⛔ اسکندر و ارسطو ⛔
💠 ارسطو پس از پادشاهی اسکندر در سن 16-17 سالگی، کتاب مابعدالطبیعه خود را منتشر کرد. اسکندر در نامه ای به ارسطو می گوید که کار خوبی نکرده که مباحث خصوصی مابعدالطبیعه را هم منتشر کرده، چون 👈 در این صورت مردان دیگر هم در دانایی بر او برتری خواهند یافت!!👉😐
بعد در ادامه می گوید اشکالی ندارد؛ او هنوز از لحاظ قدرت بر سایر مردان برتری یافته است!!!
ارسطو هم در پاسخ می گوید برخی از مطالب دروس خصوصی منتشر شده بود و برخی نه، آن مطالب منتشر نشده مربوط به مابعدالطبیعه بود که برای متفکرین خاص است نه عوام و اکنون آن ها را منتشر کرده تا متفکرین از آن ها استفاده کنند!(همان)
✅ این طرز صحبت با استاد آیا نشان دهنده این است که آن جاه طلبی اسکندر کاهش یافته؟ چنین کسی اصلا با معیارهای اخلاقی #ارسطو یک انسان است؟!
💠 خصومت بین اسکندر و ارسطو
#پلوتارک می گوید که ارسطو ابتدا اسکندر را دوست داشت، اما بعدها به او سوء ظن پیدا کرد تا جاییکه از محبت و ارتباط بین آن ها کاسته شد، اما نه تا جاییکه به هم آسیبی برسانند(قسمت 8، 1-5). #پلوتارک از نامه ای از اسکندر سخن می گوید که در آن خصومت خود علیه ارسطو را آشکار می کند(بخش 5، قسمت 55، 1-9). همچنین نشانه دیگر خصومت او با ارسطو را قتل کالیستنس، که جزو اقوام ارسطو بود، می داند. کالیستنس پس از پادشاهی اسکندر، به جای ارسطو او را همراهی می کرد، اما با برخی اعمال اسکندر مخالفت می کرد، از جمله آنکه اسکندر ادعای ربوبیت کرد و این با فلسفه ارسطو سازگار نبود. از اینرو به طرز فجیعی کشته شد.
✅ پاسخ ادعای 3⃣ هم مشخص شد. #ارسطو طی بیست سال درس خواندن در آکادمی #افلاطون فیلسوف شد. آقای #عابد_رضوی چطور نتیجه می گیرند که #اسکندر_مقدونی طی 3-4 سال فیلسوف شده است؟! اسکندر به این نیت در جلسات درس فلسفه ارسطو شرکت می کرد که بر مردان دیگر برتری یابد، این کجایش با منش افلاطون و ارسطو و حقیقت طلبی آن ها سازگار است؟! جاه طلبی را ارسطو به اسکندر یاد داده است؟! 😒
✅ من واقعا نمی دانم چطور تاریخ می خوانند، چطور نتیجه می گیرند؟، با اینگونه استدلال کردن مگر نمی توان تطابق همه افعال همه اصحاب نبی اکرم با دین اسلام را نتیجه گرفت؟! طبق استدلال آقای عابد_رضوی، نه تنها خلفای غاصب، بلکه ابوهریره که کمترین مدت ملاقات با نبی اکرم، صلوات الله علیه و آله، را داشته باید جزو معصومین باشند!!!
برای اینکه اسکندر فیلسوف باشد باید تطابق افعال او با فلسفه ارسطو اثبات شود نه اینکه چون چند سال به زور و از سر جاه طلبی معلم او بوده است، پس فیلسوف شده است! پاسخ ادعاهای 4⃣ و 5⃣ هم مشخص است؛ آقای #عابد_رضوی باید نشان دهند که اعمال #اسکندر_مقدونی مطابق فلسفه سیاسی #افلاطون و #ارسطو است. 👍
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 ارسطو پس از پادشاهی اسکندر در سن 16-17 سالگی، کتاب مابعدالطبیعه خود را منتشر کرد. اسکندر در نامه ای به ارسطو می گوید که کار خوبی نکرده که مباحث خصوصی مابعدالطبیعه را هم منتشر کرده، چون 👈 در این صورت مردان دیگر هم در دانایی بر او برتری خواهند یافت!!👉😐
بعد در ادامه می گوید اشکالی ندارد؛ او هنوز از لحاظ قدرت بر سایر مردان برتری یافته است!!!
ارسطو هم در پاسخ می گوید برخی از مطالب دروس خصوصی منتشر شده بود و برخی نه، آن مطالب منتشر نشده مربوط به مابعدالطبیعه بود که برای متفکرین خاص است نه عوام و اکنون آن ها را منتشر کرده تا متفکرین از آن ها استفاده کنند!(همان)
✅ این طرز صحبت با استاد آیا نشان دهنده این است که آن جاه طلبی اسکندر کاهش یافته؟ چنین کسی اصلا با معیارهای اخلاقی #ارسطو یک انسان است؟!
💠 خصومت بین اسکندر و ارسطو
#پلوتارک می گوید که ارسطو ابتدا اسکندر را دوست داشت، اما بعدها به او سوء ظن پیدا کرد تا جاییکه از محبت و ارتباط بین آن ها کاسته شد، اما نه تا جاییکه به هم آسیبی برسانند(قسمت 8، 1-5). #پلوتارک از نامه ای از اسکندر سخن می گوید که در آن خصومت خود علیه ارسطو را آشکار می کند(بخش 5، قسمت 55، 1-9). همچنین نشانه دیگر خصومت او با ارسطو را قتل کالیستنس، که جزو اقوام ارسطو بود، می داند. کالیستنس پس از پادشاهی اسکندر، به جای ارسطو او را همراهی می کرد، اما با برخی اعمال اسکندر مخالفت می کرد، از جمله آنکه اسکندر ادعای ربوبیت کرد و این با فلسفه ارسطو سازگار نبود. از اینرو به طرز فجیعی کشته شد.
✅ پاسخ ادعای 3⃣ هم مشخص شد. #ارسطو طی بیست سال درس خواندن در آکادمی #افلاطون فیلسوف شد. آقای #عابد_رضوی چطور نتیجه می گیرند که #اسکندر_مقدونی طی 3-4 سال فیلسوف شده است؟! اسکندر به این نیت در جلسات درس فلسفه ارسطو شرکت می کرد که بر مردان دیگر برتری یابد، این کجایش با منش افلاطون و ارسطو و حقیقت طلبی آن ها سازگار است؟! جاه طلبی را ارسطو به اسکندر یاد داده است؟! 😒
✅ من واقعا نمی دانم چطور تاریخ می خوانند، چطور نتیجه می گیرند؟، با اینگونه استدلال کردن مگر نمی توان تطابق همه افعال همه اصحاب نبی اکرم با دین اسلام را نتیجه گرفت؟! طبق استدلال آقای عابد_رضوی، نه تنها خلفای غاصب، بلکه ابوهریره که کمترین مدت ملاقات با نبی اکرم، صلوات الله علیه و آله، را داشته باید جزو معصومین باشند!!!
برای اینکه اسکندر فیلسوف باشد باید تطابق افعال او با فلسفه ارسطو اثبات شود نه اینکه چون چند سال به زور و از سر جاه طلبی معلم او بوده است، پس فیلسوف شده است! پاسخ ادعاهای 4⃣ و 5⃣ هم مشخص است؛ آقای #عابد_رضوی باید نشان دهند که اعمال #اسکندر_مقدونی مطابق فلسفه سیاسی #افلاطون و #ارسطو است. 👍
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ اسکندر و ارسطو ⛔
💠 مطالب کتاب تاریخ پلوتارک در لینک زیر در دسترس است،حال به مطالب کتاب آقای باج می پردازیم:
http://penelope.uchicago.edu/Thayer/E/Roman/Texts/Plutarch/Lives/Alexander*/3.html
باج نامه هایی را از دخالت فیلیپ در تعلیم ارسطو می آورد که در نهایت موجب می شود فیلیپ ارسطو را از تعلیم اسکندر منع کند. اسکندر در 15 سالگی مرخص می شود.(صفحات 18-21) اما از طریق نامه با هم ارتباط داشتند. نامه ارسطو در توصیه به اسکندر در چگونگی شهر ساختن و ساکنان آن هم موجود است(صفحه 42). نکته خاص دیگری در این متون نیست. فقط نامه های اسکندر به ارسطو درباره شرح وقایع است که نکته ای ندارند.
📚 The History of Alexander the Great, Ernest, A. Wallis Budge, M. A., Cambridge, At the University Press, 1889.
✅ همانطور که نویسنده در مقدمه کتاب می گوید؛ منابع سوریه ای و مصری از افسانه ها و تناقضات و جعلیات مشحون است. با خواندن این مطالب هم ادعاهای آقای #عابد_رضوی اثبات نمی شوند، برعکس، خصومت #اسکندر_مقدونی با #ارسطو و نقش نداشتن #ارسطو در جاه طلبی او تبیین می شوند.
✅ ما مورخ نیستیم. اما حتی با درست فرض کردن تمام مطالب تاریخی درباره اسکندر و ارسطو باز هم نمی توان از آن ها اسکندر فیلسوف بیرون کشید! اسکندر فیلسوف و حکیم بیشتر در منابع فارسی و عربی موجود است!
✅ ⁉ پرسش ما از آقای #عابد_رضوی این است که اگر «کشورگشایی و تجاوز به کشورهای دیگر» را بد می دانند، پس چرا #کوروش را که هم کشورگشا و متجاوز بود، مایل به معنویت و ارزش های والای انسانی می دانند؟!! 😊 این ها تناقضگویی نیست؟!
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 مطالب کتاب تاریخ پلوتارک در لینک زیر در دسترس است،حال به مطالب کتاب آقای باج می پردازیم:
http://penelope.uchicago.edu/Thayer/E/Roman/Texts/Plutarch/Lives/Alexander*/3.html
باج نامه هایی را از دخالت فیلیپ در تعلیم ارسطو می آورد که در نهایت موجب می شود فیلیپ ارسطو را از تعلیم اسکندر منع کند. اسکندر در 15 سالگی مرخص می شود.(صفحات 18-21) اما از طریق نامه با هم ارتباط داشتند. نامه ارسطو در توصیه به اسکندر در چگونگی شهر ساختن و ساکنان آن هم موجود است(صفحه 42). نکته خاص دیگری در این متون نیست. فقط نامه های اسکندر به ارسطو درباره شرح وقایع است که نکته ای ندارند.
📚 The History of Alexander the Great, Ernest, A. Wallis Budge, M. A., Cambridge, At the University Press, 1889.
✅ همانطور که نویسنده در مقدمه کتاب می گوید؛ منابع سوریه ای و مصری از افسانه ها و تناقضات و جعلیات مشحون است. با خواندن این مطالب هم ادعاهای آقای #عابد_رضوی اثبات نمی شوند، برعکس، خصومت #اسکندر_مقدونی با #ارسطو و نقش نداشتن #ارسطو در جاه طلبی او تبیین می شوند.
