میخوام که عاشقت باشم. میخوام بشناسمت. پس میتونم واقعاً عاشقت باشم. من بهت احتیاج دارم، اما همونقدرم میخوام عاشقت باشم.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
سُموم نامرئی و مرگباری در معادن وجود داشت، اما بدن معدنچیها، برای حسکردنِ سم، به اندازهٔ کافی حساس نبود. بنابراین آنها گاهیاوقات با خودشان یک قناری را با قفساش به معادن میبردند. بدنِ قناری طوری ساخته شده که به موادِ سمّی حساس است؛ پس قناری به ناجیِ زندگی آنها تبدیل میشد. وقتی سطح سم بیشازحد افزایش مییافت، قناری دیگر آواز نمیخواند، و این سکوت، اخطاری بود برای فرار معدنچیها از معدن. اگر معدنچیها معدن را با سرعتی که باید، ترک نمیکردند، قناری میمُرد... و اگر خیلی طول میکشید، کارگران معدن هم میمُردند.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
ترجیح میدم بهخاطر کسیکه واقعاً هستم، ازم متنفر باشی تا اینکه بهخاطر کسیکه نیستم، دوسم داشته باشی.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
موسیقی دعوتیست برای حسکردن، و سکوت دعوتی برای فکرکردن.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
زمان زیادی از وقتمان را به گپزدن با یکدیگر گذراندهایم و راجعبه همهچیز ـ جز آنچه که واقعاً اهمیت دارد ـ حرف زدهایم. هیچوقت به روی خودمان نیاوردهایم که چه بارِ سنگینی را به دوش میکشیم. ما یکدیگر را فقط به نمایندهای از خودمان معرفی میکردیم، درحالیکه خودِ واقعیمان سعی میکرد تنها زندگی کند. فکر میکردیم اینطور امنتر است. فکر میکردیم اینطور خودِ واقعیمان صدمه نمیبیند.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
هر لایک و هر نظر جدید، یک شلیکِ آدرنالین است.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
"میدونم حس خوبی بهت میدم؛ اصلاً کار اصلیِ من همینه و راهشو خوب بلدم... اما وقتی نگاهم میکنی، برات چیزی بیشتر از یه آینهم؟! اینجا همون چیزی رو میبینی که دلت میخواد، مگه نه؟ یعنی من جز اینکه به تو احساس خوبی میدم، هیچ قابلیت دیگهای ندارم؟ پس من چی؟ خودِ من. میتونی کمکم کنی که اینجا، کنار تو، خودمو بشناسم؟"
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
چیزی در درونم، این احساس را تأیید میکند؛ اینکه خدایی وجود دارد و این خدا در تلاش است تا با من صحبت کند، در تلاش است تا مرا دوست بدارد، در تلاش است تا مرا به زندگی برگرداند. تصمیم میگیرم به خدایی که دختری مثل من را باور دارد، ایمان داشته باشم.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
با خودم فکر میکنم آن کسیکه این آسمان را یکجا نگه میدارد، میتواند قلب من را هم یکجا نگه دارد؟ فکر میکنم کسیکه این آسمان را تا این حد زیبا میکند، ممکن است برای زیباکردنِ زندگیِ من هم کاری کند؟
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
ما تکههای پراکندهٔ یک پازلایم؛ بنابراین وقتی به هم آسیب بزنیم، درواقع به خودمان آسیب زدهایم.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
میتوانم دستهایم را در روشناییِ سفیدِ ماه ببینم. جالب است که حتا شبها هم کمی نور برای دیدن هست. ما هیچوقت بینور نمیمانیم. هیچ مصیبتی آنقدرها حقیقی نیست. با تمام وجودم از ماه و خالقِ آن، ممنونم.
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن
جنگجوی عشق – گلنن دویل ملتن