این سوترا 👇
هیچکجا!
نه در آسمان، نه در میان دریا،
نه در عمق کوهستانها؛
نمیتوانی از شرارتهای خودت پنهان شوی.
تفسیر اشو
بهیاد بسپار: هیچ راهی برای پنهانشدن از شرارتهایت وجود ندارد. پس به فریبدادن خودت ادامه نده که راهی خواهی یافت: که به روخانه گَنگ Ganges میروی و در آن غسل میکنی و تمام گناهانت پاک میشوند!
خودت را گول نزن ــ رود گنگ نمیتواند چنین کاری کند
فکر نکن به کعبه Kaaba میروی و حج Haj، زیارت بزرگ را بجا میآوری و حاجی Haji میشوی ــ کسی که به کعبه رفته ــ و آنوقت تمام گناهانت از تو گرفته میشود و خداوند تو را بخشیده است! فکر نکن که با انجام مراسمی چون یاگنا Yagna، هاوان Havan میتوانی از شرارتهایت خلاص و آزاد شوی.
هیچ چیزی کمک نخواهد کرد.
هیچکجا!
بودا میگوید: نه در آسمان، نه در میان دریا، نه در عمق کوهستانها؛ نمیتوانی از شرارتهای خودت پنهان شوی. مانند سایه دنبالت میکند، هرکجا که بروی شکنجهات خواهد داد.
بهتر است شرارت نکنی
ولی فقط وقتی میتوانی از شرارت دوری کنی که #آگاه_بشوی
وگرنه حتمی است که انجامش خواهی داد.
شرارت باید که تنبیه خودش را با خود بیاورد؛ درست به همان یقینی که هر زایشی مرگ خودش را با خود میآورد. نمی توانی از مرگ پرهیز کنی، نمیتوانی از نتایج اعمال خودت پرهیز کنی
پس اینگونه فکر نکن، زیرا هر مقدار زمان که در پرهیز کردن صرف کنی، فقط آن را هدر داده ای. تمام آن انرژی میتواند صرف یک تلاش بشود:
هشیار شدن، مراقبهگون شدن
فقط همین کمک میکند.
پس چه باید بکنیم؟
هشیار بشو، و در هشیارشدن هر دو ازبین خواهند رفت
در هشیارشدن اعمال تو خود به خود از یک دگرگونی عبور میکنند
انسان هشیار نمیتواند هیچ کار خطایی انجام دهد
و انسان هشیار به این شناخت میرسد که:
“مرگی برای هشیاری من وجود ندارد. بدن خواهد مرد، ذهن خواهد مرد، ولی نه درونیترین وجود من
من جاودانه هستم. آمریتاسیا پوترا Amritasya Putrah
من فرزند جاودانگی هستم، به دنیای ابدی تعلق دارم.”
هشیاری این دو حقیقت را جا میاندازد: نخست دنیای تو را با متحول کردن اعمالت دگرگون میسازد
دوم اینکه با هشیار ساختن درونت تو را آگاه میکند که موجودی ابدی هستی. وقتی بدانی که جاودانه هستی، وقتی بدانی که همیشه بودهای و همیشه خواهی بود، تمامی ارزشهای زندگیت بیدرنگ شروع به تغییر میکنند
آنوقت هرآنچه دیروز مهم بود دیگر اهمیتی ندارد؛ و هرآنچه که قبلاً هرگز اهمیت نداشت، مهم خواهد شد
زیرا اینک بر اساس جاودانگی فکر میکنی و نه بر اساس زمان تقویمی.
فکرکردن بر اساس زمان
سیاست است
فکرکردن براساس جاودانگی
دیانت است.
#اشو
امّا پادا / راه حق DhammaPada تفسیر سخنان بودا توسط اشو
هیچکجا!
نه در آسمان، نه در میان دریا،
نه در عمق کوهستانها؛
نمیتوانی از شرارتهای خودت پنهان شوی.
تفسیر اشو
بهیاد بسپار: هیچ راهی برای پنهانشدن از شرارتهایت وجود ندارد. پس به فریبدادن خودت ادامه نده که راهی خواهی یافت: که به روخانه گَنگ Ganges میروی و در آن غسل میکنی و تمام گناهانت پاک میشوند!
خودت را گول نزن ــ رود گنگ نمیتواند چنین کاری کند
فکر نکن به کعبه Kaaba میروی و حج Haj، زیارت بزرگ را بجا میآوری و حاجی Haji میشوی ــ کسی که به کعبه رفته ــ و آنوقت تمام گناهانت از تو گرفته میشود و خداوند تو را بخشیده است! فکر نکن که با انجام مراسمی چون یاگنا Yagna، هاوان Havan میتوانی از شرارتهایت خلاص و آزاد شوی.
هیچ چیزی کمک نخواهد کرد.
هیچکجا!
بودا میگوید: نه در آسمان، نه در میان دریا، نه در عمق کوهستانها؛ نمیتوانی از شرارتهای خودت پنهان شوی. مانند سایه دنبالت میکند، هرکجا که بروی شکنجهات خواهد داد.
