از پنجره به بیرون خیره شدهام، فکر میکنم چقدر غمانگیز، چقدر سنگین است، تماشای این باران و ندانستن اینکه چرا میبارد.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
من هیچ جنگی را تجربه نکرده بودم. با اینحال،
درد را حس میکردم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
درد را حس میکردم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
و بزرگترین ترس من -حتی بزرگتر از مرگ-
این بود که به کلی دیوانه شوم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
این بود که به کلی دیوانه شوم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
بهترین روش برای شکست دادن یک هیولا
پیدا کردن یکی ترسناکتر است.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
پیدا کردن یکی ترسناکتر است.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
اگر کمکم دارید از بیرون رفتن هراس پیدا میکنید، بیرون بروید. اگر از فضاهای بسته میترسید، مدتی در یک آسانسور بمانید. اگر اضطراب جدایی دارید، خودتان را وادار کنید مدتی تنها بمانید. وقتی افسرده و مضطرب هستید، مکان آسایش شما تمایل دارد از بزرگی یک دنیا به اندازهی یک تخت کاهش یابد. یا یکراست به هیچ تبدیل شود.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
روبینسون نوشت: «گرما، آرامش و تنهایی درست
همان چیزهایی بود که جورجیا نیاز داشت.»
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
همان چیزهایی بود که جورجیا نیاز داشت.»
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
ما شاید در ذهنهایمان گیر افتاده باشیم، اما به شکل فیزیکی گیر نیفتادهایم. و کندن خودمان از مکان فیزیکیمان میتواند به از جا کندن وضعیت ذهنی ناشاد ما کمک کند.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
گوستاو فلوبر نوشت: «سفر انسان را فروتن میکند. متوجه میشوید در این دنیا چه جای کوچکی را اشغال کردهاید.»
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
من هنوز تودهای از اضطراب بودم که روی دو پا راه میرفت.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
به این نیاز داشتم که نزدیک آندرهآ باشم. بیتردید،
نزدیک آندرهآ آرامتر از زمان دوری از او بودم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
نزدیک آندرهآ آرامتر از زمان دوری از او بودم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
و یک شب بیدار دراز کشیدم و کمتر احساس شادی کردم. نگرانیام شروع شد. نگرانیها مرتب افزایش پیدا کردند.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