#متاشعر #فراشعر_پست_مدرن #آرش_آذرپیک #نیلوفر_مسیح #شعر_جامع_فراگفتار ...
https://youtube.com/watch?v=NLUJMbI2FEA&si=lyTc8m__uT8K0u9-
https://youtube.com/watch?v=NLUJMbI2FEA&si=lyTc8m__uT8K0u9-
YouTube
#متاشعر #فراشعر_پست_مدرن #آرش_آذرپیک #نیلوفر_مسیح #شعر_جامع_فراگفتار #شعر
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
Forwarded from کرمانشاه_بزرگمردان (M-d)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کرمانشاه_بزرگمردان (M-d)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو
دکتر عبدالرضا رادفر وجناب آرش آذر پیک
در خصوص جایگاه زبان در ادبیات وشعر
۲۶مهر ۱۴۰۴
@kermanshah_bozorgmardan
دکتر عبدالرضا رادفر وجناب آرش آذر پیک
در خصوص جایگاه زبان در ادبیات وشعر
۲۶مهر ۱۴۰۴
@kermanshah_bozorgmardan
✅️منتشر شد
🖋پسازن
عاشقانههای رابعه به بکتاش
(مجموعه #شعر_فراگفتار: #شعر_دال)
به قلم:
#رابعه_شمس
مقدمه:
استاد #آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
#انتشارات_ماهواره
🖋پسازن
عاشقانههای رابعه به بکتاش
(مجموعه #شعر_فراگفتار: #شعر_دال)
به قلم:
#رابعه_شمس
مقدمه:
استاد #آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
#انتشارات_ماهواره
من صد سال دیگر شعرم
که تو با غزلی خسته میآیی
دست میکشی روی سطور باژکها
چشم میبندی بر "است"ها
"من"های کوبیده به کاغذ دیواری
هی پرسه میزنی میان "من"هایم
هی پرسه میزنی میان تنهاییام
جهان کوچک تو اول آذر میمیرد
دستهای کوچک من با ابرها جوانه میزنند
با برف میرویند
هیزم سرخیست که از سرما میخندد
بی قافیه / بیردیف/ بیقالب کهنبستر
تغزلیست دماوندی
◻️◻️
شب شده مهمان پنجرهام باش
نوازش تو، لبخند، سیگار
ریسه ریسه در من کودکی از تب
ببین "میآید" چمباتمه زده در حلقههای دود
سرایش یک غزل، لبخند، سیگار
چشم بیتفاوت من، ریزه ریزه برف
ستاره بر میز، ماه تنها، دریچه لبریز
چقدر این شعر را قدم بزنم تا تو!
چقدر تو از من در خود هزار سطر دورتر
چقدر این شعر برای دیدنت در خود چراغتر
هی تفأل میزنی به ماه
متن میداند که نمیمانی
فال قهوهام پر از کوه، دریا
شعر بیتو اما ، سیگار سیگار
هی زل میزنی به دریا که چه؟
من شبیه اورکایی که از غزل بر میگردد
و در ساحلاش آدمها
خودکشی کردهاند از هم
میدانی!من صد سال دیگر شعرم
بیغزل ، ودکا، سیگار
ترانهیِ ناخواندهیِ هزار سال دیگر گوگوش
#شعر_فراگفتار
#نیلوفر_مسیح
#اندیشکده_جهانی_فراگرایان_ایران
#آرش_آذرپیک
#مکتب_ادبی_کرمانشاه
#مکتب_اصالت_کلمه
که تو با غزلی خسته میآیی
دست میکشی روی سطور باژکها
چشم میبندی بر "است"ها
"من"های کوبیده به کاغذ دیواری
هی پرسه میزنی میان "من"هایم
هی پرسه میزنی میان تنهاییام
جهان کوچک تو اول آذر میمیرد
دستهای کوچک من با ابرها جوانه میزنند
با برف میرویند
هیزم سرخیست که از سرما میخندد
بی قافیه / بیردیف/ بیقالب کهنبستر
تغزلیست دماوندی
◻️◻️
شب شده مهمان پنجرهام باش
نوازش تو، لبخند، سیگار
ریسه ریسه در من کودکی از تب
ببین "میآید" چمباتمه زده در حلقههای دود
سرایش یک غزل، لبخند، سیگار
چشم بیتفاوت من، ریزه ریزه برف
ستاره بر میز، ماه تنها، دریچه لبریز
چقدر این شعر را قدم بزنم تا تو!
چقدر تو از من در خود هزار سطر دورتر
چقدر این شعر برای دیدنت در خود چراغتر
هی تفأل میزنی به ماه
متن میداند که نمیمانی
فال قهوهام پر از کوه، دریا
شعر بیتو اما ، سیگار سیگار
هی زل میزنی به دریا که چه؟
من شبیه اورکایی که از غزل بر میگردد
و در ساحلاش آدمها
خودکشی کردهاند از هم
میدانی!من صد سال دیگر شعرم
بیغزل ، ودکا، سیگار
ترانهیِ ناخواندهیِ هزار سال دیگر گوگوش
#شعر_فراگفتار
#نیلوفر_مسیح
#اندیشکده_جهانی_فراگرایان_ایران
#آرش_آذرپیک
#مکتب_ادبی_کرمانشاه
#مکتب_اصالت_کلمه
✅️نشر اخوان منتشرکرد:
🖋شعر فراگفتار (سینرژیسم) با فضای جامعالاضدادیاش در همهی سطوح ادبی (عینی_ذهنی_زبانی_دیجیتال)،
دیگر در تنگنای سبک و ژانر نمانده و گفتمان بیچون و چرای شعر پیشتاز امروز شده است.
سینرژیسم ادبی (فراگفتار) در دههی هفتاد خورشیدی برای نخستین بار در شعر جهان و جهان شعر توسط آرش آذرپیک پیشنهاد و پایهگذاری شد.
زبانیت معطوف به بیانیت و بیانیت معطوف به زبانیت یعنی همافزایی ساحتهای گونهگون بیانی و زبانی شعر در یک اثر واحد _به فراخور توانش متن و شاعر_.
این آنتولوژی به عنوان نخستین خودآموز ادبی شعر به معرفی و تحلیل زیباییشناسانه و والاییشناسانهی شعرهای فراگفتار (شاخهی شعر دال) به قلم شماری از شاعران معاصر پرداخته است.
