کاش کسی جایی منتظرم باشد... این آرزوی زیادی است؟
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
پس اینطور، جاندارهایی هم هستند که دوستم دارند و روی این سیارهی کوچک انتظارم را میکشند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
فکر کردم اگر هنوز یک متر و بیست و نه سانتیمتر قد و بیست و شش کیلو وزن داشت، میتوانستم بگذارمش توی کاپشنم و همهجا با خودم ببرمش.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
گمان میکنم میترسد، چون میداند که من را از دست داده است. زنها این قبیل چیزها را پیشاپیش احساس میکنند. اما من نمیتوانم کنارش دراز بکشم و به خواب بروم؛ خودش این را خوب میداند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
خستگیها و مسیرها و تنهاییها و فکر و خیالات هم هستند. همیشه هماناند و همیشه در خلاء چرخ میزنند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
همهچیز رقتانگیز بود.
بد بلایی سرم آوردند. کلمات حق مطلب را ادا نمیکنند، اما برای آنهایی که درست حرفم را نشنیدند تکرار میکنم که بد بلایی به سرم آوردند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
بد بلایی سرم آوردند. کلمات حق مطلب را ادا نمیکنند، اما برای آنهایی که درست حرفم را نشنیدند تکرار میکنم که بد بلایی به سرم آوردند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
سالها گمان میکردم که این زن بیرون زندگیام قرار دارد؛ شاید نه دور از آن، اما بیرون از آن.
گمان میکردم که دیگر وجود ندارد، دور از من زندگی میکند، از همیشه زیباتر شده و متعلق به جهان گذشته است. جهانِ وقتی جوان و رمانتیک بودم، جهانِ وقتی خیال میکردم عشق تا ابد دوام میآورد و هیچچیز از عشقم به او بزرگتر نیست. جهانِ همهی این جفنگیات.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
گمان میکردم که دیگر وجود ندارد، دور از من زندگی میکند، از همیشه زیباتر شده و متعلق به جهان گذشته است. جهانِ وقتی جوان و رمانتیک بودم، جهانِ وقتی خیال میکردم عشق تا ابد دوام میآورد و هیچچیز از عشقم به او بزرگتر نیست. جهانِ همهی این جفنگیات.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
نمیفهمیدم چرا اینقدر گریه میکند. او را در آغوش میفشردم و سرم را در میان گردنش پنهان میکردم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
ماهها گیج و منگ بودم.
حواسم سر جایش نبود و به در و دیوار میخوردم. هرچه بیشتر دردم میآمد، بیشتر به اینور و آنور میخوردم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
حواسم سر جایش نبود و به در و دیوار میخوردم. هرچه بیشتر دردم میآمد، بیشتر به اینور و آنور میخوردم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
حسابی خُرد و خمیر شده بودم، اما ظاهرم را خوب حفظ میکردم؛ در تمام آن روزهای تهی، کارم این بود که بقیه را گول بزنم. بلند میشدم، آنقدر کار میکردم تا مثل نعش بیفتم، از سر وظیفه غذا میخوردم، با همکارها آبجو میزدم و با برادرهایم دائم شوخی میکردم، اما تلنگری کافی بود تا من را یکباره درهم بشکند.
اشتباه میکردم. این رفتار از سر حماقت بود نه شهامت، چون خیال میکردم که برمیگردد. واقعاً به این اعتقاد داشتم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
اشتباه میکردم. این رفتار از سر حماقت بود نه شهامت، چون خیال میکردم که برمیگردد. واقعاً به این اعتقاد داشتم.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا