرد، گروه یا سازمانی اطلاق می‌شود که می‌تواند بر پروژه یا تصمیمات آن تأثیر بگذارد یا از آن تأثیر بپذیرد. در پروژه‌ها، ذی‌نفعان به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

ذی‌نفعان داخلی: این گروه شامل اعضای تیم پروژه، مدیران و کارکنان سازمان است.
ذی‌نفعان خارجی: این گروه شامل مشتریان، تأمین‌کنندگان، شرکا، دولت‌ها و سایر افراد یا نهادهایی است که تأثیرات مستقیمی از پروژه می‌گیرند.

📌 ماتریس نفوذ قدرت ذی‌نفعان

ماتریس نفوذ قدرت ذی‌نفعان یک ابزار تحلیلی است که بر اساس دو معیار اصلی، ذی‌نفعان را دسته‌بندی می‌کند:

قدرت (Power): قدرت ذی‌نفع برای تأثیرگذاری بر پروژه یا تصمیمات آن. قدرت می‌تواند از منابع مختلفی مانند منابع مالی، دانش تخصصی، ارتباطات و موقعیت‌های سازمانی به دست آید.
علایق (Interest): میزان علاقه و تأثیرگذاری ذی‌نفع به نتایج پروژه یا تصمیمات آن. این علایق می‌توانند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر پروژه تأثیر بگذارند.

این ماتریس معمولاً به صورت یک نمودار دو بعدی طراحی می‌شود که در آن محور افقی نشان‌دهنده میزان علایق (Interest) و محور عمودی نشان‌دهنده میزان قدرت (Power) است.

ماتریس معمولاً از چهار قسمت اصلی تشکیل می‌شود که هر کدام گروهی از ذی‌نفعان را شبیه‌سازی می‌کند. این بخش‌ها عبارتند از:

1. گروه‌های با قدرت بالا و علاقه بالا (High Power, High Interest):

این ذی‌نفعان بیشترین تأثیر را بر پروژه دارند و علاقه زیادی به نتایج آن دارند.
استراتژی: باید با این گروه به دقت تعامل کرد و نظرات آن‌ها را جدی گرفت. آن‌ها ممکن است نیاز به گزارش‌های منظم و ارتباطات نزدیک داشته باشند.

2. گروه‌های با قدرت بالا و علاقه کم (High Power, Low Interest):

این گروه قدرت زیادی دارند ولی علاقه کمتری به جزئیات پروژه نشان می‌دهند.
استراتژی: باید این گروه را از طریق ارتباطات کم‌تری درگیر کرد، ولی همواره باید آن‌ها را در جریان مسائل کلیدی قرار داد تا در صورت لزوم از قدرتشان استفاده شود.

3. گروه‌های با قدرت کم و علاقه بالا (Low Power, High Interest):

این گروه علاقه زیادی به پروژه دارند، ولی قدرت کمی برای تأثیرگذاری بر آن دارند.
استراتژی: باید با این گروه به صورت فعال ارتباط برقرار کرده و نگرانی‌ها و علایق آن‌ها را برطرف کرد. به دلیل علاقه بالا، این گروه می‌تواند حامیان خوبی برای پروژه باشد.

4. گروه‌های با قدرت کم و علاقه کم (Low Power, Low Interest):

این گروه نه قدرت زیادی دارند و نه علاقه‌ای به پروژه نشان می‌دهند.
استراتژی: برای این گروه می‌توان ارتباطات را حداقل نگه داشت و تمرکز را بر روی سایر ذی‌نفعان گذاشت. در بسیاری از موارد، نیاز به توجه خاصی به این گروه‌ها نیست.


📌 چگونگی استفاده از ماتریس
برای استفاده از ماتریس نفوذ قدرت ذی‌نفعان در یک پروژه، ابتدا باید فهرستی از تمام ذی‌نفعان شناسایی شده تهیه کنید. سپس، به هر یک از آن‌ها بر اساس قدرت و علاقه‌شان امتیازی اختصاص دهید. پس از این مرحله، می‌توانید موقعیت هر ذی‌نفع را بر روی ماتریس قرار دهید.

این فرایند به مدیران کمک می‌کند تا:

استراتژی‌های ارتباطی موثرتری طراحی کنند.
آگاهانه‌تر تصمیم‌گیری کنند.
از پشتیبانی و مشارکت ذی‌نفعان کلیدی بهره‌برداری کنند.