✅ ما مورخ نیستیم. اما حتی با درست فرض کردن تمام مطالب تاریخی درباره اسکندر و ارسطو باز هم نمی توان از آن ها اسکندر فیلسوف بیرون کشید! اسکندر فیلسوف و حکیم بیشتر در منابع فارسی و عربی موجود است!
✅ ⁉ پرسش ما از آقای #عابد_رضوی این است که اگر «کشورگشایی و تجاوز به کشورهای دیگر» را بد می دانند، پس چرا #کوروش را که هم کشورگشا و متجاوز بود، مایل به معنویت و ارزش های والای انسانی می دانند؟!! 😊 این ها تناقضگویی نیست؟!
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
penelope.uchicago.edu
Plutarch • Life of Alexander (Part 1 of 7)
An English translation. All of Plutarch's Lives are onsite; in turn part of a very large site on classical Antiquity.
تقریبا بیش از 75% کتاب آقای #عابد_رضوی درباره به زور چسباندن خدایان یونان باستان به فلسفه افلاطون و ارسطو و سقراط، به زور چسباندن اسکندر به فلسفه افلاطون و ارسطو، به زور چسباندن کلیه انحرافات ادیان یهود و مسیحیت به فلسفه یونان، به زور چسباندن تحریف ها و تهمت ها به فیلسوفان یونان، و در نهایت تقابل فلسفه یونان و انحراف مسلمانان بابت ورود آن به جامعه مسلمانان است!!
بقیه 25% وارد مباحث نفس شناسی و فلسفه می شوند! آن هم به روشی که با خواندن آن سردرد می گیرید و نیاز به استراحت و هضم طولانی مدت مطالب دارید! 😞😩
واقعا طوری از کتب فلاسفه یونان برداشت می کنند که در هیچ نظام هرمنوتیکی قابل تبیین نیست!😒
ان شاء الله پس از این به بررسی فصل پنجم کتاب ایشان می پردازیم.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
بقیه 25% وارد مباحث نفس شناسی و فلسفه می شوند! آن هم به روشی که با خواندن آن سردرد می گیرید و نیاز به استراحت و هضم طولانی مدت مطالب دارید! 😞😩
واقعا طوری از کتب فلاسفه یونان برداشت می کنند که در هیچ نظام هرمنوتیکی قابل تبیین نیست!😒
ان شاء الله پس از این به بررسی فصل پنجم کتاب ایشان می پردازیم.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ خدای سقراط ⛔
💠 پیش از این مطالبی درباره خدا از دیدگاه #سقراط و شواهدی از متون مربوط به سقراط آوردیم. در محاوره #ائوثیفرون با سقراط، ائوثیفرون می گوید که اعتقاد دارد خدایان با هم جنگیدند و یکدیگر را کیفر کردند و با هم اختلاف دارند و ... . اما سقراط در پاسخ می گوید:
Is not this, Euthyphro, the reason why I am being prosecuted, because when people tell such stories about the gods I find it hard to accept them? And therefore, probably, people will say I am wrong.
📚 Plato, Euthyphro, 6a
سقراط: ائوثیفرون! گمان می برم مرا بدان علت به دادگاه خوانده اند که اینگونه داستان هایی که مردم درباره خدایان می گویند، نمی توانم بپذیرم؟ بنابراین احتمالا مردم مرا خطاکار می دانند.
✅ این فقره و فقرات مذکور دیگر به طور واضحی نشان می دهند که خداشناسی #سقراط، #افلاطون و #ارسطو به کلی با خداشناسی ادیان یونان باستان متفاوت است. آن ها خدا را موجود واحد عاقلی می دانند که محرک و ناظم جهان است و هیچ سخنی از #بت_پرستی به میان نمی آورند، بلکه در فقراتی آن را انکار هم می کنند.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 پیش از این مطالبی درباره خدا از دیدگاه #سقراط و شواهدی از متون مربوط به سقراط آوردیم. در محاوره #ائوثیفرون با سقراط، ائوثیفرون می گوید که اعتقاد دارد خدایان با هم جنگیدند و یکدیگر را کیفر کردند و با هم اختلاف دارند و ... . اما سقراط در پاسخ می گوید:
Is not this, Euthyphro, the reason why I am being prosecuted, because when people tell such stories about the gods I find it hard to accept them? And therefore, probably, people will say I am wrong.
📚 Plato, Euthyphro, 6a
سقراط: ائوثیفرون! گمان می برم مرا بدان علت به دادگاه خوانده اند که اینگونه داستان هایی که مردم درباره خدایان می گویند، نمی توانم بپذیرم؟ بنابراین احتمالا مردم مرا خطاکار می دانند.
✅ این فقره و فقرات مذکور دیگر به طور واضحی نشان می دهند که خداشناسی #سقراط، #افلاطون و #ارسطو به کلی با خداشناسی ادیان یونان باستان متفاوت است. آن ها خدا را موجود واحد عاقلی می دانند که محرک و ناظم جهان است و هیچ سخنی از #بت_پرستی به میان نمی آورند، بلکه در فقراتی آن را انکار هم می کنند.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ تحریف سخن امام خمینی از سوی دار الکذّاب ⛔
💠 سایت منحرف #دار_الکذّاب که قبل ها با تقطیع و تحریف سخنانی را به اهل بیت علیهم السلام و سایر علما نسبت می داد، اکنون پا را فراتر گذاشته و جملاتی را از خود می سازد و به بزرگان نسبت می دهد! یعنی دیگر تقطیع و تحریفی در کار نیست! علنا نسبت دروغ می دهند! 😐
🚫 سایت منحرف #دار_کذّاب در نقل قولی از #امام_خمینی، رحمه الله علیه می گوید:«امثال ارسطو بویی از توحید و معارف قرآن نبرده اند
آن اشخاصی که قبل از اسلام بودند... ـ مثل ارسطو و امثال او ـ مع ذلک وقتی کتابهای آنها را ملاحظه میکنیم بویی از آن چیزی که در قرآن است در آنها نیست.
(صحیفه امام 18/ 261)»😑
💠 بعد که به آدرس رجوع می کنیم می بینیم:« آنکه قرآن کریم دنبالش بوده است حتی برای متعمّقان آخر الزمان هم به آن طوری که باید کشف نشده است و همین مقداری که معلوم شده است و کشف شده است، وقتی که ملاحظه کنید با قبل از اسلام و معارف قبل از اسلام و فلسفه قبل از اسلام و عدالت های اجتماعی قبل الاسلام می بینید که همین مقدار هم یک تحول عظیمی در دنیا پیش آورده است که سابقه نداشته است و لاحقه هم ندارد. در سیر عرفانی، شما ملاحظه بفرمایید که قبل از اسلام چی بوده است و بعد از اسلام و با تعلیمات اسلام مقدس و قرآن کریم چه شده است.
اشخاصی که قبل از اسلام بودند در عین حالی که👈 اشخاص بزرگی بودند مثل #ارسطو و امثال او، مع ذلک وقتی کتاب های آنها را ما ملاحظه می کنیم بویی از آن چیزی که در قرآن کریم است در آنها نیست. همین آیاتی که در روایات ما وارد شده است که برای متعمقین آخرالزمان وارد شده است، مثل سورۀ «توحید» و شش آیه از سورۀ «حدید»، گمان ندارم که واقعیتش برای بشر تا الآن و تا بعدها بشود آن طوری که باید باشد، کشف بشود. البته مسائل در این باب خیلی گفته شده است، تحقیقات، تحقیقات بسیار ارزنده هم بسیار شده است، لکن افق قرآن بالاتر از این مسائل است.»
💠😂 یعنی این دیگر تحریف و تقطیع نیست! این «خود را به در و دیوار زدن» است!!!😂
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 سایت منحرف #دار_الکذّاب که قبل ها با تقطیع و تحریف سخنانی را به اهل بیت علیهم السلام و سایر علما نسبت می داد، اکنون پا را فراتر گذاشته و جملاتی را از خود می سازد و به بزرگان نسبت می دهد! یعنی دیگر تقطیع و تحریفی در کار نیست! علنا نسبت دروغ می دهند! 😐
🚫 سایت منحرف #دار_کذّاب در نقل قولی از #امام_خمینی، رحمه الله علیه می گوید:«امثال ارسطو بویی از توحید و معارف قرآن نبرده اند
آن اشخاصی که قبل از اسلام بودند... ـ مثل ارسطو و امثال او ـ مع ذلک وقتی کتابهای آنها را ملاحظه میکنیم بویی از آن چیزی که در قرآن است در آنها نیست.
(صحیفه امام 18/ 261)»😑
💠 بعد که به آدرس رجوع می کنیم می بینیم:« آنکه قرآن کریم دنبالش بوده است حتی برای متعمّقان آخر الزمان هم به آن طوری که باید کشف نشده است و همین مقداری که معلوم شده است و کشف شده است، وقتی که ملاحظه کنید با قبل از اسلام و معارف قبل از اسلام و فلسفه قبل از اسلام و عدالت های اجتماعی قبل الاسلام می بینید که همین مقدار هم یک تحول عظیمی در دنیا پیش آورده است که سابقه نداشته است و لاحقه هم ندارد. در سیر عرفانی، شما ملاحظه بفرمایید که قبل از اسلام چی بوده است و بعد از اسلام و با تعلیمات اسلام مقدس و قرآن کریم چه شده است.
اشخاصی که قبل از اسلام بودند در عین حالی که👈 اشخاص بزرگی بودند مثل #ارسطو و امثال او، مع ذلک وقتی کتاب های آنها را ما ملاحظه می کنیم بویی از آن چیزی که در قرآن کریم است در آنها نیست. همین آیاتی که در روایات ما وارد شده است که برای متعمقین آخرالزمان وارد شده است، مثل سورۀ «توحید» و شش آیه از سورۀ «حدید»، گمان ندارم که واقعیتش برای بشر تا الآن و تا بعدها بشود آن طوری که باید باشد، کشف بشود. البته مسائل در این باب خیلی گفته شده است، تحقیقات، تحقیقات بسیار ارزنده هم بسیار شده است، لکن افق قرآن بالاتر از این مسائل است.»
💠😂 یعنی این دیگر تحریف و تقطیع نیست! این «خود را به در و دیوار زدن» است!!!😂
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ فهم متن ⛔
💠 مقاله ای از جناب آقای #قاسم_علی_احمدی در سایت منحرف #دار_الکذّاب آمده است که می گویند باتوجه به روایت منسوب به امام صادق علیه السلام نمی توان گفت که ایشان ارسطو را تأیید کرده اند و از این متن نمی توان فهمید که قوانین عالم از نظر ارسطو تحت اراده خداوند است! 😐
متن می گوید برخی 👈 عمد و تدبیر را منکر شدند و ارسطو آن ها را رد کرد! یعنی عمد و تدبیر را منکر شد؟!😐
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 مقاله ای از جناب آقای #قاسم_علی_احمدی در سایت منحرف #دار_الکذّاب آمده است که می گویند باتوجه به روایت منسوب به امام صادق علیه السلام نمی توان گفت که ایشان ارسطو را تأیید کرده اند و از این متن نمی توان فهمید که قوانین عالم از نظر ارسطو تحت اراده خداوند است! 😐
متن می گوید برخی 👈 عمد و تدبیر را منکر شدند و ارسطو آن ها را رد کرد! یعنی عمد و تدبیر را منکر شد؟!😐
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ بعثت انبیا در شرق و غرب ⛔
💠 نقل قولی از آقای #یاسر_فلاحی در مقاله ای در سایت منحرف #دار_الکذاب آمده است:
«مطلب اساسی دیگر که باید ذکر کرد این واقعیّت تاریخی است که بنابر اراده ی پروردگار و به گواه تاریخ تنها و تنها شرق و مشرق زمین خاستگاه ظهور پیامبران الهی و مهبط و منزلگاه وحی بوده است. اگر ایشان(یعنی علامه جوادی آملی) خلاف این معنا را اثبات نمایند 👈 مایه ی شگفتی👉 خواهد بود.»
💠 بعد که قرآن می خوانیم:
✅ «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ...»(غافر؛ 78)
✅ «وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ...»(نساء؛ 164)
✅ «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ👈 فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ👉 فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ »(نحل؛ 36)
💠 نگفته در شرق زمین سیر کنید! گفته در زمین سیر کنید تا بدانید برای هر امتی رسولی فرستاده ایم! و داستان برخی از آن ها برای ما نقل نشده است. حال که اثبات شد 👈 «شگفت زده شوید»!!
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 نقل قولی از آقای #یاسر_فلاحی در مقاله ای در سایت منحرف #دار_الکذاب آمده است:
«مطلب اساسی دیگر که باید ذکر کرد این واقعیّت تاریخی است که بنابر اراده ی پروردگار و به گواه تاریخ تنها و تنها شرق و مشرق زمین خاستگاه ظهور پیامبران الهی و مهبط و منزلگاه وحی بوده است. اگر ایشان(یعنی علامه جوادی آملی) خلاف این معنا را اثبات نمایند 👈 مایه ی شگفتی👉 خواهد بود.»
💠 بعد که قرآن می خوانیم:
✅ «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ...»(غافر؛ 78)
✅ «وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ...»(نساء؛ 164)
✅ «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ👈 فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ👉 فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ »(نحل؛ 36)
💠 نگفته در شرق زمین سیر کنید! گفته در زمین سیر کنید تا بدانید برای هر امتی رسولی فرستاده ایم! و داستان برخی از آن ها برای ما نقل نشده است. حال که اثبات شد 👈 «شگفت زده شوید»!!
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ سقراط مشرک یا موحد ⛔
💠 همانطور که در تصویر می بینید، آقای #یاسر_فلاحی می فرمایند چون #سقراط یک روز کامل ایستاده بود و به نقل آلکیبیادس نیایشی برای خورشید به جا آورد، پس خورشیدپرست است و آن را با داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و خورشیدپرستان مقایسه کرده اند!!
💠 نکته اول اینکه اگر #سقراط خورشیدپرست بود پس چرا با غروب خورشید و تاریکی هوا باز هم سرجایش ایستاده بود؟! پاسخ این است که اصلا خورشید این وسط کاره ای نیست. ماجرا مربوط به همان ندای الهی سقراط است که قبلا درباره آن نوشتیم.✅
💠 نکته دوم اینکه قبلا نوشتیم که #سقراط در #آپولوژی پرستش ماه و خورشید را هم انکار می کند.✅
💠 نکته سوم آنکه آقای #گاتری یک خط قبل از این نقل قول، اعتبار این داستان را زیرسوال می برد!
💠 نکته چهارم هم این است که #آلکیبیادس می گوید #سقراط برای خورشید نیایشی خواند. واضح است که این برداشت #آلکیبیادس از ارتباط #سقراط و ندای الهی است. برای مثال تصور کنید من به مهر خیره شوم و ذکر بگویم، آنگاه یک ناآشنا گمان می کند درحال سخن گفتن و نیایش با مهر هستم! ✅
💠 نکته آخر اینکه بگذارید زندگی کنیم و اینقدر موجبات سردرد ما را فراهم نفرمایید!😂
💠 همانطور که در تصویر می بینید، آقای #یاسر_فلاحی می فرمایند چون #سقراط یک روز کامل ایستاده بود و به نقل آلکیبیادس نیایشی برای خورشید به جا آورد، پس خورشیدپرست است و آن را با داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و خورشیدپرستان مقایسه کرده اند!!
💠 نکته اول اینکه اگر #سقراط خورشیدپرست بود پس چرا با غروب خورشید و تاریکی هوا باز هم سرجایش ایستاده بود؟! پاسخ این است که اصلا خورشید این وسط کاره ای نیست. ماجرا مربوط به همان ندای الهی سقراط است که قبلا درباره آن نوشتیم.✅
💠 نکته دوم اینکه قبلا نوشتیم که #سقراط در #آپولوژی پرستش ماه و خورشید را هم انکار می کند.✅
💠 نکته سوم آنکه آقای #گاتری یک خط قبل از این نقل قول، اعتبار این داستان را زیرسوال می برد!
💠 نکته چهارم هم این است که #آلکیبیادس می گوید #سقراط برای خورشید نیایشی خواند. واضح است که این برداشت #آلکیبیادس از ارتباط #سقراط و ندای الهی است. برای مثال تصور کنید من به مهر خیره شوم و ذکر بگویم، آنگاه یک ناآشنا گمان می کند درحال سخن گفتن و نیایش با مهر هستم! ✅
💠 نکته آخر اینکه بگذارید زندگی کنیم و اینقدر موجبات سردرد ما را فراهم نفرمایید!😂
⛔ مسلمانان و ترجمه کتب یونانی ⛔
💠 آقای #عابد_رضوی می نویسد:«صفدى ... در شرح لاميه العجم مي گويد : وقتي مأمون با پادشاهان مسيحي جزيره قبرس روبرو شد از آنان خزانه كتاب هاي يونان را طلبيد و آن كتاب ها در خانه اي بود (كه درب آن قفل بود )و هيچ كس دسترسى نداشت پادشاه قبرس نزديكان خود را جمع نمود و رأي آنها را طلبيد همه رأي دادند كه آن كتاب هاي فلسفه به مسلمين داده نشود اما يكي از آنها گفت اين كتب را به مسلمين بدهيد زيرا اين كتب فلسفه بر هر دولت دينى كه وارد شده اند آن دولت دينى را فاسد نمودند و بين علماي آن دين اختلاف ايجاد نمودند.
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 322
💠 جدا از ترجمه اشتباه، از کجا معلوم چنین اتفاقی حقیقت داشته باشد؟! آقای صفدی در ابتدای نقل این ماجرا می گوید«حکایت شده است»!! باتوجه به اینکه از مرگ مأمون تا تولد صفدی تقریبا 500 سال فاصله است!!
برای این آقایان عادت شده است که اگر مطلبی علیه علوم فلسفه و عرفان به دستشان رسید آن را نقل می کنند و اگر مطلبی موافق آن علوم بود، آباء و اجداد روات روایت را درمی آورند تا اثبات کنند مطلب جعلی هست!!
https://www.wdl.org/ar/item/17596/view/1/30/
💠 ثانیا بر فرض صحت ماجرا چه نتیجه ای می خواهند بگیرند؟! استدلال این است که یکی از عالمان ساکن قبرس گفته است که این کتب یونانی وارد هر جامعه دینی شد باعث اختلاف و فساد بین عالمان آن جامعه شد. این طبیعت ورود هر مطلب جدید است که عده ای طرفدار آن می شوند و عده ای مخالف آن! طوری می نویسد انگار قبل از مأمون اصلا اختلافی بین علما نبود و اتفاق نظر داشتند و همه در صلح و صفا زندگی می کردند!! 😐
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 آقای #عابد_رضوی می نویسد:«صفدى ... در شرح لاميه العجم مي گويد : وقتي مأمون با پادشاهان مسيحي جزيره قبرس روبرو شد از آنان خزانه كتاب هاي يونان را طلبيد و آن كتاب ها در خانه اي بود (كه درب آن قفل بود )و هيچ كس دسترسى نداشت پادشاه قبرس نزديكان خود را جمع نمود و رأي آنها را طلبيد همه رأي دادند كه آن كتاب هاي فلسفه به مسلمين داده نشود اما يكي از آنها گفت اين كتب را به مسلمين بدهيد زيرا اين كتب فلسفه بر هر دولت دينى كه وارد شده اند آن دولت دينى را فاسد نمودند و بين علماي آن دين اختلاف ايجاد نمودند.
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه 322
💠 جدا از ترجمه اشتباه، از کجا معلوم چنین اتفاقی حقیقت داشته باشد؟! آقای صفدی در ابتدای نقل این ماجرا می گوید«حکایت شده است»!! باتوجه به اینکه از مرگ مأمون تا تولد صفدی تقریبا 500 سال فاصله است!!
برای این آقایان عادت شده است که اگر مطلبی علیه علوم فلسفه و عرفان به دستشان رسید آن را نقل می کنند و اگر مطلبی موافق آن علوم بود، آباء و اجداد روات روایت را درمی آورند تا اثبات کنند مطلب جعلی هست!!
https://www.wdl.org/ar/item/17596/view/1/30/
💠 ثانیا بر فرض صحت ماجرا چه نتیجه ای می خواهند بگیرند؟! استدلال این است که یکی از عالمان ساکن قبرس گفته است که این کتب یونانی وارد هر جامعه دینی شد باعث اختلاف و فساد بین عالمان آن جامعه شد. این طبیعت ورود هر مطلب جدید است که عده ای طرفدار آن می شوند و عده ای مخالف آن! طوری می نویسد انگار قبل از مأمون اصلا اختلافی بین علما نبود و اتفاق نظر داشتند و همه در صلح و صفا زندگی می کردند!! 😐
#فوق_تخصص_فهم_متن
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
The Library of Congress
The Downpour, or Commentary on the "Lamiyah" of the Persian.
Al-ghayth al-musjam fī sharḥ Lāmīyat al-ʻAjam (The downpour, or commentary, on the Lamiyah of the Persian) is a commentary by the famous man of letters Khalil ibn Aybak al-Safadi (circa 1297-1363) on the poem al-Lamiyah by Persian scientist and poet al…
⛔ سقراط و معاد ⛔
💠 در سایت منحرف #دار_الکذاب در مقاله ای از آقای #یاسر_فلاحی آمده است که سقراط موحد نیست چون به معاد و آخرت شک داشته و مالک و داور آخرت را خدا نمی داند!😕
✅ پاسخ این است که #سقراط در #آپولوژی می گوید که نمی داند پس از مرگ برای او چه اتفاقی می افتد و اگر طبق سنت یونان باستان به جهان دیگری می رود که در آنجا با سایر گذشتگان و قضات عادل زندگی ابدی خواهد داشت، پس مرگ چیز بدی برای او نخواهد بود. اصلا درباره حسابرسی و #معاد به آن معنا که در دین اسلام مشاهده می کنیم نظری نمی دهد. در #فایدون(لحظات آخر عمر) هم می گوید که نفس بشر جاودانه است و زندگی ابدی خواهد داشت.
