هنوز سپیده کاملا تهماندهی سیاهیها را از روی شهر نلیسیده. هوای خنک پگاه پوستم را میمکد، لذت میبرم، سَبُکم، نشئهام، میخواهم فکر کنم.
از مجموعه شعر پگاه – نصرت رحمانی
از مجموعه شعر پگاه – نصرت رحمانی
این نگاه استخوانهای کتفم را مینواخت و گرم میکرد،
اما ترجیح میدادم بمیرم و رو بر نگردانم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
اما ترجیح میدادم بمیرم و رو بر نگردانم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کجا میشود مشغولیتی نابتر، همنشینی سرگرمکنندهتر، جادویی دلپذیرتر از ادبیات یافت؟
تولستوی و مبل بنفش - نینا سنکویچ
تولستوی و مبل بنفش - نینا سنکویچ
کسی که مثل هیچکس نیست
از جان گذشته است تا وطن، هنوز نفس بکشد..
فروغ فرخزاد
از جان گذشته است تا وطن، هنوز نفس بکشد..
فروغ فرخزاد
زندگی شاد غیر ممکن است؛ بهترین زندگی که بشر میتواند به دست آورد، زندگی شجاعانه است.
درمان شوپنهاور – اروین د یالوم
درمان شوپنهاور – اروین د یالوم
هیچچیز در دنیا از رنجی که یک انسان در سکوت تحمل میکند، دردناکتر نیست.
ابله – داستایفسکی
ابله – داستایفسکی
آن روز که تصمیم بگیرید خودتان را نجات دهید، نه آدمهای اطرافتان را، روز بزرگی است.
تکههایی از یک کل منسجم – پونه مقیمی
تکههایی از یک کل منسجم – پونه مقیمی
آدمی به همان اندازه که به خوشبختی نیاز دارد، به رنج هم نیاز دارد.
شیاطین – فئودور داستایوفسکی
شیاطین – فئودور داستایوفسکی
آدمی نباید برای فرار از تنهایی، به سراغ هر کسی برود؛ گاهی تنهایی هزینهی آزادی است.
نامههایی به فلیسه – فرانتس کافکا
نامههایی به فلیسه – فرانتس کافکا
آدم ها خيلى چيزها را در لايه هاى زيرين
وجود خود پنهان میكنند. هيچكس واقعا
كسی ديگر را نمیشناسد؛ مگر آن كه با او
زير يک سقف زندگى كند.
پشت سرت را نگاه کن – سی بل هاگ
وجود خود پنهان میكنند. هيچكس واقعا
كسی ديگر را نمیشناسد؛ مگر آن كه با او
زير يک سقف زندگى كند.
پشت سرت را نگاه کن – سی بل هاگ
اینجا آدم درست بسیار کم است.
واقعا هیچ کس نیست که قابل احترام باشد.
نمیدانم متوجه شده اید که انسان در عصر ما اهل راه راست نیست؟
همه میخواهند از راه کج به جایی برسند.
ابله – داستایوفسکی
واقعا هیچ کس نیست که قابل احترام باشد.
نمیدانم متوجه شده اید که انسان در عصر ما اهل راه راست نیست؟
همه میخواهند از راه کج به جایی برسند.
ابله – داستایوفسکی
من نمیدانستم دلم میخواهد ببوسمش چون سازها را اصلاً نمیشناسد یا میخواهم ببوسمش چون به من میگوید «شما». درحالیکه همه زود با من خودمانی میشوند و به من میگویند «تو».
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
انسانهای سادهلوح بیشماری هستند که لجاجت و سرسختی را اراده تلقی کرده و نورِ شمع را با نور ستاره قیاس میکنند.
آخرین روز یک محکوم – ویکتور هوگو
آخرین روز یک محکوم – ویکتور هوگو
آنچه در این آدم معلول تحت تأثیرش قرار میداد، این بود که او پیشاز حرفزدن، به آنچه میخواست بگوید میاندیشید.
مرگ شادمانه – آلبرکامو
مرگ شادمانه – آلبرکامو