برای زندگی کردن در این گوشه دنیا آدم باید از فولاد باشد تا دوام بیاورد.
• فروغ فرخزاد
• فروغ فرخزاد
گاهی پیش میآمد بخش بایگانی شدهی زندگیمان را بتکانیم. گویی این بخش از زندگیمان روی قفسهها خاک میخورد و گهگاه گرد و غبارش را میزداییم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
بعضیوقتا فکر میکنم آدم چیه. یک مشت کثافت که سرهم شده. از بالا و پایینش همهش کثافته. پایینش یه جور، بالاش هم یک جور. درست میگم آقا؟ اگه کثافت نبود که آدما اینقدر همدیگرو تیکهپاره نمیکردن.
یک پرونده کهنه – رضا جولایی
یک پرونده کهنه – رضا جولایی
خسته شدهای؟
اگر کس دیگری به جای تو بود مدتها پیش مرده بود!
تو میگویی مرگ انسان را وادار به سازش میکند، فکر میکنی زندگی این کار را نمیکند؟
رودین – ایوان تورگینف
اگر کس دیگری به جای تو بود مدتها پیش مرده بود!
تو میگویی مرگ انسان را وادار به سازش میکند، فکر میکنی زندگی این کار را نمیکند؟
رودین – ایوان تورگینف
ما حتی به دنبال خوشی هم نیستیم،
تنها میخواهیم قدری کمتر رنج ببریم.
چارلز بوکوفسکی
تنها میخواهیم قدری کمتر رنج ببریم.
چارلز بوکوفسکی
و من اشک ریختم، برای آنها اشک ریختم، برای اندیشهی کهن اشک ریختم. بله اشک ریختم، اشک حقیقی، بیآنکه سخنی بگویم.
جوان خام – فئودور داستایفسکی
جوان خام – فئودور داستایفسکی
گویی مردمان دیگری وارد کردهاند و ما در وطن بیگانهایم.
دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناهِ لیاقت میمیرند.
بهرام بیضایی - طومار شیخ شرزین
دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناهِ لیاقت میمیرند.
بهرام بیضایی - طومار شیخ شرزین
احساس عجیبی است در فضایی کوچک بین آدمهایی باشم که روحشان خبر ندارد چه چیزهایی را پشت سر گذاشتهام.
بخش دی – فریدا مک فادی
بخش دی – فریدا مک فادی
در این مدت زندگی به گونهای سپری شده است که میتوانم سالها بدون آنکه اتفاق غم انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.
• داستایفسکی
• داستایفسکی
خیلی خسته بودم. همینطور غمگین، از آن غمها که به زبان نمیآیند.
روز رهایی – اینس کانیاتی
روز رهایی – اینس کانیاتی
سربازی که روی مردم خود اسلحه بکشد
لایق زنده ماندن نیست.
• جکوارا
لایق زنده ماندن نیست.
• جکوارا
چگونه فراموش کنم که جوانی من
چطور سرد و خاموش گذشت؟
اکولالیا – آنا آخماتووا
چطور سرد و خاموش گذشت؟
اکولالیا – آنا آخماتووا
در آبِ روان میبینم؛ در خوابهایم و میان دو انگشت خودم. ما سَرو میکاریم و مرگ میدرویم. ما همه جوان میمیریم...
سیاوشخوانی – بهرام بیضایی
سیاوشخوانی – بهرام بیضایی
سردرگم هستم. با خودم در جنگم. میخواهم میان این پریشانی مثل یک انسان بیرون بیایم.
اولگا کنیپر – نامه به آنتوان چخوف
اولگا کنیپر – نامه به آنتوان چخوف
و از آنان که تن را میکُشند نهراسید، که روح را نتوان کشتن. بلکه از آن بترسید که توان نابودی تن و روح را در دوزخ داراست.
شایو – اوسامو دازای
شایو – اوسامو دازای