کتابهای دستدوم پر از رمزوراز هستند.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
او میگفت: «اینطور بهش فکر کن که ما از این خونهایی که توش هستیم به جای دیگهای بریم ولی این خونه همچنان سر جای خودش هست؛ گذشته هم همینطوره.» میگویم: «فکر خیلی جالبیه. اینکه فکر کنیم چیزهایی که عاشقشون هستیم در جای دیگهای هنوز هم وجود دارن.»
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
پدر میگوید: «اگر ما وقتی در سختیها قرار میگیریم چیزهایی رو که دوستشون داریم رها کنیم این دنیا واقعاً جای وحشتناکی میشه.»
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
هیچکس پیش کسی که دوستش ندارد برنمیگردد.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
«چطور ممکنه دلت برای من تنگ نشده باشه؟ چطور همچین چیزی امکان داره؟»
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
«هیچکس برای بیدارشدن دلیلی نداره. زندگی کلاً بیمعنیه و انسانها مجبورن بههرحال بیدار بشن. همهٔ انسانها اینجوری زندگی میکنن.»
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
ما همان کتابهایی هستیم که خواندهایم و چیزهایی که دوستشان داریم.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
Forwarded from minding my own business.
یک سفر، دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود – رضا کاظمی
باید یک دکمهٔ قطع وجود داشته باشد که وقتی کسی ترکت میکند بتوانی آن را فشار دهی و بگویی: تو دمار از روزگار من درآوردی و من هم دیگر تو را دوست ندارم.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
«هنری اگه عشق زندگیت داره یه عوضی رو میبوسه الان وقتشه که دوباره فکر کنی و ببینی آیا واقعاً اون عشق زندگیت هست یا نه.»
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
تصور زندگی بدون آن چیزی که عاشقش هستی یک چیز است، و زمانیکه آن را واقعاً ازدست میدهی چیزی دیگر.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی