minding my own business.
40.5K subscribers
4.91K photos
2 files
9 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
کاظم بهمنی
آدم نمی‌تواند مدتی طولانی خوشبخت زندگی کند. همین که الان خوشبخت است، کافی است.

مرگ شادمانه – آلبرکامو
مقایسه
تو را از پا در خواهد آورد
من
می‌دانم
به کجای قلبت شلیک کرده‌ام
تو دیگر خوب
نخواهی شد.

حرف‌هایی که من باید می‌گفتم و تو باید می‌شنیدی – افشین یداللّهی
گفت: دنیا پوچ و بی ارزش است!
هیچ ارزش ندارد...
گفتم: حرف‌های خوب بزن، دنیا بی‌ارزش نیست،
فقط انسانی زندگی کردن خیلی سخت است...!

سمفونی مردگان – عباس معروفی
جومو کنیاتا
تری میخواست فراموش کند. ولی چطور میتوانست؟ نمیتوانی از پای خودت فرار کنی، خصوصا از پایی که وزن رویاهای بر باد رفته‌ات را بر خود حمل میکند.

جز از کل – استیو تولتز
مگذار در لحظه هایی از زندگی،
به خاطر کوچکترین چیزها که بزرگ مینمایند... در چشمانت اشک بنشیند
اشک ها برای غم های بزرگ و شادی‌های بزرگ است.

من از دنیای بی‌ کودک میترسم – هیوا مسیح
رودین – ایوان تورگینف
او روحی است که پوست و استخوان دارد، انسانی که دیگر انسان نیست. او هنوز در جهان زندگی می‌کند، اما جهان دیگر جای او نیست. او به قتل رسیده اما هیچ‌کس آنقدر مهربان و باملاحظه نبوده که او را بکشد، او خیلی ساده حذف شده است.

اوهام – پل استر
بزرگ‌ترین لیاقت آدمیزاد در این است که می‌تواند با تمرین و عادت، نقش تازه‌ی خود را خیلی عادی بازی کند.

آشفته‌حالان بیداربخت – غلامحسین ساعدی
هر کس چنانکه می‌نمود نبود؛ از زنان یا حتی دختران جوان هیچ عرف و عادت و قانون یا نظم اجتماعی محکمی حمایت نمی‌کرد؛ ازدواج قماری بود که غالباً با دغل‌بازی شروع و با نقض اصول و عهدشکنی پایان می‌یافت.

شوهر آهو خانم – علی‌محمد افغانی
ابراهیم سلطانی
آنچه را که زیر پوست آدم‌ها اتفاق می‌افتاد، نمی‌دید؛ و یا می‌دید و برایش مهم نبود!
بعدها فهمیدم بینایی همه چشم‌ها به یک اندازه نیست. یکی کم از دنیا می‌بیند و یکی زیاد. دنیا هم در برابر نگاه آدم‌ها به یکسان عرضه نمیشود!

رازی در کوچه‌ها – فریبا وفی
امره گورلک
تا ما با هم متحد نباشیم حال و روزمان همین است. راه راست یکی است، هزار تا که نمیشه.

فردا – صادق هدایت
فریدون سه پسر داشت – عباس معروفی
چه اهمیتی دارد ضمیرمان را خوار کنیم اگر بتوانیم از این طریق بر دنیا سلطه بیابیم، خلاف عرض می‌کنم؟

سقوط – آلبر کامو
ارنست همینگوی
ولی هیچ دلیلی نداشت که از اشک‌هایمان شرمنده باشیم؛ چراکه اشک‌ها شاهد این بودند که انسانی بیشترین شجاعت را از خود نشان داده است؛ شجاعت رنج‌بردن.

شجاعت رنج‌ بردن – درل و سارا ون‌تانگرن
برادران کارامازوف - داستایفسکی
نجیب محفوظ