بهتر است شرارت نکنی
ولی فقط وقتی میتوانی از شرارت دوری کنی که #آگاه_بشوی
وگرنه حتمی است که انجامش خواهی داد.
شرارت باید که تنبیه خودش را با خود بیاورد؛ درست به همان یقینی که هر زایشی مرگ خودش را با خود میآورد. نمی توانی از مرگ پرهیز کنی، نمیتوانی از نتایج اعمال خودت پرهیز کنی
پس اینگونه فکر نکن، زیرا هر مقدار زمان که در پرهیز کردن صرف کنی، فقط آن را هدر داده ای. تمام آن انرژی میتواند صرف یک تلاش بشود:
هشیار شدن، مراقبهگون شدن
فقط همین کمک میکند.
پس چه باید بکنیم؟
هشیار بشو، و در هشیارشدن هر دو ازبین خواهند رفت
در هشیارشدن اعمال تو خود به خود از یک دگرگونی عبور میکنند
انسان هشیار نمیتواند هیچ کار خطایی انجام دهد
و انسان هشیار به این شناخت میرسد که:
“مرگی برای هشیاری من وجود ندارد. بدن خواهد مرد، ذهن خواهد مرد، ولی نه درونیترین وجود من
من جاودانه هستم. آمریتاسیا پوترا Amritasya Putrah
من فرزند جاودانگی هستم، به دنیای ابدی تعلق دارم.”
هشیاری این دو حقیقت را جا میاندازد: نخست دنیای تو را با متحول کردن اعمالت دگرگون میسازد
دوم اینکه با هشیار ساختن درونت تو را آگاه میکند که موجودی ابدی هستی. وقتی بدانی که جاودانه هستی، وقتی بدانی که همیشه بودهای و همیشه خواهی بود، تمامی ارزشهای زندگیت بیدرنگ شروع به تغییر میکنند
آنوقت هرآنچه دیروز مهم بود دیگر اهمیتی ندارد؛ و هرآنچه که قبلاً هرگز اهمیت نداشت، مهم خواهد شد
زیرا اینک بر اساس جاودانگی فکر میکنی و نه بر اساس زمان تقویمی.
فکرکردن بر اساس زمان
سیاست است
فکرکردن براساس جاودانگی
دیانت است.
#اشو
امّا پادا / راه حق DhammaPada تفسیر سخنان بودا توسط اشو
تمام قانون کارما karma این است:
هرچه که بخواهی، و انجام میدهی، اتفاق خواهد افتاد
اگر بدبخت باشی دلیلش این است که آن را خواستهای
دوباره بیرحم به نظر میآیم!!
زیرا شما نزد من میآیید که تسلی بیابید. من باید به شما بگویم:
"علت بدبختی شما این است که تمام دنیا برعلیه شما توطئه کرده است!" احساس خوبی خواهی داشت، ولی آنوقت من کمکی برایتان نخواهم بود. من به بیماری شما کمک کردهام؛ شما را بیش از پیش روانپریش خواهم کرد.
نه...
هیچکس جز خودت مسئول بدبختی تو نیست
و این همیشه چنین است.
#اشو
هرچه که بخواهی، و انجام میدهی، اتفاق خواهد افتاد
اگر بدبخت باشی دلیلش این است که آن را خواستهای
دوباره بیرحم به نظر میآیم!!
زیرا شما نزد من میآیید که تسلی بیابید. من باید به شما بگویم:
"علت بدبختی شما این است که تمام دنیا برعلیه شما توطئه کرده است!" احساس خوبی خواهی داشت، ولی آنوقت من کمکی برایتان نخواهم بود. من به بیماری شما کمک کردهام؛ شما را بیش از پیش روانپریش خواهم کرد.
نه...
هیچکس جز خودت مسئول بدبختی تو نیست
و این همیشه چنین است.
#اشو
«شاه کلید درهای بسته | داستان کوتاه» را در YouTube تماشا کنید
https://youtu.be/diOrFJZ1Q2U
https://youtu.be/diOrFJZ1Q2U
YouTube
شاه کلید درهای بسته | داستان کوتاه
#ناظر #مراقب #شاهد
بگذار عشق چون فرشته ای قلبت را نوازش کند.
این کانال را تقدیم به کسانی میکنم که میخواهند رها شوند کسانی که میخواهند مسیر نور را بپیمایند ، تقدیم به تمامی انسانهایی که در دنیای کنونی با رنج ومشکلات دست و پنجه نرم میکنند و میخواهند آرامش…
بگذار عشق چون فرشته ای قلبت را نوازش کند.