از کسانی که پس از مانیفست جهانی و پرطرفدار فراگفتار، تحت تسلط کامل گفتمان آرش آذرپیک به انتشار مقالات و کتب در زمینهی تئوریهای جامعالاضداد فرائیسم پرداختهاند میتوان به شاعران فرهیختهای مانند جمال بیگ و مراد قلیپور اشارت کرد. با امید آن که در آینده این گرانمهران تلاشگر بتوانند نظریههایی متفاوت از گفتمان سینرژیستی آذرپیک نیز ارائه دهند که بسیار شایستهی آن هستند.
🖋شعر فراگفتار (سینرژیسم) با فضای جامعالاضدادیاش در همهی سطوح ادبی (عینی_ذهنی_زبانی_دیجیتال)،
دیگر در تنگنای سبک و ژانر نمانده و گفتمان بیچون و چرای شعر پیشتاز امروز شده است.
سینرژیسم ادبی (فراگفتار) در دههی هفتاد خورشیدی برای نخستین بار در شعر جهان و جهان شعر توسط آرش آذرپیک پیشنهاد و پایهگذاری شد.
زبانیت معطوف به بیانیت و بیانیت معطوف به زبانیت یعنی همافزایی ساحتهای گونهگون بیانی و زبانی شعر در یک اثر واحد _به فراخور توانش متن و شاعر_.
این آنتولوژی به عنوان نخستین خودآموز ادبی شعر به معرفی و تحلیل زیباییشناسانه و والاییشناسانهی شعرهای فراگفتار (شاخهی شعر دال) به قلم شماری از شاعران معاصر پرداخته است.
از کسانی که پس از مانیفست جهانی و پرطرفدار فراگفتار، تحت تسلط کامل گفتمان آرش آذرپیک به انتشار مقالات و کتب در زمینهی تئوریهای جامعالاضداد فرائیسم پرداختهاند میتوان به شاعران فرهیختهای مانند جمال بیگ و مراد قلیپور اشارت کرد. با امید آن که در آینده این گرانمهران تلاشگر بتوانند نظریههایی متفاوت از گفتمان سینرژیستی آذرپیک نیز ارائه دهند که بسیار شایستهی آن هستند.
✅️منتشر شد
#ابنیمین_و_غزل_دههی_هفتاد_تبارشناسی_غزل_تمثیل_در_قطعه
نویسندگان:
#آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
انتشارات #نمای_علم
#ابنیمین_و_غزل_دههی_هفتاد_تبارشناسی_غزل_تمثیل_در_قطعه
نویسندگان:
#آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
انتشارات #نمای_علم
✅️منتشر شد
#زبانشناسی_فراساختارگرا
(نظریهی حواس زبانمند بر اساس دیالکتیک ذهن_زبان_بدن)
نویسندگان:
استاد #آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
#فرائیسم
#نشر_اخوان
«زبانشناسی فراساختارگرا» _ پس از کتاب بوطیقای زبانشناسی فراساختارگرا، انتشارات امید سخن (۱۴۰۲)_ دومین رسالهی زبانشناسی در نظام فلسفی اصالت کلمه است که نظریهی «بدن زبانمند» را مطمح نظر دارد.
در نظریهی بدن زبانمند، هر یک از حواس پنجگانه دارای توانش درک شعوری_زبانی پیشاذهنی و درک تصوربنیاد از هستیاند.
افزون بر آن اصالت کلمه در فراساختارگرایی، زبان کلمهبنیان را اصل وجودی بشر میداند. از این رو اگر پدیدهای غیر از ساحت جسمانی بشر با تجهیز به زبان کلمهمند، توانش آگاهی بر آگاهی را بیابد وجود او هم در جهان انسان_کلمهها تعریف خواهد شد.
بر همین بنیاد، وجود به مثابه کلمه (لوگوس) بوده و موجودیت قابل دگرگونش، کالبدیست که قابلیت فاعلیت انسان_کلمه را دارد.
از این منظر وجود انسان از همه لحاظ حتی فراتر از ساختار زیستی او نیز قابلیت نمود یافتگی دارد.
بنابراین از نگرگاه فراساختارگرایی، زبانشناسی فلسفهی اولی بوده و دقیقاً همان هستیشناسی است.
#زبانشناسی_فراساختارگرا
(نظریهی حواس زبانمند بر اساس دیالکتیک ذهن_زبان_بدن)
نویسندگان:
استاد #آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
#فرائیسم
#نشر_اخوان
«زبانشناسی فراساختارگرا» _ پس از کتاب بوطیقای زبانشناسی فراساختارگرا، انتشارات امید سخن (۱۴۰۲)_ دومین رسالهی زبانشناسی در نظام فلسفی اصالت کلمه است که نظریهی «بدن زبانمند» را مطمح نظر دارد.
در نظریهی بدن زبانمند، هر یک از حواس پنجگانه دارای توانش درک شعوری_زبانی پیشاذهنی و درک تصوربنیاد از هستیاند.
افزون بر آن اصالت کلمه در فراساختارگرایی، زبان کلمهبنیان را اصل وجودی بشر میداند. از این رو اگر پدیدهای غیر از ساحت جسمانی بشر با تجهیز به زبان کلمهمند، توانش آگاهی بر آگاهی را بیابد وجود او هم در جهان انسان_کلمهها تعریف خواهد شد.
بر همین بنیاد، وجود به مثابه کلمه (لوگوس) بوده و موجودیت قابل دگرگونش، کالبدیست که قابلیت فاعلیت انسان_کلمه را دارد.
از این منظر وجود انسان از همه لحاظ حتی فراتر از ساختار زیستی او نیز قابلیت نمود یافتگی دارد.
بنابراین از نگرگاه فراساختارگرایی، زبانشناسی فلسفهی اولی بوده و دقیقاً همان هستیشناسی است.
