من خیلی آدمِ بیخیال شوندهای هستم. ناراحت میشما، گریه هم میکنم. ولی میگم بیخیال دیگه، اینم بذار کنار بقیهٔ شکستای زندگیت و غمتو تو دلت چال کن.
سلام بر کسانی که وقتی از زندگی دست کشیده بودیم، بی منت برای ما صبر کردند تا دوباره به زندگی برگردیم.
تو تنها کسی بودی که برای انتخابش هیچ جنگی بین عقل و قلبم رخ نداد، هر دو موافق بودن که تسلیمت بشن. تو بهترین انتخاب بودی.
دوستان عاقل تر که میشید دیگه اینجوری تو رابطتتون فکر میکنید که:
"به جهنم که دوستم داری وقتی بلد نیستی باید چجوری باهام رفتار کنی و احترام بذاری."
"به جهنم که دوستم داری وقتی بلد نیستی باید چجوری باهام رفتار کنی و احترام بذاری."
نمیدونم منظورمو میفهمید یا نه، ولی من مطمئن بودم اینجوری میشه اما وقتی اینجوری شد خیلی تعجب کردم و ناراحت شدم.
از آدمهایی که انگار حواسشون نیست ولی هست خوشم میاد. مثلاً داره با یکی دیگه صحبت میکنه و اصلاً به تو نگاه نمیکنه، یهو یه قاچ هندونه میذاره توی دهنت.
خودافشایی واقعا چیز عجیبیه. عمیقترین زخماتو به یکی نشون میدی، بهش میگی ببین، تو از الان قدرتشو داری انگشتتو فرو کنی تو قلبمو بچرخونی، ولی تو بوسش کن خوب شه.
تو ساده و احمق نیستی، تو هنوز آدمی رو پیدا نکردی که بهت ثابت کنه اگه بدون سیاست باهاش رفتار کنی بیشتر عاشقت میشه.