minding my own business.
40.1K subscribers
5K photos
8 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
مرگ در می‌زند – وودی آلن
می‌گفت ثانیه‌ها مثل نقطه‌هایی کوچک و درخشان از روی پوست انسان‌ها پایین می‌ریختن و هیچ‌کس قادر به دیدن اونها نبوده.

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
مرگ در می‌زند – وودی آلن
کتاب‌فروشی درحقیقت با همان کتاب‌هایی معنا پیدا می‌کند که در آن وجود دارند. انسان‌ها فقط یک جسم نیستند. اگر امیدی نباشد که بتوانیم چیزهایی را که دوستشان داریم به همان شکلی که هستند حفظ کنیم پس باید آنها را به طریقی که می‌توانیم حفظ کنیم.

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
مرگ در می‌زند – وودی آلن
نگاهی به کتاب‌هایی که روی هم تلنبار شده‌اند می‌اندازد و ادامه می‌دهد: «اینجا درواقع مجموعه‌ای از انسان‌هاست نه کتاب‌ها.»

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
مرگ در می‌زند – وودی آلن
«بعضی‌وقت‌ها علم کافی نیست. بعضی‌وقت‌ها به شعرا هم نیاز داری.»

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
مرگ در می‌زند – وودی آلن
تقریباً مطمئنم رابطهٔ ما دوباره خوب نخواهد شد. نمی‌شود با کسی که تو را فراموش کرده دوباره دوست شوی. تا آخر عمر همیشه نگران خواهی بود که بازهم مثل دفعهٔ پیش تو را فراموش کند. همیشه این را می‌دانی که حال او بدون تو صددرصد خوب است ولی حال تو بدون او خوب نخواهد بود.

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
مرگ در می‌زند – وودی آلن
تصور زندگی بدون آن چیزی که عاشقش هستی یک چیز است، و زمانی‌که آن را واقعاً ازدست می‌دهی چیزی دیگر.

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
مرگ در می‌زند – وودی آلن
ریچل می‌پرسد: «چی شده؟» و من دلم می‌خواهد ماجرا را به او بگویم، چون ریچل همیشه باعث می‌شود همه‌چیز بهتر شود؛ حتی اگر نتواند کاری هم انجام دهد با حضورش در کنار من باعث می‌شود همه‌چیز بهتر شود.

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
یک سفر، دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود – رضا کاظمی
اولین قانون خانوادهٔ ما درمورد مباحث مربوط به کتاب این است که نباید فقط درمورد موضوع کتاب صحبت کنیم. نهایتاً بیست‌وپنج کلمه یا کمتر درمورد موضوع آن، و بقیهٔ زمان را، که می‌تواند بینهایت باشد، باید درمورد نظرات و افکارمان درمورد آن کتاب صحبت کنیم.

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
یک سفر، دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود – رضا کاظمی
«از آن لحظه هرطرف را نگاه می‌کنم تو را می‌بینم-در رودخانه، در بادبان کشتی‌ها، در مرداب، در ابرها.»

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
یک سفر، دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود – رضا کاظمی
من دختری هستم که در دوره‌ای که همه به‌دنبال جدیدترین گوشی‌های هوشمند هستند کتاب‌های دست‌دوم می‌خوانم. لباس‌های دست‌دوم می‌پوشم و وقتی پدرم به جلسهٔ اولیا و مربیان می‌آید با صدای بلند به معلم کلاسمان می‌گوید که توانایی مالی برای فرستادن من به اردو را ندارد.

واژه‌هایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
یک سفر، دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود – رضا کاظمی