به محض اینکه وارد حیاط شدم، سرم را به سوی آسمان بالا بردم تا ببینم چه آبوهوایی را تجربه میکنی.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر
هرچه لازم است بدانیم را میدانیم، فقط در کلمات نمیگنجند، و آنچه نمیدانیم، هیچوقت هم نخواهیم دانست، چیزی است که قرار است اتفاق بیفتد.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر
جهنم، ساختهی سرمایهدارها بوده است و هدفش این بوده که توجه فقرا را از رنجی که درحال حاضر میبرند منحرف کند. اول اینکه، مدام تهدید میشوند که شرایطشان میتواند خیلی بدتر از این هم بشود. و دوم اینکه، به فرمانبردارها و وفادارها این وعده را میدهد که در یک زندگی دیگر، در ملکوت خداوند، از آنچه ثروت در این دنیا فراهم میآورد و حتی بهتر، برخوردار خواهند شد.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر
دلم میخواست کمی بوی کاهگل و کمی بوی قصیل تازه و کمی بوی خاک باران خورده را در یک شیشه کوچک بگذارم.
بیبال پریدن – قیصر امینپور
بیبال پریدن – قیصر امینپور
همهی چیزهایی که در طول یک عمر جمع شده بودند، بدون ردی، از بین رفته بود، حتی نشانی از آنها نمانده بود. انگار فراموشی گرفته باشند، نه فراموشیِ ذهنی، فراموشیِ عینی.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر
در پیچوتاب تاریک زمان، شاید هیچچیز بهجز لمسِ بیصدایِ انگشتانمان وجود نداشته باشد. و پیمانمان.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر
درمورد مرگ میتوان در سکوت هم حرف زد، شاید مرگ خودش هم با حرف زدن در سکوت راحتتر باشد.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر
یکی دیگر از ما، به یکی دیگر از چیزهایی پی میبرد که رفته بود، با او رفته بود، و بدون آنها برای ما چیزی جز خودمان نمانده بود که به آنها دست بیندازیم.
از آ به خ – جان برجر
از آ به خ – جان برجر