#تحلیل_سبکشناسی_جریانهای_منشعب_از_غزل_حجم
غزل دینامیک و غزلواژه
#آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
چکیده
غزل حجم یکی از فرمهای نوین غزل مینیمال در دههی هفتاد تا به امروز است که به تبعیت از شعرحجمِ یدالله رؤیایی توسط آرش آذرپیک در غزل شکل گرفت شعر حجم فرمگرا، ساختارشکنانه و با تکیهبر هنجارگریزیهای زبانی است که توانسته در خود ویژگیهایی چون تصاویری حجمی و فراواقع، انواع بازیهای زبانی با جسمیت کلمه و واقعیتهای سهبعدی را پرورش دهد با تکیه بر این خصوصیات آذرپیک در غزل شاخصههای دیگری چون آیکون، جهش روایتی، پازلروایتی، وجهشبههای متکثر و سوژهی فقدان لاکانی را برجسته ساخت از جمله ادامهدهندگان شعر حجم علی مؤمنی است که با طرح نئواسپاسمانتالیسم سعی در گسترش شعر حجم دارد اما در غزل حجم، غزلواژههای هنگامه اهورا و غزلهای دینامیکِ محمدسعیدمیرزایی شاخصههای نوینی به غزل حجم افزودهاند. بدین صورت که در غزلواژه، اهورا با فراروی از دستورزبان و ساختار همنشینی و جانشینی، قواعد دستورزبان و نقشهای دستوری را با چالش مواجه کرده است و میرزایی با ایجاد حجمهای متنوع در ردیف و قافیهها، سبب دگرگونه شدن غزل امروز شده است.
غزل دینامیک و غزلواژه
#آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
چکیده
غزل حجم یکی از فرمهای نوین غزل مینیمال در دههی هفتاد تا به امروز است که به تبعیت از شعرحجمِ یدالله رؤیایی توسط آرش آذرپیک در غزل شکل گرفت شعر حجم فرمگرا، ساختارشکنانه و با تکیهبر هنجارگریزیهای زبانی است که توانسته در خود ویژگیهایی چون تصاویری حجمی و فراواقع، انواع بازیهای زبانی با جسمیت کلمه و واقعیتهای سهبعدی را پرورش دهد با تکیه بر این خصوصیات آذرپیک در غزل شاخصههای دیگری چون آیکون، جهش روایتی، پازلروایتی، وجهشبههای متکثر و سوژهی فقدان لاکانی را برجسته ساخت از جمله ادامهدهندگان شعر حجم علی مؤمنی است که با طرح نئواسپاسمانتالیسم سعی در گسترش شعر حجم دارد اما در غزل حجم، غزلواژههای هنگامه اهورا و غزلهای دینامیکِ محمدسعیدمیرزایی شاخصههای نوینی به غزل حجم افزودهاند. بدین صورت که در غزلواژه، اهورا با فراروی از دستورزبان و ساختار همنشینی و جانشینی، قواعد دستورزبان و نقشهای دستوری را با چالش مواجه کرده است و میرزایی با ایجاد حجمهای متنوع در ردیف و قافیهها، سبب دگرگونه شدن غزل امروز شده است.
#شعر_حجم_و_نوآوریهای_غزلواژه_در_آن
#آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
#رابعه_شمس
#دانشگاه_ابن_سینا_گرجستان
چکیده
تا پیش از دهۀ هفتاد فرم در غزل تابع تعریف کلاسیک از فرم، شکل ظاهری غزل و ارتباط کلی ابیات بود اما در دهۀ هفتاد و پس از تحولات نیما در شعر، غزل نیز به تبعیت دچار تحولات ساختاری و فرمی بسیاری شد. از جمله پیشگامان نواندیشی در غزل معاصر سیمین بهبهانی است که با نوآوری در فرم، وزن و ساختار غزل سبب شد علاوه بر موضوعات تغزلی مسائل اجتماعی و انتقادی در غزل راه یابد یکی از مهمترین این تحولات تحول در فرم غزل معاصر است، غزل حجم که یکی از فرمهای ذهنی غزل مینیمال است با تکیه بر اصول شعر حجم و گسترش برخی مؤلفهها توسط آرش آذرپیک خود را گسترش داد. غزلواژه یکی از فرمهای نوین در غزل معاصر حاصل همافزایی غزل و واژانه است که در اواخر دهۀ هفتاد توسط هنگامه اهورا به ادبیات معرفی شد، شاخصههای این نوع غزل عبارتند از فراروی از دستور زبان و ساختار جملهبندی، فراروی از انواع آرایههای ادبی، ایجاز، ابهام، پرشهای روایتی و... از سوی دیگر غزل حجم نیز دارای شاخصههایی چون وجهشبههای متکثر، جهش روایتی، پازلِ روایتی و... است.
#آرش_آذرپیک
#نیلوفر_مسیح
#رابعه_شمس
#دانشگاه_ابن_سینا_گرجستان
چکیده
تا پیش از دهۀ هفتاد فرم در غزل تابع تعریف کلاسیک از فرم، شکل ظاهری غزل و ارتباط کلی ابیات بود اما در دهۀ هفتاد و پس از تحولات نیما در شعر، غزل نیز به تبعیت دچار تحولات ساختاری و فرمی بسیاری شد. از جمله پیشگامان نواندیشی در غزل معاصر سیمین بهبهانی است که با نوآوری در فرم، وزن و ساختار غزل سبب شد علاوه بر موضوعات تغزلی مسائل اجتماعی و انتقادی در غزل راه یابد یکی از مهمترین این تحولات تحول در فرم غزل معاصر است، غزل حجم که یکی از فرمهای ذهنی غزل مینیمال است با تکیه بر اصول شعر حجم و گسترش برخی مؤلفهها توسط آرش آذرپیک خود را گسترش داد. غزلواژه یکی از فرمهای نوین در غزل معاصر حاصل همافزایی غزل و واژانه است که در اواخر دهۀ هفتاد توسط هنگامه اهورا به ادبیات معرفی شد، شاخصههای این نوع غزل عبارتند از فراروی از دستور زبان و ساختار جملهبندی، فراروی از انواع آرایههای ادبی، ایجاز، ابهام، پرشهای روایتی و... از سوی دیگر غزل حجم نیز دارای شاخصههایی چون وجهشبههای متکثر، جهش روایتی، پازلِ روایتی و... است.
