minding my own business.
40K subscribers
5.02K photos
7 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
حتا شب‌ها هم کمی نور برای دیدن هست. ما هیچ‌وقت بی‌نور نمی‌مانیم. هیچ مصیبتی آن‌قدرها حقیقی نیست.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
اندوه، سوغات عشق است.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
خواب تنها راهِ فرارِ من است، و هزینهٔ فرار، بیدارشدن با هوشیاریِ کامل و دانستنِ این است که کابوس نمی‌دیده‌ام. این زندگیِ من است.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
رنج ما را دو تکه می‌کند. وقتی کسی‌که رنج می‌کشد، می‌گوید: «خوبم... خوبم...» به این دلیل نیست که حالش خوب است. برای این است که خودِ درونش به خودِ بیرونش فرمان داده که واژهٔ «خوبم» را به زبان بیاورد. او حتا گاهی‌اوقات اشتباهی می‌گوید: «خوبیم.» دیگران فکر می‌کنند که خودش و اطرافیانش را می‌گوید، ولی این‌طور نیست. او دو تکهٔ خودش را می‌گوید: خودِ آسیب‌دیده و خودِ نماینده‌اش. نماینده‌ای که برای مصرف عمومی مناسب است.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
از رنج‌ها فرار نکنید، اونا به دردتون می‌خورن. باهاشون سر کنید، بذارید بیان و برن.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
No idea what I'm doing but f*ke it – Ron lim
وقتی کسی از من می‌پرسد چرا بیش‌ترِ اوقات گریه می‌کنم، این‌طور جواب می‌دهم: «به همون دلیلی که خیلی وقتا می‌خندم. این نشون می‌ده که دارم به اطرافم توجه می‌کنم.» می‌گویم که ما می‌توانیم انتخاب کنیم جذاب و تحسین‌برانگیز باشیم، یا دوست داشته شویم و واقعی باشیم. باید تصمیم بگیریم.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
گربه‌ای که کتاب‌ها را نجات داد – سوسوکه ناتسوکاوا
هر روز صبح، من دختر کوچکی هستم که بیدار می‌شود و می‌فهمد تنهاست و توی جنگلِ تاریک یخ زده.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
گربه‌ای که کتاب‌ها را نجات داد – سوسوکه ناتسوکاوا
جایی نمانده که برای نجات به آن پناه نبرده باشم، پس این‌بار به خداوند پناه می‌برم.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
گربه‌ای که کتاب‌ها را نجات داد – سوسوکه ناتسوکاوا
توی بیست سال گذشته، هر وقت عصبانیت و ترس و تنهایی سراغم می‌آمدند، سریع دکمه‌ای را فشار می‌دادم تا از شرشان خلاص شوم: کتاب، مواد، الکل، رابطهٔ جنسی، ولگردی، و درنهایت فیس‌بوک. دکمه را فشار می‌دادم و با یک اَجی‌مَجی می‌رفتم به جایی‌که هیچ دردی را حس نکنم. بی‌هدف، خنثی، نابودشده.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
گربه‌ای که کتاب‌ها را نجات داد – سوسوکه ناتسوکاوا
هر وقت که حجم ناراحتی‌هایم زیاد می‌شود، این احساسات آزاردهنده را به‌شکل دیوانه‌واری با غذا خنثی می‌کنم. و بعد به جای غم و اندوه احساس سیری می‌کنم، که به‌اندازهٔ غم و اندوه، غیرقابل‌تحمل است.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن
گربه‌ای که کتاب‌ها را نجات داد – سوسوکه ناتسوکاوا
همهٔ ما بی‌خیالِ پیداکردنِ راه‌حل شده‌ایم و حالا فقط برای شنیدن یک توضیح است که دورِ هم‌ایم.

جنگجوی عشق – گلنن‌ دویل ملتن