تو چیزی فراتر از فکری! تکهای از وجود منی، تکهای از خودم. از همان روز اولی که اینجا آمدم تو را در سطربهسطر کتابهایی که میخوانم میبینم.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
بعضیوقتها چارهای نداری جز رهاکردن.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
او یک دستهکلید یا یک کلاه نبود که ازدستش بدهم. ازدستدادن او ازلحاظ معنایی برابری میکند با اینکه بگویم ششهایم را ازدست دادهام.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
نمیشود با کسی که تو را فراموش کرده دوباره دوست شوی.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
جایی که من میدونم تو باید هم ناراحت باشی. توی این شرایط خیلی طبیعیه. ناراحتی در این شرایط یک واکنش کاملاً طبیعیه.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
میپرسید: «ولی آخر اینهمه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست! برای هیچ!» و همین.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
پیوسته در تنهایی به همان معمای ناگشودنی میاندیشید. «یعنی چه؟ آیا بهراستی باید مرد؟» و ندای درونش جواب میداد: «بله، حقیقت است و باید مرد.» میپرسید: «ولی آخر اینهمه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست! برای هیچ!» و همین.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
Forwarded from minding my own business.
کاری که بقیه در قبال رنج کشیدن تو انجام میدن جایگاه اخلاقیشون رو نشون میده و کاری که تو در قبال رنج کشیدن بقیه انجام میده جایگاه اخلاقی تو رو.
ریگ روان – استیو تولتز
ریگ روان – استیو تولتز
در انظار مردم، در راه اعتبار و عزت بالا میرفتم و زندگی با همان شتاب از زیر پایم میگذشت و از من دور میشد... تا امروز که مرگ بر درم میکوبد.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
در آغاز زندگیام یک نقطهٔ روشن وجود داشت و بعد از آن پیوسته رو به ظلمت پایین میروم و پیوسته بر سرعت سقوطم افزوده میشود.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
ایوان ایلیچ در اواخر این دوران تنهایی، که پیوسته روی کاناپه افتاده و رو به جانب پشتی آن گردانده بود، تنها در دل شهری شلوغ، تنها میان دوستان و خانوادههای فراوان، تنها چنان، که تنهاتر از آن، نه در ته دریا ممکن بود نه روی زمین، در این تنهایی هولناک، فقط در خیال زندگی میکرد و گذشتهٔ خود را وا میپیمود.
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ – لئو تولستوی