به این نیاز داشتم که نزدیک آندرهآ باشم. بیتردید،
نزدیک آندرهآ آرامتر از زمان دوری از او بودم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
نزدیک آندرهآ آرامتر از زمان دوری از او بودم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
و یک شب بیدار دراز کشیدم و کمتر احساس شادی کردم. نگرانیام شروع شد. نگرانیها مرتب افزایش پیدا کردند.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
به دویدن معمولاً بهعنوان کاهشدهندهی افسردگی و اضطراب اشاره شده.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
-میخواهم توقف کنم! نه، ادامه بده! نمیتوانم، بهسختی نفس میکشم!
فقط یک مایل دیگر مانده! من فقط باید دراز بکشم! تو نمیتوانی! این مجادلهی افسردگی است.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
فقط یک مایل دیگر مانده! من فقط باید دراز بکشم! تو نمیتوانی! این مجادلهی افسردگی است.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
یکی از چیزهایی که افسردگی اغلب انجام میدهد این است که شما را به احساس گناه دچار میکند. افسردگی میگوید: «خودت را ببین، با زندگی خوبی که داری، با نامزد/شوهر/زن/بچهها/سگ/کاناپه/دنبال کنندگان توییتری، با کار خوبی که داری، با نداشتن هیچ مشکل جسمی، با اینکه قرار است تعطیلات به رم بروی، با اینکه قسط خانهات تقریباً تمام شده، با والدینی که طلاق نگرفتهاند، با هرچیزی که داری.» و باز و باز و باز.
درواقع، افسردگی میتواند با در بیرون درست بودن اوضاع تشدید شود، چون شکاف بین آنچه حس میکنید و آنچه انتظار میرود حس کنید وسیعتر میشود.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
درواقع، افسردگی میتواند با در بیرون درست بودن اوضاع تشدید شود، چون شکاف بین آنچه حس میکنید و آنچه انتظار میرود حس کنید وسیعتر میشود.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
«گندش بزنند، این چیزی است که من همیشه
میخواستم، چرا خوشحال نیستم؟»
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
میخواستم، چرا خوشحال نیستم؟»
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
میگویند که دیوانگی واکنشی منطقی به دنیایی دیوانه است.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
یک نکتهی آزاردهنده در مورد افسردگی این است که فکر کردن دربارهی زندگی اجتنابناپذیر است. افسردگی از همهی ما متفکر میسازد.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
«اگر آنچه حس میکنم بهطور مساوی بین مردم تقسیم
شده بود، یک چهرهی شاد هم روی زمین یافت نمیشد.»
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
شده بود، یک چهرهی شاد هم روی زمین یافت نمیشد.»
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
وقت غروب در خیابانی راه میرفتم، ناگهان آسمان مثل خون سرخ شد. ایستادم و به حصاری تکیه دادم، بهطرز غیرقابل بیانی احساس خستگی کردم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