این کانال را تقدیم به کسانی میکنم که میخواهند رها شوند کسانی که میخواهند مسیر نور را بپیمایند ، تقدیم به تمامی انسانهایی که در دنیای کنونی با رنج ومشکلات دست و پنجه نرم میکنند و میخواهند آرامش…
افراد به اصطلاح مذهبی از جهنم میترسند. میخواهند به هر ترتیب شده به بهشت بروند، اما معنای بهشت را نمیدانند، هرگز طعم آن را نچشیدهاند. اگر آگاهی خود را دگرگون کنید به بهشت نمیروید، اما بهشت را در خود خواهید یافت. بهشت و جهنم در وجود ما شکل میگیرد.
”اوشو
”اوشو
🎈داستانی دیگر از اشو در مورد انسان #بدون_مرکز_وجود
چند روز پیش مردی اینجا بود و به من گفت:
"من عاشق كسی هستم و مایلم با او ازدواج كنم."
من مدتی عمیقاً به چشمانش نگاه كردم و چیزی نگفتم.
او بیقرار شد و گفت:
"چرا به من نگاه میكنید؟
من خیلی احساس ناجوری دارم."
من به نگاهكردن ادامه دادم.
او گفت:
"آیا فكر میكنید كه عشق من كاذب است؟"
من چیزی نگفتم و به نگاه كردن ادامه دادم.
او گفت:
"چرا فكر میكنید كه این ازدواج مناسب نیست؟"
او ادامه داد، "من این ازدواج را زیاد نسنجیده ام و برای همین نزد شما آمده ام.
درحقیقت، من نمی دانم كه آیا عاشق هستم یا نه."
من حتی یك كلام هم نگفته بودم و فقط به چشمانش نگاه میكردم. ولی او بیقرار شد و چیزهایی كه در درونش بود شروع كرد به بالازدن.
تو یقین نداری.
نمی توانی درمورد هیچ چیز یقین داشته باشی:
نه در مورد عشقت،
نه درمورد دوستی هایت. هیچ چیز نیست كه بتوانی در موردش یقین داشته باشی.
#زیرا_تو_مركزی_نداری.
بدون مركز، یقین ناممكن است.
تمام احساسهایت در مورد یقین، دروغین است و ناپایدار.
یك لحظه احساس میكنی كه یقین داری و لحظه ی بعد،
آن یقین ازدست رفته،
زیرا تو در هر لحظه یك مركز متفاوت داری.
یك مركز همیشگی نداری،
یك مركز متبلور نداری.
هرلحظه یك مركز اتمی است، پس هرلحظه مركز خودش را دارد.
جرج گُرجیف Gurdjieff Goerge عادت داشت بگوید كه:
انسان یك جمعیت است.
شخصیت فقط یك فریب است.
زیرا تو یك شخص نیستی، تو اشخاص بسیاری هستی.
پس وقتی شخصی در تو صحبت میكند،
این یك مركز موقت است.لحظه ی بعد،
شخص دیگری سخن میگوید. باهر لحظه، باهر موقعیت اتمی،
تو احساس یقین میكنی و تو هرگز هشیار نمی گردی كه
تو فقط یك میدان هستی
#اشو
#کتاب_اسرار
چند روز پیش مردی اینجا بود و به من گفت:
"من عاشق كسی هستم و مایلم با او ازدواج كنم."
من مدتی عمیقاً به چشمانش نگاه كردم و چیزی نگفتم.
او بیقرار شد و گفت:
"چرا به من نگاه میكنید؟
من خیلی احساس ناجوری دارم."
من به نگاهكردن ادامه دادم.
او گفت:
"آیا فكر میكنید كه عشق من كاذب است؟"
من چیزی نگفتم و به نگاه كردن ادامه دادم.
او گفت:
"چرا فكر میكنید كه این ازدواج مناسب نیست؟"
او ادامه داد، "من این ازدواج را زیاد نسنجیده ام و برای همین نزد شما آمده ام.
درحقیقت، من نمی دانم كه آیا عاشق هستم یا نه."
من حتی یك كلام هم نگفته بودم و فقط به چشمانش نگاه میكردم. ولی او بیقرار شد و چیزهایی كه در درونش بود شروع كرد به بالازدن.
تو یقین نداری.
نمی توانی درمورد هیچ چیز یقین داشته باشی:
نه در مورد عشقت،
نه درمورد دوستی هایت. هیچ چیز نیست كه بتوانی در موردش یقین داشته باشی.
#زیرا_تو_مركزی_نداری.
بدون مركز، یقین ناممكن است.
تمام احساسهایت در مورد یقین، دروغین است و ناپایدار.
یك لحظه احساس میكنی كه یقین داری و لحظه ی بعد،
آن یقین ازدست رفته،
زیرا تو در هر لحظه یك مركز متفاوت داری.
یك مركز همیشگی نداری،
یك مركز متبلور نداری.
هرلحظه یك مركز اتمی است، پس هرلحظه مركز خودش را دارد.
جرج گُرجیف Gurdjieff Goerge عادت داشت بگوید كه:
انسان یك جمعیت است.
شخصیت فقط یك فریب است.
زیرا تو یك شخص نیستی، تو اشخاص بسیاری هستی.