📌 مزایای ماتریس نفوذ قدرت
استفاده از ماتریس نفوذ قدرت می‌تواند مزایای بسیاری داشته باشد:

بهبود مدیریت ذی‌نفعان: با شناسایی درست ذی‌نفعان و نیازها و علایق آن‌ها، مدیران می‌توانند تعاملات موثرتری داشته باشند.
تخصیص منابع بهینه: با شناسایی گروه‌های مهم، منابع و تلاش‌ها می‌توانند به درستی تخصیص یابند.
کاهش ریسک: با توجه به نیازها و نگرانی‌های ذی‌نفعان کلیدی، می‌توان از ریسک‌های احتمالی جلوگیری کرد.


📌 نتیجه‌گیری
ماتریس نفوذ قدرت ذی‌نفعان ابزاری است که به مدیران پروژه کمک می‌کند تا تعاملات خود را با ذی‌نفعان بهینه کنند و تصمیم‌گیری‌های بهتری اتخاذ کنند. با استفاده صحیح از این ماتریس، می‌توان از مزایای آن در بهبود مدیریت پروژه بهره‌برداری کرد و از مشکلات و ریسک‌های احتمالی جلوگیری نمود.

@ospco
OSPCO

🔹 پیشرو در پیاده‌سازی استانداردهای صنعتی با تجربه‌ای سی‌ساله🔹


تابلوهای اندون

تابلوهای اندون (Andon Boards) یکی از ابزارهای مهم لین (Lean) و تولید ناب هستند که برای نمایش لحظه‌ای وضعیت کار یا فرآیند استفاده می شوند.

🔻مشروح مقاله در:
https://ospco.net/تابلوهای-اندون/

🔻 عضویت در کانال تلگرام:
https://t.me/ospco

🔻 عضویت در کانال واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029VawvrrWHltY4Z87KVg12

🔻 عضویت در صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/osp_co?igsh=MTd4emNheGN4OXMzMg%3D%3D&utm_source=qr
"سیستم تولید ناب"
 
 سیستم تولید ناب که اغلب به‌عنوان تولید ناب (Lean Manufacturing) یا صرفا «ناب» (Lean) شناخته می‌شود، سیستمی برای به حداکثر رساندن ارزش محصول برای مشتری است، در حالی که اتلاف‌ها را بدون به خطر انداختن بهره‌وری به حداقل می‌رساند. 
 
یکی از اولین پیشگامان اصلی «تفکر ناب» (Lean thinking) (اگرچه خودش نسبت به آن آگاهی نداشت) هنری فورد (Henry Ford) بود که حامی و مؤسس اصلی خط مونتاژ به حساب می‌آید.

اما تولید ناب آن‌گونه که امروزه آن را می‌شناسیم، ریشه در سیستم تولید تویوتا (TPS) دارد که توسط تایچی اوهنو (Taiichi Ohno) و ایجی تویودا (Eiji Toyoda) در ژاپن، بین سال های ۱۹۴۸ تا ۱۹۷۵ ایجاد شد.

سیستم تولید تویوتا را تا قبل از اینکه به‌عنوان TPS شناخته شود، تولید به هنگام (Just In Time Manufacturing) می‌نامیدند. این سیستم سعی کرد از سه رخداد جلوگیری کند:
۱. مودا
۲. مورا
۳.موری

مودا (Muda) چیست؟
مودا یک اصطلاح ژاپنی برای «اتلاف» (waste) است. مودا هر چیزی است که در فرایند تولید شما باعث ایجاد ضایعات یا به وجود آمدن محدودیت در ساخت یک محصول ارزشمند می‌شود. بر اساس گزارش مرکز تحقیقات شرکت ناب (LERC)، ۶۰ درصد از تمام فعالیت‌ها در سیستم تولید هیچ ارزشی اضافه نمی‌کنند.

