10. زندگی در انتظار تو است. ممکن است مدتی اینجا گیر افتاده باشی، اما دنیا جایی نمیرود. اگر میتوانی، اینجا دوام بیاور. زندگی همیشه ارزشش را دارد.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
ما ذاتاً تنهاییم. نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت.
حتی اگر بارها آن را بیازماییم و فراموش کنیم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
حتی اگر بارها آن را بیازماییم و فراموش کنیم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
هرقدر هم کسی را دوست داشته باشیم، هرگز
نمیتوانیم او یا خودمان را از درد رها کنیم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
نمیتوانیم او یا خودمان را از درد رها کنیم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
عشق مرا نجات داد. آندرهآ. او مرا نجات داد. عشق
او به من و عشق من به او. آن هم نه فقط یکبار.
مکرر. بارها و بارها.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
او به من و عشق من به او. آن هم نه فقط یکبار.
مکرر. بارها و بارها.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
اگر همانطور که شوپنهاور گفته «ما سهچهارم وجودمان را فدا میکنیم تا شبیه دیگران بشویم»، پس عشق، در بهترین حالت خود، راهی برای بازپسگیری آن بخشهای وجود ما است.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
شادی عشق تنها یعنی یافتن کسی که بتوانید
با او خود غیرعادیتان باشید.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
با او خود غیرعادیتان باشید.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
من به او کمک کردم خودش باشد، او به من کمک کرد خودم باشم. این کار را از طریق حرف زدن انجام دادیم. در سال اولی که باهم بودیم، خیلی وقتها تمام شب بیدار میماندیم و حرف میزدیم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
اما جروبحثها ظاهر قضیه بود. اگر به اندازهی کافی زیر موجهای توفانی بروید، آب آرام است. ما اینطور بودیم. از یک نظر دعوا میکردیم چون میدانستیم هیچ تاثیر اساسیای ندارد. وقتی بتوانید کنار کسی خودتان باشید، نارضایتیتان را نشان میدهید.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
هرچند، یک لحظه هم نبود که گفته باشم -یا حس کرده باشم- که عاشق او نیستم. من کاملاً عاشق او بودم.
همیشه اینطور بودم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
همیشه اینطور بودم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
او کسی بود که میتوانستم با او حرف بزنم، کسی که میتوانستم هرچیزی را به او بگویم. بودن با او در اساس نسخهی بیرونی خودم بود.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
جاهای خالیای را پر کرد که نگرانی و تاریکی با سر برآوردن ایجاد کردند. نسخهی دیگر ذهن من بود. مراقب زندگیام. درست نسخهی دیگر من بود وقتی نیمی از من وجود نداشت. در زمان غیبت من از خودم، صبورانه چون همسری در زمان جنگ، کارهایم را انجام میداد.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