پس وقتی شخصی در تو صحبت میكند،
این یك مركز موقت است.لحظه ی بعد،
شخص دیگری سخن میگوید. باهر لحظه، باهر موقعیت اتمی،
تو احساس یقین میكنی و تو هرگز هشیار نمی گردی كه
تو فقط یك میدان هستی
#اشو
#کتاب_اسرار
«خدا به چه شكل و قالبي خودش رو به ما نشون ميده؟ دوست داشتن يا نداشتن چه معنايي داره؟ سادگورو» را در YouTube تماشا کنید
https://youtu.be/wlmHxgGmrjY
https://youtu.be/wlmHxgGmrjY
YouTube
خدا به چه شكل و قالبي خودش رو به ما نشون ميده؟ دوست داشتن يا نداشتن چه معنايي داره؟ سادگورو
اگر هر چيزي را كه ميبينيم تجلي و نشانه اي از خدا ببينيم ديگر دوست دارم يا دوست ندارم، خوشم مياد يا بدم مياد ديگر معنايي نخواهد داشت. نيازي نيست بدنبال حقيقت برويد كافي است خدا را ناظر و حاضر ببينيد باران رحمت بر سر شما خواهد باريد.
سادگورو
سادگورو
«اکهارت تله - چطور انسان خلاقی باشیم» را در YouTube تماشا کنید
https://youtu.be/5eX9X78hjrE
https://youtu.be/5eX9X78hjrE
YouTube
اکهارت تله - چطور انسان خلاقی باشیم
تلگرام https://t.me/eckhart_now
https://instagram.com/eckhart_now اینستاگرام
آپارات https://aparat.com/eckhart_now
https://instagram.com/eckhart_now اینستاگرام
آپارات https://aparat.com/eckhart_now
شادی
علتی بیرونی برای شادی یا غم وجود ندارد. چنین عللی فقط بهانه هستند
گهگاه تشخیص می دهیم چیزی در درون ماست که تغییر می کند و با شرایط بیرونی هیچ ارتباطی ندارد. احساس شما چیزی در درون شماست، چرخی است که می چرخد. در آن تأمل کنید؛ زیرا با آگاهی از آن، به چیزی مهم دست می یابید. متوجه می شوید که از بهانه های بیرونی رها هستید و حال شما در عرض چند دقیقه، از شادی به غم یا برعکس، تغییر کرده است.
این بدان معناست که شادی و غم، احوال شماست و به بیرون وابسته نیست. این یکی از مهم ترین نکاتی است که باید تشخیص داد؛ زیرا در آن صورت، کارهای زیادی می توان انجام داد. نکته ی دیگر این است که احوال شما، به ناگاهی شما بستگی دارد. پس فقط نگاه کنید و آگاه شوید.
اگر شادی هست، فقط در آن بنگرید، ولی با آن یکی نشوید. وقتی غم هست، باز در آن بنگرید. شادی و غم، مثل صبح و شب است. صبح، طلوع خورشید را نگاه می کنید و لذت می برید. وقتی خورشید غروب می کند و تاریکی فرو می آید، آن را هم تماشا کنید و لذت ببرید.
اشو
علتی بیرونی برای شادی یا غم وجود ندارد. چنین عللی فقط بهانه هستند
گهگاه تشخیص می دهیم چیزی در درون ماست که تغییر می کند و با شرایط بیرونی هیچ ارتباطی ندارد. احساس شما چیزی در درون شماست، چرخی است که می چرخد. در آن تأمل کنید؛ زیرا با آگاهی از آن، به چیزی مهم دست می یابید. متوجه می شوید که از بهانه های بیرونی رها هستید و حال شما در عرض چند دقیقه، از شادی به غم یا برعکس، تغییر کرده است.
این بدان معناست که شادی و غم، احوال شماست و به بیرون وابسته نیست. این یکی از مهم ترین نکاتی است که باید تشخیص داد؛ زیرا در آن صورت، کارهای زیادی می توان انجام داد. نکته ی دیگر این است که احوال شما، به ناگاهی شما بستگی دارد. پس فقط نگاه کنید و آگاه شوید.
اگر شادی هست، فقط در آن بنگرید، ولی با آن یکی نشوید. وقتی غم هست، باز در آن بنگرید. شادی و غم، مثل صبح و شب است. صبح، طلوع خورشید را نگاه می کنید و لذت می برید. وقتی خورشید غروب می کند و تاریکی فرو می آید، آن را هم تماشا کنید و لذت ببرید.
اشو
«اکهارت تله - تسلیم آنچه که هست باش» را در YouTube تماشا کنید
https://youtu.be/HLmto2YLGUk
https://youtu.be/HLmto2YLGUk
YouTube
اکهارت تله - تسلیم آنچه که هست باش
کانال تلگرامی اکهارت تله
https://t.me/eckhart_now
آپارات
http://aparat.com/s_eckhart
اینستاگرام
http://instagram.com/eckhart_now
https://t.me/eckhart_now
آپارات
http://aparat.com/s_eckhart
اینستاگرام
http://instagram.com/eckhart_now
#فکر کردن
موجب جداسازی یک رویداد یا وضعیت و آن را "خوب" یا "بد" نامیدن می شود؛ گویی آن شرایط، موجودیتی جداگانه دارد.
با وابستگی شدید به فکر کردن، واقعیت از هم گسسته می شود.
و این گسستگی، یک توهّم است، اما وقتی در آن گیر افتاده باشید، بسیار واقعی به نظر می آید با این وجود، جهان یک کل بخش ناپذیر است که همۀ چیزها در آن به هم پیوسته اند و هیچ چیزی به شکل جداگانه وجود ندارد.
پیوستگی ژرف تر همۀ چیزها و رویدادها با همدیگر، این مفهوم را می رساند که برچسب های ذهنی مانند "خوب" و "بد" در نهایت توهّمی بیش نیستند و همیشه بر چشم اندازی محدود دلالت می کنند و بنابراین فقط به طور نسبی و موقت #حقیقت دارند.
این نکته در داستان مرد خردمندی که در قرعه کشی صاحب یک اتومبیل گران بها می شود، توضیح داده شده است. دوستان و خانوادۀ مرد برای او بسیار خوشحال شدند و آمدند که این بُرد را جشن بگیرند. آنها گفتند: "واقعاً عالی ست! چه قدر بخت با تو یار است!". مرد لبخندی زد و گفت "شاید".
مرد برای چند هفته ای از رانندگی با آن اتومبیل لذت برد، تا اینکه روزی یک رانندۀ بی توجه، بر سر چهارراهی با اتومبیل جدید او تصادف کرد و او را با چندین زخم روانۀ بیمارستان نمود. دوستان و خانوادۀ مرد به دیدنش آمدند و گفتند: "به راستی که خیلی بدبیاری آوردی". دوباره مرد لبخندی زد و گفت: "شاید".
یکی از شب هایی که او هنوز در بیمارستان بود، در محلی که خانه اش قرار داشت، رانش زمین روی داد و خانه اش را به درون دریا برد. روز بعد دوستانش بار دیگر نزد او آمدند و گفتند: "چقدر بخت یار هستی که اینجا در بیمارستان بودی. او دوباره گفت: "شاید".
" شاید" گفتن این مرد خردمند، نشان دهندۀ خودداری او از #داوری دربارۀ رخدادهاست. او به جای این که به داوری دربارۀ ان رویدادها بنشیند، با پذیرش آنها وارد حیطۀ #آگاهی همسو با نظام متعالی تری شد. آن مرد می دانست که در بیشتر زمان ها برای ذهن، درک علت یا نیتی که رویدادی اتفاقی به نظر می آید، در زمینۀ کل هستی ممکن نیست. اما هیچ رویدادی نه اتفاقی است و نه پیشامد یا چیزی به طور جداگانه رخ می دهد.
اتم هایی که به جسم شما شکل می بخشند، زمانی درون ستاره ها به وجود آمده بودند و به این ترتیب حتی علت کوچکترین رویداد هم به معنای واقعی می تواند مرتبط با بیکران و به شیوه ای باورنکردنی در پیوند با کل باشد. اگر بخواهید که رد پای علت هر رویدادی را بیابید، باید تا آغاز آفرینش به عقب بازگردید. جهان هستی، بی نظام نیست. هر یک از حروف جهان هستی به معنی نظم و ترتیب است. اما این نظامی نیست که ذهن بشر بتواند هیچگاه آن را درک کند، هر چند گهگاه می تواند لحظه ای از آن را ببیند.
#اکهارت_تله
موجب جداسازی یک رویداد یا وضعیت و آن را "خوب" یا "بد" نامیدن می شود؛ گویی آن شرایط، موجودیتی جداگانه دارد.
با وابستگی شدید به فکر کردن، واقعیت از هم گسسته می شود.
و این گسستگی، یک توهّم است، اما وقتی در آن گیر افتاده باشید، بسیار واقعی به نظر می آید با این وجود، جهان یک کل بخش ناپذیر است که همۀ چیزها در آن به هم پیوسته اند و هیچ چیزی به شکل جداگانه وجود ندارد.
پیوستگی ژرف تر همۀ چیزها و رویدادها با همدیگر، این مفهوم را می رساند که برچسب های ذهنی مانند "خوب" و "بد" در نهایت توهّمی بیش نیستند و همیشه بر چشم اندازی محدود دلالت می کنند و بنابراین فقط به طور نسبی و موقت #حقیقت دارند.
این نکته در داستان مرد خردمندی که در قرعه کشی صاحب یک اتومبیل گران بها می شود، توضیح داده شده است. دوستان و خانوادۀ مرد برای او بسیار خوشحال شدند و آمدند که این بُرد را جشن بگیرند. آنها گفتند: "واقعاً عالی ست! چه قدر بخت با تو یار است!". مرد لبخندی زد و گفت "شاید".