با توجه به سیستم تولید تویوتا، ۸ نوع اتلاف وجود دارد که باید برای حذف آنها تلاش کنید:
۱.خطاها (Defects): اشتباهاتی که برای رفع آنها به زمان، منابع و پول بیشتری نیاز است؛

۲.اضافه تولید (Overproduction): وقتی کسانی که محصول را دریافت می‌کنند برای آن آماده نیستند یا به آن نیاز ندارند؛ زیرا کارگران همچنان محصولات غیرضروری بیشتری را تولید می‌کنند؛

۳.انتظار (Waiting): زمانی که کار باید متوقف شود زیرا يكی از اعضای گروه سردرگم و آشفته شده، چیزی خراب شده، شما منتظر گرفتن تأیید یا مواد اولیه هستید یا به این دلیل که چیزی را کم آورده‌اید؛

۴.استفاده نکردن از استعدادها (Not utilizing talent): استفاده‌ی ناکافی از استعدادها، مهارت‌ها و دانش افراد (این مورد بخشی از اتلاف‌های اولیه در سیستم تولید تویوتا  نیست، اما به‌طور فزاینده‌ای توسط تولیدکنندگان ناب فعلی به عنوان اتلاف‌ شناخته می‌شود)؛

۵.حمل‌ونقل (Transportation): حمل‌ونقل بیش از حد که منجر به افزایش هزینه‌ها، اتلاف وقت، و افزایش احتمال آسیب و خرابی محصولات می‌شود؛

۶.مازاد موجودی (Inventory excess): زمانی که عرضه بیش از تقاضای واقعی مشتری وجود داشته باشد که در این صورت، تولید واقعی را پنهان می‌کند؛

۷.اتلاف‌ ناشی از جابه‌جایی (Motion waste): هرگونه جابه‌جایی بیش از حد، در مورد کارکنان یا تجهیزات که به محصول، خدمات یا فرایند ارزشی اضافه نمی‌کند؛

۸.فرایند اضافی (Excess processing): هر کاری که بیش از حد مورد نیاز وجود دارد.

این ۸ اتلاف را می‌توان با استفاده از مخفف DOWNTIME به خاطر سپرد.

مورا (Mura):

مورا اصطلاحی ژاپنی برای مفهوم «ناهمسانی در اقدامات» است. مورا هر چیزی است که جریان‌های کاری ناهماهنگ و ناکارآمد ایجاد می‌کند.

برای درک بهتر این مفهوم به این مثال توجه کنید. اگر کامیونی را با پالِت‌های کمتر از ظرفیت آن برای یک سفر مجهز کنید و سپس آن را با پالت‌های بیشتری نسبت به مقداری که می‌توانست برای سفر دوم حمل کند، مجهز کنید، این یک موراست که منجر به صرف زمان طولانی‌تری می‌شود. 

یا مثلا اگر از یک نفر مهندس مکانیک در واحد اداری استفاده کنیم، با مورا مواجه هستیم. یا اگر از خودروی سواری برای حمل بار استفاده کنیم، کاربری اصلی منبع را زیر سئوال برده ایم.

مورا نتیجه عدم هماهنگی تولید را معرفی می کند. فرض کنید کارگران در خط تولید مشغول به کارند و هر کس به صورت تکراری کاری را انجام می دهد و کار را برای نفر بعدی می فرستد اگر زمان عملیات یکی از این کارگران بیشتر از دیگری باشد مورا به اضافه مودا اتفاق می افتد.

موری(muri):

موری یک کلمه ژاپنی است و معنای آن استفاده بیش از حدمجاز منابع است. یعنی اینکه به منبع فشار بیاوریم. 

بار بیش از حد می تواند بر کارگران یا ماشین ها وارد شود. مثلا اگر بیش از حد به نیروی انسانی فشار بیاوریم با موری روبرو هستیم و در مثالی دیگر  اگر بیش از ۵ نفر سرنشین سوار خودروی سواری شوند موری اتفاق افتاده است.
 
به عنوان مثالی دیگر، فرض کنید کارگری تازه کار به جای کارگری خبره استخدام شود و آموزش لازم را نبیند کار برای او طاقت فرسا می شود که در اینجا موری اتفاق می افتد و احتمالا این کارگر آهسته تر از دیگران کار می کند و اشتباهات زیادی انجام می دهد که باعث بروز مودا(اتلاف) می شود.

بار بیش از حد بر کارگران اثرات فیزیکی و روحی به جا گذاشته، که خود را به صورت زیاد شدن خطاها، خطرات تصادف، تنش و کاهش رضایت شغلی بروز میدهد.


