من اینجام که بگم؛ مایلم شنیده بشم. ازون شنیده شدنهایی که ادای درستش میشه خونده شدن.
ماهیمون مرد.حالا که هوا کاملا تاریک شده شب رو پوست تنم سنگینی میکنه، مرگ ماهیمون ناراحت کنندهتر از یک ساعت پیش بنظر میاد. پریده بود بیرون، عزمشو جزم کرده بود و پریده بود؛ در نهایت چیزی گیرش نیومد جز ذره ذره جون دادن. شب خیلی قشنگه حتی با در نظر گرفتن اینکه چیزای غمگین و ناراحت کننده رو بُلد میکنه.