مرد برای چند هفته ای از رانندگی با آن اتومبیل لذت برد، تا اینکه روزی یک رانندۀ بی توجه، بر سر چهارراهی با اتومبیل جدید او تصادف کرد و او را با چندین زخم روانۀ بیمارستان نمود. دوستان و خانوادۀ مرد به دیدنش آمدند و گفتند: "به راستی که خیلی بدبیاری آوردی". دوباره مرد لبخندی زد و گفت: "شاید".
یکی از شب هایی که او هنوز در بیمارستان بود، در محلی که خانه اش قرار داشت، رانش زمین روی داد و خانه اش را به درون دریا برد. روز بعد دوستانش بار دیگر نزد او آمدند و گفتند: "چقدر بخت یار هستی که اینجا در بیمارستان بودی. او دوباره گفت: "شاید".
" شاید" گفتن این مرد خردمند، نشان دهندۀ خودداری او از #داوری دربارۀ رخدادهاست. او به جای این که به داوری دربارۀ ان رویدادها بنشیند، با پذیرش آنها وارد حیطۀ #آگاهی همسو با نظام متعالی تری شد. آن مرد می دانست که در بیشتر زمان ها برای ذهن، درک علت یا نیتی که رویدادی اتفاقی به نظر می آید، در زمینۀ کل هستی ممکن نیست. اما هیچ رویدادی نه اتفاقی است و نه پیشامد یا چیزی به طور جداگانه رخ می دهد.
اتم هایی که به جسم شما شکل می بخشند، زمانی درون ستاره ها به وجود آمده بودند و به این ترتیب حتی علت کوچکترین رویداد هم به معنای واقعی می تواند مرتبط با بیکران و به شیوه ای باورنکردنی در پیوند با کل باشد. اگر بخواهید که رد پای علت هر رویدادی را بیابید، باید تا آغاز آفرینش به عقب بازگردید. جهان هستی، بی نظام نیست. هر یک از حروف جهان هستی به معنی نظم و ترتیب است. اما این نظامی نیست که ذهن بشر بتواند هیچگاه آن را درک کند، هر چند گهگاه می تواند لحظه ای از آن را ببیند.
#اکهارت_تله
نیروانا هرگز نمی تواند یک هدف باشد.
وقتی که هیچ هدفی ندارید، نیروانا به سوی شما می آید.
شما هرگز به سوی نیروانا نمی روید.
وقتی که شما به هیچ جایی نمی روید
نیروانا به سوی شما می آید
یا اگر می خواهید از زبان فدائی ها استفاده کنید،
می توانید کلمه خدا را به کار ببرید:
شما به سمت خدا نمی روید، هرگز کسی نمی تواند به سوی خدا برود. به کجا خواهید رفت؟
او یا در همه جاست یا هیچ جا
به کجا خواهید رفت؟
شما نمی توانید از خدا یک #موضوع بسازید.
شما نمی توانید از آرزویتان یک پیکان بسازید که به سمت هدفی بنام خدا حرکت کند.
یا خدا در همه جاست، که نمی توانید آنرا یک هدف بسازید
یا در هیچ جاست که در این صورت هم نمی توانید آنرا یک هدف بسازید.
هیچ کسی هرگز به خدا نرسیده است.
وقتی همه رسیدن ها را رها می کنید،
وقتی همه چرندیاتِ دستیابی را رها می کنید، ناگهان خدا به سوی شما می آید.
و وقتی او بیاید، از همه جا و از همه طرف می آید.
او به سادگی از هر رشته از وجودتان وارد شما می شود.
شما هرگز به او نمی رسید
همیشه او به سوی شما می آید.
#اشو
وقتی که هیچ هدفی ندارید، نیروانا به سوی شما می آید.
شما هرگز به سوی نیروانا نمی روید.
وقتی که شما به هیچ جایی نمی روید
نیروانا به سوی شما می آید
یا اگر می خواهید از زبان فدائی ها استفاده کنید،
می توانید کلمه خدا را به کار ببرید:
شما به سمت خدا نمی روید، هرگز کسی نمی تواند به سوی خدا برود. به کجا خواهید رفت؟
او یا در همه جاست یا هیچ جا
به کجا خواهید رفت؟
شما نمی توانید از خدا یک #موضوع بسازید.
شما نمی توانید از آرزویتان یک پیکان بسازید که به سمت هدفی بنام خدا حرکت کند.
یا خدا در همه جاست، که نمی توانید آنرا یک هدف بسازید
یا در هیچ جاست که در این صورت هم نمی توانید آنرا یک هدف بسازید.
هیچ کسی هرگز به خدا نرسیده است.
وقتی همه رسیدن ها را رها می کنید،
وقتی همه چرندیاتِ دستیابی را رها می کنید، ناگهان خدا به سوی شما می آید.
و وقتی او بیاید، از همه جا و از همه طرف می آید.
او به سادگی از هر رشته از وجودتان وارد شما می شود.
شما هرگز به او نمی رسید
همیشه او به سوی شما می آید.