💠 آقای #یاسر_فلاحی ابتدا باید نشان دهند که معاد دین اسلام به سقراط عرضه شد و او آن را رد کرد، سپس او را غیرموحد بنامد. من نمی دانم در ذهن این آقایان چه می گذرد، اما اگر تصورشان این است که فلاسفه یونان باید شیعه اثنی عشری حزب اللهی باشند تا «آدم» محسوب شوند، دیگر با آن ها کاری نخواهم داشت!😐
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 در سایت منحرف #دار_الکذاب در مقاله ای از آقای #یاسر_فلاحی آمده است که سقراط موحد نیست چون به معاد و آخرت شک داشته و مالک و داور آخرت را خدا نمی داند!😕
✅ پاسخ این است که #سقراط در #آپولوژی می گوید که نمی داند پس از مرگ برای او چه اتفاقی می افتد و اگر طبق سنت یونان باستان به جهان دیگری می رود که در آنجا با سایر گذشتگان و قضات عادل زندگی ابدی خواهد داشت، پس مرگ چیز بدی برای او نخواهد بود. اصلا درباره حسابرسی و #معاد به آن معنا که در دین اسلام مشاهده می کنیم نظری نمی دهد. در #فایدون(لحظات آخر عمر) هم می گوید که نفس بشر جاودانه است و زندگی ابدی خواهد داشت.
💠 آقای #یاسر_فلاحی ابتدا باید نشان دهند که معاد دین اسلام به سقراط عرضه شد و او آن را رد کرد، سپس او را غیرموحد بنامد. من نمی دانم در ذهن این آقایان چه می گذرد، اما اگر تصورشان این است که فلاسفه یونان باید شیعه اثنی عشری حزب اللهی باشند تا «آدم» محسوب شوند، دیگر با آن ها کاری نخواهم داشت!😐
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔️ انسان در فلسفه یونان ⛔️
🔰 آقای #عابد_رضوی نوشته اند:
«در فلسفه یونان انسان یکی از حیوانات است مثل اسب، گاو و الاغ...»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۳۲۳.
💡 استفاده از بار ارزشی لغات در این بخش از کتاب مشهود است. یعنی بین این همه حیوان، ذهن به سمت اسب و الاغ و گاو می رود؟! آهو و پروانه و قناری حیوان نیستند؟! مشخص است که نویسنده به دنبال آن است که بگوید از نگاه فلاسفه یونان، انسان همانند الاغ است!! 😕 اما خب خوشبختانه ذهن ما فریب نمی خورد!
💡👈 #سقراط انسان را عالی ترین موجودی می داند که موردتوجه و عنایت خاص خداست و سایر موجودات، از جمله حیوانات، برای او آفریده شده اند.
📚 Xenophon, memorabilia, 4, 3, 9-10.
💡👈 #ارسطو نیز مکرر بین انسان و حیوان تفاوت قائل می شود. برای مثال به وضوح بین حیوان و انسان (چه برده چه آزاده) فرق می گذارد.
📚 Aristotle, Politics, 1, 2, 1254B 21-25.
💠 نتیجه آنکه یک وقت کسی کتابی می خواند و از کتاب ایراد می گیرد و یک وقت هم کتابی می خواند و ایرادات خودش را فریاد می زند.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 آقای #عابد_رضوی نوشته اند:
«در فلسفه یونان انسان یکی از حیوانات است مثل اسب، گاو و الاغ...»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۳۲۳.
💡 استفاده از بار ارزشی لغات در این بخش از کتاب مشهود است. یعنی بین این همه حیوان، ذهن به سمت اسب و الاغ و گاو می رود؟! آهو و پروانه و قناری حیوان نیستند؟! مشخص است که نویسنده به دنبال آن است که بگوید از نگاه فلاسفه یونان، انسان همانند الاغ است!! 😕 اما خب خوشبختانه ذهن ما فریب نمی خورد!
💡👈 #سقراط انسان را عالی ترین موجودی می داند که موردتوجه و عنایت خاص خداست و سایر موجودات، از جمله حیوانات، برای او آفریده شده اند.
📚 Xenophon, memorabilia, 4, 3, 9-10.
💡👈 #ارسطو نیز مکرر بین انسان و حیوان تفاوت قائل می شود. برای مثال به وضوح بین حیوان و انسان (چه برده چه آزاده) فرق می گذارد.
📚 Aristotle, Politics, 1, 2, 1254B 21-25.
💠 نتیجه آنکه یک وقت کسی کتابی می خواند و از کتاب ایراد می گیرد و یک وقت هم کتابی می خواند و ایرادات خودش را فریاد می زند.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
✅ ابن عربی و امام حسن مجتبی علیه السلام ✅
💠 جناب #ابن_عربی به عصمت اهل بیت علیهم السلام قائل است. او در «رحمه من الرحمان» در تفسیر آیه ای از سوره بقره، با اشاره به عصمت اهل بیت علیهم السلام در قول و فعل ، فعل امام حسن مجتبی علیه السلام را برای تفسیر آیه حجت می داند و نظر ایشان را به دلیل عصمتشان بر سایر آراء ترجیح می دهد.
💠 عملکرد جناب #ابن_عربی در تفسیر این آیه نشان می دهد ایشان هرگاه به روایت صحیحی از اهل بیت علیهم السلام می رسید، بلاشک نظر آن ها را به دلیل عصمتشان بر سایر نظرات ترجیح می داد. و اگر در مسائلی به خلاف عمل کرده می توان گفت روایت اهل بیت علیهم السلام به ایشان نرسیده است وگرنه همانند اینجا عمل می کرد.
📚 رحمه من الرحمان فی تفسیر و اشارات القرآن، جلد اول، صفحه 349.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 جناب #ابن_عربی به عصمت اهل بیت علیهم السلام قائل است. او در «رحمه من الرحمان» در تفسیر آیه ای از سوره بقره، با اشاره به عصمت اهل بیت علیهم السلام در قول و فعل ، فعل امام حسن مجتبی علیه السلام را برای تفسیر آیه حجت می داند و نظر ایشان را به دلیل عصمتشان بر سایر آراء ترجیح می دهد.
💠 عملکرد جناب #ابن_عربی در تفسیر این آیه نشان می دهد ایشان هرگاه به روایت صحیحی از اهل بیت علیهم السلام می رسید، بلاشک نظر آن ها را به دلیل عصمتشان بر سایر نظرات ترجیح می داد. و اگر در مسائلی به خلاف عمل کرده می توان گفت روایت اهل بیت علیهم السلام به ایشان نرسیده است وگرنه همانند اینجا عمل می کرد.
📚 رحمه من الرحمان فی تفسیر و اشارات القرآن، جلد اول، صفحه 349.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⭕️ ضیافت افلاطون ⭕️
🔰 #مهمانی یا #ضیافت رساله دیگری که به #افلاطون منسوب است و در آن عقاید خود یا #سقراط را درباره #عشق و #زیبایی از زبان #سقراط بیان می کند. آقای #عابد_رضوی می نویسد:
«افلاطون نیز در کتاب ضیافت به حمایت از همجنسبازی فرامی خیزد»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۳۱
💡 والا ما نه خیزش و نه فراخیزشی در حمایت از همجنسبازی در این کتاب نیافتیم! #افلاطون عقاید خود را از زبان #سقراط بیان می کند نه دیگران.
ایشان دوباره می نویسند:
« افلاطون نیز در کتاب مهمانی و فایدروس به تأیید این عمل غیرانسانی می پردازد و می گوید: اروس آسمانی که با آفرودیت آسمانی(زن هفائیستوس) پیوند(رابطه نامشروع) دارد از مردی تنها پدید آمده است و در ایجاد او هیچ زنی سهیم نبوده از اینرو تنها روی با پسران دارد و کسانی که از او الهام می یابند تنها به پسران دل می بازند که طبعا هم خردمندتر از زنانند و هم نیرومندتر. افلاطون بعد از نقل مطالب فوق به مدح و ستایش همجنسبازی می پردازد.»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۴۱
💡 اولا رسائل #افلاطون رسائل محاوره ای هستند. یعنی نقل گفتگوی بین #سقراط و اشخاص دیگر است و #افلاطون اگر بخواهد عقیده خودش را بیان کند، آن را از زبان #سقراط بیان می کند. این جملاتی که آقای #عابد_رضوی نقل کردند از زبان #پائوسانیاس است نه #سقراط. ثانیا در جای جای این محاوره می بینیم که #سقراط سخنان سخنوران محاوره را تکذیب و رد می کند. ثالثا در کنفرانسی جدا نقل قول هایی از #افلاطون(سقراط) در رد همجنسبازی در دو رساله #جمهوری و #قوانین آوردیم.
🔰 در ادامه سخنانی را از مورخ فلسفه یونان، آقای #گاتری درباره همجنسبازی در یونان باستان ذکر می کنیم.
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
🔰 #مهمانی یا #ضیافت رساله دیگری که به #افلاطون منسوب است و در آن عقاید خود یا #سقراط را درباره #عشق و #زیبایی از زبان #سقراط بیان می کند. آقای #عابد_رضوی می نویسد:
«افلاطون نیز در کتاب ضیافت به حمایت از همجنسبازی فرامی خیزد»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۳۱
💡 والا ما نه خیزش و نه فراخیزشی در حمایت از همجنسبازی در این کتاب نیافتیم! #افلاطون عقاید خود را از زبان #سقراط بیان می کند نه دیگران.
ایشان دوباره می نویسند:
« افلاطون نیز در کتاب مهمانی و فایدروس به تأیید این عمل غیرانسانی می پردازد و می گوید: اروس آسمانی که با آفرودیت آسمانی(زن هفائیستوس) پیوند(رابطه نامشروع) دارد از مردی تنها پدید آمده است و در ایجاد او هیچ زنی سهیم نبوده از اینرو تنها روی با پسران دارد و کسانی که از او الهام می یابند تنها به پسران دل می بازند که طبعا هم خردمندتر از زنانند و هم نیرومندتر. افلاطون بعد از نقل مطالب فوق به مدح و ستایش همجنسبازی می پردازد.»
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صفحه ۴۱
💡 اولا رسائل #افلاطون رسائل محاوره ای هستند. یعنی نقل گفتگوی بین #سقراط و اشخاص دیگر است و #افلاطون اگر بخواهد عقیده خودش را بیان کند، آن را از زبان #سقراط بیان می کند. این جملاتی که آقای #عابد_رضوی نقل کردند از زبان #پائوسانیاس است نه #سقراط. ثانیا در جای جای این محاوره می بینیم که #سقراط سخنان سخنوران محاوره را تکذیب و رد می کند. ثالثا در کنفرانسی جدا نقل قول هایی از #افلاطون(سقراط) در رد همجنسبازی در دو رساله #جمهوری و #قوانین آوردیم.
🔰 در ادامه سخنانی را از مورخ فلسفه یونان، آقای #گاتری درباره همجنسبازی در یونان باستان ذکر می کنیم.
ادامه دارد...
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
👍1
⭕️ تمایل جنسی و عشق ⭕️
✅ « تمایل جنسی سقراط را باید با تفصیل بیشتری بررسی کنیم، زیرا هم او همیشه با جوانان در تماس بود و هم اروس در فلسفه افلاطونیِ الهام گرفته از سقراط، نقشی بنیادین داشت. 👈روابط همجنسی، در آتن ِ آن زمان با روابط زمان ما فرق داشته است.👉 داستان های افسانه ای زیادی در روابط مردانه از نوع رابطه ی آشیل و پاتروکلس یا رابطه ی اورستوس و پولادس وجود داشت، و 👈آنها عمیقا معتقد بودند که اینگونه روابط بین مردان- که با اهداف جنسی فرسنگ ها فاصله دارد- در تقویت روحیه ی قهرمانی و فضایل دیگر بسیار مؤثر بوده است، و به تماس روحی پایدار و واقعی ای منتهی می شده است، رابطه ای که بسی فراتر از رابطه ی ازدواج میان زن و مرد است... یک صورت ِآن ( این روابط) تمایلات افسانه ای و متعالی است، که به آسانی ممکن بود نسبت به جوانی پیدا شود که دارای کیفیات خوب و از جمله زیبایی جسمانی باشد، و صورت دیگر همان تمایلات کم و بیش هرزه برای کامیابی های جنسی است. 👈مردم آتن، و از جمله افلاطون و سقراط، بی تردید شق دوم را ناروا می دانستند👉. ...تمام شواهد نشان می دهد که او (سقراط) ، از یک طرف، کاملا بر تمایلات خود مسلط بود، و معاشرت اجتماعی مقبولی با جوانان پیش می گرفت و آنها را به دیده ی سرمایه ای تربیتی می نگریست؛ ولی، از سوی دیگر، مقاومت او مستلزم سعی و کوشش جدی بود... جالب ترین فقره، توصیف ملاقات سقراط با خارمیدس جوان پس از غیبتی طولانی در ارتش است. همگان زیبایی خارمیدس را تحسین برانگیز می دانند، و سقراط می گوید نمی توان از زانو زدن در پیش جمال او خودداری کرد، 👈 مشروط بر اینکه روح او نیز به اندازه ی جسمش زیبا بوده باشد. 👉... او (آلکیبیادس) می گوید سقراط از پاکدامنی شکست ناپذیری برخوردار است و با همین منش باعث شده است که او پیش خود احساس شرمساری کند.... آتنیس تنس اظهار می دارد که عاشق سقراط است، و سقراط سیلنوس مانند پاسخ می دهد، « اما عشق تو وصف چندان خوبی ندارد، زیرا تو عاشق خود من نیستی، بلکه عاشق ظاهر من هستی». پس از گفت و گویی چند(۲۳،۸) به طور جدی می گوید،« بردگانه است که با کسی به انگیزه ی عشق جسمانی معاشرت کنیم، نه به انگیزه ی عشق روحانی»... پس، معلوم شد که جوانان نکوروی، جاذبه ی نیرومندی برای سقراط داشتند، و او در هیچ جای دیگر به اندازه ی محفل آنان شادمان نبود. ولی آنها می دانستند که یگانه تأثیرشان بر سقراط این بود که حس دوستی او برانگیخته می شد و به صحبت کردن با آنها می پرداخت، تا قابلگی عقلانی خود را به کار برد و افکار آنها را ده ها برابر تندتر از آنچه قبلا بود حرکت آورد.»
📚 تاریخ فلسفه یونان، جلد دوازدهم؛دبلیو. کی. سی. گاتری، ترجمه: حسن فتحی، انتشارات فکر روز، چاپ اول، ۱۳۷۶، صفحات ۱۲۷-۱۳۹
💡 برداشت و شواهد این مورخ فلسفه که مورد تأیید هم هست این است که همجنسبازی در کار نبوده است. یک معلم یا یک روحانی که در کار تربیت کودک است ممکن است منحرف شود و عمل خلاف شرع مرتکب شود، اما آیا این بدان معناست که هر معلم یا روحانی که عاشق کار با کودک و نوجوان است و دوست دارد آن ها را تربیت کند همجنسباز است؟! مطلب واضح است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
✅ « تمایل جنسی سقراط را باید با تفصیل بیشتری بررسی کنیم، زیرا هم او همیشه با جوانان در تماس بود و هم اروس در فلسفه افلاطونیِ الهام گرفته از سقراط، نقشی بنیادین داشت. 👈روابط همجنسی، در آتن ِ آن زمان با روابط زمان ما فرق داشته است.👉 داستان های افسانه ای زیادی در روابط مردانه از نوع رابطه ی آشیل و پاتروکلس یا رابطه ی اورستوس و پولادس وجود داشت، و 👈آنها عمیقا معتقد بودند که اینگونه روابط بین مردان- که با اهداف جنسی فرسنگ ها فاصله دارد- در تقویت روحیه ی قهرمانی و فضایل دیگر بسیار مؤثر بوده است، و به تماس روحی پایدار و واقعی ای منتهی می شده است، رابطه ای که بسی فراتر از رابطه ی ازدواج میان زن و مرد است... یک صورت ِآن ( این روابط) تمایلات افسانه ای و متعالی است، که به آسانی ممکن بود نسبت به جوانی پیدا شود که دارای کیفیات خوب و از جمله زیبایی جسمانی باشد، و صورت دیگر همان تمایلات کم و بیش هرزه برای کامیابی های جنسی است. 👈مردم آتن، و از جمله افلاطون و سقراط، بی تردید شق دوم را ناروا می دانستند👉. ...تمام شواهد نشان می دهد که او (سقراط) ، از یک طرف، کاملا بر تمایلات خود مسلط بود، و معاشرت اجتماعی مقبولی با جوانان پیش می گرفت و آنها را به دیده ی سرمایه ای تربیتی می نگریست؛ ولی، از سوی دیگر، مقاومت او مستلزم سعی و کوشش جدی بود... جالب ترین فقره، توصیف ملاقات سقراط با خارمیدس جوان پس از غیبتی طولانی در ارتش است. همگان زیبایی خارمیدس را تحسین برانگیز می دانند، و سقراط می گوید نمی توان از زانو زدن در پیش جمال او خودداری کرد، 👈 مشروط بر اینکه روح او نیز به اندازه ی جسمش زیبا بوده باشد. 👉... او (آلکیبیادس) می گوید سقراط از پاکدامنی شکست ناپذیری برخوردار است و با همین منش باعث شده است که او پیش خود احساس شرمساری کند.... آتنیس تنس اظهار می دارد که عاشق سقراط است، و سقراط سیلنوس مانند پاسخ می دهد، « اما عشق تو وصف چندان خوبی ندارد، زیرا تو عاشق خود من نیستی، بلکه عاشق ظاهر من هستی». پس از گفت و گویی چند(۲۳،۸) به طور جدی می گوید،« بردگانه است که با کسی به انگیزه ی عشق جسمانی معاشرت کنیم، نه به انگیزه ی عشق روحانی»... پس، معلوم شد که جوانان نکوروی، جاذبه ی نیرومندی برای سقراط داشتند، و او در هیچ جای دیگر به اندازه ی محفل آنان شادمان نبود. ولی آنها می دانستند که یگانه تأثیرشان بر سقراط این بود که حس دوستی او برانگیخته می شد و به صحبت کردن با آنها می پرداخت، تا قابلگی عقلانی خود را به کار برد و افکار آنها را ده ها برابر تندتر از آنچه قبلا بود حرکت آورد.»
📚 تاریخ فلسفه یونان، جلد دوازدهم؛دبلیو. کی. سی. گاتری، ترجمه: حسن فتحی، انتشارات فکر روز، چاپ اول، ۱۳۷۶، صفحات ۱۲۷-۱۳۹
💡 برداشت و شواهد این مورخ فلسفه که مورد تأیید هم هست این است که همجنسبازی در کار نبوده است. یک معلم یا یک روحانی که در کار تربیت کودک است ممکن است منحرف شود و عمل خلاف شرع مرتکب شود، اما آیا این بدان معناست که هر معلم یا روحانی که عاشق کار با کودک و نوجوان است و دوست دارد آن ها را تربیت کند همجنسباز است؟! مطلب واضح است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⛔ میزان اعتبار ضیافت افلاطون ⛔
💠 جدا از اینکه تأیید و ترویج همجنسبازی از متن ضیافت افلاطون برنمی آید، باید بگوییم که حتی از نظر افلاطون نیز اعتبار این محاوره مورد تردید است و نمی توان آن را به سقراط نسبت داد. در ادامه یک بحث سندی-رجالی را پیرامون راویان این محاوره مرور خواهیم کرد. آقای #گاتری، مورخ فلسفه در «تاریخ فلسفه یونان» درباره محاوره #میهمانی می نویسد:
✅ « کیفیت نقل جریانات در محاوره، بسیار پیچیده است. گروه ناشناسی از آپولودوروس (شخصیت احساسی فایدون 59a و 117d) می خواهند که داستان میهمانی آگاتون را بر آنها بازگوید(این گروه 👈 فیلسوف نبودند، بلکه در زمره ی کاسبان ثروتمند قرار داشتند، 173c). آپولودوروس برای این کار بی میل نیست، دو روز پیش شخصی به نام گلاوکن نیز همین درخواست را کرده بود. گلاوکن این داستان را از فوئنیکس نامی شنیده بود، اما نقل قول او بسیار مبهم بود و این احساس را در گلاوکن برانگیخته بود که جریان در زمانی نزدیک اتفاق افتاده است، در حالی که در هنگام وقوع آن، 👈 آپولودوروس بچه ای بیش نبوده است. از این سخن و اشارات دیگر( که بری، Ixvi گرد آورده است) برمی آید که نقل داستان در حدود 400 یا اندکی جلوتر صورت گرفته است. منبع اطلاع آپولودوروس، مهمان ناخوانده ای به نام آریستودموس بوده است، اما او برخی از مطالب آن را به تأیید خود سقراط نیز رسانیده است.
👈👌 از مقدمه ی محاوره به خوبی برمی آید که خود افلاطون در متن جریانات نقل شده حضور نداشته است، و به بیان تیلور(PMW210)،« بنابراین نمی خواهد صحت تاریخی مطالب نقل شده را به طور کامل تأیید کند».👉 به عقیده تیلور، هدف مقدمه همین بوده است، اما تاریخ گرد آمدن مهمانان(آنگاه که افلاطون یازده ساله بود) برای این منظور کفایت می کرد...آریستودموس همه ی گفتگوها را به یاد نمی آورد، و آپولودوروس نیز همه ی گفته های او را در ذهن خود نگه نداشته است(178a، 180c)، و آریستودموس را در پایان گفتگو خواب در ربود و بسیاری از سخنانی را که سقراط به آگاتون و آریستوفانس گفته بود، درک نکرد(223b-d)...پیرو دیگر، یعنی آریتودموس «کوچک» را – که در اینجا و در خاطرات کسنوفون (1،4و2) به این صفت متصف شده است – کسنوفون به صورت مرد بی دینی توصیف می کند که سقراط سعی می کند او را از روی برهان نظم متقاعد سازد.
