عزیزم!
همه از اینجا رفتهاند
تو که تنهاترین مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمیکنی؟
صدای راهپله میآید – حسین صفا
همه از اینجا رفتهاند
تو که تنهاترین مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمیکنی؟
صدای راهپله میآید – حسین صفا
گاهی هم، دلبرِ من، آمادهام که آنچه را تو مردانگیام نامیدی فدا کنم و در راه مبارزه برای عفریتهی عدالت که خیلی پیش از اینها اینجا را بدون گفتن کلمهای ترک کرده، بمیرم.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر
استخوانها در اندامم بیقراری میکنند.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
صدای راهپله میآید – حسین صفا
و نگاه کردن به تو
در جدیترین تصمیمها نیز
گره از بند کفشهایم وا میکرد.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
در جدیترین تصمیمها نیز
گره از بند کفشهایم وا میکرد.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
من که دستم به جایی بند نیست
من فقط میتوانم تو را روایت کنم
و دستانم را قلاب کنم برایت
وقتی از ارتفاع سخن میگویی.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
من فقط میتوانم تو را روایت کنم
و دستانم را قلاب کنم برایت
وقتی از ارتفاع سخن میگویی.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
رنجی که میبرم خصوصیست
و با افراد شادمان
اختلاف طبقاتی دارم.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
و با افراد شادمان
اختلاف طبقاتی دارم.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
فراموش میکنم خودکارم را
که هرچه دوید
نتوانست بنویسد: دویدن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
که هرچه دوید
نتوانست بنویسد: دویدن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
باید از خلق خدا کناره بگیرم
این نیز مرا کفایت میکند.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
این نیز مرا کفایت میکند.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
چه سالها که در انتظار تو بودم
ای طولانیترین روز عمر!
صدای راهپله میآید – حسین صفا
ای طولانیترین روز عمر!
صدای راهپله میآید – حسین صفا
این جدیترین شکل مردن است
تو را جستوجو کردن تو را یافتن
و در ساعت اداری
در میان برگههای مرخصی
انگشتهای کشیدهی تو را نوشتن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
تو را جستوجو کردن تو را یافتن
و در ساعت اداری
در میان برگههای مرخصی
انگشتهای کشیدهی تو را نوشتن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
سنگینی میکنند
پلکهایم بر شانههای این دو چشم نحیف.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
پلکهایم بر شانههای این دو چشم نحیف.
صدای راهپله میآید – حسین صفا