minding my own business.
40.2K subscribers
4.97K photos
7 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
نیمه تاریک وجود – دبی فورد
هیچ‌چیز آزاردهنده‌تر و تحمل‌ناپذیرتر از این نیست که آدم به خاطر یک اتفاق نابود شود، اتفاقی که می‌توانست نیفتد.

نازنین – داستایفسکی
مرشد و مارگاریتا – میخائیل بولگاکف
شما آدم‌ها. با آن سکوت تحقیرآمیزتان من را راندید. درست در برهه‌ای که پُرشورترین احساساتم را نثارشان می‌کردم، جواب اشتیاقم را با آزار دادید و تا آخر عمر رنجیده‌خاطرم کردید. حالا من مسلماً حق دارم بین شما و خودم دیوار بکشم.

نازنین – داستایفسکی
بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم – نادر ابراهیمی
می‌گویند کسانی که می‌روند لبهٔ پرتگاه می‌ایستند انگار خودبه‌خود به ته دره کشیده می‌شوند و به نظر من خیلی از خودکشی‌ها و قتل‌ها فقط به این دلیل اتفاق افتاده که تپانچه دم‌دست بوده است.

نازنین – داستایفسکی
خیابان یک‌طرفه – والتر بنیامین
بزرگواریِ جوانی خیلی جذاب و دل‌فریب است، اما به یک جو نمی‌ارزد. حالا چرا نمی‌ارزد؟ چون ارزان به دست آمده، برای به دست آوردنش تجربه‌ای کسب نشده. این‌طور بگویم که از مظاهر اولیهٔ زندگی است. بگذار سختی بکشی، آن وقت بزرگواری‌ات را می‌بینم!

نازنین – داستایفسکی
دنیای سوفی – یوستین گردر
معمولاً آدم در مواجهه با غمی سنگین یا بعد از یک توفان شدید روحی مدام می‌خواهد بخوابد.

نازنین – داستایفسکی
ویران می‌آیی – حسین سناپور
همیشه یا تمام یک چیز را می‌خواستم یا هیچ! دقیقاً به همین دلیل است که در مورد سعادت هم به نصفه‌نیمه‌اش راضی نبودم، کل سعادت را می‌خواستم، تمامش را.

نازنین – داستایفسکی
سنگ صبور – صادق چوبک
درد این‌جاست که آدمیزاد روی زمین تنهاست.

نازنین – داستایفسکی
همزاد – فئودور داستایفسکی
می‌گویند خورشید همه‌چیز را جان دوباره می‌دهد. حالا ببینید خورشید را، انگار خودش هم مُرده، مگر نه؟ همه‌چیز مُرده، هر جا را نگاه کنی جز نعش نمی‌بینی. فقط یک مشت آدم مانده‌اند و دورشان جز خاموشی هیچ نیست؛ این است دنیا. چه کسی می‌گفت: آدم‌ها، آهای آدم‌ها، همدیگر را دوست داشته باشید؟ این حرف را چه کسی زد؟

نازنین – داستایفسکی
مدونا با پالتو پوست – صباح الدین علی
من بیش‌تر وقت‌ها آدم بسیار سخت‌گیری‌ام و اصلاً نمی‌بخشم. اما در مورد او برعکس هم بود.

نازنین – داستایفسکی
خاطرات یک مغ – پائولو کوئیلو
وقتی یک جوان، یک جوان نازنین، می‌خواهد حرف خردمندانه و نافذی بزند به‌یک‌باره چهره‌اش می‌شود آینهٔ صفا و صداقت؛ اصلاً انگار دارد با قیافه‌اش می‌گوید: الآن می‌خواهم جملهٔ حکیمانه و تأثیرگذاری بگویم.

نازنین – داستایفسکی