📚 تاریخ فلسفه یونان، جلد 14، صفحات 266-268
💠 این وضع راویان این محاوره است؛ نوجوانان بازیگوشی که شراب می خوردند، غیر فیلسوف، همه مطالب یادشان نمانده، راوی اصلی هم وسط ماجرا خوابش برده! قضاوت با شما که سند این روایت را ضعیف می دانید یا اضعف!!!😊 بنابراین صحیح نیست برای پی بردن به عقاید سقراط ابتدا به این محاوره استناد شود.
👇 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید ✅
@nmfae
💠 جدا از اینکه تأیید و ترویج همجنسبازی از متن ضیافت افلاطون برنمی آید، باید بگوییم که حتی از نظر افلاطون نیز اعتبار این محاوره مورد تردید است و نمی توان آن را به سقراط نسبت داد. در ادامه یک بحث سندی-رجالی را پیرامون راویان این محاوره مرور خواهیم کرد. آقای #گاتری، مورخ فلسفه در «تاریخ فلسفه یونان» درباره محاوره #میهمانی می نویسد:
✅ « کیفیت نقل جریانات در محاوره، بسیار پیچیده است. گروه ناشناسی از آپولودوروس (شخصیت احساسی فایدون 59a و 117d) می خواهند که داستان میهمانی آگاتون را بر آنها بازگوید(این گروه 👈 فیلسوف نبودند، بلکه در زمره ی کاسبان ثروتمند قرار داشتند، 173c). آپولودوروس برای این کار بی میل نیست، دو روز پیش شخصی به نام گلاوکن نیز همین درخواست را کرده بود. گلاوکن این داستان را از فوئنیکس نامی شنیده بود، اما نقل قول او بسیار مبهم بود و این احساس را در گلاوکن برانگیخته بود که جریان در زمانی نزدیک اتفاق افتاده است، در حالی که در هنگام وقوع آن، 👈 آپولودوروس بچه ای بیش نبوده است. از این سخن و اشارات دیگر( که بری، Ixvi گرد آورده است) برمی آید که نقل داستان در حدود 400 یا اندکی جلوتر صورت گرفته است. منبع اطلاع آپولودوروس، مهمان ناخوانده ای به نام آریستودموس بوده است، اما او برخی از مطالب آن را به تأیید خود سقراط نیز رسانیده است.
👈👌 از مقدمه ی محاوره به خوبی برمی آید که خود افلاطون در متن جریانات نقل شده حضور نداشته است، و به بیان تیلور(PMW210)،« بنابراین نمی خواهد صحت تاریخی مطالب نقل شده را به طور کامل تأیید کند».👉 به عقیده تیلور، هدف مقدمه همین بوده است، اما تاریخ گرد آمدن مهمانان(آنگاه که افلاطون یازده ساله بود) برای این منظور کفایت می کرد...آریستودموس همه ی گفتگوها را به یاد نمی آورد، و آپولودوروس نیز همه ی گفته های او را در ذهن خود نگه نداشته است(178a، 180c)، و آریستودموس را در پایان گفتگو خواب در ربود و بسیاری از سخنانی را که سقراط به آگاتون و آریستوفانس گفته بود، درک نکرد(223b-d)...پیرو دیگر، یعنی آریتودموس «کوچک» را – که در اینجا و در خاطرات کسنوفون (1،4و2) به این صفت متصف شده است – کسنوفون به صورت مرد بی دینی توصیف می کند که سقراط سعی می کند او را از روی برهان نظم متقاعد سازد.
📚 تاریخ فلسفه یونان، جلد 14، صفحات 266-268
💠 این وضع راویان این محاوره است؛ نوجوانان بازیگوشی که شراب می خوردند، غیر فیلسوف، همه مطالب یادشان نمانده، راوی اصلی هم وسط ماجرا خوابش برده! قضاوت با شما که سند این روایت را ضعیف می دانید یا اضعف!!!😊 بنابراین صحیح نیست برای پی بردن به عقاید سقراط ابتدا به این محاوره استناد شود.
👇 به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید ✅
@nmfae
⭕ نظام اشتراک حداکثری افلاطون(سقراط) ⭕
جناب آقای #عابد_رضوی درباره نظریه «نظام اشتراک حداکثری افلاطون» می نویسد:
"به پیروی از چنین خدایان شهوت پرست، افلاطون در جمهورى مي گويد ((زنان پاسدار بايد متعلق به همه مردان پاسدار باشند و هيچ يك ازآنان نبايد با مردى تنها زندگي كند. كودكان نيز بايد در ميان آنان مشترك باشند پدران نبايد فرزندان خود را بشناسند.))(جمهوری شماره 457)افلاطون در ادامه اشتراك جنسى را بر همه تعميم مىدهد و مي نويسد:((بهترين سازمان اجتماعي و كامل ترين حكومت و شايسته ترين قوانين را در جامعه اي مي توان يافت كه آن مثل معروف درمورد آن صادق باشدكه مي گويد دوستان به راستي در همه چيز شريك اند. اگر چنين وضعي اكنون در كشورى برقرار است يا در آينده در كشورى برقرار شود بدين معني كه نه تنها در همه اموال بلكه زنان و كودكان نيز ميان همه مردم مشترك باشند و مالكيّت شخصي از هر نوع و به هر كيفيّت از بين برده شود.(قوانین، 739) در جهان غرب بخصوص آمريكا طبق دايره المعارف بريتانيكا چاپ (2000ميلادى) 33% درصد به پيروي از افلاطون و يونانيان پدران، فرزندان خود را نمي شناسند و نامشروع هستند"
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صص 52-53
💠👈 اشکال اول:
#افلاطون(سقراط) در جای جای کتاب هایش به تقبیح اعمال ناشایستی می پردازد که در کتب اساطیری یونانیان به خدایان نسبت می دهند. قبلا نقل قول هایی از آثار افلاطون آوردیم که می گوید در تربیت جوانان نباید این آموزه های ناشایست را دخالت داد. منظور از اشتراک زنان این است که هیچ مرد و زن پاسداری ازدواج دائم با یکدیگر نداشته باشند و تولید مثل آن ها نیز کنترل شده باشد.
💠👈 اشکال دوم:
نظریه «وحدت حداکثری» #سقراط بیان می دارد که 👈 جهت برقراری عدالت و از بین رفتن زمینه های بروز بی عدالتی و قدرت طلبی و ثروت اندوزی، حداکثر اشتراک و حداقل مالکیت فردی باید در جامعه صورت بگیرد👉 . اگر افراد جامعه فقط مالک خود باشند و لاغیر، در اینصورت با آموزش و پروش درست، می توان زمینه های بروز بی اخلاقی ها را کاهش داد. چون این مالکیت اراضی و ثروت ها و زن بارگی هاست که زمینه بروز بی عدالتی و ظلم و ستم می شود. سقراط به دلیل ایجاد «وحدت حداکثری در جامعه» قائل به اشتراک اموال و اماکن و زنان و فرزندان است نه به دلیل ترویج شهوترانی👌 . اتفاقا در موارد متعدد به تقبیح شهوترانی می پردازد. بنابر عقیده او، اگر همه، به ویژه پاسداران هیچگونه مالکیتی نداشته باشند آنگاه می توانند به دور از رذایل اخلاقی مانند قدرت طلبی، ثروت اندوزی و ... به اداره جامعه بپردازند و در عوض همگان از سفره نعمت های جامعه برخوردار شوند. به هیچ عنوان قصد او در «اشتراک حداکثری»، تمرکز بر «اشتراک جنسی» و ترویج شهوترانی نیست.
💠👈 اشکال سوم:
#سقراط قائل به «ازدواج روش مند و قانونی» (Republic, 5, 460a, 461a) است. اساسا هر جامعه ای به صورت سنتی، روش ها و آیین هایی برای ازدواج و طلاق داشته است. در متون #افلاطون هیچ اشاره ای به ترویج شهوترانی و بی بندوباری مشاهده نمی کنیم، بلکه تقبیح این امور از سوی او را سراغ داریم.
💠👈 اشکال چهارم:
سقراط این نظریه را باتردید بیان می کند، گویی خودش نیز به اجرایی شدن آن مشکوک است. #ارسطو هم در کتاب #سیاست خود همه ادله سقراط را نقد می کند و اشتراک حداکثری را نمی پذیرد. آقای #عابد_رضوی چرا انتقادات ارسطو را ذکر نمی کند و آن را عقیده یونانیان نمی نامد؟ ایشان وقتی فلسفه افلاطون و ارسطو را یک کاسه می کنند و آن را منتج از اساطیر می نامند، چرا به انتقادات ارسطو به افلاطون و سقراط توجه نمی کنند؟!
💠👈 اشکال پنجم:
ایجاد ارتباط بی ربط و بی معنا بین نظریه «اشتراک حداکثری» و «روابط نامشروع» در جهان غرب فعلی هم واقعا تعجب آور است. آیا ترویج شهوترانی و افعال نامشروع در جهان غرب فعلی ناشی از اجرای نظریه «اشتراک حداکثری» سقراط است؟! بنابر نظر سقراط، پدران و مادران نباید فرزندان خود را بشناسند تا در برقراری عدالت، بین فرزند خود و فرزند دیگران تبعیض قائل نشوند، 👈 اما پرستاران و بزرگان و مدیران جامعه باید از نسبت های خانوادگی مطلع باشند تا از ازدواج محارم و افعال نامشروع دیگر جلوگیری کنند.👉 آیا نامشخص بودن پدران برخی کودکان در جهان غرب فعلی با نظر سقراط کمترین ارتباطی دارد؟! آیا بی پدر بودن برخی کودکان غربی برای نیل به منظور سقراط است؟! واقعا چرا مغالطه می کنند؟! یک ذهن، چقدر باید انرژی مصرف کند که بتواند ارتباط بی ربط و بی معنایی بین این دو پیدا کند؟! من نمی دانم!!😂
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
جناب آقای #عابد_رضوی درباره نظریه «نظام اشتراک حداکثری افلاطون» می نویسد:
"به پیروی از چنین خدایان شهوت پرست، افلاطون در جمهورى مي گويد ((زنان پاسدار بايد متعلق به همه مردان پاسدار باشند و هيچ يك ازآنان نبايد با مردى تنها زندگي كند. كودكان نيز بايد در ميان آنان مشترك باشند پدران نبايد فرزندان خود را بشناسند.))(جمهوری شماره 457)افلاطون در ادامه اشتراك جنسى را بر همه تعميم مىدهد و مي نويسد:((بهترين سازمان اجتماعي و كامل ترين حكومت و شايسته ترين قوانين را در جامعه اي مي توان يافت كه آن مثل معروف درمورد آن صادق باشدكه مي گويد دوستان به راستي در همه چيز شريك اند. اگر چنين وضعي اكنون در كشورى برقرار است يا در آينده در كشورى برقرار شود بدين معني كه نه تنها در همه اموال بلكه زنان و كودكان نيز ميان همه مردم مشترك باشند و مالكيّت شخصي از هر نوع و به هر كيفيّت از بين برده شود.(قوانین، 739) در جهان غرب بخصوص آمريكا طبق دايره المعارف بريتانيكا چاپ (2000ميلادى) 33% درصد به پيروي از افلاطون و يونانيان پدران، فرزندان خود را نمي شناسند و نامشروع هستند"
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، صص 52-53
💠👈 اشکال اول:
#افلاطون(سقراط) در جای جای کتاب هایش به تقبیح اعمال ناشایستی می پردازد که در کتب اساطیری یونانیان به خدایان نسبت می دهند. قبلا نقل قول هایی از آثار افلاطون آوردیم که می گوید در تربیت جوانان نباید این آموزه های ناشایست را دخالت داد. منظور از اشتراک زنان این است که هیچ مرد و زن پاسداری ازدواج دائم با یکدیگر نداشته باشند و تولید مثل آن ها نیز کنترل شده باشد.
💠👈 اشکال دوم:
نظریه «وحدت حداکثری» #سقراط بیان می دارد که 👈 جهت برقراری عدالت و از بین رفتن زمینه های بروز بی عدالتی و قدرت طلبی و ثروت اندوزی، حداکثر اشتراک و حداقل مالکیت فردی باید در جامعه صورت بگیرد👉 . اگر افراد جامعه فقط مالک خود باشند و لاغیر، در اینصورت با آموزش و پروش درست، می توان زمینه های بروز بی اخلاقی ها را کاهش داد. چون این مالکیت اراضی و ثروت ها و زن بارگی هاست که زمینه بروز بی عدالتی و ظلم و ستم می شود. سقراط به دلیل ایجاد «وحدت حداکثری در جامعه» قائل به اشتراک اموال و اماکن و زنان و فرزندان است نه به دلیل ترویج شهوترانی👌 . اتفاقا در موارد متعدد به تقبیح شهوترانی می پردازد. بنابر عقیده او، اگر همه، به ویژه پاسداران هیچگونه مالکیتی نداشته باشند آنگاه می توانند به دور از رذایل اخلاقی مانند قدرت طلبی، ثروت اندوزی و ... به اداره جامعه بپردازند و در عوض همگان از سفره نعمت های جامعه برخوردار شوند. به هیچ عنوان قصد او در «اشتراک حداکثری»، تمرکز بر «اشتراک جنسی» و ترویج شهوترانی نیست.
💠👈 اشکال سوم:
#سقراط قائل به «ازدواج روش مند و قانونی» (Republic, 5, 460a, 461a) است. اساسا هر جامعه ای به صورت سنتی، روش ها و آیین هایی برای ازدواج و طلاق داشته است. در متون #افلاطون هیچ اشاره ای به ترویج شهوترانی و بی بندوباری مشاهده نمی کنیم، بلکه تقبیح این امور از سوی او را سراغ داریم.
💠👈 اشکال چهارم:
سقراط این نظریه را باتردید بیان می کند، گویی خودش نیز به اجرایی شدن آن مشکوک است. #ارسطو هم در کتاب #سیاست خود همه ادله سقراط را نقد می کند و اشتراک حداکثری را نمی پذیرد. آقای #عابد_رضوی چرا انتقادات ارسطو را ذکر نمی کند و آن را عقیده یونانیان نمی نامد؟ ایشان وقتی فلسفه افلاطون و ارسطو را یک کاسه می کنند و آن را منتج از اساطیر می نامند، چرا به انتقادات ارسطو به افلاطون و سقراط توجه نمی کنند؟!
💠👈 اشکال پنجم:
ایجاد ارتباط بی ربط و بی معنا بین نظریه «اشتراک حداکثری» و «روابط نامشروع» در جهان غرب فعلی هم واقعا تعجب آور است. آیا ترویج شهوترانی و افعال نامشروع در جهان غرب فعلی ناشی از اجرای نظریه «اشتراک حداکثری» سقراط است؟! بنابر نظر سقراط، پدران و مادران نباید فرزندان خود را بشناسند تا در برقراری عدالت، بین فرزند خود و فرزند دیگران تبعیض قائل نشوند، 👈 اما پرستاران و بزرگان و مدیران جامعه باید از نسبت های خانوادگی مطلع باشند تا از ازدواج محارم و افعال نامشروع دیگر جلوگیری کنند.👉 آیا نامشخص بودن پدران برخی کودکان در جهان غرب فعلی با نظر سقراط کمترین ارتباطی دارد؟! آیا بی پدر بودن برخی کودکان غربی برای نیل به منظور سقراط است؟! واقعا چرا مغالطه می کنند؟! یک ذهن، چقدر باید انرژی مصرف کند که بتواند ارتباط بی ربط و بی معنایی بین این دو پیدا کند؟! من نمی دانم!!😂
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⭕ افلاطون و آزادی بیان ⭕
❔ آقای #عابد_رضوی می نویسد:
« افلاطون مخالف آزادی بيان است او می گويد (( ما بايد در اعتقادمان راسخ باشيم و تنها اشعاری را به مدينه ی فاضله ی خود راه دهيم که در مورد خدايان و درستايش مردان نامور باشند».
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، ص 19
🔍 اولاً خیلی مغز میخواهد که بدانی #افلاطون کتابهایش را براساس مناظرهها و گفتگوهای سقراط با چند نفر نوشته است و در عین حال بگویی افلاطون به آزادی بیان اعتقاد نداشته است!! 😁 خب پس چرا با این و آن گفتگو میکرده؟!
ثانیاً او در #قوانین و #جمهوری خود به دنبال نظام سازی درست است. بنابراین رسانه های جامعه نیز برای داشتن مدینه فاضله باید تحت قوانین خاصی فعالیت کنند. این کجایش اشکال دارد؟! آیا منظور آقای #عابد_رضوی این است که رسانه ها هرطور که دوست داشتند باید فعالیت کنند؟ آیا تقریرشان از آزادی بیان این است؟! راسخ بودن در عقاید چه اشکالی دارد؟! افلاطونی که این همه رساله محاوره ای نوشته و در آن گفتگوهای بین سقراط و مخالفان و موافقانش را نوشته مخالف آزادی بیان است؟!سقراط اگر مخالف آزادی بیان می بود با کسی به گفتگو می نشست؟! بالأخره آدمی باید کمی فکر کند!
ثالثاً وقتی آزادی بیان بی حد و حصر باشد نتیجهاش میشود همین کتاب آقای عابد رضوی! هر صفحهاش غلط دارد! هرچه دلش خواسته بافته! الحق که کنکاش نیست و کشکول است.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
❔ آقای #عابد_رضوی می نویسد:
« افلاطون مخالف آزادی بيان است او می گويد (( ما بايد در اعتقادمان راسخ باشيم و تنها اشعاری را به مدينه ی فاضله ی خود راه دهيم که در مورد خدايان و درستايش مردان نامور باشند».
📚 کنکاشی در تبار فلسفه یونان، ص 19
🔍 اولاً خیلی مغز میخواهد که بدانی #افلاطون کتابهایش را براساس مناظرهها و گفتگوهای سقراط با چند نفر نوشته است و در عین حال بگویی افلاطون به آزادی بیان اعتقاد نداشته است!! 😁 خب پس چرا با این و آن گفتگو میکرده؟!
ثانیاً او در #قوانین و #جمهوری خود به دنبال نظام سازی درست است. بنابراین رسانه های جامعه نیز برای داشتن مدینه فاضله باید تحت قوانین خاصی فعالیت کنند. این کجایش اشکال دارد؟! آیا منظور آقای #عابد_رضوی این است که رسانه ها هرطور که دوست داشتند باید فعالیت کنند؟ آیا تقریرشان از آزادی بیان این است؟! راسخ بودن در عقاید چه اشکالی دارد؟! افلاطونی که این همه رساله محاوره ای نوشته و در آن گفتگوهای بین سقراط و مخالفان و موافقانش را نوشته مخالف آزادی بیان است؟!سقراط اگر مخالف آزادی بیان می بود با کسی به گفتگو می نشست؟! بالأخره آدمی باید کمی فکر کند!
ثالثاً وقتی آزادی بیان بی حد و حصر باشد نتیجهاش میشود همین کتاب آقای عابد رضوی! هر صفحهاش غلط دارد! هرچه دلش خواسته بافته! الحق که کنکاش نیست و کشکول است.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⭕ پاسخ به شبهه ای پیرامون عدم وقوع معجزه از سوی پیامبر اسلام ⭕
💠 اخیرا در فضای مجازی شبهه ای را تکرار می کنند بدین شرح که طبق آیه ی شریفه ی «وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلاَّ أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلاَّ تَخْويفا»(اسراء،59) نبی اکرم صلوات الله علیه و آله هیچ معجزه ای همانند معجزه قوم ثمود و بنی اسرائیل و امثالهم نداشته است!
💠 آیه می گوید:«و تنها چیزی که ما را از فرستادن آیات باز داشت این بود که پیشینیان آنها را دروغ می انگاشتند (چنان که) به (قوم) ثمود آن ناقه را عطا کردیم تا (نشانه ای) روشنگر باشد، اما بدان ستم کردند و ما آیات را جز برای بیم دادن و ترساندن نمی فرستیم.»
👈 شبیه این تعبیر در آیات دیگر هم آمده است:
🌀 « وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلاَّ أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولا»(اسراء،94)
🌀 «وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى وَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاَّ أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلا»(کهف،55).
⬅ آیا عبارت «و ما منع الناس أن یومنوا» بدین معناست که «مردم(از گذشته تا حال) ایمان نیاوردند»؟! که از «و ما منعنا أن نرسل بالآیات» نتیجه شود هیچ آیه(معجزه)ای نیامده است؟! توضیح آنکه تعبیر «و ما منعنا» بیانگر «علت عدم وقوع اکثری» است نه «علت عدم وقوع». یعنی علت اینکه «اکثر مردم» ایمان نمی آورند تشکیک در «رسالت یک بشر» و « تبعیت کورکورانه از سنت پیشنیان» است و علت اینکه «اکثر مواقع» معجزه ای همانند معجزه قوم ثمود پیش نمی آمد این بود که مردم قوم «به تبعیت از سنت پیشنیان» بدون دلیل آن را تکذیب می کردند و مورد تنذیر قرار نمی گرفتند. بنابراین از تعبیر «و ما منعنا» نمی توان نتیجه گرفت که نبی اکرم صلوات الله علیه و آله معجزه ای همانند معجزه قوم ثمود نداشتند، بلکه فقط می توان نتیجه گرفت در «اکثر مواقع» چنین معجزه ای رخ نمی داد.
