برای سایر آدمها گاهی اصلاً مهم بهنظر نمیرسد، با سری آتش گرفته اینطرف و آنطرف میروید و هیچکس شعلهها را نمیبیند. و در نتیجه -از آنجا که افسردگی عموماً نادیدنی و اسرارآمیز است- داغ ننگ بهراحتی باقی میماند.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
وقتی افسردهاید، احساس تنهایی میکنید، و اینکه هیچکس کاملاً وضعیتی را که دارید تجربه نکرده. آنقدر میترسید دیوانه بهنظر برسید که همهچیز را درونی میکنید، و آنقدر میترسید مردم بیشتر شما را تنها بگذارند که ظاهری آرام به خود میگیرید و دربارهاش حرف نمیزنید، که خیلی بد است، چون حرف زدن از آن بهتر است.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
زمان شفا میدهد. در انتهای تونل روشنایی وجود دارد،
حتی اگر ما قادر به دیدنش نباشیم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
حتی اگر ما قادر به دیدنش نباشیم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
افسردگی برای هرکس متفاوت بهنظر میرسد. درد به شکلهای مختلف، به درجات متفاوت حس میشود و واکنشهای متفاوتی را برمیانگیزد.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
افسردگی برای هرکس متفاوت بهنظر میرسد. درد به شکلهای مختلف، به درجات متفاوت حس میشود و واکنشهای متفاوتی را برمیانگیزد.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
«اما درنهایت فرد برای زندگی کردن بیشتر از کشتن خودش به شهامت نیاز دارد.» آلبرکامو، یک مرگ شاد.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
«اما درنهایت فرد برای زندگی کردن بیشتر از کشتن خودش به شهامت نیاز دارد.» آلبرکامو، یک مرگ شاد.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
و بیشتر از یک سال طول کشید تا دوباره حتی احساس کنم نیمهعادیام. تا آن مرحله هیچ درک یا آگاهی واقعی از افسردگی نداشتم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
اما ممکن نبود کسی که مرا در آن ویلا میدید بفهمد چه احساسی دارم، ممکن نبود حس کند در چه جهنم غریبی به سر میبرم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
میخواستم بمیرم. نه. این کاملاً درست نیست.
نمیخواستم بمیرم، فقط نمیخواستم زنده باشم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ
نمیخواستم بمیرم، فقط نمیخواستم زنده باشم.
دلایلی برای زنده ماندن – مت هیگ