هر وقت از چیزی دلخور میشد، این قیافه را به خودش میگرفت. انگار مثل شرقیها نقاب به چهره میزد، در ظاهر بیآزار و بینقص به نظر میرسید ولی در عین حال نمیشد چیزی از چهرهاش خواند.
میوهی خارجی – جوجو مویز
میوهی خارجی – جوجو مویز
اگر هر کاری میکنی باز هم نمیتوانی کسی را شاد کنی، پس باید شکستت را بپذیری.
میوهی خارجی – جوجو مویز
میوهی خارجی – جوجو مویز
چه فایدهای دارد که آدم همهاش در گذشته زندگی کند؟ چه فایدهای دارد آدم به چیزهایی بچسبد که دیگر وجود ندارند.
میوهی خارجی – جوجو مویز
میوهی خارجی – جوجو مویز
آدم فقط باید به محاسن افراد اشاره کند. اگر بتوانی توجه دیگران را فقط به خوبیهایت جلب کنی، دیگر کسی بدیهایت را نمیبیند.
میوهی خارجی – جوجو مویز
میوهی خارجی – جوجو مویز
گاهی بهتر است آدم توجه کمتری به بعضی چیزها بکند، در این صورت آسیب کمتری میبیند.
میوهی خارجی – جوجو مویز
میوهی خارجی – جوجو مویز
گاهی فکر میکردم سیلیا عاشق من نبود. عاشق ((عاشق شدن) ) بود.
گاهی حس میکردم لزومی نداشت این فرد اصلا من باشم.
میوهی خارجی – جوجو مویز
گاهی حس میکردم لزومی نداشت این فرد اصلا من باشم.
میوهی خارجی – جوجو مویز
دل مشغولی هایش فقط این بود که اوضاع چگونه به نظر میرسد، نه این که در اصل چگونه است.
میوهی خارجی – جوجو مویز
میوهی خارجی – جوجو مویز
بعضی روزها فکر میکرد شاید زندگی هرگز چنین نبوده است؛ مثل وقتی که آدم خاطرات تابستانهای دوران کودکی اش را به خاطر میآورد، آنها را گرم و بی پایان میبیند، شاید عشقی را به خاطر میآورد که هرگز نبوده یا شور و حالی که هرگز وجود نداشته است.
میوهی خارجی – جوجو مویز
میوهی خارجی – جوجو مویز
وقتی کار درستی تحویل بدهی، اصلا مهم نیست چه تخصصی داری.
میوهی خارجی – جوجو مویز
میوهی خارجی – جوجو مویز
پدر میپرسد: «جملهٔ فوقالعادهای که توی کتاب آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز نوشته بود چی بود؟ شکستهدل... تو فکر میکنی خواهی مرد اما هرروز پساز آن روز وحشتناک به زندگی ادامه خواهی داد.»
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
من توانایی زندگی در آیندهای نامعلوم رو دارم؛ اگر در اون آیندهٔ نامعلوم تو در کنارم باشی.
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی