minding my own business.
39.9K subscribers
5.03K photos
10 links
تیکه کتاب!

تبلیغات: @tellocbot
Download Telegram
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
بعضی وقت‌ها ما از بعضی‌ها فقط به‌خاطر اینکه با ما داخل یک دنیا زندگی می‌کنند خوش‌مان می‌آید.

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
تو بالاخره فشار پوسیدن و خسته‌شدن خیالت را حس می‌کنی چون درحال رشدی و آرمان‌های قبلی‌ات را زودتر باور می‌کنی. آن‌ها خرد می‌شوند، پودر می‌شوند؛ اگر زندگی دیگری نداشته باشی، مجبوری که زندگی را از همان تکه‌های خردشده و ریزه‌هایش دوباره بسازی. درحالی‌که روح تو تمایل به چیز دیگری دارد و چیزی غیر از آن می‌خواهد!

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
چقدر راحت می‌تواند به یک دختر بیچاره ی بی‌دفاع که تنها گناهش عشق است، توهین کند و ضربه بزند! آه، چقدر در این سه روز عذاب کشیدم! آه خدای من، خدای من! وقتی یادم می‌آید که اولین بار من پیشش رفتم، که خودم را حقیر کردم، اشک ریختم و از او عشق گدایی کردم، حتی اگر شده یک ذره!

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
اما ناستنکا! این که من کینه‌ای از تو به دل بگیرم، هرگز! که شادی پاک و سعادتمندانه‌ی تو را با ابر غم تیره خواهم کرد، هرگز! که برای قلب تو با ملامتی تلخ نومیدی خواهم آورد، هرگز! و یا این که آن را با رنج‌های نهفته‌ جریحه‌دار کرده که در لحظات شادی با نگرانی بتپد، هرگز! هرگز یکی از آن گل‌هایی را که تو به گیس بافته‌ی مشکی ات زده و پابه پای او، به سوی محراب کلیسا پیش می‌روی مرده نخواهم ساخت... هرگز! هرگز! آسمان زندگی‌ات همیشه صاف و روشن و لبخند شیرینت پیوسته شاد باشد و به خاطر آن یک لحظه شادی و سعادتی که به دلی دیگر، دلی تنها اما حق شناس دادی، تا ابد سعادتمند باشی! خدای مهربان! یک لحظه شادی! آیا برای تمام عمر یک انسان کافی نیست؟!

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
من دوست دارم در زمان‌های خاصی نقاطی را که در آنها شادی را احساس کرده‌ام به یاد بیاورم و دوباره ببینم.

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
اگر به طور غیرقابل باوری نگوییم مبتذل، این زندگی ترکیب چیزی خیالی و آرمانگرایانه با چیزی کسل‌کننده و معمولی است.

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
چون بعضی وقت‌ها دچار بدبختی و غمی عجیب می‌شوم، یک چنین بدبختی... چون وقتی این‌طور افسون می‌شوم به این فکر می‌کنم که هرگز قادر نیستم یک زندگی تازه و واقعی را شروع کنم. به نظر می‌رسد که همهٔ حواس، غریزه و هوشم را از دست داده‌ام، چون شب‌های رؤیایی‌ام جای خودشان را به لحظه‌های هوشیاری داده‌اند و این وحشت‌آور است!

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
تو بالاخره فشار پوسیدن و خسته‌شدن خیالت را حس می‌کنی چون درحال رشدی و آرمان‌های قبلی‌ات را زودتر باور می‌کنی. آن‌ها خرد می‌شوند، پودر می‌شوند؛ اگر زندگی دیگری نداشته باشی، مجبوری که زندگی را از همان تکه‌های خردشده و ریزه‌هایش دوباره بسازی. درحالی‌که روح تو تمایل به چیز دیگری دارد و چیزی غیر از آن می‌خواهد!

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
ناستنکا، می‌دانی که مرا برای سال‌های طولانی پیش رویم با خودم آشتی دادی؟ می‌دانی که دیگر راجع به خودم مثل گذشته فکر نخواهم کرد؟ دیگر در زندگی‌ام هرگز ناامید نخواهم شد که جنایتی یا گناهی مرتکب شده‌ام، فقط به این علت که این‌طور زندگی، یک جنایت و یک گناه است!

شب‌های روشن – داستایفسکی
در باب حکمت زندگی – آرتور شوپنهاور
من این‌قدر دوستت دارم، این‌قدر دوستت دارم که عشقم به‌هیچ‌وجه آزاری به تو نمی‌رساند، حتی اگر تو هنوز هم بخواهی دنبال کس دیگری بروی، دنبال کسی که من نمی‌شناسم، عشق من به تو آسیبی نخواهد رساند و تنها چیزی که تو همیشه حس می‌کنی، قلبی‌ست که مدام برای تو خواهد تپید، قلبی پرشور و حق‌شناس که همیشه با تو خواهد بود.

شب‌های روشن – داستایفسکی
موضوع مرگ و زندگی – اروین و مریلین یالوم