چه سالها که در انتظار تو بودم
ای طولانیترین روز عمر!
صدای راهپله میآید – حسین صفا
ای طولانیترین روز عمر!
صدای راهپله میآید – حسین صفا
این جدیترین شکل مردن است
تو را جستوجو کردن تو را یافتن
و در ساعت اداری
در میان برگههای مرخصی
انگشتهای کشیدهی تو را نوشتن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
تو را جستوجو کردن تو را یافتن
و در ساعت اداری
در میان برگههای مرخصی
انگشتهای کشیدهی تو را نوشتن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
سنگینی میکنند
پلکهایم بر شانههای این دو چشم نحیف.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
پلکهایم بر شانههای این دو چشم نحیف.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
مرا بههم میریزد اینهمه چشم
که در چشمهای توست
عجزم را از پیراهنم بیرون میکشد
اینهمه دست
که در آستین داری.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
که در چشمهای توست
عجزم را از پیراهنم بیرون میکشد
اینهمه دست
که در آستین داری.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
نمیآیی
میروی
اینگونه ماندن را از که آموختهای؟
صدای راهپله میآید – حسین صفا
میروی
اینگونه ماندن را از که آموختهای؟
صدای راهپله میآید – حسین صفا
تعریف مرا از بردباری
تغییر میدهی
و مرا ناتوانتر میکنی.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
تغییر میدهی
و مرا ناتوانتر میکنی.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
دخالت میکنی در بازوهای من
دخالت میکنی در موهایم
دخالت میکنی در دمای اتاقم
دخالت نمیکنی در ویرانیام.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
دخالت میکنی در موهایم
دخالت میکنی در دمای اتاقم
دخالت نمیکنی در ویرانیام.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
من بارها نمیتوانم را در آغوش کشیدهام
من بارها نمیتوانم را بوسیدهام.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
من بارها نمیتوانم را بوسیدهام.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
باید تو را به بیمنطقترین دلیل ببوسم.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
صدای راهپله میآید – حسین صفا
اندکی از عمرمان باقیست
اندکی از مرا بغل کن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
اندکی از مرا بغل کن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا