Forwarded from Arrmitita🍒 (Armita)
دورتون رو پر کنین از ادمای خوش ذوق.
⚡1
Forwarded from Arrmitita🍒 (Armita)
کسی که واسه هیچی هیجان و ذوق نشون نمیده و مثل بچه ها نمیشه کم کم روح شماروهم میکشه.
👍4
«بازم کلی کار داشتم و هیچکدوم رو نکردم، حتی حالِ پشیمونی هم ندارم.»
😭2
و اين منم
زني تنها
در آستانه فصلي سرد
در ابتداي درک هستي آلوده ي زمين
و يأس ساده و غمناک اسمان
و ناتواني اين دستهاي سيماني .
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
ساعت چهار بار نواخت
امروز روز اول دي ماه است
من راز فصلها را ميدانم
و حرف لحظه ها را ميفهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاک ، خاک پذيرنده
اشارتيست به آرامش
زني تنها
در آستانه فصلي سرد
در ابتداي درک هستي آلوده ي زمين
و يأس ساده و غمناک اسمان
و ناتواني اين دستهاي سيماني .
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
ساعت چهار بار نواخت
امروز روز اول دي ماه است
من راز فصلها را ميدانم
و حرف لحظه ها را ميفهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاک ، خاک پذيرنده
اشارتيست به آرامش
💔3
Forwarded from Ending
کارها و درسهایی که برای اخر ترم جمع کردم خیلی زیادی شده. کاش الان روزای اول ترم بود و میتونستم دوباره استراحت و تنبلی کنم.
Forwarded from TY's blue (Darcy)
شدیدا خسته هستم از اینکه اون کسی که بیشتر اهمیت میده هستم. دیگه تلاشی نمیکنم راجب هرچیزی جز کارهای شخصی خودم،هرچی شد شد.
👍2
گاهی ادامه دادن،
تنها ادامه دادن،
کاری است مافوق قدرت انسان…
- آلبر کامو
تنها ادامه دادن،
کاری است مافوق قدرت انسان…
- آلبر کامو
👍3
دو برابر مرگم مُردهام و نصف زندگیام، زندگی نکردهام.
- بهرام بیضایی
- بهرام بیضایی
💔4
Forwarded from 🎬 مووی کاتیج (Ali)
فقط 5 ساعت گریه میتونه آرومم کنه
Forwarded from Vanity (𝒜𝓁𝒾 ℳℴ𝓇𝒶𝒹𝒾)
SUT Twitter
دلم میخواهد فقط یک روز بدون صدای سرزنشگر ذهنم فقط زندگی کنم.. ׿mir× @sut_tw
دلم میخواهد فقط یک روز بدون صدای ذهنم زندگی کنم..
سلام بچهها
امیدوارم حالتون خوب باشه
مرسی از همه کسایی که حالم رو پرسیدن، من خوبم.
🥲❤️🩹
امیدوارم حالتون خوب باشه
مرسی از همه کسایی که حالم رو پرسیدن، من خوبم.
🥲❤️🩹
❤🔥7🤝2
سرو آزاد؛ سپیده رئیس سادات.
@monadchannel
امشب همه غمهای عالم را خبر کن
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین!
ای چون دل من، ای خموش گریهآگین!
در پردههای اشک پنهان، کرده بالین
ای میهن، ای داد!
از آشیانت بوی خون میآورد باد
بر بال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم!
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم!
در سایه افکنده کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که میخواند
مرغی که میخواست
پرواز باشد..
ای میهن، ای پیر
بالندهی افتاده، آزاد زمینگیر!
خون میچکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن!
در اینجا سینهی من چون تو زخمی است..
- هوشنگ ابتهاج و تصنیف «سرو آزاد» پرویز مشکاتیان.
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین!
ای چون دل من، ای خموش گریهآگین!
در پردههای اشک پنهان، کرده بالین
ای میهن، ای داد!
از آشیانت بوی خون میآورد باد
بر بال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم!
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم!
در سایه افکنده کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که میخواند
مرغی که میخواست
پرواز باشد..
ای میهن، ای پیر
بالندهی افتاده، آزاد زمینگیر!
خون میچکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن!
در اینجا سینهی من چون تو زخمی است..
- هوشنگ ابتهاج و تصنیف «سرو آزاد» پرویز مشکاتیان.
💔2