💠 شبهه دیگر درباره این آیه اینست که چرا «تکذیب پیشینیان» علت «عدم وقوع معجزه در حال حاضر» بیان شده است. پاسخ آنکه «اکثر مردم» دوست دارند که «أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلا» و دوست دارند که از سنت آباء و پیشینیان تبعیت کنند و سخنانشان « بَلْ قالُوا مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُون»(مومنون،81) است. در واقع آیه در حال بیان یک تجربه است؛ « بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ *ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ *وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون(انبیاء،5-7). 👈 وقتی حکمی برای "اکثریت یک نوع" یکسان باشد، می تواند به عنوان یک تجربه و «علت اکثری» بیان شود. گویی از پزشکی می پرسیم چرا فلان دارو را برای ما تجویز نمی کنی؟ او هم می گوید برای اکثر انسان های گذشته تجویز کردم و جواب نداده و من تشخیص می دهم شما «مثل اکثر انسان ها» هستید.
نتیجه نهایی آنکه از آیه ی شریفه «عدم وقوع معجزه» نتیجه نمی شود، بلکه آیه بیانگر «علت عدم وقوع اکثری معجزه» است.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
💠 اخیرا در فضای مجازی شبهه ای را تکرار می کنند بدین شرح که طبق آیه ی شریفه ی «وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلاَّ أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلاَّ تَخْويفا»(اسراء،59) نبی اکرم صلوات الله علیه و آله هیچ معجزه ای همانند معجزه قوم ثمود و بنی اسرائیل و امثالهم نداشته است!
💠 آیه می گوید:«و تنها چیزی که ما را از فرستادن آیات باز داشت این بود که پیشینیان آنها را دروغ می انگاشتند (چنان که) به (قوم) ثمود آن ناقه را عطا کردیم تا (نشانه ای) روشنگر باشد، اما بدان ستم کردند و ما آیات را جز برای بیم دادن و ترساندن نمی فرستیم.»
👈 شبیه این تعبیر در آیات دیگر هم آمده است:
🌀 « وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلاَّ أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولا»(اسراء،94)
🌀 «وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى وَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاَّ أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلا»(کهف،55).
⬅ آیا عبارت «و ما منع الناس أن یومنوا» بدین معناست که «مردم(از گذشته تا حال) ایمان نیاوردند»؟! که از «و ما منعنا أن نرسل بالآیات» نتیجه شود هیچ آیه(معجزه)ای نیامده است؟! توضیح آنکه تعبیر «و ما منعنا» بیانگر «علت عدم وقوع اکثری» است نه «علت عدم وقوع». یعنی علت اینکه «اکثر مردم» ایمان نمی آورند تشکیک در «رسالت یک بشر» و « تبعیت کورکورانه از سنت پیشنیان» است و علت اینکه «اکثر مواقع» معجزه ای همانند معجزه قوم ثمود پیش نمی آمد این بود که مردم قوم «به تبعیت از سنت پیشنیان» بدون دلیل آن را تکذیب می کردند و مورد تنذیر قرار نمی گرفتند. بنابراین از تعبیر «و ما منعنا» نمی توان نتیجه گرفت که نبی اکرم صلوات الله علیه و آله معجزه ای همانند معجزه قوم ثمود نداشتند، بلکه فقط می توان نتیجه گرفت در «اکثر مواقع» چنین معجزه ای رخ نمی داد.
💠 شبهه دیگر درباره این آیه اینست که چرا «تکذیب پیشینیان» علت «عدم وقوع معجزه در حال حاضر» بیان شده است. پاسخ آنکه «اکثر مردم» دوست دارند که «أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلا» و دوست دارند که از سنت آباء و پیشینیان تبعیت کنند و سخنانشان « بَلْ قالُوا مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُون»(مومنون،81) است. در واقع آیه در حال بیان یک تجربه است؛ « بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ *ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ *وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون(انبیاء،5-7). 👈 وقتی حکمی برای "اکثریت یک نوع" یکسان باشد، می تواند به عنوان یک تجربه و «علت اکثری» بیان شود. گویی از پزشکی می پرسیم چرا فلان دارو را برای ما تجویز نمی کنی؟ او هم می گوید برای اکثر انسان های گذشته تجویز کردم و جواب نداده و من تشخیص می دهم شما «مثل اکثر انسان ها» هستید.
نتیجه نهایی آنکه از آیه ی شریفه «عدم وقوع معجزه» نتیجه نمی شود، بلکه آیه بیانگر «علت عدم وقوع اکثری معجزه» است.
✅ به کانال نقد مخالفین فلسفه و عرفان بپیوندید 👇
@nmfae
⭕ روش انتقاد کردن برخی از مخالفین فلسفه و عرفان ⭕
💠 متن زیر از کتاب #تشیع_علوی و #تشیع_صفوی دکتر #علی_شریعتی است که در آن با ذکر نمونه ای از روش انتقاد مخالفینش می گوید:
🌀 در شهر خودمان مشهد، از خیابان رد می شدم. اسم خودم و کتابم را با 👈 خشم و خشونت بسیار از بلندگوی تکیه ای شنیدم (اینها از خصوصیاتشان این است که انتقادهای علمی شان را نسبت به نویسنده ای یا کتابی، کمتر با خود نویسنده در میان می گذارند غالبا از روبه رو شدن با نویسنده می گریزند. نظریات علمی انتقادی شان را در روضه های زنانه، تکیه های سینه زنی، محافل عزاداری، با عده ای بی تقصیر که برای خوردن چایی و ریختن اشکی و زدن چرتی آمده اند، در میان می گذارند!) وارد مجلس شدم. تیپ مستمعین جوری نبود که حتی احتمال آنکه یکی مرا بشناسد، وجود داشته باشد. برنامه ی چای اجرا شده بود و برنامه ی اشک هنوز نرسیده بود و برنامه ی چرت اجرا می شد و واعظ هم برای گرم کردن مجلس و پاره کردن چرتهای مردم بیچاره کارگر خسته و دهاتیهای درهم شکسته و به هم ریخته غریب، قیافه مرا هی بیشتر وحشتناک و خطرناک تصویر می کرد و داد و بیداد که: چه نشسته اید؟ که همه چیز ار دست رفت! جوانهاتان که از دست رفتند و دانشگاه که رفت و حال نوبت بازار شده است و فردا هم به سراغ شما می آید و اسلام شناسی به شما هم سرایت خواهد کرد. خودتان را واکسن پیشگیری بزنید! نمی دانید این کتاب چه به روز اسلام آورده است. نوشته در اسلام و در قرآن، تاریخ، جامعه، تمام حرکت بشریت در زمان و فلسفه تاریخ، براساس چهار عامل است: سنت، تصادف، شخصیت و ناس!... بله، خدا اثر ندارد؛ انبیاء اثر ندارند؛...ناس همه کاره است... ناس معجزه گر است؛ سرنوشت همه را ناس معین می کند...ناس... مومنین حاضر در مجلس هم که غالبا دهاتیهای نزدیک مرز افغانستان بودند و 👈 همه شان به تأثیرات عجیب ناس کاملا وقوف داشتند و شاید بعضیهاشان هم در حال جذبات و خلسات ناشی از ناس بودند و قوطی ناس در جیب داشتند و نظریه انتقادی گوینده را هم از خود گوینده و هم از نویسنده روشن تر و حسی تر می فهمیدند!در دلشان آرزو می کردند که کاش این نویسنده کتاب را ببینند و حسابش را کف دستش بگذارند تا بفهمد که راه فروختن ناس در بازار این نیست که اسلام شناسی بنویسی و این ماده بی ارزشی را که از آهک و زرنیخ و...درست می کنند و بالا می اندازند، به جای خدا و رسول و ائمه طاهرین بنشانی!
📚 دکتر علی شریعتی، تشیع علوی و تشیع صفوی، صص255-256 چاپ سوم سپیده باوران، مشهد، 1390
✅ اتفاقی که دکتر علی شریعتی نقل می کند دقیقا روش اکثر مخالفین فلسفه و عرفان است.
#معاونیان
#میلانی
#نصیری
@nmfae
💠 متن زیر از کتاب #تشیع_علوی و #تشیع_صفوی دکتر #علی_شریعتی است که در آن با ذکر نمونه ای از روش انتقاد مخالفینش می گوید:
🌀 در شهر خودمان مشهد، از خیابان رد می شدم. اسم خودم و کتابم را با 👈 خشم و خشونت بسیار از بلندگوی تکیه ای شنیدم (اینها از خصوصیاتشان این است که انتقادهای علمی شان را نسبت به نویسنده ای یا کتابی، کمتر با خود نویسنده در میان می گذارند غالبا از روبه رو شدن با نویسنده می گریزند. نظریات علمی انتقادی شان را در روضه های زنانه، تکیه های سینه زنی، محافل عزاداری، با عده ای بی تقصیر که برای خوردن چایی و ریختن اشکی و زدن چرتی آمده اند، در میان می گذارند!) وارد مجلس شدم. تیپ مستمعین جوری نبود که حتی احتمال آنکه یکی مرا بشناسد، وجود داشته باشد. برنامه ی چای اجرا شده بود و برنامه ی اشک هنوز نرسیده بود و برنامه ی چرت اجرا می شد و واعظ هم برای گرم کردن مجلس و پاره کردن چرتهای مردم بیچاره کارگر خسته و دهاتیهای درهم شکسته و به هم ریخته غریب، قیافه مرا هی بیشتر وحشتناک و خطرناک تصویر می کرد و داد و بیداد که: چه نشسته اید؟ که همه چیز ار دست رفت! جوانهاتان که از دست رفتند و دانشگاه که رفت و حال نوبت بازار شده است و فردا هم به سراغ شما می آید و اسلام شناسی به شما هم سرایت خواهد کرد. خودتان را واکسن پیشگیری بزنید! نمی دانید این کتاب چه به روز اسلام آورده است. نوشته در اسلام و در قرآن، تاریخ، جامعه، تمام حرکت بشریت در زمان و فلسفه تاریخ، براساس چهار عامل است: سنت، تصادف، شخصیت و ناس!... بله، خدا اثر ندارد؛ انبیاء اثر ندارند؛...ناس همه کاره است... ناس معجزه گر است؛ سرنوشت همه را ناس معین می کند...ناس... مومنین حاضر در مجلس هم که غالبا دهاتیهای نزدیک مرز افغانستان بودند و 👈 همه شان به تأثیرات عجیب ناس کاملا وقوف داشتند و شاید بعضیهاشان هم در حال جذبات و خلسات ناشی از ناس بودند و قوطی ناس در جیب داشتند و نظریه انتقادی گوینده را هم از خود گوینده و هم از نویسنده روشن تر و حسی تر می فهمیدند!در دلشان آرزو می کردند که کاش این نویسنده کتاب را ببینند و حسابش را کف دستش بگذارند تا بفهمد که راه فروختن ناس در بازار این نیست که اسلام شناسی بنویسی و این ماده بی ارزشی را که از آهک و زرنیخ و...درست می کنند و بالا می اندازند، به جای خدا و رسول و ائمه طاهرین بنشانی!
📚 دکتر علی شریعتی، تشیع علوی و تشیع صفوی، صص255-256 چاپ سوم سپیده باوران، مشهد، 1390
✅ اتفاقی که دکتر علی شریعتی نقل می کند دقیقا روش اکثر مخالفین فلسفه و عرفان است.
#معاونیان
#میلانی
#نصیری
@nmfae