minding my own business.
40.2K subscribers
4.97K photos
7 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
«می‌دونید من خودم خیلی غمگین بودم. برای همین چیزی نمی‌دیدم. غم و غصه‌ی من نمی‌گذاشت چیزی را ببینم. چون برای من غم و غصه‌ی خیلی بزرگی بود.»

بیگانه – آلبرکامو
هوشنگ ابتهاج
قلبم قفل شده بود و حتی نمی‌توانستم
جواب لبخندش را بدهم.

بیگانه – آلبرکامو
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
هیچ‌وقت دوست نداشتم غافلگیر بشوم.
وقتی قرار است اتفاقی برایم بیفتد دوست دارم حضور ذهن داشته باشم.

بیگانه – آلبرکامو
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
مامان همیشه می‌گفت بالاخره آدم یک چیزی پیدا می‌کند که دلش را خوش کند. در زندان من، وقتی آسمان قرمز می‌شد و روز تازه‌ای یواش یواش می‌آمد توی سلولم، متوجه می‌شدم که حق با او بود.

بیگانه – آلبرکامو
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
اما همه می‌دانند که زندگی ارزش زیستن ندارد. ته دلم کاملاً می‌دانستم که فرقی نمی‌کند در سی‌ سالگی بمیری یا در هفتاد سالگی، چون در هرحال آدم‌های دیگر همچنان زنده خواهند بود و زندگی خواهند کرد، شاید هزاران هزار سال. درواقع، هیچ‌چیز روشن‌تر از این نبود.

بیگانه – آلبرکامو
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
باید همه‌ی توانم را به کار می‌گرفتم تا بتوانم قلبم را آرام کنم و معقول باشم.

بیگانه – آلبرکامو
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
گفت بعضی‌وقت‌ها آدم خیال می‌کند از چیزی مطمئن است درحالی‌که واقعاً مطمئن نیست.

بیگانه – آلبرکامو
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
به‌هرحال، من مطمئن نبودم که واقعاً چه چیزی برایم جالب است، اما مطمئن بودم که چه چیزهایی برایم جالب نیست. و اتفاقاً آن حرف‌هایی که او می‌زد برایم جالب نبود.

بیگانه – آلبرکامو
خواستم برم کلاس پیانو ترمی شده ۴میلیون
خواستم برم کلاس نقاشی شده ترمی ۳میل
خواستم برم کلاس بازیگری شده ترمی ۱۰میل:)))
خواستم برم دوره ژل و لیفت ۲۰میل :)))
تا اینکه با اینجا آشنا شدم همه کلاسارو خریده رایگان گذاشته:
@FreeClassEs
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
گفت: «هیچ امیدی نداری؟» و جداً با این فکر زندگی می‌کنی که وقتی مردی، می‌میری و تمام می‌شود؟» گفتم: «بله.»

بیگانه – آلبرکامو
شفای زندگی – لوییز هی