ماهها گیج و منگ بودم.
حواسم سر جایش نبود و به در و دیوار میخوردم. هرچه بیشتر دردم میآمد، بیشتر به اینور و آنور میخوردم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
حواسم سر جایش نبود و به در و دیوار میخوردم. هرچه بیشتر دردم میآمد، بیشتر به اینور و آنور میخوردم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
حسابی خُرد و خمیر شده بودم، اما ظاهرم را خوب حفظ میکردم؛ در تمام آن روزهای تهی، کارم این بود که بقیه را گول بزنم. بلند میشدم، آنقدر کار میکردم تا مثل نعش بیفتم، از سر وظیفه غذا میخوردم، با همکارها آبجو میزدم و با برادرهایم دائم شوخی میکردم، اما تلنگری کافی بود تا من را یکباره درهم بشکند.
اشتباه میکردم. این رفتار از سر حماقت بود نه شهامت، چون خیال میکردم که برمیگردد. واقعاً به این اعتقاد داشتم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
اشتباه میکردم. این رفتار از سر حماقت بود نه شهامت، چون خیال میکردم که برمیگردد. واقعاً به این اعتقاد داشتم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
«دیدی؟... عجیب است... گمانم دیروز بییاد او گذشت...» و بهجای آنکه از این بابت به خودم تبریک بگویم، از خودم میپرسیدم که چطور ممکن است چنین چیزی اتفاق افتاده باشد، چگونه توانسته بودم یک روز را بییاد او سر کنم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
باید باور داشت که سختکوشی به ثمر مینشیند، و من در جای مناسب و در لحظهی مناسب قرار داشتم و تصمیمهای خوبی گرفتم... نمیدانم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
عشقش چنان بود که از تحصیلاتم غافل میشدم. چون در تحصیلاتم ناموفق بودم و دائم دچار تردید و دودلی، ترکم کرد. احتمالاً به این نتیجه رسیده بود که با آدمی از قماش من آیندهی خوبی ندارد و به جایی نمیرسد.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
برای زندگی کردن در این گوشه دنیا آدم باید از فولاد باشد تا دوام بیاورد.
• فروغ فرخزاد
• فروغ فرخزاد
گاهی پیش میآمد بخش بایگانی شدهی زندگیمان را بتکانیم. گویی این بخش از زندگیمان روی قفسهها خاک میخورد و گهگاه گرد و غبارش را میزداییم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
بعضیوقتا فکر میکنم آدم چیه. یک مشت کثافت که سرهم شده. از بالا و پایینش همهش کثافته. پایینش یه جور، بالاش هم یک جور. درست میگم آقا؟ اگه کثافت نبود که آدما اینقدر همدیگرو تیکهپاره نمیکردن.
یک پرونده کهنه – رضا جولایی
یک پرونده کهنه – رضا جولایی
خسته شدهای؟
اگر کس دیگری به جای تو بود مدتها پیش مرده بود!
تو میگویی مرگ انسان را وادار به سازش میکند، فکر میکنی زندگی این کار را نمیکند؟
رودین – ایوان تورگینف
اگر کس دیگری به جای تو بود مدتها پیش مرده بود!
تو میگویی مرگ انسان را وادار به سازش میکند، فکر میکنی زندگی این کار را نمیکند؟
رودین – ایوان تورگینف
ما حتی به دنبال خوشی هم نیستیم،
تنها میخواهیم قدری کمتر رنج ببریم.
چارلز بوکوفسکی
تنها میخواهیم قدری کمتر رنج ببریم.
چارلز بوکوفسکی