Forwarded from مردم شناسی و فولکلور کرمانشاه
⭕️⭕️گفتگوی اختصاصی کلهر نیوز با دکتر آرش آذرپیک
آذرپیک: اسلم پویتری «poetry slam» پیوند هوره و پست مدرنیسم / معرفی چهرههای پیشتاز کرد
✍ناهید صیدی
http://www.kalhornews.ir/20465
به کانال کلهرنیوز بپیوندید 🇮🇷✊
🆔 @kalhornewschannel
🌐 www.kalhornews.ir
آذرپیک: اسلم پویتری «poetry slam» پیوند هوره و پست مدرنیسم / معرفی چهرههای پیشتاز کرد
✍ناهید صیدی
http://www.kalhornews.ir/20465
به کانال کلهرنیوز بپیوندید 🇮🇷✊
🆔 @kalhornewschannel
🌐 www.kalhornews.ir
✅️منتشر شد
#یک_چند_درون_پیله_مهمانی
(مجموعهی رباعی و دو بیتی)
#سیدعلی_اوسط_حسینی
🖋با مقدمهای پیرامون رباعی و دو بیتی و شعر کوتاه و کوتاهنویسی |||| گذری بر ژانرهای کوتاهنویسانه در مکتب اصالت کلمه\\\
#یک_چند_درون_پیله_مهمانی
(مجموعهی رباعی و دو بیتی)
#سیدعلی_اوسط_حسینی
🖋با مقدمهای پیرامون رباعی و دو بیتی و شعر کوتاه و کوتاهنویسی |||| گذری بر ژانرهای کوتاهنویسانه در مکتب اصالت کلمه\\\
✦ کارگاه ادبی نیلوفر ✦
کلمات را فراتر بخوانیم،
معنا را فراتر بنویسیم…
دعوت از نوآموزان
برای حضور در کلاسهای آموزشی
شعر کوتاه فراگفتار
محورهای نوین و بینارشتهای:
• دال
• باژک
• پدیدار
• واژانه
• زبانه
• زبانک
• پاریدولیا
• آپوفینیا
• و دیگر ظرفیتهای نوین زبان و معنا
آنچه در این کارگاه خواهید آموخت:
✦ آموزش مبانی و تکنیکهای شعر کوتاه فراگفتار
✦ تمرین خلاقیت و نگاه بینارشتهای
✦ کارگاههای تعاملی و نقد آثار
✦ کشف ظرفیتهای تازه در زبان، معنا و فرم
✦ ارائه گواهی پایان دوره
اگر زبانِ دیگرِ معناها برایتان جذاب است؛
به جمع ما بپیوندید
🌿 کارگاهی برای کشف جهانهای تازه در شعر و اندیشه
#فرائیسم
#نیلوفر_مسیح
#مکتب_اصالت_کلمه
استاد #آرش_آذرپیک
لینک کارگاه👇👇👇👇
کلمات را فراتر بخوانیم،
معنا را فراتر بنویسیم…
دعوت از نوآموزان
برای حضور در کلاسهای آموزشی
شعر کوتاه فراگفتار
محورهای نوین و بینارشتهای:
• دال
• باژک
• پدیدار
• واژانه
• زبانه
• زبانک
• پاریدولیا
• آپوفینیا
• و دیگر ظرفیتهای نوین زبان و معنا
آنچه در این کارگاه خواهید آموخت:
✦ آموزش مبانی و تکنیکهای شعر کوتاه فراگفتار
✦ تمرین خلاقیت و نگاه بینارشتهای
✦ کارگاههای تعاملی و نقد آثار
✦ کشف ظرفیتهای تازه در زبان، معنا و فرم
✦ ارائه گواهی پایان دوره
اگر زبانِ دیگرِ معناها برایتان جذاب است؛
به جمع ما بپیوندید
🌿 کارگاهی برای کشف جهانهای تازه در شعر و اندیشه
#فرائیسم
#نیلوفر_مسیح
#مکتب_اصالت_کلمه
استاد #آرش_آذرپیک
لینک کارگاه👇👇👇👇
✅️«آنتولوژی شعر فراگفتار ایران» منتشر شد
🖋نخستین خودآموز شعر دال به زبان ساده؛
البرز - کتاب «آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه» به کوشش آرش آذرپیک، نیلوفر مسیح و رابعه شمس از سوی انتشارات اخوان منتشر شد. این اثر با رویکردی آموزشی، به معرفی مبانی نظری و نمونههای شعر فراگفتار پرداخته و تلاش دارد یکی از جریانهای معاصر شعر فارسی را برای مخاطبان و پژوهشگران ادبیات تبیین کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرج، کتاب آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه (خودآموز شعر دال به زبان ساده) به کوشش آرش آذرپیک، نیلوفر مسیح و رابعه شمس، توسط انتشارات اخوان منتشر و روانه بازار کتاب شد.
این اثر که در ۳۲۰ صفحه و در قطع وزیری منتشر شده، با هدف معرفی و آموزش مبانی نظری شعر فراگفتار (شاخه شعر دال) تدوین شده و علاوه بر تشریح مباحث نظری، نمونههایی از آثار شاعران این جریان را نیز دربر میگیرد.
بر اساس مقدمه و توضیحات ناشر، شعر فراگفتار به عنوان شاخهای از نظریه «سینرژیسم ادبی» معرفی میشود؛ رویکردی که بر همافزایی ظرفیتهای بیانی و زبانی شعر تأکید دارد و میکوشد مرزهای رایج میان جریانهای مختلف شعری را پشت سر بگذارد. در این نظریه، زبانیت معطوف به بیانیت و بیانیت معطوف به زبانیت به عنوان دو مؤلفه مکمل در شکلگیری اثر شعری مطرح میشوند.
این کتاب در سه بخش اصلی تنظیم شده است؛ بخش نخست به تبیین روند شکلگیری و مبانی نظری شعر فراگفتار از دهه هفتاد تاکنون اختصاص دارد. در بخش دوم، شماری از شاعران و آثار مرتبط با این جریان در ایران و خارج از کشور معرفی شدهاند و در بخش پایانی نیز استیتمنت یا نقد نظری یکی از آثار شاعران حاضر در آنتولوژی ارائه شده است.
در متن پشت جلد کتاب، شعر فراگفتار به عنوان جریانی معرفی شده که با بهرهگیری از ظرفیتهای گوناگون ادبی در ساحتهای عینی، ذهنی، زبانی و دیجیتال، به دنبال شکلدهی ساختاری همافزا در شعر معاصر است. همچنین این آنتولوژی به عنوان نخستین خودآموز شعر دال، به معرفی و تحلیل زیباییشناسانه و نظری آثار این حوزه میپردازد.
در این کتاب همچنین به برخی از پژوهشگران و شاعرانی که در سالهای اخیر درباره نظریههای مرتبط با فراگفتار و سینرژیسم قلم زدهاند، از جمله جمال بیگ و مراد قلیپور، اشاره شده است.
https://ibna.ir/x6J22
🖋نخستین خودآموز شعر دال به زبان ساده؛
البرز - کتاب «آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه» به کوشش آرش آذرپیک، نیلوفر مسیح و رابعه شمس از سوی انتشارات اخوان منتشر شد. این اثر با رویکردی آموزشی، به معرفی مبانی نظری و نمونههای شعر فراگفتار پرداخته و تلاش دارد یکی از جریانهای معاصر شعر فارسی را برای مخاطبان و پژوهشگران ادبیات تبیین کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرج، کتاب آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه (خودآموز شعر دال به زبان ساده) به کوشش آرش آذرپیک، نیلوفر مسیح و رابعه شمس، توسط انتشارات اخوان منتشر و روانه بازار کتاب شد.
