minding my own business.
40.5K subscribers
4.91K photos
2 files
9 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
شب‌هاى چهارشنبه – آذردخت بهرامى
وقتی به ایستگاه شرقی وارد می‌شوم، همیشه توی دلم امیدوارم کسی منتظرم باشد. احمقانه است. با این‌که مادرم آن ساعت سر کار است و مارک هم از آن آدم‌هایی نیست که از حومه‌ی شهر برای بردن ساکم بیاید، باز هم بیهوده انتظارشان را می‌کشم. این امید ابلهانه همیشه با من است. این‌بار هم همینطور.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
هنر عشق ورزیدن – اریک فروم
کاش کسی جایی منتظرم باشد... این آرزوی زیادی است؟

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
ساعت ستاره – کلاریس لیسپکتور
پس این‌طور، جاندارهایی هم هستند که دوستم دارند و روی این سیاره‌ی کوچک انتظارم را می‌کشند.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
از خودت برایم بگو – پابلو نرودا
فکر کردم اگر هنوز یک متر و بیست و نه سانتی‌متر قد و بیست و شش کیلو وزن داشت، می‌توانستم بگذارمش توی کاپشنم و همه‌جا با خودم ببرمش.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
گمان می‌کنم می‌ترسد، چون می‌داند که من را از دست داده است. زن‌ها این قبیل چیزها را پیشاپیش احساس می‌کنند. اما من نمی‌توانم کنارش دراز بکشم و به خواب بروم؛ خودش این را خوب می‌داند.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
خستگی‌ها و مسیرها و تنهایی‌ها و فکر و خیالات هم هستند. همیشه همان‌اند و همیشه در خلاء چرخ می‌زنند.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
همه‌چیز رقت‌انگیز بود.
بد بلایی سرم آوردند. کلمات حق مطلب را ادا نمی‌کنند، اما برای آن‌هایی که درست حرفم را نشنیدند تکرار می‌کنم که بد بلایی به سرم آوردند.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
سال‌ها گمان می‌کردم که این زن بیرون زندگی‌ام قرار دارد؛ شاید نه دور از آن، اما بیرون از آن.
گمان می‌کردم که دیگر وجود ندارد، دور از من زندگی می‌کند، از همیشه زیباتر شده و متعلق به جهان گذشته است. جهانِ وقتی جوان و رمانتیک بودم، جهانِ وقتی خیال می‌کردم عشق تا ابد دوام می‌آورد و هیچ‌چیز از عشقم به او بزرگ‌تر نیست. جهانِ همه‌ی این جفنگیات.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
نمی‌فهمیدم چرا این‌قدر گریه می‌کند. او را در آغوش می‌فشردم و سرم را در میان گردنش پنهان می‌کردم.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
ماه‌ها گیج و منگ بودم.
حواسم سر جایش نبود و به در و دیوار می‌خوردم. هرچه بیشتر دردم می‌آمد، بیش‌تر به این‌ور و آن‌ور می‌خوردم.

کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
مثل خون در رگ های من – احمد شاملو