#اشو
هنگـامیکه متوجهٔ طبیعتِ ناپایدار تمامی تجربهها بـشـوی و به این نکته پی ببری که جهان نمیتواند هیچچیزی به تو بدهد که تا ابد ارزشمند باشد، تسلیم برایت بسیار سادهتر میگردد.
آنگاه باز هم با افراد معاشرت خواهی کرد، در تجربهها و فعالیتها شرکت خواهی جست، اما بدون خواستهها و ترسهای «خودِ» خودمحور.
یعنی دیگر برایت ضروری نیست که وضعیت، شخص، مکان یا رویدادی حتمـاً تو را راضی یا شـاد کند و به طبیعتِ ڱذرا و ناقصِ پدیدهها اجازهٔ وجود میدهی.
معجزه در این است که هنگامیکه خواستهٔ غیر ممکنِ خود را کنار میگذاری، هر وضعیت، شخص، مکان یا رویدادی نه تنها رضایتبخش میشود، بلکه هماهنگتر و آرامشبخشتر نیز میگردد.
اکهارت تله
آنگاه باز هم با افراد معاشرت خواهی کرد، در تجربهها و فعالیتها شرکت خواهی جست، اما بدون خواستهها و ترسهای «خودِ» خودمحور.
یعنی دیگر برایت ضروری نیست که وضعیت، شخص، مکان یا رویدادی حتمـاً تو را راضی یا شـاد کند و به طبیعتِ ڱذرا و ناقصِ پدیدهها اجازهٔ وجود میدهی.
معجزه در این است که هنگامیکه خواستهٔ غیر ممکنِ خود را کنار میگذاری، هر وضعیت، شخص، مکان یا رویدادی نه تنها رضایتبخش میشود، بلکه هماهنگتر و آرامشبخشتر نیز میگردد.
اکهارت تله
فقط هستی میتواند به ما امنیت ببخشد.
پول، قدرت، جاه و مقام، خانواده، دوستان و حتی خود زندگی، هیچکدام امنیتبخش نیستند.
همه جا را ناامنی فرا گرفته است.
فقط در یک جا امنیت وجود دارد؛
و آنجا نه در بیرون،
بلکه در هستهی وجودی ماست.
آنجا جایی است که خدا در آن ساکن است.
خانهی خداست...
خدا در دل وجود توست.
و شناخت خدای درون،
فراتر رفتن از همهی امنیتهاست.
آنگاه همه چیز امن و امان میشود.
اضطراب و دلواپسی خودبهخود ناپدید میشود،
و شادمانی به پا میخیزد.
آن شادمانی، ژرفترین تمایل درونی وجود توست.
اوشو
پول، قدرت، جاه و مقام، خانواده، دوستان و حتی خود زندگی، هیچکدام امنیتبخش نیستند.
همه جا را ناامنی فرا گرفته است.
فقط در یک جا امنیت وجود دارد؛
و آنجا نه در بیرون،
بلکه در هستهی وجودی ماست.
آنجا جایی است که خدا در آن ساکن است.
خانهی خداست...
خدا در دل وجود توست.
و شناخت خدای درون،
فراتر رفتن از همهی امنیتهاست.
آنگاه همه چیز امن و امان میشود.
اضطراب و دلواپسی خودبهخود ناپدید میشود،
و شادمانی به پا میخیزد.
آن شادمانی، ژرفترین تمایل درونی وجود توست.
اوشو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا شادی من ماندگار نیست؟ - #روپرت_اسپایرا
بگذارید نکته ای را برایتان بگویم:
و آن اینکه؛ زندگی تو، زندگی تو است؛
مال هیچکس دیگر نیست. پس اجازه نده تحت تسلط دیگران باشی؛ نگذار دیگران به تو دیکته کنند که چکار کنی؛ این خیانت به زندگی خودت است.
اگر اجازه دهی که دیگران به تو دیکته کنند، شاید والدینت باشند، جامعه ات، نظام آموزشی، سیاستمداران، و رهبران مذهبی ات باشند، هرکه میخواهد باشد، اگر به آنان اجازه دهی که بر زندگیت سلطه داشته باشند، زندگیت را از کف می دهی.