این اثر که در ۳۲۰ صفحه و در قطع وزیری منتشر شده، با هدف معرفی و آموزش مبانی نظری شعر فراگفتار (شاخه شعر دال) تدوین شده و علاوه بر تشریح مباحث نظری، نمونههایی از آثار شاعران این جریان را نیز دربر میگیرد.
بر اساس مقدمه و توضیحات ناشر، شعر فراگفتار به عنوان شاخهای از نظریه «سینرژیسم ادبی» معرفی میشود؛ رویکردی که بر همافزایی ظرفیتهای بیانی و زبانی شعر تأکید دارد و میکوشد مرزهای رایج میان جریانهای مختلف شعری را پشت سر بگذارد. در این نظریه، زبانیت معطوف به بیانیت و بیانیت معطوف به زبانیت به عنوان دو مؤلفه مکمل در شکلگیری اثر شعری مطرح میشوند.
این کتاب در سه بخش اصلی تنظیم شده است؛ بخش نخست به تبیین روند شکلگیری و مبانی نظری شعر فراگفتار از دهه هفتاد تاکنون اختصاص دارد. در بخش دوم، شماری از شاعران و آثار مرتبط با این جریان در ایران و خارج از کشور معرفی شدهاند و در بخش پایانی نیز استیتمنت یا نقد نظری یکی از آثار شاعران حاضر در آنتولوژی ارائه شده است.
در متن پشت جلد کتاب، شعر فراگفتار به عنوان جریانی معرفی شده که با بهرهگیری از ظرفیتهای گوناگون ادبی در ساحتهای عینی، ذهنی، زبانی و دیجیتال، به دنبال شکلدهی ساختاری همافزا در شعر معاصر است. همچنین این آنتولوژی به عنوان نخستین خودآموز شعر دال، به معرفی و تحلیل زیباییشناسانه و نظری آثار این حوزه میپردازد.
در این کتاب همچنین به برخی از پژوهشگران و شاعرانی که در سالهای اخیر درباره نظریههای مرتبط با فراگفتار و سینرژیسم قلم زدهاند، از جمله جمال بیگ و مراد قلیپور، اشاره شده است.
https://ibna.ir/x6J22
https://www.ibna.ir/news/553043
ایبنا
چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۴
بهبهانه انتشار کتابی درباره شعر فراگفتار؛
سینرژیسم با جریانهای ادبی در تقابل نیست
البرز - آرش آذرپیک، مؤلف «آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه»، معتقد است؛ شعر فراگفتار خود را در تقابل با جریانهای ادبی نمیبیند و نقد کار توأم و دستهجمعی (سینرژیسم) نه متوجه جریانها، بلکه متوجه رویکردهای تقلیلگرایانه است.
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): همزمان با انتشار کتاب آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه (خودآموز شعر دال به زبان ساده)، تألیف آرش آذرپیک، نیلوفر مسیح و رابعه شمس، به گفتوگو با آرش آذرپیک، شاعر، بنیانگذار مکتب فرائیسم و نظریهپرداز شعر فراگفتار، پرداختهایم.
در این گفتوگو، آذرپیک دیدگاههای خود را درباره جایگاه سینرژیسم و شعر فراگفتار در شعر معاصر، نسبت این جریان با سبکها و ژانرهای ادبی، ضرورت شکلگیری اندیشکده جهانی سینرژیسم، ویژگیهای آنتولوژی تازه منتشرشده و همچنین نگاه این جریان به تحولات نوین ادبی و هنری بیان میکند. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این گفتوگوست.
چرا همانگونه که در پشت جلد کتاب آنتولوژی شعر فراگفتار ایران آمده است، سینرژیسم دیگر در محدوده یک سبک، مکتب یا ژانر باقی نمانده است؟
شعر فراگفتار و شاخههای گوناگون فرائیسم، بر اساس تاریخ مکتوب این جریان، نخستین جنبشی بود که در ایران و مشرقزمین، آشکارا داعیه جهانی بودن و جهانشمولی را مطرح کرد.
همین رویکرد، در آغاز با مخالفتها، انکارها، سوءبرداشتها و سنگاندازیهای فراوانی روبهرو شد. با این حال، پایداری فعالان این جریان سبب شد امروز حتی بسیاری از کسانی که روزگاری با ایده خودباوری ایرانیان در عرصه نظریهپردازی جهانشمول مخالفت میکردند، این امکان را پذیرفته باشند که یک اندیشمند ایرانی و شرقی نیز میتواند در جایگاه سوژه قرار گیرد و برای مخاطبی جهانی نظریه و مانیفست ارائه کند.
البته از نگاه من، بخش قابل توجهی از این جریانهای متأثر، همچنان در چارچوب گفتمان فراگرایان حرکت میکنند و هنوز نتوانستهاند افقی فراتر از آن را تجربه کنند؛ هرچند امیدوارم در آینده به این مرحله نیز دست یابند. از سوی دیگر، ذات فراژانریک شعر فراگفتار باعث شد که این جریان از همان آغاز در قالب یک سبک، مکتب یا ژانر صرف تعریف نشود؛ بلکه بهعنوان یک متود نگرشی ـ نگارشی در مواجهه با شعر و زبان صورتبندی شود، زیرا هر سبک، مکتب یا ژانر معمولاً با برجستهسازی یا حذف یک یا چند مؤلفه ــ مانند موسیقی، روایت یا تصویر ــ هویت مییابد، اما شعر فراگفتار بر پایه جمع متودیک اضداد و همافزایی تمامی مؤلفههای شعر، متناسب با توانش متن و ظرفیت قلم شاعر شکل گرفت و در دهه هفتاد خورشیدی اعلام موجودیت کرد.
بر همین اساس، استایلها و فرمهای گوناگون شعر فراگفتار از منطق رقابتهای صرفاً سبکی فاصله میگیرند و در این نگاه، بهعنوان ظرفی مرزناپذیر برای حضور و همزیستی ظرفیتهای متنوع شعری معرفی میشوند؛ ظرفیتی که به همین دلیل، از منظر این جریان، فراتر از یک سبک یا ژانر تلقی شده و در قالب یک گفتمان قابل طرح است.
