minding my own business.
40.5K subscribers
4.91K photos
2 files
9 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
و از آنان که تن را می‌کُشند نهراسید، که روح را نتوان کشتن. بلکه از آن بترسید که توان نابودی تن و روح را در دوزخ داراست.

شایو – اوسامو دازای
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
هر وقت از چهار تا دیوار کنارت صدای آهِ افسردگی رو شنیدی، تازه می‌فهمی هیچ بختی برای خوشبختی نداری.

شایو – اوسامو دازای
‏آه خدای من! ‏چقدر ستاره باید افول کند
‏تا این صبح بدمد...؟

احمد جان عثمان – ترجمه رسول یونان
اطاق آبی – سهراب سپهری
چگونه می‌توان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی می‌کشد و روده‌های بچه‌هایش از نخوردن به پیچ‌ و تاب در می‌آید؟ دیگر چیزی نمی‌تواند او را بترساند، زیرا او بدترین ترس‌ها را دیده است!

خوشه‌های خشم – جان اشتاین بک
تنهایی واقعی نه فقدان آدم‌ها، بلکه فقدان کسی است که تو را بفهمد.

جنس دوم – سیمون دوبووار
بیقراری – زلفی لیوانلی
هیچ چیز به اندازه‌ی نفرت از چیزی مشترک
مردم را باهم متحد نمی‌کند.
نه "عشق" نه "دوستی" و نه "احترام"

آنتوان چخوف
آدم رفته‌رفته بیش‌ازحد صبور می‌شود
آگاهانه و تعمدا صبور می‌شود؛ و این مصیبت است.

پوست انداختن – کارلوس فوئنتس
اروین د یالوم
شاید راه‌های دیگری هم برای زندگی باشد، که به اندازه‌ی این چیزی که ما داریم وحشیانه نباشد.

نبرد – کارلوس فوئنتس
از انسان بودن جان به لب شده‌ام؛ اگر می‌توانستم در جا از این مقام انصراف می‌دادم.

بر قله‌های ناامیدی – امیل چوران
مسخ – کافکا
من نمی‌خوام نیمه‌ی پر لیوان رو ببینم. خوش‌بینی باعث می‌شه حالت تهوع بگیرم و منحرفانه‌ست. انسان بعد از هبوط این دنیا فقط لیاقت بدبختی رو داره.

اتحادیه ابلهان – جان کندی تول
دست از سر خدا بردارید؛ اگر قرار بود کاری کند تاریخ لبریز از جنایت نبود، به عقل خودتان رجوع کنید.

چارلز داروین
سلوک – محمود دولت آبادی
گفت: «آدم‌ها با رویاها‌شون زندگی می‌کنند.»
گفتم: «چرا که نه؟ مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها!»

عامه پسند – چارلز بوکوفسکی
گرچه این وضعیت دشوار است، گرچه حکمت آن را درک نمیکنم، گرچه منصفانه نیست، اما نگرش مثبتم را حفظ میکنم و سرشار از شادی باقی می‌مانم.
می‌دانم که این وضعیت نمی‌تواند مرا به عقب براند. منتظر می‌مانم تا خداوند مرا به سوی دیگر اوضاع رهنمون سازد که موقعیت بهتری برایم در پی خواهد داشت.

هر روز پنجشنبه است – جول اوستین
وصال در وادی هفتم – عباس نعلبندیان
چه روزهای کثیفی! ‏خورشید هر روز در چرک و خون طلوع می‌کند و در لجن مرداب غروب می‌کند. صبح‌ها دلم نمی‌خواهد بیدار شوم و شب‌ها نمی‌توانم درست بخوابم. ‏روزم در دل‌مشغولی و شبم در خواب و بیدار می‌گذرد‌.

شاهرخ مسکوب