@ospco
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روزی که به پاسداشت قامت‌های استوار، اراده‌های پولادین و دل‌های دریایی‌تان نام‌گذاری شده است، فرصتی فرخنده فرارسیده تا سپاس‌گزار تکیه‌گاه‌های زندگی‌مان باشیم؛ شما مردانِ بردبار، مسئولیت‌پذیر و پرتلاشی که در سکوتِ ایثار، سنگ‌بنای آرامش و پیشرفت را استوار می‌سازید.

مرد بودن، در قاموس حقیقت، تنها در قدرت بازو نیست؛ در منشِ والا، در تدبیرِ خردمندانه، در شکیبایی در برابر گردنه‌های دشوار و در مهرِ بی‌شائبه‌ای است که چون خورشید، گرمابخش حریم خانواده و جامعه است. شما قهرمانانِ بدون نشان، جنگجویانِ عرصه‌ی صبر و پرچم‌دارانِ غیرت و شرافت هستید.

امروز، روز بزرگداشتِ مردی است که در مکتبِ علی(ع) آموخت «قدرت، امانتی است برای پاسداری از مظلوم» و «همرزمِ عدالت بودن، سرافرازی ابدی است». پس بادا این روز، بهانه‌ای برای تجدید عهد با ارزش‌های انسانی‌تان باشد و راهی برای یادآوریِ دِینی که جامعه به فداکاری‌های خالصانه‌ی شما دارد.

در پناه حق، همیشه سالم، سربلند و پیروز باشید و هر گام‌تان، گامی به سوی سربلندیِ میهن و آبادیِ کانون خانواده.
روز مرد، بر شما مبارک باد!

@ospco
وقتی کسی می گوید حالم خوش نیست دنبال اتفاقات بزرگ نگردیم و نگوییم این که چیز مهمی نیست

به دلایل متعدد بازتاب یک اتفاق بیرونی در درون ممکن است بسیار بزرگ باشد.
به رسمیت شناختن هرازگاهِ «حق کم آوردن» برای دوست، امنیت بخش‌ترین قسمت دوستی است و شناخت این حق برای خود، نشان از صلح با خود دارد در عمیق‌ترین لایه‌های وجود...

👤 کارل_راجرز



┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄
امروز
📌یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴
📌الاحد  ۱۴ رجب ۱۴۴۷
📌‌Sunday 2026 04 January


┄┄┄✾O❅S❅P✾┄┄┄

🔘 ما را به دوستان خود معرفی کنید.

@ospco
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انواع جلسات

📌دويل‌ و استراوس‌ جلسات‌ را به‌ ۴ نوع‌ زير تقسيم‌ می كنند:

۱. جلسه‌ حل‌ مسئله
آنچه‌ اهميت‌ دارد اين است‌ كه‌ وضعيت‌ موجود بايد تغيير يابد. تا تمايل تغيير نباشد، مشكل‌ حل‌ نمی شود. جلسه‌ حل‌ مساله‌ زمانی جواب‌ می دهد كه‌ تمايل به‌ تغيير در جلسه‌ وجود داشته‌ باشد.

۲. جلسه‌ تصميم‌گيری
جلسه‌ حل‌ مسائل، الزاماً‌ تصميم‌گيری نيست. در حالی كه‌ در جلسه‌ تصميم‌گيری فشار برای اخذ تصميم نهايی است. اگر سازمان‌ ساختار سلسله‌ مراتبی دارد، جلسه‌ بايد تصميم‌گيرنده‌ نهايی داشته‌ باشد.

۳. جلسه‌ گزارش‌دهی و اطلاع‌رسانی
درصدی از جلسات‌ اداری مخصوص‌ گزارش‌دهی و استفاده‌ از اطلاعات‌ است. هدف‌ مديران‌ از برگزاری چنين‌ جلساتی، برقراری اعتماد و حصول‌ اطمينان‌ از انجام‌ كارهاست.

۴. جلسه‌ ارزيابی(بازخور)
پويايی جلسات‌ بازخور، متفاوت‌ از جلسات‌ گزارش‌دهی است. در چنين‌ جلساتی افراد زيادی اظهارنظر و پيشنهاد ارائه‌ می‌كنند. اين‌گونه‌ جلسات‌ ارزشمند است‌ چون هريک از افراد فرصت‌ مشاركت‌ را دارند.

⚡️دو تله خطرناک قبل و بعد از تصمیم‌گیری

اگر بخواهیم مهم‌ترین نکات تصمیم‌گیری را بیان کنیم، فقط به دو نکته اشاره می‌کنیم. اگر این دو نکته رعایت شوند، کمترین هزینه، برای تیم و مدیر ایجاد می‌شود:

۱. در جلسات تصمیم‌گیری همیشه این نکته را در ذهن داشته باشیم: "شاید من نکته ای را در نظر نگرفته ام که سایر افراد حاضر در جلسه آن را در نظر گرفته اند و به آن فکر کرده اند." در واقع فکر نکنیم عقل کل هستیم. این جمله شعار جلسات شرکت معروف دنیا یعنی P&G است. شرکت مادر برندهای تاید، اورال بی، کرست، هد اند شولدرز، ژیلت، لوازم اصلاح براون، پمبرز و... . این جمله همچنین یکی از نقاط عطف کتاب "بازی برد" انتشارات هاروارد است.

۲. حمایت از تصمیم نهایی جلسات
افرادی که در جلسه نظر مخالف نظر اتخاذ شده در پایان جلسه داشتند، باید از تصمیم نهایی حمایت کنند. اتفاقی که در ایران زیاد دیده می شود این بوده که افراد مخالف، بعد از جلسه نهایت کارشکنی را داشته‌اند تا ثابت کنند حق با آنها بوده و در جلسه این اتفاقات را پیش بینی کرده بودند.

@ospco
*اصل ندرت*
👈🏼اصل ندرت در متقاعدسازی به این معناست که افراد تمایل بیشتری به چیزی دارند که کمیاب یا محدود است. به عبارت دیگر، اگر چیزی در دسترس محدود باشد، یا زمان برای به دست آوردن آن محدود باشد، ارزش آن برای افراد بیشتر به نظر می‌رسد و احتمال بیشتری وجود دارد که برای به دست آوردنش اقدام کنند.
🟤متقاعدسازی می‌تواند در سه سطح متفاوت کارکرد داشته باشد.
▪️سطح اول: کاهش مقاومت
یکی از دستاوردهای متقاعدسازی می‌تواند کاهش مقاومت دیگران در برابر دیدگاه ما باشد.
▪️سطح دوم: متابعت و پذیرش بیرونی
دستاورد دیگر متقاعدسازی می‌تواند متابعت و پذیرش بیرونی باشد.
به این معنا که طرف مقابل، حرف شما را قبول می‌کند و خواسته‌ی شما را هم می‌پذیرد و حتی به شما در انجام هدف‌تان کمک می‌کند، اما در درون خود با تصمیم یا نظر یا خواسته‌ی شما مخالف است یا حداقل آن را نپذیرفته است.
در بسیاری از موارد، همین که رفتار مورد نظر تغییر کند یا در راستای خواسته‌های شما قرار بگیرد، مصداقی از متقاعدسازی است.
▪️سطح سوم: تغییر باورهای درونی
کسانی که به این سطح می‌رسند‌، معمولاً به جای مدیر، به عنوان رهبر سازمان شناخته می‌شوند.
در این موقعیت، دیدگاه و نظر رهبر سازمان می‌تواند باور درونی افراد را هم تغییر دهند.
💡مهم ترین و قوی ترین تکنیک متقاعد سازی “ترس از دست دادن” است.
در واقع انسان ها برای حفظ آنچه دارند و برای از دست ندادن مرتکب تصمیم گیری می شوند. اصل ندرت هم دقیقا دست می گذارد روی ترس از دست دادن و در واقع از آن سو استفاده می کند.
💎در اصل ندرت به ۲ حالت می شود مشتریان و افراد را تحت تاثیر قرار داد.
یک. کمیابی(محدودیت در تعداد) مثلا از این موبایل فقط یک عدد باقی مانده است.
دو. فوریت(محدودیت زمان) مثلا فقط تا ۵ شنبه فرصت دارید.
*️⃣حالت ترکیبی(تاثیر آن بیشتر است)کمیابی+فوریت: از این موبایل فقط یک عدد باقی مانده و فقط تا امشب ساعت ۲۳:۵۹ دقیقه می توانید خرید کنید.

