minding my own business.
40.5K subscribers
4.91K photos
3 files
10 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
خسته شده‌ای؟
اگر کس دیگری به جای تو بود مدت‌ها پیش مرده بود!
تو می‌گویی مرگ انسان را وادار به سازش می‌کند، فکر می‌کنی زندگی این کار را نمی‌کند؟

رودین – ایوان تورگینف
ما حتی به دنبال خوشی هم نیستیم،
تنها میخواهیم قدری کمتر رنج ببریم.

چارلز بوکوفسکی
بزرگترین جنایت این سرزمین،
عادی شدن رنج است.

صادق هدایت
و من اشک ریختم، برای آن‌ها اشک ریختم، برای اندیشه‌ی کهن اشک ریختم. بله اشک ریختم، اشک حقیقی، بی‌آنکه سخنی بگویم.

جوان خام – فئودور داستایفسکی
گویی مردمان دیگری وارد کرده‌اند و ما در وطن بیگانه‌ایم.
دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناهِ لیاقت می‌میرند.

بهرام بیضایی - طومار شیخ شرزین
دیدن دختر – هاروکی موراکامی
احساس عجیبی است در فضایی کوچک بین آدم‌هایی باشم که روح‌شان خبر ندارد چه چیزهایی را پشت سر گذاشته‌ام.

بخش دی – فریدا مک فادی
در این مدت زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سالها بدون آنکه اتفاق غم انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.

• داستایفسکی
خیلی خسته بودم. همین‌طور غمگین، از آن غم‌ها که به زبان نمی‌آیند.

روز رهایی – اینس کانیاتی
سربازی که روی مردم خود اسلحه بکشد
لایق زنده ماندن نیست.

• جکوارا
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
چگونه فراموش کنم که جوانی من 
چطور سرد و خاموش گذشت؟

اکولالیا – آنا آخماتووا
‌‏در آبِ روان می‌بینم؛ در خواب‌هایم و میان دو انگشت خودم. ما سَرو می‌کاریم و مرگ می‌درویم. ما همه جوان می‌میریم...

سیاوش‌خوانی – بهرام بیضایی
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
سردرگم هستم. با خودم در جنگم. می‌خواهم میان این پریشانی مثل یک‌ انسان بیرون بیایم.

اولگا کنیپر – نامه به آنتوان چخوف
و از آنان که تن را می‌کُشند نهراسید، که روح را نتوان کشتن. بلکه از آن بترسید که توان نابودی تن و روح را در دوزخ داراست.

شایو – اوسامو دازای
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
هر وقت از چهار تا دیوار کنارت صدای آهِ افسردگی رو شنیدی، تازه می‌فهمی هیچ بختی برای خوشبختی نداری.

شایو – اوسامو دازای
‏آه خدای من! ‏چقدر ستاره باید افول کند
‏تا این صبح بدمد...؟

احمد جان عثمان – ترجمه رسول یونان
اطاق آبی – سهراب سپهری
چگونه می‌توان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی می‌کشد و روده‌های بچه‌هایش از نخوردن به پیچ‌ و تاب در می‌آید؟ دیگر چیزی نمی‌تواند او را بترساند، زیرا او بدترین ترس‌ها را دیده است!

خوشه‌های خشم – جان اشتاین بک