«وقتی به تو نگاه میکنم، انگار جلو دههزار نفر ایستاده باشم، تنم میلرزد...»
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
آدم هرجا برود، بار مشکلاتش را با خودش میبرد.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
با کسانی زندگی میکنم که قبلاً هیچ تصوری از آنها نداشتم. کنار آنها میخوابم، با آنها لباس میپوشم، کنارشان غذا میخورم، حتی گاهی سربهسر هم میگذاریم، ورق بازی میکنیم. با تمام این احوال، همهچیز حالم را
به هم میزند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
به هم میزند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
اهل اینکه خودم را بگیرم و از اینجور کارها نیستم؛ همقطارهایم واقعاً بیمایهاند، منظورم عقل و شعور نیست، نه، قصد توهین ندارم، منظورم سنگینی و وقار است.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
اگر یکی از این بروبچهها را برداری و روی ترازو بگذاری، وزن دارد، اما سنگینی و وقار ندارد.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
وقتی به ایستگاه شرقی وارد میشوم، همیشه توی دلم امیدوارم کسی منتظرم باشد. احمقانه است. با اینکه مادرم آن ساعت سر کار است و مارک هم از آن آدمهایی نیست که از حومهی شهر برای بردن ساکم بیاید، باز هم بیهوده انتظارشان را میکشم. این امید ابلهانه همیشه با من است. اینبار هم همینطور.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد... این آرزوی زیادی است؟
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
پس اینطور، جاندارهایی هم هستند که دوستم دارند و روی این سیارهی کوچک انتظارم را میکشند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
فکر کردم اگر هنوز یک متر و بیست و نه سانتیمتر قد و بیست و شش کیلو وزن داشت، میتوانستم بگذارمش توی کاپشنم و همهجا با خودم ببرمش.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
گمان میکنم میترسد، چون میداند که من را از دست داده است. زنها این قبیل چیزها را پیشاپیش احساس میکنند. اما من نمیتوانم کنارش دراز بکشم و به خواب بروم؛ خودش این را خوب میداند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
خستگیها و مسیرها و تنهاییها و فکر و خیالات هم هستند. همیشه هماناند و همیشه در خلاء چرخ میزنند.
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا
کاش کسی جایی منتظرم باشد – آنا گاوالدا