درباره نویسندگانی که به تشریح گفتمان سینرژیسم و دکترین شعر فراگفتار در قالبها و فضاهای بیانی دیگر میپردازند و در کتاب نیز به برخی از آنان اشاره کردهاید، چه دیدگاهی دارید؟
به اعتقاد من، هرگاه یک نظریهپرداز یا شاعر بپذیرد که در محدودیت تقابلهای سبکی باقی نماند و برای مثال، در بستر زبانمحوری به معناآفرینی برسد و همزمان بر پایه معناآفرینی، زبانورزی کند، فارغ از اینکه در کدام نقطه جهان فعالیت میکند، بر اساس اسناد و مبانی نظری این جریان، در حوزه گفتمان شعر فراگفتار و سینرژیسم ادبی قرار میگیرد. از همین منظر، متودهای نظری نویسندگانی چون مرادقلیپور، جمال بیگ و آریا پورفریاد ــ که آثار و بیانیههای آنان سالها پس از مکتوب شدن بیانیههای شعر فراگفتار منتشر شده است ــ از نگاه من، در امتداد گفتمان سینرژیسم، شعر فراگفتار و فراشعر قرار دارند؛ هرچند این همسویی در قالب اصطلاحات متفاوت و فضایی ظاهراً متمایز بیان شده باشد.
به باور من، این نویسندگان با تکیه بر ذهنیت ایرانمدار خود، به گسترش و تبیین این نظریهها یاری رساندهاند و من، بهعنوان بنیانگذار سینرژیسم، برای همه این عزیزان احترام و ارج فراوان قائلم. از دیگر چهرههایی که مایلم در این زمینه به او اشاره کنم، فرزاد میراحمدی است. از نگاه من، ایشان با تشریح نگرههای چندصدایی شعر در ساحت جامعه مدنی، ذیل مفهوم (کلمه ـ شهروندی) و نیز با طرح مفهوم ابرسوژه، در گسترش و تبیین اندیشههای فرائیسم نقش مؤثری ایفا کردهاند.
ایبنا
چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۴
بهبهانه انتشار کتابی درباره شعر فراگفتار؛
سینرژیسم با جریانهای ادبی در تقابل نیست
البرز - آرش آذرپیک، مؤلف «آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه»، معتقد است؛ شعر فراگفتار خود را در تقابل با جریانهای ادبی نمیبیند و نقد کار توأم و دستهجمعی (سینرژیسم) نه متوجه جریانها، بلکه متوجه رویکردهای تقلیلگرایانه است.
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): همزمان با انتشار کتاب آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه (خودآموز شعر دال به زبان ساده)، تألیف آرش آذرپیک، نیلوفر مسیح و رابعه شمس، به گفتوگو با آرش آذرپیک، شاعر، بنیانگذار مکتب فرائیسم و نظریهپرداز شعر فراگفتار، پرداختهایم.
در این گفتوگو، آذرپیک دیدگاههای خود را درباره جایگاه سینرژیسم و شعر فراگفتار در شعر معاصر، نسبت این جریان با سبکها و ژانرهای ادبی، ضرورت شکلگیری اندیشکده جهانی سینرژیسم، ویژگیهای آنتولوژی تازه منتشرشده و همچنین نگاه این جریان به تحولات نوین ادبی و هنری بیان میکند. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این گفتوگوست.
چرا همانگونه که در پشت جلد کتاب آنتولوژی شعر فراگفتار ایران آمده است، سینرژیسم دیگر در محدوده یک سبک، مکتب یا ژانر باقی نمانده است؟
شعر فراگفتار و شاخههای گوناگون فرائیسم، بر اساس تاریخ مکتوب این جریان، نخستین جنبشی بود که در ایران و مشرقزمین، آشکارا داعیه جهانی بودن و جهانشمولی را مطرح کرد.
همین رویکرد، در آغاز با مخالفتها، انکارها، سوءبرداشتها و سنگاندازیهای فراوانی روبهرو شد. با این حال، پایداری فعالان این جریان سبب شد امروز حتی بسیاری از کسانی که روزگاری با ایده خودباوری ایرانیان در عرصه نظریهپردازی جهانشمول مخالفت میکردند، این امکان را پذیرفته باشند که یک اندیشمند ایرانی و شرقی نیز میتواند در جایگاه سوژه قرار گیرد و برای مخاطبی جهانی نظریه و مانیفست ارائه کند.
البته از نگاه من، بخش قابل توجهی از این جریانهای متأثر، همچنان در چارچوب گفتمان فراگرایان حرکت میکنند و هنوز نتوانستهاند افقی فراتر از آن را تجربه کنند؛ هرچند امیدوارم در آینده به این مرحله نیز دست یابند. از سوی دیگر، ذات فراژانریک شعر فراگفتار باعث شد که این جریان از همان آغاز در قالب یک سبک، مکتب یا ژانر صرف تعریف نشود؛ بلکه بهعنوان یک متود نگرشی ـ نگارشی در مواجهه با شعر و زبان صورتبندی شود، زیرا هر سبک، مکتب یا ژانر معمولاً با برجستهسازی یا حذف یک یا چند مؤلفه ــ مانند موسیقی، روایت یا تصویر ــ هویت مییابد، اما شعر فراگفتار بر پایه جمع متودیک اضداد و همافزایی تمامی مؤلفههای شعر، متناسب با توانش متن و ظرفیت قلم شاعر شکل گرفت و در دهه هفتاد خورشیدی اعلام موجودیت کرد.
بر همین اساس، استایلها و فرمهای گوناگون شعر فراگفتار از منطق رقابتهای صرفاً سبکی فاصله میگیرند و در این نگاه، بهعنوان ظرفی مرزناپذیر برای حضور و همزیستی ظرفیتهای متنوع شعری معرفی میشوند؛ ظرفیتی که به همین دلیل، از منظر این جریان، فراتر از یک سبک یا ژانر تلقی شده و در قالب یک گفتمان قابل طرح است.
