و نمیخواهم لحظهی مرگ دریابم هرگز
زندگی نکردهام.
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
زندگی نکردهام.
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
انسان خیلی خسته نیست، از پای درآمده است.
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
من اینجا روی میزم ایستادم تا به یاد بیارم باید مدام خودمون رو وادار کنیم به همهچیز از دریچهی متفاوتی نگاه کنیم. جهان از اینجا چهرهی متفاوتتری داره. اگه باورتون نمیشه، خودتون بیاین و امتحان کنین. همهتون. به نوبت.
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
اگر دربارهی چیزی اطمینان دارید خودتون رو مجبور کنید تا به اون از دریچهی دیگهای نگاه کنید. حتی اگه به نظرتون اشتباه یا احمقانه باشه. وقتی چیزی میخونید، فقط به این فکر نکنید که نویسنده چی میگه، باید زمانی رو صرف کنید و ببینید خودتون چی فکر میکنید.
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
تاد ابروهایش را بالا داد و پرسید: «یعنی الان اجازه میده؟»
گه به این شانس. نه بابا. الان مسئله این نیست. مسئله اینه که برای اولینبار در تمام عمرم فهمیدم چهکار باید بکنم. و برای اولینبار میخوام اون کار رو انجام بدم چه پدرم بخواد چه نخواد!
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
گه به این شانس. نه بابا. الان مسئله این نیست. مسئله اینه که برای اولینبار در تمام عمرم فهمیدم چهکار باید بکنم. و برای اولینبار میخوام اون کار رو انجام بدم چه پدرم بخواد چه نخواد!
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
به دل جنگل زدم چون میخواستم دانسته و سنجیده زندگی کنم. میخواستم عمرم را ژرف زندگی کنم و شیرهی حیات را کامل و تمام فرو برم.
انجمن شاعران مرده – کلاینبام
انجمن شاعران مرده – کلاینبام