ضربان پایت را میشنوم
در سینهام راه میروی.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
در سینهام راه میروی.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
ترجیح میدهم که تنها بمانم
به تلویزیون خیره شوم
کتاب بخوانم
پیادهروی کنم
بخوابم
تلویزیون تو را نشان میدهد
کتابها تو را میخوانند
پیادهروها تو را قدم میزنند
خوابها تو را میبینند.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
به تلویزیون خیره شوم
کتاب بخوانم
پیادهروی کنم
بخوابم
تلویزیون تو را نشان میدهد
کتابها تو را میخوانند
پیادهروها تو را قدم میزنند
خوابها تو را میبینند.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
عزیزم!
همه از اینجا رفتهاند
تو که تنهاترین مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمیکنی؟
صدای راهپله میآید – حسین صفا
همه از اینجا رفتهاند
تو که تنهاترین مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمیکنی؟
صدای راهپله میآید – حسین صفا
گاهی هم، دلبرِ من، آمادهام که آنچه را تو مردانگیام نامیدی فدا کنم و در راه مبارزه برای عفریتهی عدالت که خیلی پیش از اینها اینجا را بدون گفتن کلمهای ترک کرده، بمیرم.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر
استخوانها در اندامم بیقراری میکنند.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
صدای راهپله میآید – حسین صفا
و نگاه کردن به تو
در جدیترین تصمیمها نیز
گره از بند کفشهایم وا میکرد.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
در جدیترین تصمیمها نیز
گره از بند کفشهایم وا میکرد.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
من که دستم به جایی بند نیست
من فقط میتوانم تو را روایت کنم
و دستانم را قلاب کنم برایت
وقتی از ارتفاع سخن میگویی.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
من فقط میتوانم تو را روایت کنم
و دستانم را قلاب کنم برایت
وقتی از ارتفاع سخن میگویی.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
رنجی که میبرم خصوصیست
و با افراد شادمان
اختلاف طبقاتی دارم.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
و با افراد شادمان
اختلاف طبقاتی دارم.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
فراموش میکنم خودکارم را
که هرچه دوید
نتوانست بنویسد: دویدن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
که هرچه دوید
نتوانست بنویسد: دویدن.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
باید از خلق خدا کناره بگیرم
این نیز مرا کفایت میکند.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
این نیز مرا کفایت میکند.
صدای راهپله میآید – حسین صفا
چه سالها که در انتظار تو بودم
ای طولانیترین روز عمر!
صدای راهپله میآید – حسین صفا
ای طولانیترین روز عمر!
صدای راهپله میآید – حسین صفا