درباره نویسندگانی که به تشریح گفتمان سینرژیسم و دکترین شعر فراگفتار در قالبها و فضاهای بیانی دیگر میپردازند و در کتاب نیز به برخی از آنان اشاره کردهاید، چه دیدگاهی دارید؟
به اعتقاد من، هرگاه یک نظریهپرداز یا شاعر بپذیرد که در محدودیت تقابلهای سبکی باقی نماند و برای مثال، در بستر زبانمحوری به معناآفرینی برسد و همزمان بر پایه معناآفرینی، زبانورزی کند، فارغ از اینکه در کدام نقطه جهان فعالیت میکند، بر اساس اسناد و مبانی نظری این جریان، در حوزه گفتمان شعر فراگفتار و سینرژیسم ادبی قرار میگیرد. از همین منظر، متودهای نظری نویسندگانی چون مرادقلیپور، جمال بیگ و آریا پورفریاد ــ که آثار و بیانیههای آنان سالها پس از مکتوب شدن بیانیههای شعر فراگفتار منتشر شده است ــ از نگاه من، در امتداد گفتمان سینرژیسم، شعر فراگفتار و فراشعر قرار دارند؛ هرچند این همسویی در قالب اصطلاحات متفاوت و فضایی ظاهراً متمایز بیان شده باشد.
به باور من، این نویسندگان با تکیه بر ذهنیت ایرانمدار خود، به گسترش و تبیین این نظریهها یاری رساندهاند و من، بهعنوان بنیانگذار سینرژیسم، برای همه این عزیزان احترام و ارج فراوان قائلم. از دیگر چهرههایی که مایلم در این زمینه به او اشاره کنم، فرزاد میراحمدی است. از نگاه من، ایشان با تشریح نگرههای چندصدایی شعر در ساحت جامعه مدنی، ذیل مفهوم (کلمه ـ شهروندی) و نیز با طرح مفهوم ابرسوژه، در گسترش و تبیین اندیشههای فرائیسم نقش مؤثری ایفا کردهاند.
ایبنا
سینرژیسم با جریانهای ادبی در تقابل نیست
البرز - آرش آذرپیک، مؤلف «آنتولوژی شعر فراگفتار ایران؛ شاخه دالنویسانه»، معتقد است؛ شعر فراگفتار خود را در تقابل با جریانهای ادبی نمیبیند و نقد کار توأم و دستهجمعی (سینرژیسم) نه متوجه جریانها، بلکه متوجه رویکردهای تقلیلگرایانه است.
ضرورت شکلگیری گفتمان سینرژیسم و تأسیس نخستین اندیشکده جهانی در حوزه ادبیات و فلسفه در این راستا چه بود؟
به باور من، تاریخ شعر ایران و جهان، بهویژه از آغاز اومانیسم تا ظهور سینرژیسم و فرائیسم، همواره بر پایه تقابلهای دوگانهای چون سنتی/مدرن، عینی/ذهنی، متعهد/فردگرا، محتوامحور/فرممحور و زبانمحور/بیانمحور شکل گرفته است. این تقابلها، هرچند در مقاطع مختلف به گسترش تجربههای ادبی انجامیدهاند، اما در نهایت شاعران را در برابر انتخابهایی اجباری و تقلیلگرایانه قرار دادهاند.
از منظر دکترین شعر فراگفتار، این دوگانهها برای نخستینبار بهعنوان دوگانههایی کاذب مورد نقد قرار گرفتند. این رویکرد بر آن است که شعر میتواند بهطور همزمان از ظرفیتهای سنت و مدرنیته، عینیت و ذهنیت، زبانورزی و بیانمندی، فرم و محتوا، و نیز تعهد و فردیت بهرهمند باشد، بیآنکه ناگزیر به حذف یکی به سود دیگری شود. از نگاه من، همین عبور از دوگانههای تثبیتشده در تاریخ شعر، پاسخی به نیازی بود که بسیاری از شاعران و نویسندگان، آگاهانه یا ناآگاهانه، آن را احساس میکردند؛ نیازی برای رهایی از تعلق اجباری به یک سبک، مکتب، ژانر، قالب یا فرم و حرکت به سوی نگاهی جامعتر و غیرتقلیلگرایانه به ماهیت شعر.
بر همین مبنا، شکلگیری گفتمان سینرژیسم و تأسیس اندیشکده جهانی آن، تلاشی برای صورتبندی و گسترش چنین نگرشی بود؛ نگرشی که در پی ایجاد فضایی برای گفتوگو، نظریهپردازی و توسعه این دیدگاه در عرصه ادبیات و فلسفه است. امروز نیز، پس از بیش از سه دهه فعالیت این جنبش، معتقدم به دشواری میتوان شاعر، نویسنده یا نظریهپرداز حرفهای را یافت که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از گفتمان جهانی فرائیسم تأثیر نپذیرفته باشد یا نسبت به آن بیاعتنا مانده باشد.
با این تفاصیل، آنتولوژی شعر فراگفتار و خودآموز شعر دال چه ویژگیهایی دارند؟
این آنتولوژی، از نگاه من، نخستین خودآموز حرفهای شعر در قالب یک استایل نوین برای آموزش و فراگیری یکی از سبکهای متفاوت فراگفتارنویسی، یعنی شعر دال است. هدف این اثر، ارائه رویکردی آموزشی برای آشنایی مخاطبان با مبانی و شیوههای این گونه شعری است و بر این باورم که این تجربه نیز، همانند دیگر دستاوردهای این جریان، مورد استقبال و الگوبرداری دیگر علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
در این آنتولوژی، چند ده تن از شاعران فراگفتارنویس از سراسر ایران و نیز خارج از کشور، همراه با تحلیل (استیتمنت) آثارشان معرفی شدهاند. البته پیش از این نیز آنتولوژیهای متعددی در دیگر شاخههای فراگفتارنویسی، از جمله شعر باژک، واژانه، شعر پدیدار، شعر زبانه و دیگر گونهها منتشر شده است. حتی برخی از این آنتولوژیها، در مجلدهایی با بیش از هزار صفحه، به معرفی بیش از یکصد شاعر از فرائیستها در ایران و دیگر کشورهای جهان، همراه با نمونه آثار آنان، اختصاص یافتهاند.
در آنتولوژی شعر فراگفتار آمده است که سینرژیسم خود را در برابر هیچ جریان ادبی، جز جریانهای تقلیلگرا، قرار نمیدهد. این موضع را چگونه توضیح میدهید؟
به باور من، هر سبک یا جریان تازه در ادبیات، معمولاً در مواجهه با جریانهای نوظهور ــ مانند شعر دیداری، شعر اجرایی یا شعر دیجیتال ــ یا موضع نفی اتخاذ میکند یا به نوعی انطباق محدود با آنها میرسد. اما شعر فراگفتار، بر پایه اصل «زمین مشاع ادبیت»، هر پدیده نو را بهعنوان لایهای تازه در افق همافزایانه و جامعالاضداد خود میپذیرد، بیآنکه نیازمند تغییر در ماهیت بنیادین خویش باشد.