@ospco
سعی کن روی پایِ خودت بایستی، اگر افتادی بدان که در این دنیا هیچکس خَم نمی شود دستِ تو را بگیرد بلندت کند. سعی کن خودت پا شوی!

👤 سیمین_دانشور

┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄
امروز
📌دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴
📌الاثنین ۱۵ رجب ۱۴۴۷
📌‌Monday 2026 05 January


┄┄┄✾O❅S❅P✾┄┄┄

🔘 ما را به دوستان خود معرفی کنید.

@ospco
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابزارهای تحلیل و بهبود فرآیندها: SIPOC، نمودار لاک‌پشتی


در دنیای امروز، موفقیت هر سازمان به توانایی آن در مدیریت و بهبود فرآیندها بستگی دارد. فرآیندهای شفاف و بهینه، نه تنها کیفیت محصولات و خدمات را افزایش می‌دهند، بلکه موجب رضایت مشتری، کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری نیز می‌شوند.

برای رسیدن به این هدف، ابزارهای متعددی وجود دارند که هر کدام به نحوی به تحلیل، شناسایی مشکلات و بهبود فرآیند کمک می‌کنند. در این مقاله، به سه ابزار مهم می‌پردازیم: SIPOC برای درک کلی فرآیندها 📝، نمودار لاک‌پشتی برای تحلیل عمیق مشکلات 🐢، و شناسنامه‌های فرآیندی برای مستندسازی و بهبود مستمر فرآیندها 📊.

با مطالعه این مقاله، شما خواهید توانست فرآیندهای سازمان خود را بهتر درک کنید، مشکلات موجود را شناسایی کنید و راهکارهای مؤثر برای بهبود آن‌ها طراحی نمایید.

SIPOC 📝: شروع تحلیل فرآیندها

SIPOC یک ابزار مدیریتی است که برای درک کلی و اولیه فرآیندها استفاده می‌شود. این نمودار مخفف کلمات Suppliers (تأمین‌کنندگان)، Inputs (ورودی‌ها)، Process (فرآیند)، Outputs (خروجی‌ها) و Customers (مشتریان) است.

📌ساختار و کارکرد SIPOC:

Suppliers (تأمین‌کنندگان): افرادی یا سازمان‌هایی که منابع، مواد یا اطلاعات اولیه را برای فرآیند فراهم می‌کنند 🏭

Inputs (ورودی‌ها): مواد، اطلاعات یا منابع مورد نیاز برای شروع فرآیند 📂

Process (فرآیند): مجموعه فعالیت‌ها و مراحل انجام فرآیند 🔄

Outputs (خروجی‌ها): محصولات یا نتایج نهایی فرآیند 🎯

Customers (مشتریان): افرادی که از خروجی فرآیند بهره‌برداری می‌کنند 👥

هدف SIPOC این است که یک نمای کلی و ساده از فرآیند ارائه دهد، ارتباطات بین اجزای مختلف را شفاف کند و محدوده فرآیند را مشخص نماید. این ابزار معمولاً در مراحل ابتدایی تحلیل فرآیند یا پروژه‌های بهبود استفاده می‌شود و کمک می‌کند تیم‌ها فرآیندها را به سرعت شناسایی و درک کنند.

نمودار لاک‌پشتی: تحلیل علت‌های ریشه‌ای مشکلات

بعد از درک کلی فرآیند با SIPOC، ممکن است مشکلات خاصی در فرآیند شناسایی شود. در این مرحله، نمودار لاک‌پشتی ابزار مناسبی برای تحلیل عمیق‌تر و شناسایی علت‌های اصلی مشکلات است.

📌ساختار نمودار لاک‌پشتی:

مرکز نمودار: مشکل اصلی فرآیند مانند "کاهش کیفیت محصول" یا "تاخیر در تحویل" 🛠️

پایین و بالا: علل اصلی و عوامل مؤثر بر مشکل، مانند "مواد اولیه نامناسب" یا "عدم رعایت استانداردها" ⚠️

چپ و راست: اجزای مرتبط با مشکل مانند کارکنان، تجهیزات، روش‌ها یا اطلاعات 👥🔧

این نمودار یک نمای بصری و تحلیلی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد چگونه هر عامل باعث بروز مشکل شده و کدام بخش‌ها نیاز به اصلاح دارند.


📌موارد ثبت شده در شناسنامه فرآیندی:

ورودی‌ها و خروجی‌ها
مسئولیت‌ها و نقش‌ها
مراحل و فعالیت‌های فرآیند
مشکلات و موانع
شاخص‌های عملکرد و فرصت‌های بهبود

📌چگونگی استفاده از ابزارها در شناسنامه فرآیندی:

ابتدا با SIPOC محدوده فرآیند و ارتباط آن با تأمین‌کنندگان و مشتریان مشخص می‌شود، که دید کلی و شفافیتی از فرآیند ارائه می‌دهد.

سپس با نمودار لاک‌پشتی، مشکلات موجود در فرآیند و عوامل اصلی آنها تحلیل می‌شوند، مثل آموزش ناکافی کارکنان 🧑‍🏫، مواد اولیه نامناسب 📉 یا نقص تجهیزات 🛠️

به این ترتیب، با ترکیب این دو ابزار، شناسنامه فرآیندی نه تنها نمای کلی از فرآیندها را نشان می‌دهد، بلکه راهکارهای بهبود و رفع مشکلات را نیز مشخص می‌کند.

@ospco
*تفاوت بین طرح کسب و کار و مدل کسب و کار*
👈🏼مدل کسب و کار به چگونگی ایجاد، ارائه و کسب ارزش توسط یک کسب و کار می‌پردازد، در حالی که طرح کسب و کار یک سند مکتوب است که جزئیات استراتژی‌ها، اهداف مالی، و برنامه‌ریزی‌ های عملیاتی یک کسب و کار را در یک بازه زمانی مشخص، معمولاً 3 تا 5 ساله، ارائه می‌دهد.
🟤طرح کسب و کار توصیفی مکتوب از آینده یک کسب و کار است و اطلاعات دقیقی درباره کسب و کار شما، محصول یا خدمتی که ارائه می‌دهید، بازار هدف و چشم‌انداز آینده شرکت ارائه می‌شود. در این سند شما مشخص می‌کنید که قرار است آینده کسب‌وکارتان به چه شکلی بوده و چه مراحلی را برای رسیدن به آینده ترسیم شده دنبال کرده و چه افرادی قرار است در این مسیر در کنار شما باشند.
🟤مدل کسب و کار منطق و برنامه کسب و کار شما بوده و ساختاری است که شما از آن برای ایجاد ارزش در کسب و کار خود استفاده می‌کنید. در یک بیزینس مدل شما مشخص می‌کنید که از چه روشی می‌خواهید برای ایجاد ارزش، ارائه آن به مشتریان و دریافت ارزش متقابل از سمت آنها استفاده کنید.
📌یک طرح کسب و کار یا طرح تجاری به‌صورت مستقیم به توصیف ساختار اهداف مالی یک کسب و کار می‌پردازد، مدل کسب و کار یا بیزینس مدل به بررسی این موضوع می‌پردازد که قرار است جریان پول در کسب و کار به چه شکلی باشد.
💡مدل کسب و کار، یک طرح کلی از اهداف، منابع، جریان هزینه و درآمد شرکت است. این طرح، تنها یک صفحه است و به صورت موردی از مشتریان، منابع، ارزش‌های ارائه شده سازمان، جریان‌های درآمدی و… صحبت می‌کند. در مقابل، طرح کسب و کار، شامل شرح ابعاد عملی یک ایده است که از نظر بازار هدف، رقیبان، سرمایه مورد نیاز، زمان بازگشت سرمایه و… بررسی می‌شود. این طرح، چندین صفحه کامل و با جزئیات، شامل توضیح اهداف کسب و کار، نوع محصول، سابقه محصول در بازار، فعالیت‌های رقبا و… است.

@ospco
من ناراحت نمی شوم،
تو هم لازم نیست ناراحت شوی؛
داشتن اعتقاد متفاوت،
نباید موجب جدایی آدم های باشعور بشود...

👤 فرانتس_کافکا



┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄
امروز
📌سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴
📌الثلاثاء ۱۶ رجب ۱۴۴۷
📌‌Tuesday 2026 06 January


┄┄┄✾O❅S❅P✾┄┄┄

🔘 ما را به دوستان خود معرفی کنید.

@ospco
👍1