همانقدر مجذوب بزرگان و صاحبان قدرت بود که مگس مجذوب نور.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
در آغاز زندگیام یک نقطهٔ روشن وجود داشت و بعد از آن پیوسته رو به ظلمت پایین میروم و پیوسته بر سرعت سقوطم افزوده میشود.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
تمام آنچه برایش زندگی کردهای و میکنی دروغ است و فریبی که زندگی و مرگ را از تو پنهان میدارد.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
میپرسید: «ولی آخر اینهمه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست! برای هیچ!» و همین.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
گاهی شرار امیدی در دلش میدرخشید و گاهی دریای آشفتهٔ ناامیدی بود و مدام درد و درد و مدام اندوه سیاه که جانش را میگزید. تنها که میماند سخت افسرده بود و میخواست کسی را صدا کند تا همدمش باشد اما از پیش میدانست که با دیگران حالش از اینکه بود بدتر میشد.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
تنها در دل شهری شلوغ، تنها میان دوستان و خانوادههای فراوان، تنها چنان، که تنهاتر از آن، نه در ته دریا ممکن بود نه روی زمین، در این تنهایی هولناک، فقط در خیال زندگی میکرد و گذشتهٔ خود را وا میپیمود. صحنههای زندگی گذشتهاش یکی پس از دیگری پیش چشمش مجسم میشد.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
هر قدر به گذشته عقب میرفت دلش را از شور زندگی سرشارتر مییافت. خوبیهای زندگی بیشتر بود و خود زندگی پرعیارتر بود و نیکی و زندگی باهم درمیآمیخت.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
چنانکه هیچچیز سختتر یا آسانتر نمیشد. فقط همهچیز بدتر بود.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
آدمی باش که میتواند بگوید نه! این خوب نیست که بتوانی همیشه با جمعیت همرنگ شوی. فردی غیرمعمول باش، فردی خارقالعاده.
اثر مرکب – دارن هاردی
اثر مرکب – دارن هاردی
به روابط خود نگاهی بیندازید و مطمئن شوید سه ساعت را با شخص سه دقیقهای نمیگذرانید.
اثر مرکب – دارن هاردی
اثر مرکب – دارن هاردی