از همین منظر، سینرژیسم ادبی یا شعر فراگفتار، نظامی باز و خودتنظیم است که هر جریان اصیل ادبی میتواند در آن جایگاهی داشته باشد. بنابراین، هر سبک اصیل، چه از گذشته آمده باشد، چه در اکنون حضور داشته باشد و چه در آینده شکل بگیرد، در اقلیم سینرژیسم امکان حضور دارد. این گفتمان خود را در تقابل با جریانهای ادبی نمیبیند، بلکه نقد آن متوجه رویکردهای تقلیلگرایانه است. به همین دلیل، مباحث سینرژیسم تنها به حوزه شعر محدود نمانده و در زمینه پارادایم سینرژیسم، آثار نظری متعددی در حوزه سینما نیز منتشر شده است که مفاهیمی مانند ابرفیلم و ابرکاراکتر را مطرح کردهاند. این روند، از نگاه من، همچنان ظرفیت گسترش در عرصههای مختلف هنری و فکری را دارد.
به باور من، تاریخ شعر ایران و جهان، بهویژه از آغاز اومانیسم تا ظهور سینرژیسم و فرائیسم، همواره بر پایه تقابلهای دوگانهای چون سنتی/مدرن، عینی/ذهنی، متعهد/فردگرا، محتوامحور/فرممحور و زبانمحور/بیانمحور شکل گرفته است. این تقابلها، هرچند در مقاطع مختلف به گسترش تجربههای ادبی انجامیدهاند، اما در نهایت شاعران را در برابر انتخابهایی اجباری و تقلیلگرایانه قرار دادهاند.
از منظر دکترین شعر فراگفتار، این دوگانهها برای نخستینبار بهعنوان دوگانههایی کاذب مورد نقد قرار گرفتند. این رویکرد بر آن است که شعر میتواند بهطور همزمان از ظرفیتهای سنت و مدرنیته، عینیت و ذهنیت، زبانورزی و بیانمندی، فرم و محتوا، و نیز تعهد و فردیت بهرهمند باشد، بیآنکه ناگزیر به حذف یکی به سود دیگری شود. از نگاه من، همین عبور از دوگانههای تثبیتشده در تاریخ شعر، پاسخی به نیازی بود که بسیاری از شاعران و نویسندگان، آگاهانه یا ناآگاهانه، آن را احساس میکردند؛ نیازی برای رهایی از تعلق اجباری به یک سبک، مکتب، ژانر، قالب یا فرم و حرکت به سوی نگاهی جامعتر و غیرتقلیلگرایانه به ماهیت شعر.
بر همین مبنا، شکلگیری گفتمان سینرژیسم و تأسیس اندیشکده جهانی آن، تلاشی برای صورتبندی و گسترش چنین نگرشی بود؛ نگرشی که در پی ایجاد فضایی برای گفتوگو، نظریهپردازی و توسعه این دیدگاه در عرصه ادبیات و فلسفه است. امروز نیز، پس از بیش از سه دهه فعالیت این جنبش، معتقدم به دشواری میتوان شاعر، نویسنده یا نظریهپرداز حرفهای را یافت که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از گفتمان جهانی فرائیسم تأثیر نپذیرفته باشد یا نسبت به آن بیاعتنا مانده باشد.
با این تفاصیل، آنتولوژی شعر فراگفتار و خودآموز شعر دال چه ویژگیهایی دارند؟
این آنتولوژی، از نگاه من، نخستین خودآموز حرفهای شعر در قالب یک استایل نوین برای آموزش و فراگیری یکی از سبکهای متفاوت فراگفتارنویسی، یعنی شعر دال است. هدف این اثر، ارائه رویکردی آموزشی برای آشنایی مخاطبان با مبانی و شیوههای این گونه شعری است و بر این باورم که این تجربه نیز، همانند دیگر دستاوردهای این جریان، مورد استقبال و الگوبرداری دیگر علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
در این آنتولوژی، چند ده تن از شاعران فراگفتارنویس از سراسر ایران و نیز خارج از کشور، همراه با تحلیل (استیتمنت) آثارشان معرفی شدهاند. البته پیش از این نیز آنتولوژیهای متعددی در دیگر شاخههای فراگفتارنویسی، از جمله شعر باژک، واژانه، شعر پدیدار، شعر زبانه و دیگر گونهها منتشر شده است. حتی برخی از این آنتولوژیها، در مجلدهایی با بیش از هزار صفحه، به معرفی بیش از یکصد شاعر از فرائیستها در ایران و دیگر کشورهای جهان، همراه با نمونه آثار آنان، اختصاص یافتهاند.
در آنتولوژی شعر فراگفتار آمده است که سینرژیسم خود را در برابر هیچ جریان ادبی، جز جریانهای تقلیلگرا، قرار نمیدهد. این موضع را چگونه توضیح میدهید؟
به باور من، هر سبک یا جریان تازه در ادبیات، معمولاً در مواجهه با جریانهای نوظهور ــ مانند شعر دیداری، شعر اجرایی یا شعر دیجیتال ــ یا موضع نفی اتخاذ میکند یا به نوعی انطباق محدود با آنها میرسد. اما شعر فراگفتار، بر پایه اصل «زمین مشاع ادبیت»، هر پدیده نو را بهعنوان لایهای تازه در افق همافزایانه و جامعالاضداد خود میپذیرد، بیآنکه نیازمند تغییر در ماهیت بنیادین خویش باشد.
از همین منظر، سینرژیسم ادبی یا شعر فراگفتار، نظامی باز و خودتنظیم است که هر جریان اصیل ادبی میتواند در آن جایگاهی داشته باشد. بنابراین، هر سبک اصیل، چه از گذشته آمده باشد، چه در اکنون حضور داشته باشد و چه در آینده شکل بگیرد، در اقلیم سینرژیسم امکان حضور دارد. این گفتمان خود را در تقابل با جریانهای ادبی نمیبیند، بلکه نقد آن متوجه رویکردهای تقلیلگرایانه است. به همین دلیل، مباحث سینرژیسم تنها به حوزه شعر محدود نمانده و در زمینه پارادایم سینرژیسم، آثار نظری متعددی در حوزه سینما نیز منتشر شده است که مفاهیمی مانند ابرفیلم و ابرکاراکتر را مطرح کردهاند. این روند، از نگاه من، همچنان ظرفیت گسترش در عرصههای مختلف هنری و فکری را دارد.