زیرا آن سلطه از بیرون می آید و زندگی، در درون تو جاری است. یک انسان واقعاً عصیانگر کسی است که نه با جامعه موافق باشد و نه برعلیه آن باشد، کسی که فقط بر اساس ادراك خویش زندگی خودش را بکند. چه برعلیه جامعه زندگی کند و چه موافق آن، تفاوتی ندارد. گاهی ممکن است همراه با جامعه زندگی کند و گاهی برعلیه آن، ولی نکتۀ اصلی این نیست. او بر اساس ادراك خودش زندگی می کند، بر اساس نور کوچک خویشتن خویش. گوش دادن به دیگران بسیار ارزان و آسان است زیرا آنان می توانند عقاید خشک و جزمی را به تو تحویل دهند؛ می توانند فرمان هاي گذشتگان را برایت تکرار کنند، این کار را بکن، آن کار را نکن. و آنان در مورد فرمان هایی که میدهند بسیار قاطع هستند. نباید دنبال قطعیت باشی، باید در پی ادراك باشی. اگر دنبال قطعیت باشی قربانی دام هاي دیگران میشوي. در پی قطعیت نباش، ادراك را بیاب .زندگی چیزي قطعی و امن نیست. زندگی یعنی ناامنی. هر لحظه یعنی حرکت به سوي ناامنی بیشتر و بیشتر. زندگی یک قمار است. انسان هرگز نمی داند چه روي خواهد داد. و این زیباست که انسان هرگز نمی داند. اگر زندگی قابل پیش بینی بود، ارزش زیستن نداشت. اگر همه طوري بودند که تو می خواستی و همه چیز مشخص و قطعی بود، تو ابداً انسان نبودي، یک ماشین بودي. فقط براي ماشین ها است که همه چیز مشخص و امن است. انسان در آزادي زندگی می کند و آزادي به ناامنی و عدم قطعیت نیاز دارد.
#اشو
و آن اینکه؛ زندگی تو، زندگی تو است؛
مال هیچکس دیگر نیست. پس اجازه نده تحت تسلط دیگران باشی؛ نگذار دیگران به تو دیکته کنند که چکار کنی؛ این خیانت به زندگی خودت است.
اگر اجازه دهی که دیگران به تو دیکته کنند، شاید والدینت باشند، جامعه ات، نظام آموزشی، سیاستمداران، و رهبران مذهبی ات باشند، هرکه میخواهد باشد، اگر به آنان اجازه دهی که بر زندگیت سلطه داشته باشند، زندگیت را از کف می دهی.
زیرا آن سلطه از بیرون می آید و زندگی، در درون تو جاری است. یک انسان واقعاً عصیانگر کسی است که نه با جامعه موافق باشد و نه برعلیه آن باشد، کسی که فقط بر اساس ادراك خویش زندگی خودش را بکند. چه برعلیه جامعه زندگی کند و چه موافق آن، تفاوتی ندارد. گاهی ممکن است همراه با جامعه زندگی کند و گاهی برعلیه آن، ولی نکتۀ اصلی این نیست. او بر اساس ادراك خودش زندگی می کند، بر اساس نور کوچک خویشتن خویش. گوش دادن به دیگران بسیار ارزان و آسان است زیرا آنان می توانند عقاید خشک و جزمی را به تو تحویل دهند؛ می توانند فرمان هاي گذشتگان را برایت تکرار کنند، این کار را بکن، آن کار را نکن. و آنان در مورد فرمان هایی که میدهند بسیار قاطع هستند. نباید دنبال قطعیت باشی، باید در پی ادراك باشی. اگر دنبال قطعیت باشی قربانی دام هاي دیگران میشوي. در پی قطعیت نباش، ادراك را بیاب .زندگی چیزي قطعی و امن نیست. زندگی یعنی ناامنی. هر لحظه یعنی حرکت به سوي ناامنی بیشتر و بیشتر. زندگی یک قمار است. انسان هرگز نمی داند چه روي خواهد داد. و این زیباست که انسان هرگز نمی داند. اگر زندگی قابل پیش بینی بود، ارزش زیستن نداشت. اگر همه طوري بودند که تو می خواستی و همه چیز مشخص و قطعی بود، تو ابداً انسان نبودي، یک ماشین بودي. فقط براي ماشین ها است که همه چیز مشخص و امن است. انسان در آزادي زندگی می کند و آزادي به ناامنی و عدم قطعیت نیاز دارد.
#اشو
مقاومت نکردن در زندگی یعنی بودن در یک وضعیت راحتیِ زیبا، آسانی، و سبک. آن وقت این وضعیت دیگر وابسته به این نیست که چیزها طور خاصی باشند، خوب یا بد باشند.
شاید متناقض (پارادوکسی) به نظر بیاید،
اما وقتی وابستگی درونی تو به شکل و فرم از بین رفت، فرم های بیرونی خودشان بهبود می یابند.
خیلی از مردم با وضعیت حاضر ، جوری رفتار می کنند که انگار مانعی است که باید بر آن غلبه کنند. ولی چون وضعیت حاضر خودِ زندگی است، این کار روشی ابلهانه برای زندگی کردن است.
اکهارت تله
شاید متناقض (پارادوکسی) به نظر بیاید،
اما وقتی وابستگی درونی تو به شکل و فرم از بین رفت، فرم های بیرونی خودشان بهبود می یابند.
خیلی از مردم با وضعیت حاضر ، جوری رفتار می کنند که انگار مانعی است که باید بر آن غلبه کنند. ولی چون وضعیت حاضر خودِ زندگی است، این کار روشی ابلهانه برای زندگی کردن است.
اکهارت تله
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟥اگر از ابتدا بدانیم که زندگی سخت است، می توانیم رها زندگی کنیم.